نسبت میان سرمایه اجتماعی، انقلاب و تمدن نوین اسلامی در اندیشه سیاسی آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین خنثی شدن فعالیت های ضدانقلاب و بیگانگان در سال های نخستین استقرار جمهوری اسلامی (حوادثی نظیر فعالیت های گروه های تجزیه طلب، کودتای نظامی و جنگ تحمیلی) محصول به میدان آمدن سرمایه ی اجتماعی شکل گرفته در دهه ی پنجاه و شصت هجری شمسی بود. اهمیت رجوع به سرمایه های اجتماعیِ شکل گرفته از ظرفیت های ایرانی – اسلامی در حل بحران های تاریخ معاصر، به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به تدریج جای خود را در چیستی حکمرانی و تمدن نوین اسلامی نزد آیت الله خامنه ای پیدا نمود و بدین ترتیب، اندیشه ی انقلاب اسلامی با حکمرانی و تمدن اسلامی تکمیل و به روز شد. این مقاله با محوریت این پرسش که جایگاه سرمایه اجتماعی در تحقق حکمرانی و تمدن نوین اسلامی چیست؟ در پی اثبات این فرضیه است که حصول به حکمرانی اسلامی و تمدن نوین اسلامی بدون پشتوانه ی سرمایه ی اجتماعی در اندیشه سیاسی آیت الله خامنه ای امکان پذیر نمی باشد؛ بنابراین، شرط تحقق حکمرانی اسلامی و به تبع آن، شکل گیری تمدن نوین اسلامی، استفاده از ظرفیت های سرمایه های اجتماعی به طور تمام و کمال است. یافته های تحقیق که بر اساس به کارگیری روش تحلیل مضمون به دست آمد، نشان می دهد که تحقق حکمرانی و تمدن اسلامی نزد آیت الله خامنه ای نیازمند دو اصل اساسی (به مثابه ی مضامین فراگیر اصلی) که در ارتباط با سرمایه اجتماعی معنا می یابند، است. نخست، مردم محوری؛ که نشان می دهد شکل گیری تمدن اسلامی بدون خواست و یاری مردم غیرممکن است و دوم این که اسلام و ارزش های انقلابی، مهم ترین سرمایه اجتماعی ایرانیان برای حصول به تمدن نوین اسلامی است و ازاین جهت باید به عنوان نقشه ی راه در نظر گرفته شوند.