مونا جامی پور

مونا جامی پور

مدرک تحصیلی: استادیار گروه مدیریت، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه حضرت معصومه (س)، قم، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۳۲ مورد از کل ۳۲ مورد.
۲۱.

واکاوی عوامل ایجاد کننده نارضایتی مشتریان از برنامه های کاربردی سفارش غذا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۴ تعداد دانلود : ۳۲۰
هدف: امروزه برنامه های کاربردی (اپلیکیشن های) تلفن همراه به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. با توجه به بازار رو به رشد برنامه های کاربردی تلفن همراه برای سفارش غذا و گرایش کسب و کارها به بهره مندی از این فناوری ها شناسایی عوامل مؤثر بر نارضایتی مشتریان از این برنامه ها اهمیت بسزایی دارد. با توجه به خلأ تحقیقاتی موجود هدف اصلی مقاله حاضر شناسایی و اولویت بندی عوامل نارضایتی مشتریان اپ های سفارش غذا می باشد. روش: این پژوهش به لحاظ روش و ماهیت، از نوع آمیخته و اکتشافی می باشد. در بخش کیفی پژوهش به روش تحلیل مضمون، عوامل نارضایتی مشتریان از متن 20 مصاحبه (پس از اشباع داده ها) استخراج شد. در بخش کمی برای رتبه بندی عوامل نارضایتی، پرسشنامه محقق ساخته توزیع و به روش میانگین وزنی، مضامین رتبه بندی گردید. یافته ها: در این پژوهش با بکارگیری روش شبکه مضامین، 15 مضمون سازمان دهنده و 6 مضمون فراگیر شناسایی و نقشه ی شبکه تارنما آن ترسیم گردید. نتیجه گیری: تأخیر در تحویل سفارش، مهم ترین عامل نارضایتی مشتریان اپ های سفارش غذا می باشد و در رتبه های بعدی عدم تضمین کیفیت و سلامت غذا، عدم جبران مابه التفاوت موارد فاکتور شده با موارد ارسالی، قرار دارد.
۲۲.

ارائه چارچوب هم رقابتی کسب و کارها در دوران کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۸ تعداد دانلود : ۲۸۴
امروزه هم رقابتی به بخشی مهم از استراتژی شرکت ها، به منظور انطباق با عدم اطمینان محیط کسب وکار، بدل شده است. در دوران همه گیری ویروس کرونا و با توجه به شرایط عدم اطمینان ناشی از آن در محیط کسب وکار کشور، استراتژی هم رقابتی می تواند برای عبور از این شرایط سودمند باشد. علیرغم رشد توجه مدیران به استراتژی هم رقابتی در دوران کرونا، پژوهشی که به طور کل نگرانه و یکپارچه به شناسایی محرکه ها، فرآیند و پیامدهای هم رقابتی بپردازد و مدیران را در تحقق استراتژی هم رقابتی در دوران کرونا یاری رساند، صورت نپذیرفته است. لذا، هدف از پژوهش حاضر ارائه چارچوب هم رقابتی کسب وکارها در دوران کرونا است. برای این منظور پژوهش در دو مرحله و به صورت آمیخته انجام شده است. در مرحله اول از روش تحقیق کیفی فراترکیب بهره گرفته شده است. در این پژوهش ابتدا مطالعات مرتبط با حوزه پژوهش مورد مطالعه قرار گرفت و در نهایت 84 مقاله برای کدگذاری نهایی انتخاب شدند که از متن مقالات انتخاب شده 136 کد استخراج و دسته بندی گردیدند. و سپس در مرحله دوم به منظور وزن-دهی و اولویت بندی عوامل از رویکرد کمی و تکنیک BWM بهره گرفته شده است. بازه زمانی جستجوی مقالات نیز از سال1997 تا 2021 بوده است. براساس یافته های پژوهش محرک های هم رقابتی کسب وکارها در دوران کرونا عبارتند از کمبود منابع مالی، کاهش بهره وری شرکتی، چالش های عرضه و تقاضا، عدم اطمینان محیطی، جهت گیری ها و تغییرات رفتاری خرید مشتریان، چالش های منابع انسانی، چالش های محیطی. نتایج پژوهش نشان داد که فرآیند هم رقابتی کسب وکارها در دوران کرونا عبارتند از بررسی محیطی صنعت، انتخاب شرکت همکار، انتخاب استراتژی همکاری، تدوین استراتژی، مدیریت تبادل دانش و تکنولوژی، مدیریت و تبادل منابع، مدیریت سرمایه انسانی، مدیریت امور مالی، مدیریت زنجیره تأمین و ارزیابی استراتژیک هم رقابتی است. پیامدهای هم رقابتی در دوران کرونا نیز شامل افزایش تاب آوری، افزایش بهره وری، رقابت پذیری بیشتر، توسعه بازاریابی و مشتری مداری و توسعه ی نوآوری و خلاقیت است.
