احد نژادابراهیمی

احد نژادابراهیمی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر اسلامی تبریز، ایران.

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۱۳ مورد از کل ۱۱۳ مورد.
۱۰۱.

تحلیل نقش آب در ساختار و سازمان فضایی شهری ایران به کمک روش چیدمان فضا؛ (مطالعه موردی: پهنه های اقلیمی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۷
بیان مسئله: نگاه فراکالبدی و فرهنگی به آب در همراهی با حضور فیزیکی و کارکردی، تأثیر خود را در پیدایش و توسعه تمدن ها، با گزینش مکان استقرار شهرها، چیدمان و نحوه توسعه محلات ایفا نموده و در نهایت مهر خود را بر ساختار و سازمان فضایی شهرها زده است. واکاوی نقش آب در متمایز نمودن ساختار و سازمان فضایی شهرها در اقلیم های مختلف خاستگاه پژوهش خواهد بود. هدف: بررسی تحلیلی پهنه های اقلیمی ایران و ساختار و سازمان فضایی شهرهای هر پهنه به کمک روش چیدمان فضا و ارائه راهکارهای سازمان دهی و اصلاح ساختار فضایی شهر براساس آن است. روش: پژوهش حاضر مبتنی بر بررسی تفسیری تاریخی با تکیه بر تحلیل محتوا براساس ترکیب الگوهای کمی و کیفی است. لذا آنچه در بستر زمان در ارتباط با حضور آب و تأثیراتش در شکل گیری و توسعه فضاهای شهری و ساختار و سازمان فضایی آن ها اتفاق افتاده است، در قالب روایی گزارش می گردد و در ادامه با استفاده از روش چیدمان فضا به بررسی ارتباط میان آب با ساختار و سازمان فضایی شهرها در پهنه های اقلیمی ایران پرداخته خواهد شد. یافته ها : با تأمل در ساختار و سازمان فضایی شهرها در مقیاس های کلان، میانی و خرد، می توان نقش آب را در پیدایش، مکان گزینی، شکل گیری و توسعه آتی شهرها مشاهده نمود که حیات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع را متأثر می نموده است. در سطح کلان، آب در هنگام مکانیابی ساختار شهر حضور داشت. در سطح میانی، نظام آب رسانی، سازمان فضایی شهرها را علی رغم ارگانیک بودن، تحت تأثیر قرار داده و به مکانیابی کاربری ها و فعالیت ها جهت می داد. در سطح خرد نیز حضور مردم در فضاهای شهری، تبیین کننده تعامل با آب و ایجاد فضاهای خاطره انگیز بود. نتیجه گیری: آسیب شناسی ساختار فضایی شهر برای سازمان دهی پیکره بندی فضایی و ایجاد یکپارچگی در کل شهر ضروری است و روش چیدمان فضا ابزاری مناسب در این زمینه است. خدمات رسانی مناسب و بهبود عملکرد شهری، بدون شناخت دقیق ساختار و سازمان فضایی شهر کارایی لازم را به همراه نخواهد داشت.
۱۰۲.

ارتباط نهاد حِسبه و آیین مدیریت سلامت شهرهای تاریخی دوره اسلامی در ایران تا پایان عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۴
مقدمه مفهوم سلامت شهری فراتر از رفاه فیزیکی صرف، نمایانگر یک پارادایم پیچیده است که ریشه در تحولات تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی یک شهر دارد. در تمدن اسلامی، تلاش برای دستیابی به این سلامت کلیت گرا از طریق دیوان احتساب یا نهاد حِسبه نهادینه شد. این نهاد به عنوان یک رکن اداری و نظارتی اساسی در ساختارهای حکمرانی شهری ایران پیشامدرن عمل می کرد. حِسبه ذیل اصل فراگیر دینی «الامر بالمعروف و النهی عن المنکر» فعالیت می کرد و وظایف بسیار گسترده ای به آن محول شده بود؛ مسئولیت هایی که از حفظ اخلاق عمومی و نظارت بر سلامت فعالیت های تجاری و اقتصادی گرفته تا اجرای احکام شرعی را شامل می شد و از این رو، به عنوان سنگ بنای نظام اداری تمدن اسلامی خدمت می کرد. در حالی که آثار پژوهشی پیشین عمدتاً به بررسی حِسبه از منظر فقهی یا صرفاً اخلاقی اقتصادی پرداخته اند، خلأ تحقیقاتی قابل توجهی در مورد نقش مستقیم و سازنده آن در ساماندهی کالبدی، مدیریت فضایی و نظارت جامع بر سلامت شهرهای ایرانی در دوره پیشامدرن وجود دارد. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای در حوزه تاریخ، فقه و مدیریت شهری، هدف واکاوی نظام مند و مدل سازی پیوندهای کارکردی بین نهاد چندبعدی حِسبه و سازوکارهای مدیریت و حفظ سلامت شهرهای تاریخی ایران از آغاز دوره اسلامی تا پایان عصر صفوی را دنبال می کند. این تحقیق در پی آن است که فراتر از تحلیل های تک بعدی کند و درکی جامع از حِسبه به عنوان یک نظام یکپارچه حکمرانی شهری ارائه دهد. مواد و روش ها این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی و در چارچوبی بین رشته ای (تاریخ، فقه و مدیریت شهری) انجام شده است. داده ها از طریق پژوهش کتابخانه ای و اسنادی و با استفاده از منابع معتبر و تحقیقات ثانویه معاصر گردآوری شدند. از تحلیل محتوای کیفی برای بررسی داده ها استفاده شد. این فرایند شامل دسته بندی مؤلفه ها و استخراج شاخص های عینی مرتبط با کارکردهای نظام حسبه و نگاه آن به سلامت شهری، بر اساس کدهای مستخرج از این منابع تاریخی و متنی بود. هدف، تدوین چارچوب نظری جامعی برای تبیین نقش این نهاد در مدیریت سلامت شهری بود. یافته ها تحلیل تفصیلی داده ها نشان می دهد نهاد حِسبه فقط یک بازرسی بازار نبود، بلکه ستون فقرات نظام سلامت، نظم و پایداری شهری در ایران پیشاصنعتی را تشکیل می داد. کارکردهای آن چندبعدی بود و بر تمامی جنبه های زندگی شهری نفوذ داشت. دستاورد محوری این مطالعه، صورت بندی و ارائه مدل عملیاتی نظام حِسبه در قالب چهار بعد کلیدی و به هم پیوسته سلامت شهری است که از ترکیب ۲۲ شاخص عینی استخراج شده از منابع تاریخی به دست آمده است: 1. سلامت جسمانی و بهداشت عمومی: این بعد یکی از ارکان اصلی وظایف محتسب بود. این امر شامل نظارت سختگیرانه بر کیفیت و ایمنی مواد غذایی، اطمینان از پاکیزگی نان، گوشت، ماهی، عسل و روغن فروخته شده در بازارها می شد. بهداشت اماکن عمومی از اهمیت بالایی برخوردار بود و پاکیزگی خیابان ها، بازارها، حمام های عمومی و مساجد را در بر می گرفت. این نهاد همچنین بر مدیریت آب و دفع زباله نظارت داشت. علاوه بر این، مشاغل پزشکی را تنظیم می کرد و صلاحیت، اخلاقیات و عملکرد پزشکان، چشم پزشکان (کحالان)، جراحان، داروسازان و دامپزشکان را تحت نظر داشت. نظارت به بیمارستان ها نیز گسترش می یافت و شامل اجرای قوانینی مانند تفکیک جنسیتی می شد که نشان دهنده درکی پیشرفته از حکمرانی بهداشت عمومی در زمان خود بود. 2. سلامت اقتصادی (معیشتی): حِسبه نهاد مرکزی برای تضمین عدالت اقتصادی و سلامت بازار بود. وظایف آن شامل اجرای قیمت گذاری عادلانه، به ویژه در بازارهای غیررقابتی از طریق فرایندی به نام «تسعیر» می شد. این نهاد اوزان و مقیاس ها را به دقت استاندارد می کرد تا از تقلب و کم فروشی جلوگیری کند. با روش های اقتصادی نادرست مانند احتکار کالاهای ضروری برای افزایش مصنوعی قیمت ها، ربا و فریب در معاملات (مانند پنهان کردن عیوب کالاها) مبارزه می کرد. این نهاد همچنین نقش کلیدی در حمایت از حقوق صنعتگران (اصناف) و مصرف کنندگان ایفا می کرد و محیط بازاری مبتنی بر اعتماد و انصاف را تقویت می کرد. رویکرد نظارتی آن انعطاف پذیر بود و بر اقدامات ضد انحصاری در بازارهای رقابتی و مداخله مستقیم در شرایط غیررقابتی متمرکز بود. 3. سلامت اخلاقی و اجتماعی (روانی): این بعد که ریشه در اصل بنیادی امر به معروف و نهی از منکر داشت، به رفاه روانی اجتماعی جامعه می پرداخت. محتسب مسئول پیشگیری از رذایل و مفاسد اجتماعی مانند مصرف مشروبات الکلی، قمار، فحشا و بی اخلاقی عمومی بود. او بر رفتار عمومی نظارت داشت، اجرای صحیح مراسم و آموزش مذهبی (مانند نماز جمعه، موعظه، تدریس) را زیر نظر می گرفت و به جنبه های مربوط به اقلیت های مذهبی (اهل ذمه) رسیدگی می کرد. این نظارت جامع ترویج انسجام اجتماعی، حفظ هویت مذهبی و تضمین محیطی سالم از نظر اخلاقی بود که برای سلامت روانی جامعه ضروری تلقی می شد. 4. امنیت شهری (پایداری و آرامش): این نهاد رکنی حیاتی برای حفظ نظم و امنیت عمومی بود که پیش نیازهای یک زندگی شهری سالم هستند. وظایف آن شامل مقابله با مزاحمت ها و اختلالات عمومی، جلوگیری از ورود افراد مسلح به بازارها و مساجد برای تضمین امنیت جمعی، و نظارت بر ایمنی راه ها و ساختمان ها بود. محتسب اختیار داشت که دستور تخریب سازه های ناامن را صادر کند و در بهبود زیرساخت های شهری مشارکت داشته باشد. اگرچه کمتر مستند شده، نظارت بر حمل و نقل شهری نیز در حیطه مسئولیت او قرار می گرفت که نشان دهنده نقش آن در تضمین جابه جایی ایمن است. کاربست این مدل چهاربعدی در بافت شهرهای عمده عصر صفوی، کارآمدی آن را در تلفیق حکمرانی متمرکز دولتی با نظارت محلی دقیق نشان می دهد. با این حال، این مطالعه تحول مهمی را نیز در دوره صفوی شناسایی می کند. انتقال تدریجی وظایف دینی و قضایی حِسبه به نهادهای دیگر (مانند شیخ الاسلام) و واگذاری وظایف سیاسی نظامی آن به مقاماتی مانند داروغه، به محدود شدن قابل توجه اختیارات آن انجامید. این روند در نهایت ویژگی کلیت گرای آن را تضعیف کرد و آن را عمدتاً به یک نهاد متمرکز بر بازار تقلیل داد و پیوند یکپارچه بین نظارت اجتماعی، بهداشت شهری و سلامت اخلاقی را که زمانی تجسم می بخشید، تضعیف کرد. نتیجه گیری این مطالعه نتیجه می گیرد که نهاد حِسبه نمایانگر یک سیستم پیشامدرن و پیچیده مدیریت یکپارچه سلامت شهری در ایران تاریخی اسلامی بود. چارچوب چهاربعدی و با دقت تعریف شده آن که حوزه های فیزیکی، اقتصادی، اخلاقی و امنیتی را در بر می گیرد، یک مکانیسم قوی و جامع برای تضمین پایداری شهری، عدالت، نظم و رفاه کلی شهروندان فراهم می کرد. یافته ها به طور بنیادی به شکاف مهمی در مطالعات تاریخی شهری پاسخ می دهد و با حرکت فراتر از تفسیرهای صرفاً الهیاتی یا اقتصادی، نقش محوری این نهاد در ساختاردهی فیزیکی و حکمرانی روزمره فضای شهری را روشن می سازد. مدل عملیاتی استخراج شده از منابع تاریخی نه تنها بینش دانشگاهی، بلکه درس های ارزشمند و عملی برای سیاست گذاری شهری معاصر ارائه می دهد. این مدل یک سابقه تاریخی برای طراحی نظام های نوین مدیریت و سلامت شهری ارائه می کند که با موفقیت انگیزه های اخلاقی یا معنوی، چارچوب های نهادی ساختاریافته، مشارکت اجتماعی فعال و مکانیسم های اجرایی مؤثر را یکپارچه می سازند. تجربه تاریخی حِسبه تأکید می کند که مدیریت موفق و تاب آور سلامت شهری ذاتاً کلیت گرا است و نیازمند درنظرگیری هم زمان و متوازن ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اداری و عملی است. این تحقیق، حِسبه را به عنوان یک الگوی پیشامدرن برای حکمرانی یکپارچه شهری بازتعریف می کند و چارچوبی برای بازخوانی شهرهای ایرانی اسلامی و الهام بخشی به راهبردهای آینده مدیریت پایدار شهری ارائه می دهد. 
۱۰۳.

