امام خمینى رحمهالله ، انقلابى را در سال 1357 به پیروزى رساند و در پى آن، رژیمى کهن و منفور را ساقط و نظامى جدید و مردمى را روى کار آورد و بحرانهاى پس از آن را نیز بخوبى اداره کرد، اما چگونه؟ قبل از اینکه به چگونگى این موفقیت و راز این پیروزى بپردازیم، دو سؤال پیش روى داریم: او کیست؟ و انقلاب اسلامى چیست؟ به دیگر بیان، او چگونه زیست؟ و انقلاب، چرا روى داد؟ در پاسخ به این دو سؤال، نخست، شمهاى از زندگى امام را مىکاویم، سپس عوامل پیروزى انقلاب اسلامى را بازگو مىکنیم.
از جنگ، تعریف واحدى نشده است. اصولاً از هیچ واژه مربوط به حوزه علوم انسانى، مفهوم یکسانى وجود ندارد؛ از این رو، هرکس و هر اندیشهاى جنگ را به گونهاى تعریف مىکند که با تعریف دیگرى ناسازگار است. تعدد در تعریف جنگ، تنوع در طبقهبندى و انواع آن را نیز پدید مىآورد. به همین نسبت، انگیزه جنگ نیز متفاوت است و بر سر انگیزه مشروعیت جنگ اتفاق نظر نیست. مقاله حاضر مىکوشد، تعریف جامعتر و قابل قبولتر از جنگ، انواع و انگیزههاى آن، با تکیه به جنگ تحمیلى ارائه کند.
این نوشتار، نخست، تعاریفى از مشارکت سیاسى ارائه مىکند. آنگاه، بسترهاى شکلگیرى مشارکت سیاسى در دو عرصه نظر و عمل (تاریخى) را به بحث گذاشته و سرانجام، راههاى تداوم مشارکت سیاسى را پى مىگیرد.
توسعه سیاسى، پدیدهاى است که در دوره معاصرِ تاریخ جهان، همقواى هیأت حاکمه (دولت) و همذهن اندیشهورزان جوامع (ملت) را به خود معطوف ساخته و بحثهاى متعددى را برانگیخته است که از دغدغههاى اساسى مباحث مربوط به آن، بررسى و طرح موانع توسعه سیاسى است. در ایران نیز، به منظور ارائه راهى که به توسعه بینجامد، بحث درباره توسعه سیاسى در تاریخ یک صدساله گذشته ایران، و بویژه پس از انقلاب اسلامى، حتى در عرصه نوشتارى، مطرح بوده است. مقاله حاضر، تلخیص و بررسى یکى از همین نوشتههاست.
بسیاری از صاحب نظران و پژوهشگران، معتقدند که انقلاب اسلامی ایران یکی از عوامل مهم و تأثیرگذار در پیشبرد روند بیداری و آگاهی مسلمانان و افزایش فعالیت های مؤثر اسلامی در جوامع مسلمانان بوده است. از این رو، در مقاله حاضر به برخی از این آثار می پردازیم. در آغاز مقاله به وجوه مشترکی که زمینه تأثیرگذاری متقابل انقلاب اسلامی و جنبش های سیاسی اسلامی معاصر را فراهم می آورد، اشاره شده است. این در حالی است که وجوه افتراقی نیز که بین آن ها وجود دارد، آثار مثبت تأثیرگذاری متقابل را کاهش می دهد. پس از آن، بازتاب انقلاب اسلامی در بعد سیاسی و فرهنگی بر جنبش های سیاسی اسلامی معاصر مورد بررسی قرار می گیرد، در پایان یک نمونه، از هزاران نمونه ای که در این باره وجود دارد، یعنی حزب الله لبنان مورد استناد قرار می گیرد.(1)