۲۳.

شناسایی و اولویت بندی ارزش های تجاری رسانه های اجتماعی در کسب وکارهای کوچک و متوسط: مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۸ تعداد دانلود : ۲۸۶
رسانه ه ای اجتماعی به عنوان یک ابزار مؤثر در کسب وکارهای کوچک و متوسط، طیف وسیعی از فرصت های ارزشمند را ایجاد و موجب کاهش چشمگیر هزینه ها خواهد شد و امروزه استراتژی بنگاه ها برای تعامل با مشتریان و ایجاد روابط و همکاری با دیگر عناصر بازار با ظهور رسانه های اجتماعی تغییر داشته است. در طول دو دهه قبل، تحقیقات مربوط به رسانه های اجتماعی در حوزه کسب وکار به طور فزاینده ای افزایش یافته است ولیکن تاکنون مطالعه جامعی در رابطه با ارزش های تجاری رسانه های اجتماعی در کسب وکارهای کوچک و متوسط و اولویت بندی آن ها صورت نگرفته است. لذا پ ژوهش حاضر با بررسی سیستماتیک مطالعات در بازه زمانی سال های 2012 تا 2019، 57 مقاله انتخاب و با استفاده از روش فراترکیب مقالات منتخب مورد بررسی قرار گرفته و ارزش های تجاری اشاره شده در آن ها کدگذاری شدند. سپس ارزش های شناسایی شده با استفاده از روش آنتروپی شانون اولویت بندی شدند به طوری که پنج طبقه اصلی ارزش تجاری شامل ارزش عملیاتی، ارزش مالی، ارزش استراتژیک، ارزش مشتری و در نهایت ارزش دانشی/ اطلاعاتی به ترتیب رتبه اول تا پنجم را به خود اختصاص دادند. پژوهش حاضر هم از لحاظ یافته ها و هم از نظر روش شناسی در حوزه بکارگیری رسانه اجتماعی در شرکت های کوچک و متوسط دارای نوآوری می باشد.
۲۴.

ارائه نقشه راه همراستاسازی استراتژیک مدیریت دانش در سازمان های دولتی ایران (مطالعه موردی: شرکت برق منطقه ای تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۸ تعداد دانلود : ۳۱۸
شناسایی و مرتفع سازی نیازهای دانشی و از همه مهم تر همراستاسازی مدیریت دانش با استراتژی کسب و کار، از جمله دغدغه های اصلی پیش روی مدیران است که نیاز به نقشه راه همراستاسازی استراتژیک مدیریت دانش را ضروری می کند. به منظور رفع چالش همراستاسازی مدیریت دانش با نیاز های کسب وکار، در این مقاله به ارائه نقشه راه جامع همراستاسازی پرداخته می شود که دربرگیرنده بهترین اقدامات و عوامل حیاتی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش است. این پژوهش با بهره مندی از رویکرد پیمایشی، به نظرسنجی خبرگان در خصوص معماری نقشه راه همراستاسازی مدیریت دانش می پردازد و به کمک رویکرد ارزشیابی، کاربرد نقشه راه را در شرکت برق منطقه ای تهران نشان می دهد. نمونه گیری پژوهش به روش قضاوتی است. به منظور تحلیل داده ها نیز از روش های آمار استنباطی و توصیفی استفاده شده است. نقشه راه همراستاسازی از پنج سطح تشکیل شده است که هریک از سطوح دربرگیرنده مؤلفه های خاصی هستند. در ارزیابی صورت گرفته، شرکت برق منطقه ای در سطح دوم بلوغ همراستاسازی استراتژیک مدیریت دانش قرار دارد. با استفاده از نتایج ارزیابی، استراتژی های آتی، اولویت های تمرکز و سرمایه گذاری حوزه مدیریت دانش سازمان برای بهبود مشخص شد.
۲۵.

ارائه مدلی برای توانمندسازی کسب وکارهای خانگی تحت پوشش بسیج سازندگی استان قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۴ تعداد دانلود : ۳۰۵
علیرغم اهمیت کسب وکار های خانگی به عنوان یکی از مهم ترین راهکارهای کلیدی برای ایجاد اشتغال در بیشتر کشورها، هنوز این نوع کسب وکارها با موانع و چالش های زیادی مواجه می باشند و توانمندسازی این کسب وکارها برای مقابله با چنین چالش هایی ضروری است. بااین وجود، هنوز خلأ تحقیقاتی عمیقی در حوزه چالش ها و عوامل مؤثر بر توانمندسازی کسب وکارهای خانگی در مطالعات این حوزه مشهود است. ازاین رو، هدف اصلی این پژوهش ارائه مدلی برای توانمندسازی کسب وکارهای خانگی تحت پوشش بسیج سازندگی استان قم می باشد. رویکرد تحقیق حاضر کیفی، ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت و روش، اکتشافی است. جامعه آماری این تحقیق را فعالان، متخصصان و خبرگان حوزه مشاغل خانگی به خصوص افرادی که تألیفات و تحقیقاتی در این زمینه داشته اند و یا به طور مستقیم درگیر مشاغل خانگی هستند، تشکیل می دهد که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی، نمونه های منتخب شناسایی و داده ها در مصاحبه با نفر 14 ام به مرحله اشباع رسید. در این مطالعه از مصاحبه نیمه ساختاریافته برای گردآوری داده ها و از تحلیل مضمون برای تجزیه وتحلیل یافته ها استفاده شده است که درنتیجه آن 72 مضمون پایه، سه مضمون سازمان دهنده با عناوین «توسعه قابلیت های فردی»، «ظرفیت سازی کسب وکار» و «مداخله گرهای فرهنگی-رقابتی» و همچنین مضمون فراگیری با عنوان «هم افزایی چندگانه پویا» برچسب گذاری شده است. نتایج نشان می دهد که مهم ترین ابزارهای توسعه کسب وکارهای خانگی شامل ایجاد بازارچه های دائمی، ارائه آموزش های تخصصی و هدفمند، داشتن طرح کسب وکار، تشکیل تشکل های تخصصی و ارائه تسهیلات کم بهره و آسان است.
۲۶.

جنبه های تاریک به کارگیری بازی پردازی: واکاوی چالش های اخلاقی بازی پردازی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۲۰۱
هدف: امروزه محبوبیت بازی پردازی در کسب وکارها، در حوزه هایی همچون بازاریابی، فروش، منابع انسانی و آموزش، به طور فزاینده ای رشد پیدا کرده است و از طرف دیگر، به عنوان یک حوزه تحقیقاتی نوظهور، در کانون توجه محققان دانشگاهی قرار گرفته است. بازی پردازی به عنوان رویکردی جدید، به منظور تقویت رفتار مطلوب در کارکنان، افزایش تعامل مشتریان با محصولات شرکت و حتی، تغییر احساس شهروندان از وقایع محیطشان استفاده می شود. پیش بینی ها نشان دهنده افزایش روند رو به رشد سرمایه گذاری روی این حوزه در سطح کسب وکارها و نیز جوامع است. با وجود مزایای انکارنشدنی بازی پردازی در کسب وکارها و با توجه به تأثیر بازی پردازی در زندگی افراد و جوامع، به کارگیری آن با چالش های بسیاری همراه است؛ اما در رابطه با جنبه های اخلاقی آن در ایران مطالعات محدودی صورت گرفته است. با توجه به آنچه بیان شد، هدف پژوهش حاضر شناسایی و اولویت بندی چالش های اخلاقی بازی پردازی در ایران است تا با درک جنبه های تاریک این مفهوم، به تقویت طراحی و استفاده از بازی پردازی بپردازد.روش: برای دستیابی به هدف پژوهش از رویکرد آمیخته متوالی اکتشافی استفاده شده است. در مرحله اول، با بهره گیری از رویکرد کیفی، ۱۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته، به منظور شناسایی و استخراج چالش های اخلاقی بازی پردازی انجام شد. داده های کیفی حاصل از این مرحله، با بهره گیری از رویکرد تحلیل مضمون، تجزیه وتحلیل شدند. در مرحله دوم پژوهش، با استفاده از رویکرد کمّی تجزیه وتحلیل شانون، به رتبه بندی و اولویت بندی چالش های اخلاقی بازی پردازی پرداخته شد. جامعه آماری پژوهش حاضر، خبرگان دانشگاهی، متخصصان، طراحان و پژوهشگران فعال در حوزه بازی پردازی بودند که با استفاده از رویکرد قضاوتی انتخاب و به مشارکت دعوت شدند.یافته ها: تحلیل مصاحبه های صورت گرفته با خبرگان نشان می دهد که چالش های اخلاقی بازی پردازی در ایران را می توان به هفت مقوله اصلی و ۴۵ شاخص دسته بندی کرد. مقوله های استخراج شده، به ترتیب اولویت عبارت اند از: پیامدهای منفی روحی و جسمی، چالش های مرتبط با دسترسی، چالش های مرتبط با امنیت و حریم خصوصی، چالش های مرتبط با محتوای بازی پردازی، چالش های مرتبط باکیفیت و صحت اطلاعات (آلودگی اطلاعات)، چالش های مرتبط با حقوق و مالکیت فکری و چالش های اخلاقی مسئولیت پذیری و پاسخ گویی.نتیجه گیری: با بررسی مطالعات حوزه بازی پردازی آشکار می شود که بیشتر تحقیقات، بر منافع و پیامدهای مثبت این روند نوظهور تمرکز کرده اند و کمتر مطالعه ای به مسائل اخلاقی و جنبه های منفی این حوزه پرداخته است. در این پژوهش مجموعه ای از چالش های اخلاقی بازی پردازی شناسایی و اولویت بندی شد تا درک کل نگرانه ای از جنبه های تاریک پیش روی به کارگیری این رویکرد نوین در بستر فرهنگی، اجتماعی و مذهبی ایران فراهم آید. با توجه به افزایش نفوذ بازی پردازی در جنبه های مختلف کسب وکار و نیز جامعه، نتایج حاصل از این پژوهش به توسعه دهندگان برنامه های بازی پردازی و نهادهای سیاست گذار در این حوزه کمک خواهد کرد تا با بصیرتی جامع در رابطه با جنبه های تاریک و چالش های پیش روی به کارگیری بازی پردازی در سطح کسب وکار و جامعه، به کاهش پیامدهای منفی آن مبادرت ورزند و فضای ایمن تری را برای بازیگران برنامه های بازی پردازی شده فراهم سازند. از طرف دیگر، به کاربران نیز بینشی ارائه می دهد تا آسیب پذیری از این برنامه ها را کاهش دهند.
۲۷.

چالش های اجماع راهبردی از نگاه مدیران دولتی : کاربست روش شناسی تحلیل شبکه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۸۵
اجماع راهبردی نقطه شروع مهمی در توسعه برنامه ریزی راهبردی محسوب می شود و فقدان آن به پراکندگی در اندیشه ها و باورها در مورد ترجیحات راهبردی و آینده مورد نظر سازمان اشاره دارد. هدف اصلی این پژوهش تشریح کاربرد تحلیل شبکه اجتماعی در چالش های پیش روی مدیران در حصول به متغیر حساس و مهم اجماع راهبردی در تدوین و اجرای راهبرد از طریق درک گفته های مدیران در این زمینه است. کاربست روش شناسی تحلیل شبکه اجتماعی با تمرکز بر روابط میان اعضا، فهم عمیقی از تعاملات و پیوندهای میان تصمیم گیرندگان به دست می دهد. جامعه مورد مطالعه، مدیران سازمان های دولتی هستند که تجربیات خود را بیان و توصیف می کنند. در بخش اول به منظور جمع آوری داده های کیفی با استفاده از  نمونه گیری هدفمند با 9 نفر از مدیران تصمیم گیرنده، مصاحبه انفرادی نیمه ساختارمند انجام شد. یافته های پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون در 43 شاخص، 8 مؤلفه و 3 بعد اساسی طبقه بندی شدند. 3 بعد شناسایی شده شامل ویژگی های انسانی، فرایند تصمیم گیری و ساختار سازمانی است. مؤلفه های بعد ویژگی های انسانی عبارتند از شکاف شناختی، ناکارآمدی های فردی، ناکارآمدی های درون گروهی، و مؤلفه های بعد فرایند تصمیم گیری، فلج تحلیلی، ناکارآمدی های نظام تصمیم گیری، پویایی های تصمیم گیری را در خود جای داده است. همچنین تعارض منافع و عزم نمادین در سطح راهبردی جزو مؤلفه های بعد سوم (ماهیت ساختار سازمانی) قرار دارد. در مرحله دوم با استفاده از روش تحلیل شبکه اجتماعی و مفهوم مرکزیت (درونی، بیرونی و بینابینی) کلیدی ترین چالش ها شناسایی شدند. براین اساس، چالش «باور نداشتن به تأثیرگذاری ارتباط اجتماعی غیررسمی در سازمان (شبکه سازی ارتباطات)» بیشترین مرکزیت درجه بیرونی را دارا است. برمبنای مرکزیت درجه درونی، چالش «ضعف در ایجاد رفتار توافق جویانه در گروه» بیشترین تأثیرپذیری را از سایر چالش ها دارد. همچنین بیشترین مرکزیت بینابینی به چالش «اولویت های ناهم سو و متعارض» تعلق دارد.
۲۸.

تحلیل ابعاد کلیدی فرایند پیاده سازی هم آفرینی درهتلدری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۲۰۶
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد کلیدی فرایند پیاده سازی هم آفرینی در هتل داری و با استفاده از روش کیفی فراترکیب و گروه کانونی انجام شده است. در بخش اول برای انجام روش فراترکیب، 1500 مقاله از پایگاه داده های معتبر امرالد، ساینس دایرکت، پروکوئست و ... در بازه زمانی 2004 تا 2022 دانلود و در نهایت 87 مقاله به تحلیل نهایی راه یافتند. در بخش دوم برای بومی سازی فعالیت های اجرایی لازم برای هم آفرینی در صنعت هتل داری با کارشناسان و خبرگان این حوزه گروه کانونی تشکیل شد. در نهایت فعالیت های پیاده سازی هم آفرینی در قالب مقوله های فعالیت های استراتژیک شامل تحلیل استراتژیک و تدوین استراتژی هم آفرینی، فعالیت های عملیاتی شامل عملیات پشتیبانی هم آفرینی و عملیات اصلی و فعالیت های ارزیابی و توسعه شامل کنترل و بهبود مستمر در یک چارچوب نشان داده شد که به صورت گام به گام و مرحله ای است.
۲۹.

ارائه الگویی از عوامل حیاتی موفقیت بازاریابی کارآفرینانه در کسب وکارهای اینترنتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۹
مقدمه: یکی از محیط های در حال نوسان، محیط اینترنت برای کسب و کارهای اینترنتی است. بررسی فعالیت های تجاری صورت گرفته، انجام بیش از یک میلیارد خرید را در بیش از 34 کشور نشان می دهد که این مسئله از رشد انفجاری کسب و کارهای اینترنتی در سراسر جهان حکایت دارد. نکته مهمی که در اینجا مطرح می شود توانایی های منحصربه فرد اینترنت برای استفاده از مدل های بازاریابی جدید کسب وکار، ارزش های جدید برای مشتری و منابع و منافع متعدد برای کارآفرینان است که وجه تمایز با کسب و کارهای سنتی و فیزیکی است؛ چراکه در کسب وکارهای سنتی و فیزیکی استفاده از مدل های کسب و کار و ارزش های جدید محدودتر است. این تمایز در بستر بازاریابی را در کسب و کارهای سنتی و اینترنتی می توان در رویکرد بازاریابی کارآفرینانه جستجو کرد؛ چراکه بستر بازاریابی کارآفرینانه در کسب وکارهای اینترنتی، اینترنت و در کسب وکارهای سنتی، محیط فیزیکی است و همین امر موجب شده کسب وکارهای اینترنتی با سرعت بیشتری رشد کنند. این در حالی است که تحقیقات زیادی در زمینه نقش بازاریابی کارآفرینانه به طور ویژه در کسب وکارهای اینترنتی صورت نگرفته است و لزوم توجه به این موضوع احساس می شود. هدف این پژوهش، شناسایی و سطح بندی عوامل حیاتی موفقیت بازاریابی کارآفرینانه در کسب وکارهای اینترنتی است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت روش نیز از نوع آمیخته اکتشافی (کمی-کیفی) است که در بخش کیفی، عوامل حیاتی موفقیت بازاریابی کارآفرینانه در کسب وکارهای اینترنتی شناسایی و در بخش کمی این عوامل سطح بندی شدند. نمونه مورد مطالعه شامل 12 مدیر کسب و کارهای اینترنتی و 10 خبره دانشگاهی فعال در حوزه بازاریابی کارآفرینانه است که به روش گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی نیز پرسشنامه بود. برای روایی ابزار تحقیق از روایی سازه، روایی محتوا و روایی بیرونی و برای پایایی نیز از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. یافته ها: پنج عامل اصلی حیاتی برای موفقیت بازاریابی کارآفرینانه شامل پاسخ گویی به محیط، کارآفرینی، منابع، زیرساخت فنی و زیرساخت فکری در قالب 14 مضمون فراگیر و 30 مضمون سازمان دهنده شناسایی شدند. متن مصاحبه ها با کمک نرم افزار اطلس، بازیابی و 80 کد اولیه از آن ها استخراج شد. مضامین فراگیر شامل ریسک پذیری، فرصت طلبی، نوآوری، رهبری، مشتری مداری، استفاده از منابع، فرهنگ، استراتژی، تاکتیک ها، خلق ارزش، فناوری، گستردگی ابزارها، سرمایه گذاری و انعطاف پذیری است. برای سطح بندی عوامل شناسایی شده از تکنیک مدل سازی ساختاری - تفسیری استفاده شده است. نتایج سطح بندی نیز نشان داد که گستردگی ابزار، سرمایه گذاری و انعطاف پذیری در سطح یک، اهرم سازی منابع در سطح دو، فرهنگ، استراتژی، مشتری محوری و فناوری در سطح سه، تاکتیک در سطح چهار، پیشرو بودن و ارزش آفرینی در سطح پنج، ریسک پذیری، فرصت طلبی و نوآوری در سطح شش قرار گرفتند. نتیجه گیری/ دستاوردها: با توجه به اهمیت عوامل موفقیت بازاریابی کارآفرینانه، کارآفرینان در کسب و کارهای اینترنتی باید تمرکز خود را بر این عوامل کلیدی متمرکز کرده و الگوهای موفقیت بازاریابی کارآفرینانه را بر اساس آن ها تطبیق دهند. این عوامل می توانند دستاوردهای زیادی را برای کسب و کارهای اینترنتی فراهم کنند و به آن ها کمک کنند تا در بازار رقابتی و پویا به موفقیت دست یابند.
۳۰.

طراحی چارچوب مفهومی سنجش تحقق هوش مصنوعی مسئولیت پذیر در مدیریت منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۹
فناوری هوش مصنوعی با ایجاد تحول بنیادین در مدیریت منابع انسانی، به ابزاری راهبردی در تصمیم گیری های کلیدی از جمله استخدام و ارتقا تبدیل شده است. با این حال، گزارش های بسیاری از تخلفات و آسیب های ناشی از تصمیم گیری خودکار حکایت دارند. براین اساس، هدف اصلی این پژوهش، طراحی چارچوب مفهومی سنجش تحقق هوش مصنوعی مسئولیت پذیر در حوزه مدیریت منابع انسانی است. در راستای تحقق این هدف، از رویکردی کیفی بهره گرفته شده است. در گام نخست، با مرور نظام مند ادبیات نظری و تجربی مرتبط، چارچوب مفهومی اولیه استخراج شد. سپس، به منظور تعمیق و غنای آن، مصاحبه های نیمه ساختار یافته ای با ۱۰ تن از خبرگان حوزه های منابع انسانی و هوش مصنوعی انجام شد. داده های گردآوری شده با روش تحلیل محتوای کیفی بررسی و تفسیر شد تا ابعاد مفهومی هوش مصنوعی مسئولیت پذیر به شکلی دقیق و مبتنی بر شواهد استخراج شود. یافته ها نشان داد که ابعاد هوش مصنوعی مسئولیت پذیر در شش حوزه اصلی شامل اخلاق با 7 شاخص، قابلیت اطمینان و اعتمادپذیری با 5 شاخص، پاسخ گویی و مسئولیت پذیری با 6 شاخص، شفافیت با 7 شاخص، عدالت و عدم تبعیض با 7 شاخص و همچنین امنیت و حریم خصوصی با 8 شاخص تعریف می شوند که با مجموعه ای از ۴۰ شاخص مشخص شده اند. این چارچوب می تواند مدیران منابع انسانی را در طراحی و پیاده سازی سیستم های هوش مصنوعی کمک کند تا نه تنها این فناوری را به شکلی مسئولانه و منطبق بر ارزش های انسانی و سازمانی به کار ببرند، بلکه با درک و به کارگیری هم زمان شش بعد کلیدی مسئولیت پذیری از پیامدهای ناخواسته جلوگیری کنند.
۳۱.

تحول بازاریابی دیجیتال بنگاه به بنگاه: واکاوی کاربردهای نوآورانه هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۴۶
یکی از حوزه های اثرپذیر فناوری های هوش مصنوعی، بازاریابی بنگاه با بنگاه می باشد که با تسریع فرآیند تصمیم گیری و خلق رویکردهای نوآورانه، بسیاری از جنبه های بازاریابی بنگاه به بنگاه با متحول می سازد و عملکرد را بهبود می بخشد. با افزایش محبوبیت و سرمایه گذاری روزافزون هوش مصنوعی در این حوزه، درک کاربردهای چنین فناوری های نوآرانه ای برای پیشبرد بازاریابی بنگاه با بنگاه ضرورتی انکاناپذیر است که در مطالعات گذشته با رویکردی کل نگرانه کمتر به آن پرداخته شده است. لذا، هدف اصلی پژوهش حاضر، واکاوی کاربردهای هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال بنگاه با بنگاه و اولویت بندی آنها می باشد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از منظر روش شناسی، آمیخته می باشد. در مرحله نخست با رویکرد کیفی فراترکیب و تحلیل 59 مقاله منتخب، کاربردها از ادبیات استخراج و در مرحله دوم با انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته با ۱۲ نفر از خبرگان به اغنای کاربردهای شناسایی شده پرداخته شد. نتایج تحلیل مضمون حاکی از آن است که کاربردها در 4 مقوله اصلی، 11 مفهوم و 99 کاربرد دسته بندی شده اند. نتایج حاصل از اولویت بندی با رویکرد آنتروپی شانون نشان می دهد «کنترل و نظارت» در صدر اهمیت و «تحلیل رقبا و بازار» در پایین ترین اولویت جای گرفته است. در این پژوهش با بهره گیری رویکرد فراترکیب به استخراج تجارب بین المللی و با بهره گیری از مصاحبه های کیفی به واکاوی دانش بومی خبرگان پرداخته شده تا الگویی جامع از کاربردهای هوش مصنوعی در بازاریابی بنگاه به بنگاه طراحی گردد که در ادبیات کمتر به آن پرداخته شده و به عنوان ابزاری راهبردی بصیرتی کاربردی برای تصمیم گیری و سرمایه گذاری هوشمندانه مدیران در این حوزه فراهم سازد.
۳۲.

چالش مدیریت تجربه مشتریان بومی دیجیتال: طراحی چارچوب کیفیت تجربه مشتریان نسل زد در استفاده از رسانه های دیجیتال با رویکردی اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۱
چکیده با ظهور فناوری های دیجیتال، نسل زد که در دوران شکوفایی تکنولوژی رشد یافته اند، تعامل گسترده ای با رسانه های دیجیتال دارند و به عنوان پذیرندگان اولیه راهکارهای نوین شناخته می شوند. این نسل با انتظارات منحصربه فرد خود از خرید و استفاده از خدمات، شیوه های سنتی بازاریابی را به چالش کشیده و نیازمند رویکردهای نوین در طراحی تجربه مشتری است. باوجود سرمایه گذاری گسترده شرکت ها در استفاده از رسانه های دیجیتال برای تعامل با نسل زد، پژوهش های محدودی به ابعاد کیفیت تجربه این نسل پرداخته اند. ازاین رو، هدف از پژوهش حاضر، واکاوی ابعاد کیفیت تجربه مشتریان نسل زد در استفاده از رسانه های دیجیتال است تا درک جامعی برای مدیران بازاریابی در تدوین استراتژی های مدیریت تجربه مشتری فراهم آورد. بدین منظور، ابتدا با استفاده از روش فراترکیب و بهره گیری از تکنیک هفت مرحله ای سندولوسکی و باروسو به استخراج مؤلفه های چارچوب از مطالعات پیشین پرداخته و سپس با تشکیل گروه کانونی متشکل از خبرگان، کدهای استخراج شده تکمیل و غنی تر شده اند. درنهایت، پنج بعد اصلی شامل تعامل پذیری رسانه، کیفیت محتوا، عملکرد، تجربه شناختی و تجربه عاطفی و حسی شناسایی شد. پژوهش نشان می دهد که نسل زد به عنوان نسلی دیجیتال، تجربه ای منحصر به فرد در تعامل با رسانه های دیجیتال دارد و نتایج می تواند در تدوین راهبردهای بازاریابی دیجیتال و بهبود تصمیمات مدیریتی برای جذب و نگهداشت مشتریان نسل زد مؤثر باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان