در این مقاله تاثیر تلویزیون برنوگرایی بررسی می شود. مطالعات جامعه شناختی در زمینه تاثیر تلویزیون کمتر به نشر فرهنگ نو توجه کرده است و دراین تحقیق مساله اصلی این است که آیا تلویزیون عامل القا و نشر نگرش نو در مردم بوده است یاخیر؟ روش مورد استفاده، پیمایش با بهره گیری از تکنیک پرسشنامه و مصاحبه می باشد. حجم نمونه برابر 1047 نفر از خانواده های ساکن در مناطق 22 گانه شهر تهران بوده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که تلویزیون عامل نشر نگرش نو بوده است. این نتیجه با توجه به محتوانی برنامه ها معنادارتر می گردد.
مطالعة حاضر با هدف کنکاش نقش تلویزیون در تغییر جایگاه اجتماعی سالمندان در شهر تهران به روش کیفی صورت گرفته است. جامعة آماری این مطالعه، سالمندان بوده اند و پژوهشگر با سی نفر از سالمندان مصاحبه هایی انجام داده که طول زمانی آنها به طور متوسط بیش از یک ساعت است. این مقاله حاوی مهم ترین نتایج حاصل از این تحقیق است. سؤال اصلی تحقیق، عبارت است از اینکه سالمندان تهرانی برای خود در خانواده شان چه جایگاهی قائلند؟ آنها نقش تلویزیون را در این جایگاه چگونه تبیین می کنند؟ نتایج به دست آمده از مصاحبة عمیق با سالمندان تهرانی ای که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند، حاکی از این است که سالمندان در حیطة جایگاه اجتماعی، اقتصادی و جسمی شان، تا حدی از خانواده ها ابراز یأس کرده اند و در حیطة علت کاهش منزلت سالمندان، مقولة مهم کمرنگ شدن ارزش های دینی و فرهنگی خودنمایی می کند. عدة کمی از سالمندان برای خودشان در خانواده جایگاه محوری قائل بودند و عدة بیشتری معتقد بودند از احترامی که استحقاق آن را دارند، برخوردار نیستند و در خانواده جایگاهی حاشیه ای دارند. همچنین سالمندانی که خانواده هایشان زیاد تلویزیون یا ماهواره می بینند، معتقدند کمتر مورد توجه فرزندانشان هستند. در زمینة نقش رسانه در جایگاه سالمندان نیز مهم ترین مقوله ها نشان می دهد که عملکرد تلویزیون در «برنامه سازی» و «ارائة الگو به منظور ارتقای منزلت سالمندان» ضعیف بوده است. همچنین در زمینة مهم ترین دلایل سپردن سالمندان به مراکز نگهداری، مشارکت کنندگان ابراز کرده اند که ناسپاسی فرزندان و مشکلات اقتصادی آنها مهم ترین دلایل هستند. سالمندان بررسی شده در این تحقیق به ترتیب حفظ حرمت سالمندان، آموزش و برنامه سازی رسانه در زمینة سالمندی، تأمین مسائل اقتصادی سالمند، و ایجاد مراکز تفریحی و بهداشتی را مهم ترین انتظارات خود از جامعه عنوان کرده اند.
مقاله حاضر به تحلیل مقایسه ای اثرهای استفاده از برنامه های تلویزیون و ماهواره و برخی متغیرهای رسانه ای اثرگذار بر سرمایه اجتماعی و ابعاد و مؤلفه های آن پرداخته است. چهارچوب نظری مورد استفاده در این پژوهش نظریه «کاشت» است که به وسیله جرج گربنر و همکارانش بسط و گسترش یافته است . هدف مقاله حاضر، بررسی رابطه سرمایه اجتماعی افراد با میزان استفاده آنان از رسانه های جمعی داخلی و خارجی و برخی متغیرهای زمینه ای، مانند: جنسیت، محل سکونت خانواده، طبقه اجتماعی، رشته و مقطع تحصیلی دانشجویان و میزان مصرف رسانه ای، الگوی مصرف رسانه ای، میزان اعتماد رسانه ای، میزان احساس ترغیب به مشارکت اجتماعی از سوی رسانه های جمعی، میزان احساس آگاهی بخشی رسانه های جمعی و نوع مصرف رسانه ای بر اساس ترجیح مصرف تلویزیون یا ماهواره است. براساس نتایج پژوهش، در هر دو گروه مخاطبان تلویزیون و ماهواره، افرادی که از نظر الگوی مصرف رسانه ای دارای مصرف کیفی هستند، از سرمایه اجتماعی بالاتری نسبت به مخاطبان دارای مصرف عامیانه برخوردار هستند. میزان سرمایه اجتماعی بینندگان عادی برنامه های تلویزیون و ماهواره از مخاطبان پرمصرف بیشتر است. براساس ضرایب بتای متغیرهای مستقل مورد بررسی در تحلیل مسیر عوامل رسانه ای اثرگذار بر سرمایه اجتماعی، متغیرهای میزان اعتماد رسانه ای، میزان مصرف رسانه ای، نوع مصرف رسانه ای، محل سکونت خانواده، جنسیت، میزان احساس آگاهی بخشی رسانه ها، میزان احساس ترغیب به مشارکت اجتماعی و سیاسی توسط رسانه ها و الگوی مصرف رسانه ای به ترتیب بیشترین تا کمترین تأثیر را بر سرمایه اجتماعی دانشجویان دارند
جامعه پذیری زیست محیطی یکی از موضوعات جدید و جذاب در حوزه مطالعات جامعه شناسی و به این معناست که نهادها و عوامل اجتماعی کردن و جامعه پذیری در جامعه، از قبیل خانواده، مدرسه، رسانه ها و... تا چه میزان می توانند بر روی نگرش، جهان بینی و در نهایت رفتار مردم تأثیر بگذارند و ارزش های محیط زیستی را درونی سازند. در این میان، تلویزیون به دلیل بهره مندی از مؤلفه های اثربخش تصویری و هنری و از طرفی به دلیل فراگیری آن، نقش بسیار مهمی در نهادینه کردن ارزش های زیست محیطی در بین مخاطبان بویژه کودکان و نوجوانان دارد. مقاله حاضر درصدد است جایگاه تلویزیون در جامعه پذیری زیست محیطی نوجوانان شهر تهران را بررسی کند. از این رو، با 600 نفر از نوجوانان دانش آموز در مناطق 22گانه شهر تهران به روش پیمایش و ابزار پرسشنامه مصاحبه شد. نتایج نشان می دهد، هرچند بیش از 80 درصد نوجوانان تهرانی از تلویزیون استفاده می کنند و سهم تلویزیون بیش از سایر عوامل و سازوکار های جامعه پذیری در تغییر نگرش نوجوانان است، برای تأثیرگذاری بیشتر تلویزیون در جامعه پذیری کامل تر نوجوانان باید به راهکارهای دیگری اندیشید.
زنان سرپرست خانوار از جمله گروه های آسیب پذیر جامعه هستند که تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند طلاق، فوت، اعتیاد و... قرار دارند. در بررسی های موجود، اغلب به وضعیت اقتصادی و رفاهی زنان سرپرست خانوار و همچنین وضعیت سلامت جسمی و روحی آنان پرداخته شده است؛ به همین علت از مسائل و مشکلاتی که این زنان در زمینه رشد و تربیت فرزندان با آن روبه رو هستند غفلت شده است. بر این اساس هدف اصلی این پژوهش بررسی تنگناهای زنان سرپرست خانوار در خصوص جامعه پذیری فرزندان است. روش تحقیق، پیمایشی است؛ جامعه آماری پژوهش، زنان سرپرست خانوار تحت پوشش شهرداری تهران هستند و تعداد 328 نفر نمونه با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شده اند. براساس نتایج پژوهش، اندازه خطر افت و ترک تحصیلی بین فرزندان دختر خانواده های زن سرپرست فراوانی معناداری دارد. اما ناسازگاری اجتماعی، فقدان الگوی پدری و خلأ ارتباطی ناشی از آن و کنترل ناپذیری فرزندان دختر در چنین خانواده هایی فراوانی معناداری ندارد. بین متغیرهای زمینه ای زنان سرپرست، متغیر افزایش سن مادر با اختلال در جامعه پذیری کودکان ارتباط مستقیم دارد. اما بین متغیرهای تحصیلات و درآمد و تنگناهای جامعه پذیری فرزندان، ارتباط معناداری وجود نداشت.
پژوهش پیش رو در صدد واکاوی و پاسخگویی به این سؤال اساسی بر آمده است که موانع عمده فرهنگی که در دوره پهلوی دوم سبب عدم دستیابی جامعه ایران به توسعه سیاسی گردید، چه بوده است؟ و مهم ترین آنها کدام اند؟ این پژوهش با الهام از رویکرد وبری در اهمیت فرهنگ و همچنین رویکرد نوسازی بازنگری شده اینگلهارت و با به کارگیری روش تحقیق تاریخی و اسنادی، با مراجعه به کتابخانه های حقیقی و مجازی و بررسی کتب و اسناد معتبر مرتبط با موضوع تحقیق از طریق فیش برداری به جمع آوری و تحلیل و فراتحلیل اطلاعات تاریخی و پژوهش های جامعه شناسی مرتبط با موضوع تحقیق اقدام شده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که فرهنگ استبدادی حاکم بر جامعه و نظام سیاسی حاکم وقت و مدیریت اقتدارگرایانه پهلوی دوم بر نهادهای مختلف جامعه و سرکوب جامعه مدنی و انحلال احزاب سیاسی و تشکل های اجتماعی و فرهنگی منتقد وابسته به طبقه متوسط و قطع جریان روشنفکری پویا و آزاد به عنوان مهم ترین موانع فرهنگی توسعه سیاسی در آن دوره محسوب می شود و همچنین فقدان نگرش علمی و عقلانی، روحیه پرسشگری و نقد در جامعه، ضعف جامعه مدنی، حضور قوی باورهای خرافی سنتی در متن جامعه، فقدان فرهنگ گفت و گو، نبود یک جریان روشنفکری اصیل، آزادی خواه ملی و فقدان مطبوعات منتقد و اعمال سانسور شدید بر سایر مطبوعات و وسایل ارتباط جمعی، باعث ناکامی جامعه ایران در دستیابی به توسعه سیاسی در دوره پهلوی دوم گردید.
زنان نیمی از بدنه جامعه را تشکیل میدهند و عقاید قالبی در مورد آنان موجب عدم تحرک مناسب این قشر عظیم در جامعه شده است. تلویزیون بهعنوان فراگیرترین رسانه میتواند موجبات معرفی تواناییهای زنان در جهت تحقق اهداف سند چشمانداز توسعه جمهوری اسلامی ایران را فراهم نماید. این مقاله سعی دارد با بررسی تواناییهای زنان از ابعاد فردی، خانوادگی و اجتماعی، تأثیر آن را بر تحقق اهداف توسعه بلند مدت جمهوری اسلامی از طریق رسانه تلویزیون بررسی نماید. روش تحقیق به کار گرفته شده اسنادی و دلفای میباشد. در این تحقیق سعی شده است با شناسایی نظرات خبرگان مباحث زنان، توسعه و تلویزیون، پاسخ لازم به پرسش تحقیق فراهم گردد ودر نهایت الگویی ارائه میشود که از طریق آن میتوان قابلیتهای زنان و نقش مؤثر آنان بر دستیابی به اهداف سند چشماندازتوسعه را از طریق رسانههای جمعی بهویژه تلویزیون معرفی نمود.
"در شماره 31 فصلنامه مطالعات ملی، مقاله ای با عنوان «روایت اجتماعی- فرهنگی قصه های ترکمنی» چاپ شده است که به نظر می رسد در استفاده از داده ها و اطلاعات گردآوری شده برای تحلیل، دچار نوعی افراط گرایی و غلو شده است. این افراط گرایی و غلو نتایج تحلیل را بی اعتبار کرده است.
هدف نویسندگان مقاله این بوده است که با استفاده از گونه ای ادب شفاهی، یعنی قصه، به تحلیل و بررسی روندهای فرهنگی و اجتماعی ترکمن ها بپردازند. خود آنها در مقدمه نوشته اند: «در این مقاله، به مطالعه قصه هایی می پردازیم که پیدا و پنهان زندگی قوم ترکمن را برای ما نمایان می سازند». عنوان مقاله نیز با هدف نویسندگان تناسب کامل دارد. بر این اساس، آنها باید برای تحلیل خود قصه هایی را انتخاب می کردند که یا در محدوده حوزه فرهنگی ترکمن ها ابداع شده باشند یا اینکه روایت خاص هم میهنان ترکمن ما از قصه هایی باشند که در محدوده ای گسترده تر یا در حوزه هایی دیگر نیز رواج دارند؛ اما آنها عملا قصه هایی را به عنوان مواد تحلیل مورد استفاده قرار داده اند که با موارد گفته شده انطباق ندارند. روشن شدن موضوع مستلزم اندکی توضیح درباره «قصه های منطقه ای» است."
هدف پژوهش حاضر بررسی تصویری است که سینما، به مثابه رسانه، از فرهنگ، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی، و به طور کلی سبک زندگی به مخاطبان خود ارائه می دهد. به همین منظور تعداد سی فیلم سینمایی، از فیلم های اکران شده در دهه 1380، با درنظرگرفتن دو ملاک «ژانر اجتماعی ثبت شده در وزارت ارشاد» و «پرفروش بودن» (میزان استقبال مخاطبین) انتخاب و بررسی شدند. چهارچوب نظری «سبک زندگی» تلفیقی از نظریه شریعتی و رشاد انتخاب شده است که سه نوع سبک زندگی «سنتی و متجمد»، «اروپایی مآب و متجدد»، و «دینی و مجدد» را برای جامعه ایران در نظر گرفته اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که در فیلم های بررسی شده مؤلفه های سبک زندگی «اروپایی مآب و متجدد» بیش ترین میزان ترویج و تبلیغ را نسبت به دو نوع دیگر سبک زندگی داشته است.
خانواده نقشی اساسی در سلامتی جامعه دارد. ازاینرو، در تحکم آن باید کوشید. خانواده ایرانی دارای ویژگیهای متعددی است که باید در شرایط امروز و متناسب با تحولات دنیای مدرن، ویژگیهای جدیدی را برای آن تعریف کرده و در جامعه محقق ساخت. امروزه باید در مسائل مختلف خانواده از جمله سرپرستی، حق طلاق، نگهداری فرزندان، انجام امور خانه و خانواده و دیگر موارد، میان زن و مرد برابری و تساوی ایجاد نمود.
اخلاق به عنوان مجموعه قواعد مشترکی که کنش ها و رفتار را در جهت خیر اجتماعی، منظم و پیش بینی پذیر می کند، یکی از بنیان های اساسی نظم اجتماعی است. اکنون این نظم اخلاقی در جوامع مختلف با تهدید مواجه شده است. جامعه شناسان از چنین وضعیتی به عنوان بحران اخلاقی و آنومی نام می برند. این مقاله به بررسی بحران اخلاقی و عوامل اجتماعی مؤثر بر آن در پرتو نظریه آنومی می پردازد. جمعیت تحقیق، شهروندان تهرانی 18 سال به بالا در سال 1396 هستند. نمونه ای 400نفری از این جمعیت به روش خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده است. روش پژوهش پیمایش بوده و برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه و داده های ثانویه استفاده شده است. یافته ها نشان داد بیش از 93درصد پاسخ گویان وضعیت اخلاقی جامعه را بحرانی ارزیابی کرده اند. یافته های تبیینی نشان می دهد چهار متغیر احساس نابرابری، ضعف کنترل های اجتماعی، احساس نارضایتی و فردگرایی خودخواهانه، بیشترین تأثیر را در تلقی بحرانی از وضعیت اخلاقی جامعه دارند و 70درصد تغییرات آن را توضیح می دهند. بحران اخلاقی در جامعه ما بنا بر یافته های این پژوهش به تشدید عوامل بیگانه ساز و تضعیف عوامل یگانه ساز اجتماعی بر می گردد. اما، به زعم این پژوهش، این وضعیت بحرانی غیرقابل حل و تعدیل نیست. با تلاش در جهت بازاندیشی ارزش ها و سنن فرهنگی و اخلاقی، تقویت عوامل یگانه ساز و تضعیف و تخفیف نیروهای بیگانه ساز، نظم اخلاقی بر جامعه حکم فرما خواهد شد. بدون چنین تلاش ها و تغییراتی، جامعه به ناگزیر دورانی از آشفتگی اخلاقی را تجربه خواهد کرد.
این پژوهش، شامل مطالعه ای تفسیری درباره قصه های مردم ترکمن در شمال ایران است. محقق، با انجام مصاحبه هایی با ترکمن ها، نسبت به جمع آوری قصه های این قوم، همت گماشته است. مصاحبه، مهمترین ابزار دست یابی به اطلاعات در این زمینه بوده است. سپس، پژوهشگر با کمک نظریه «تفسیر فرهنگ» کلیفورد گیرتز، به تحلیل اجتماعی- فرهنگی قصه های جمع آوری شده پرداخته و این قصه ها را با قالب های گفتمانی مورد تفسیر قرار داده است. در این مقاله، به نتایج و چگونگی دست یابی به نشانه ها و معانی، به عنوان پایه های به وجود آورنده تفکر گفتمانی، توجه شده است.