تحلیل نشانه های بصری مؤثر بر ادراک سالمندان از منظر خیابانی در اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۶
با افزایش  جمعیت سالمندان، ضرورت طراحی فضاهای شهری متناسب با ویژگی ها و نیازهای این گروه سنی اهمیت بیشتری یافته است. کاهش توانایی های شناختی، از جمله ضعف در حافظه و دشواری درک محیط، سبب می شود تا سالمندان در تعامل با فضاهای شهری با مشکلاتی مواجه شوند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی نشانه های بصری مؤثر بر ادراک محیطی و تقویت خوانایی منظر خیابانی از منظر سالمندان در محدوده خیابان اصلی اردبیل (حدفاصل میدان عالی قاپو تا میدان ورزش) انجام شد. این پژوهش از نوع کیفی است و با استفاده از روش تحلیل تفسیری انجام شده است. داده ها از سه طریق گردآوری شدند: (۱) مرور اسناد و مطالعات کتابخانه ای، (۲) مشاهده میدانی ساختار فضایی و نشانه های بصری، و (۳) انجام مصاحبه نیمه ساخت یافته با ۳۰ نفر از سالمندان آشنا با محدوده مورد نظر. نمونه گیری به روش گلوله برفی و مبتنی بر اصل اشباع نظری انجام شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MaxQDA Pro 2024 و به روش کدگذاری اولیه صورت گرفت. در مصاحبه ها، دو پرسش محوری در خصوص شناسایی عناصر شاخص بصری (در حضور فیزیکی یا یادآوری ذهنی فضا) مطرح گردید. نتایج تحلیل نشان داد که اشیای کاربردی مانند نیمکت، چراغ روشنایی و سطل زباله و نیز ابنیه شاخص مانند بقعه شیخ صفی الدین، نقش محوری در ایجاد حس آشناپنداری و تقویت حافظه فضایی سالمندان ایفا می کنند. یافته ها تأکید می کنند که طراحی محیطی مبتنی بر نشانه های بصری می تواند به ارتقاء کیفیت زندگی سالمندان کمک نماید.
۱۰۴.

نشانه شناختی سقاخانه ها به مثابه عناصر هویت ساز در بافت تاریخی شهرهای ایران (با تأکید بر نقش آن ها در تقویت خوانش فرهنگی-جغرافیایی فضا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۹۹
بشر معاصر در کنار زندگی روزمره، با باورها مراسم آیینی پیشینیان خویش گره خورده و از گذشته برای پاسخ دهی به مطالبات معنوی خود در کنار خواسته های مادی، به فراهم آوردن بستری مناسب برای انجام این آیین ها نیازمند بوده است. برای این منظور وی به ساخت بناهایی با عملکرد مناسب جهت این موضوع اهتمام ورزیده است. ایرانیان در ابتدا به ترتیب، معابد، آتشکده ها و مقابربرای این منظور بنا می نمودند پس از اسلام نیز مساجد آرامگاه ها به عنوان بناهای اصلی تر خانقاه ها، حسینیه ها، تکایا و سقاخانه ها به عنوان بناهای خرد تر و فرعی تر مطرح بوده اند. در این میان سقاخانه ها به دلیل کوچکی کالبد فراوانی نشانه های موجود در آن به عنوان یک بنای شاخص حائز اهمیت تلقی می گردند که با رسمی شدن مذهب شیعه در ایران توسط حکومت صفوی و پس از آن یک بار دیگر با قدرت گرفتن حکومت قاجار، نمونه های زیبا و کارکردی بسیاری از این بنا در شهرهای مختلف ایران ساخته شد. در پژوهش حاضر با بهره گیری از نظام سه گانه نشانه ای پیرس به عنوان یکی از پیشگامان نشانه شناسی نوین اقدام به بررسی و تحلیل عناصر خرد مقیاس درون این بنا شده است که مرحله اولیه آن با استفاده از مطالعات کتابخانه ای انجام پذیرفته در مرحله بعد به بررسی سقاخانه های موجود در شهرهای اردبیل، اصفهان، تهران ارومیه از طریق مطالعات میدانی اقدام شده است؛ تحلیل و بررسی اطلاعات حاکی از آن بوده که بنای سقاخانه در حال حاضر بیش از آنکه با جنبه عملکرد اجتماعی- فرهنگی آن مرتبط باشد، از بابت ویژگی های کالبدی مورد توجه است.
۱۰۵.

سبک سازی در معماری ایران از راهکار سازه ای تا ترکیب با فضای معماری با تأکید بر گنبد سلطانیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۴
معماران ایرانی برای پایدارسازی سازه های تاریخی، به جای افزودن پیچیدگی، به کاهش وزن و سبک سازی بنا می پرداختند. زیبایی ظاهری نیز برای آنان اهمیت داشت و در این راستا، راهکارهایی ابداع می کردند که علاوه بر کاهش وزن، زیبایی و کارایی سازه را هم حفظ کنند، و سبک سازی در معماری ایران ابتدا یک راهکار سازه ای ساده بود؛ ولی در ادامه معماران توانستند این راهکار سازه ای با راهکارهای معمارانه ترکیب کنند و در عین سبک سازی، فضاهای زیبای معماری خلق کنند و مقبره محمد خدابنده در سلطانیه به عنوان بزرگ ترین بنای آرامگاهی دوران اسلامی ایران عالم یکی از سازه های پیچیده ای می باشد که فنون سبک سازی ترکیبی مانند: صندوقه کردن، کنوبندی، قید کردن در آن به کار رفته است. به نظر می رسد این راهکار ترکیبی سازه و معماری می تواند یکی از مؤثرترین عوامل پایداری گنبد سلطانیه محسوب شود. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است؛ راهکارهای سبک سازی در سازه های تاریخی از یک راهکار ساده سازه ای تا ترکیب سازه با معماری برای زیبای در عین توجه به الزامات سازه ای در معماری ایران چگونه بود و در گنبد سلطانیه این موارد چطور کاربست یافته است؟ این تحقیق از لحاظ هدف از تحقیق های بنیادی می باشد که به روش توصیفی-تحلیلی کار شده است و جمع آوری اطلاعات و داده های آن ازطریق مطالعات کتابخانه ای در حوزه سبک سازی و انواع آن با به همراه پیمایش های میدانی در نمونه مطالعاتی بود و نتایج تحقیق نشان داد استفاده از فنونی چون کم شدن ضخامت از پاکار تا رأس گنبد، استفاده از گنبد دو پوسته و هم چنین وجود ایوان های داخلی و خارجی، موجب کاهش وزن سازه در کنار ایجاد فضاهای معماری منحصربه فرد می باشد.
۱۰۶.

راهبرد کارآمدی میراث در برنامه های توسعه یکپارچه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۰
میراث فرهنگی به عنوان یکی از عناصر هویت ساز و هویت بخش جوامع شناخته می شود. در طول قرن گذشته و دوران معاصر، نظریه پردازی درباره میراث فرهنگی دچار تحولات چشمگیری شده و الزامات و ابزارهای حفاظت نیز بر اساس این تغییرات دگرگون شده اند. در گذشته، میراث فرهنگی غالباً به جنبه های فیزیکی یا کالبدی خلاصه می شد (برای نمونه یک بنا یا اثر معماری)، اما امروزه ابعاد غیرملموس آن همچون سنت ها، آیین ها، معناها و بافت های اجتماعی نیز به رسمیت شناخته شده اند. در طول عمر نظریه های مرتبط با حفاظت میراث فرهنگی، چه در بُعد ملموس و چه در بُعد غیرملموس، همواره چالش های جدی وجود داشته است. در مقاطعی، میراث فرهنگی به عنوان عاملی بازدارنده در مسیر توسعه های شهری و فنی تلقی می شد، و همین دیدگاه ها گاه آن را در معرض خطر قرار می داد. جریان ها و چالش های مرتبط را می توان در دو دسته ی چالش های سنتی و چالش های نوظهور بررسی کرد. از جمله چالش های سنتی می توان به تخریب ناشی از سودجویی، جنگ و خشونت، بلایای طبیعی همچون سیل و آتش سوزی و نیز مدیریت ناکارآمد اشاره کرد. در مواردی، سودجویی برخی افراد که با هدف فروش بخش هایی از آثار یا تزئینات تاریخی اقدام می کردند، موجب تخریب آثار می شد. همچنین توسعه های شهری بدون ضابطه و در مواردی جنگ ها و حملات نظامی، به ویرانی میراث فرهنگی منجر شده است. مسجد جامع اصفهان، قلعه شوش و خانه تاریخی صدقیانی تبریز نمونه هایی از آثاری اند که در جریان جنگ ایران و عراق آسیب جدی دیدند. البته این پدیده جهانی است و محدود به ایران نمی شود. اما در خصوص چالش های نوظهور باید به فشار روزافزونی که توسعه شهری بر آثار تاریخی و فرهنگی وارد می کند اشاره کرد: گسترش شهرها و ساخت وسازهایی که بدون توجه به بافت تاریخی انجام می شوند، تغییرات اقلیمی و محیطی شامل افزایش خشکسالی، سیلاب ها، فرسایش و تغییر سطح آب دریاها، همگی میراث فرهنگی را به مخاطره انداخته اند. افزایش حضور گردشگران، تردد خودروهای سنگین، و بهره برداری اقتصادی بیش از ظرفیت بناهای تاریخی نیز موجب فشارهای فیزیکی و معنایی بر این آثار شده است؛ آثاری که اساساً برای استفاده محدود طراحی شده بودند. افزون بر این، مدیریت غیرتخصصی و دخالت های سیاسی با اهداف غیر فرهنگی از دیگر تهدیداتی اند که میراث فرهنگی را در معرض تخریب قرار داده اند.
۱۰۷.

نشانه شناسی آرایه های معماری شهر تاریخی ماسوله بر پایه نظریه چارلز سندرس پیرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۷
نشانه‌شناسی ازجمله دانش هایی است که به شناخت مفاهیم و معانی مؤثر در شکل‌گیری نمادها می‌پردازد. نشانه‌ها و نمادها نقشی اساسی در آفرینش آثار هنری و زندگی انسان‌ها دارند. شهر تاریخی ماسوله با قدمت هزارساله خویش دارای آرایه‌های معماری متنوعی است که از نمادها و نشانه‌های مختلفی تشکیل‌شده‌ است. پژوهش پیش‌رو در تلاش است برمبنای مطالعات میدانی و استفاده از نظریه نشانه‌شناسی پیرس به مفاهیم شکل‌دهنده آرایه‌های معماری شهر تاریخی ماسوله بپردازد. پرسش­های پژوهش به شرح ذیل است؛ آرایه‌های معماری شهر تاریخی برمبنای نشانه‌شناسی پیرس در چندین گونه دسته‌بندی می­شوند؟ چه معانی در شکل‌گیری آرایه‌های ماسوله مؤثر بوده‌اند؟ دستاورد پژوهش نشان‌دهنده آن است؛ آرایه‌های معماری ماسوله که در گونه­های؛ گره‌چینی، قواره‌بری، منبت‌کاری، قوس و مقرنس، گچ‌بری، کاشی‌کاری، کنده‌کاری، چشم‌نظر، خطاطی، معرق­کاری و آینه‌کاری دسته‌بندی می‌گردند برمبنای مفاهیم نشانه شناختی پیرس برپایه باورهای دینی و مذهبی، مفاهیم اجتماعی و فرهنگی مردم ماسوله در سده­های پشت هم در این شهر شکل‌گرفته‌اند. نشانه‌های شمایلی به جهت تکریم مفاهیم اسلامی به‌صورت محدود در قالب نگاره­های گیاهی و جانوری در ابنیه مذهبی ماسوله بکارگرفته‌شده‌اند و در جهت آفرینش فضایی روحانی، بیم دهنده و بشارت‌دهنده هستند. همچنین نشانه‌های نمادین آرایه‌های ماسوله اشاره به شمارگان مقدس و دارای معانی امیدبخش، هدایت یافتن بندگان توسط نور الهی، صفات خداوند، تقدس و احترام به عناصر اربعه در فرهنگ ایرانیان باستان و در امان ماندن از انرژی‌های منفی و شیطانی دارند.
۱۰۸.

گونه شناسی ابنیه اقامتی راهی عصر صفوی بر پایه گزارش های جهانگردان غیر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۵
دوران صفوی را عصر طلایی کاروانسراسازی خوانده اند و شاه عباس را پدر کاروانسراسازی ایران. در این دوره به دلیل رونق تجارت و گسترش روابط میان ایران و اروپا، ساخت راه و ابنیه اقامتی راهی رونق بسیار یافت. جهانگردان بسیاری از این امکان ارتباطی بهره گرفتند و راه های ایران را زیرپا گذاشتند و اقامتگاه هایشان را با جزئیات قابل توجهی وصف و گونه های کمتر شناخته شده ای از ابنیه اقامتی راهی را معرفی کرده اند. بااین وجود پژوهشی مستقل و برخاسته از گزارش های جهانگردان درباره ابنیه اقامتی راهی ایران در دست نیست. هدف اصلی این پژوهش شناخت و معرفی انواع ابنیه اقامتی راهی دوران صفوی از نگاه سفرنامه نویسان غیرایرانی است. برای دستیابی به این هدف، این پژوهشِ بنیادی و کیفی، با بهره گیری از «روش ترکیبی» به جمع آوری داده های برآمده از مطالعه اسنادی 20 عنوان سفرنامه به جامانده از دوران صفویان پرداخته و حاصلِ تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده از رویکردِ تحلیلی-تطبیقی به نتایج پایانی منتهی شده است. ابنیه اقامتی راهی که سفرنامه نویسان از آن سخن گفته و به شرح جزئیات آن پرداخته اند، شامل سابات و لنگر، رباط، خان و خانقاه، کاربات و کاروانسرا، خانه های شاهی، مهمان خانه و کاروانسراهای شهری، پل ها و قهوه خانه ها، اقامتگاه های شاهی و دسکره ها، روستاهای اقامتی و خانه های شخصی، اماکن مذهبی، خیمه ها و ساختمان های سیار، واحه ها، درختان و ایستگاه های موقت بوده اند.
۱۰۹.

گونه شناسی آرایه های معماری ایوان های ستوندارِ خانه های قاجاری شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۴
بیان مسئله: خانههای دوره قاجارِ شهر تبریز از جمله آثار ارزشمندی هستند که بخش مهمی از بافت تاریخی را تشکیل داده اند؛ این خانههای تاریخی با معماری ویژه، تفاوت های شکلی با خانههای تاریخی دیگر نقاط جغرافیایی ایران دارند. بخش مهمی از کالبد خانههای مورد مطالعه ایوان بوده که تاکنون پژوهش مستقلی در مورد شاکله و آرایه های آنها انجام نشده است؛ براین اساس، مسئله اساسی پژوهش حاضر گونه شناسی آرایه های معماری ایوان خانه های قاجاری تبریز است. هدف پژوهش: بررسی ویژگی های معماری، طبقه بندیِ گونه های متنوع آرایه های ایوان ها و جریان های تأثیرگذار در شکل گیری آنها اهداف مهم پژوهش پیشِ رو است. روش پژوهش: روش انجام پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و در دو بخش کتابخانهای و میدانی اطلاعات مربوط به آن گردآوری شده است؛ ابتدا از تمامی ایوان خانه های مورد مطالعه عکاسی، طراحی و توصیف دقیق به عمل آمده، پس از آن کلیه اسناد مرتبط با خانه های قاجاری تبریز در کنار بررسی های میدانی به منظور دستیابی به نتایج منسجم گردآوری و مطالعه شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که ایوان های مورد مطالعه با طاق های قوسی، ستون های چوبی با سرستون های پرکار گچی، پایه ستون های چند ضلعی سنگی و پیشانی هایی با گچبری های متنوع مزین شده اند. آرایه های به کار رفته، آجرکاری در نما و گچبری بوده که با تأثیرپذیری از هنر غرب، ایران باستان و هنر بومی رنگ و بوی قاجاری به آنها داده شده است. گچبری سرستون ها با فن کُرنتی و با نقوش گیاهی در انواع برگ کنگری مشابه نمونه های غربی و نقوش گیاهی پیشانی با پالمت های چند لبی و برگ تاک برگرفته از هنر ساسانی نمایش داده شده اند. پایه ستون هایِ چند ضلعی، مشابه انواع رایج به کار رفته در منطقه آذربایجان به ویژه مساجد ستوندار چوبی دوره قاجار است. علاوه بر آن ترکیبِ فن نگینِ گچی با آینه و ایجاد گره مربع قناس در طرح های ترنجی، سقف و نماهای داخل ایوان ها را آراسته است. 23 طرح آجرکاری در انواع آبشاری (خفته راسته)، گل انداز، هره چینی، دندان موشی، حصیری و پوزگوی، سایرِ آرایه های برجسته خانههای مورد مطالعه هستند.
۱۱۰.

بررسی تأثیر آنومی اجتماعی بر معماری ایران از نگاه سفرنامه نویسان دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۵
بیان مسئله: در دوره صفویان گروه های مختلفی از اروپا به ایران وارد شدند و برخی از خود سفرنامه هایی به جا گذاشتند که علاوه بر ستایش فرهنگ، خلقیات و آثار معماری ایرانیان، نکاتی از وضعیت نابسامان شهرها و ساختمان ها در آن ها دیده می شود که در کنار برخی توصیفات از روحیات و رفتارهای خارج از اخلاق پذیرفته شده، نشانه هایی از جامعه نابسامان، بی هنجار یا آنومیک و معماری برآمده از آن را به دست می دهد. چنین گزارش هایی از جنبه های پنهان معماری ایرانی، تصویری کمتر شناخته شده از حیات و نابودی ساختمان ها را به نمایش می گذارد که به دلیل قرارگرفتن زیر سایه اَبَر-روایت شکوه و عظمت معماری ایران، کانون توجه و بررسی قرار داده نشده اند. این در حالی است که معماری هر سرزمینی، مانند سایر دستاوردهای آن نیاز به نقد و آسیب شناسی دارد. هدف پژوهش: برای حل این مسئله، با کمک علم جامعه شناسی و استفاده از نگرش «نقادانه» و از «بیرون» به «درون» سفرنامه های غیرایرانی به جامعه و معماری ایران، در جهت شناخت و تصویر ابعاد پنهان معماری آن در شرایط آنومیک، استفاده شده است. روش پژوهش: برای دستیابی به هدف فوق، این پژوهشِ بنیادی و کیفی، با بهره گیری از «روش ترکیبی» به جمع آوری داده های برآمده از مطالعه اسنادی 27 عنوان سفرنامه منتخب از دوران صفویان پرداخته و تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده از رویکرد تفسیری-تاریخی به نتایج نهایی منتهی شده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، مواردی چون ساختن ابنیه جدید به جای مرمت آثار موجود، تخریب بناها به دلیل خرافات، سپردن ساختمان ها به دست تقدیر، عدم رسیدگی به ابنیه موجود، عدم مرمت ساختمان های دیگران، بناکردن بی کارکرد و بی دلیل بناها و عدم سرمایه گذاری روی ساختمان ها را آشکار می کند که برآمده از جامعه ای با اقلیمی خشن، حکومتی مستبد، دچار بی قانونی و متأثر از باورهای خرافی بوده که مردمان آن را به سوی رفتارهای آنومیک سوق داده است.
۱۱۱.

گونه شناسی و بررسی تطبیقی معماری سنتی و معاصر ابنیه مسکونی شهر تاریخی ماسوله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۸۰
هدف: پژوهش حاضر شناخت انواع گونه های معماری ابنیه مسکونی سنتی و نوساز در شهر تاریخی ماسوله است که از میان 564 بنای موجود در شهر تاریخی ماسوله، 119 بنای مسکونی تاریخی به صورت میدانی موردبررسی قرارگرفته است. برای شناخت فضاها و کاربری فضاهای معماری ابنیه مسکونی از ساکنان مصاحبه گرفته شده است. برای درک مناسب تفاوت میزان محصوریت و سلسله مراتب فضایی در معماری ابنیه سنتی و نوساز مسکونی ماسوله از نرم افزار تحلیل فضا و دید بصری دپس مپ ورژن10 استفاده شده است. روش پژوهش: نگارندگان با استفاده از منابع تاریخی، مطالعات کتابخانه ای و بررسی های میدانی و با به کارگیری روش های توصیفی-تطبیقی و نرم افزار تحلیل فضا و دید بصری دپس مپ 10 برای شناخت انواع گونه های معماری ابنیه مسکونی 119 خانه سنتی و نوساز ماسوله را موردبررسی قرار داده اند. یافته ها: در معماری ابنیه مسکونی نوساز ماسوله، فضاهایی همچون؛ چٌغٌم، سومعه، تزئینات پاشنه درب، طاقچه های داخلی، شومینه، مَفرَغ، انبار، مال بند، بُرج و سلسله مراتب فضایی حریم های عمومی به خصوصی حذف شده اند. شفافیت و گسترش فضایی در معماری ابنیه نوساز افزایش یافته است. در ساختار سازه ای ابنیه نوساز مسکونی ماسوله از مصالح سیمانی، آجری، میلگرد استفاده شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که ابنیه مسکونی سنتی ماسوله در دو گونه خانه های گسترش یافته افقی و عمودی طبقه بندی می شوند. ابنیه مسکونی نوساز به عنوان جدیدترین گونه در بافت تاریخی ماسوله ظاهر شده اند. از منظر سازمان دهی فضایی، گونه های سنتی شامل عناصری نظیر ورودی، دالان، سومعه، مال بند، انبار، راه پله، مفرغ، برج، تالار، تلارپیش، بریه، لن، اتاق خواب، سرویس بهداشتی، حمام و بهره گیری از عمق زمین هستند. این فضاها سلسله مراتب عمومی-خصوصی را رعایت می کنند: طبقه همکف مشتمل بر انباری، دالان، سرویس بهداشتی و ورودی؛ و طبقات فوقانی شامل چغم، سومعه، راه پله، سرویس، حمام، مطبخ، پذیرایی، تالار، تلارپیش و اتاق خواب. در مقابل، ابنیه نوساز فاقد این سلسله مراتب هستند؛ مهمانان در طبقه همکف مستقیماً به فضای پذیرایی وارد شده و به آشپزخانه دید دارند، و در طبقات به پذیرایی، آشپزخانه و اتاق های خواب دسترسی می یابند. فضاهای دالان، انبار، مال بند، چغم و سومعه حذف گردیده و الگوی خانه ها به سبک مدرن شهری گرایش یافته اند.
۱۱۲.

تاثیر قوانین و مقررات نظارتی بر نمای مسکونی شهر تهران با مطالعه نماهای مسکونی منطقه 22 تهران(چیتگر)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۵۰
با گسترش شهرنشینی و رشد ساخت و ساز، تغییرات بنیادینی در منظر شهری پدید آمده که از تاثیرگذارترین فاکتورها در شکل گیری نما، ضوابط شهرسازی است و به منظور حفظ هویت بصری و ارتقای زیبایی فضاهای شهری تعریف می شود. با این وجود، بسیاری ازاین ضوابط نه تنها قدیمی، بلکه فاقد انعطاف برای تطابق با تحولات شهری هستند. این توسعه، هم زمان با فقدان نظارت جامع و ضعف در ضوابط، منجر به ناهمگونی گسترده در بدنه شهری شده است. نما، که باید به عنوان عنصری هویت ساز و بهبود دهنده کیفیت محیط شهری عمل کند، اکنون به نمادی از بی برنامگی و سلیقه گرایی تبدیل شده است. این پژوهش از نوع کاربردی و بر مبنای مطالعه توصیفی تحلیلی انجام شده است و هدف آن مطالعه تاثیر مقررات بر سیمای شهری منطقه 22 تهران می باشد. یافته های تحقیق نشان می دهد: روند پیروی ساختمان های چیتگر از ضوابط، درحال بهبود است. در بافت قدیمی، نماها اغلب بی نظم، شلوغ و ناسازگار با بناهای مجاور هستند، درحالی که در نواحی نوساز نماها ساده تر، هماهنگ تر و با مصالح مدرن طراحی شده اند، هرچند نیاز به توجه بیشتر به الحاقات نمایان وجود دارد. قوانین راهنما جنبه توصیه داشته و الزام آور نیستند و مقررات لازم الاجرا نیازمند اصلاح و بروزرسانی هستند. در نتیجه، می بایست مقررات کارآمدتر تدوین شده و نظارت ها تقویت شوند تا نماهای شهری هم سو با محیط اطراف باشد. پیشنهاد می شود معیارهای بصری، کروکی ها و ... مطرح شده در راهنماها، به ضوابط مصوب که شامل نحوه اجرا و محاسبات می باشد، اضافه شود تا درآینده شاهد مدیریت بصری بهتری در این خصوص باشیم.
۱۱۳.

بررسی فضا شنیداری بازار تبریز در سیر تاریخی پیش از دوره مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۲۵
بازار عنصری کلیدی و نمونه ای تمام عیار از نمود شهرهای تاریخی و منظر صوتی آن، در بردارنده نشانه های احساسی ادراکی است که در مکان و زمان خاصی جاری بوده و اهمیت خاصی دارد. در این مقاله به بررسی تغییرات فضا شنیداری بازار تبریز در سیر تاریخی پیش از دوره مدرن پرداخته شده است. در این مقاله با استفاده از روش کتابخانه ای و با واکاوی اطلاعات سفرنامه ها و نقشه های تاریخی تبریز، اسناد و گزارش های حکومتی و دیگر منابع مربوط به دوره های تاریخی پیش از مدرن در جایگاه داده های پایه، استخراج شده و طبق مؤلفه های نظریه های منظر صوتی مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که منظر صوتی بازار تبریز در دوره های تاریخی دارای اصوات معنادار بیشتری نسبت به محیط های مشابه در همان دوران است و همین مسئله در حال حاضر نیز برقرار است؛ همچنین مؤلفه هایی مانند فعالیت کاربری هایی چون مساجد و مقابر، حمام ها و زورخانه، مشاغل مستقر و غیر مستقر، دست فروش ها، حضور دوره گردها و تفریحات مردم و رویدادهای اجتماعی، حضور گویش ها و لهجه های متفاوت، صدای ساخت و ساز، حضور عناصر طبیعی در محیط بازار و صداهای مربوط به مدیریت و نگهداری بازار تکه اصوات کلیدی بودند که از منظر صوتی تاریخی قابل خوانش بوده اند و استمرار منظر صوتی خوانا در سراسر بازار نشان می دهد که محیط پویایی بوده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان