محمدحسن ملکی

محمدحسن ملکی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه مدیریت، دانشکده ی مدیریت، دانشگاه قم

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۷۱ مورد از کل ۷۱ مورد.
۶۱.

ارائه چارچوبی برای شناسایی پیشران های موثر روی آینده منابع درآمدی دانشگاه ها در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۲۶
هدف: دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی با توجه به کاهش بودجه های دولتی، فشارهای اقتصادی، شدت رقابت و کاهش تقاضا برای تحصیلات تکمیلی و بحران های مالی بین المللی، به سمت متنوع کردن منابع درآمدی خود حرکت کرده اند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر شناسایی مهم ترین پیشران های موثر بر آینده منابع درآمدی دانشگاه ها است. روش: این پژوهش از نظر جهت گیری دارای ماهیتی کاربردی بوده و روش آن کمّی چندگانه است. جامعه نظری پژوهش، مدیران طرح و برنامه دانشگاه های بزرگ کشور و اساتید متخصص در حوزه تأمین مالی آموزش بودند. روش نمونه گیری به صورت قضاوتی، و با توجه به تخصص خبرگان در حوزه تأمین مالی آموزش عالی انجام شد. حجم نمونه در این پژوهش برابر 10 نفر بود. پیشران های پژوهش از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان بدست آمد. در ادامه برای غربال و تحلیل اثرگذاری پیشران ها به ترتیب از دو پرسشنامه خبره سنجی و اثرسنجی استفاده شد. این پرسشنامه ها با دو تکنیک دلفی فازی و دیمتل فازی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: 25 پیشران از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان بدست آمد. از میان پیشران های پژوهش، 10 پیشران دارای مقدار دیفازی بیشتر از 6/0 بودند و برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. میزان اثرگذاری پیشران های باقیمانده با دیمتل فازی ارزیابی شد. با توجه به شاخص خالص اثر، پیشران های تحریم ها و محدودیت های خارجی، شرایط اقتصادی جامعه، ماهیت ارتباط دانشگاه ها با صنایع و کسب و کارها در جامعه و سیاست های وزارت علوم در مورد جذب دانشجو به ترتیب بیشترین اثرگذاری را داشتند. نتیجه گیری: پیشنهادهای کاربردی پژوهش با توجه به اثرگذارترین پیشران ها ارائه گردید. در این زمینه پیشنهادهایی مثل تاب آور کردن دانشگاه ها، توجه دانشگاه ها به تولید ثروت در جامعه، هدایت پایان نامه های تحصیلات تکمیلی و پژوهش ها به سمت مسئله محوری و جذب دانشجو براساس نیازهای صنعت و بازار، برنامه آمایش سرزمین و الزامات بومی ارائه شد.
۶۲.

ارائه یک سیستم تصمیم یار برای مقاوم سازی بخش بانکی با رویکرد تاب آوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۰۷
هدف: بانکداری یکی از حوزه های اثرگذار در اقتصاد از منظر تأمین مالی، کنترل نقدینگی و بهبود فضای کسب و کار است. مقاوم سازی بانکداری نقش مهمی در توسعه اقتصاد کشور دارد. تحقیق حاضر به دنبال مقاوم سازی این حوزه با رویکرد تاب آوری است. برای تحقق این هدف، عوامل تاب آوری بانکی شناسایی و اولویت بندی شده اند. روش شناسی: این پژوهش از منظر هدف، اکتشافی بوده و به دلیل استفاده از روش های کمّی، دارای روش شناسی کمّی چندگانه است. جامعه پژوهش، خبرگان بانکی هستند. نمونه گیری، قضاوتی بوده و حجم نمونه 15 نفر می باشد. ابزارهای گردآوری داده ها در این پژوهش عبارتند از مصاحبه و پرسشنامه. پرسشنامه خبره سنجی برای غربال عوامل، پرسشنامه دیمتل، برای غربال ثانویه عوامل و تعیین میزان اثرگذاری آن ها و نهایتاً پرسشنامه اولویت سنجی کداس برای رتبه بندی نهایی عوامل مورد استفاده قرار گرفت. عوامل پرسشنامه های تحقیق مبتنی بر مرور مقالات معتبر و مصاحبه با خبرگان می باشند، به همین دلیل ابزارهای تحقیق از روایی مطلوبی برخوردار بودند. برای تحلیل داده ها از آزمون بینم، دیمتل و کداس استفاده شد. آزمون بینم برای غربال اولیه، دیمتل برای غربال ثانویه و کداس برای اولویت بندی عوامل نهایی مورد استفاده قرار گرفتند. آزمون بینم یکی از آزمون های ناپارامتریک برای غربال عوامل بوده و علت استفاده از آن، نرمال نبودن داده های تحقیق است. دیمتل جزء فنون تحلیل ساختاری بوده و با استفاده از آن می توان میزان اثرگذاری و اثرپذیری عوامل را مشخص کرد. روش کداس جزء فنون فاصله ای جدید بوده و علاوه بر فاصله اقلیدسی، فاصله تاکسی کب را هم برای هر یک از عوامل مشخص می کند. نتایج: در ابتدا 22 عامل موثر روی تاب آوری بانکی از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان بانکی شناسایی شد. عوامل مذکور با کاربست آزمون بینم غربال شدند. 13 عامل با ضریب معناداری بالای 5 درصد حذف گردیدند و 9 عامل باقیمانده با بکارگیری آزمون دیمتل، تحلیل شدند. غربال عوامل پیش از اولویت بندی نهایی، به سازگاری نتایج و کیفیت یافته ها کمک می کند. 5 عامل دارای خالص اثر مثبت بوده و اثرگذار ارزیابی شدند. نهایتاً 5 عامل مذکور با کاربست آزمون کداس اولویت بندی گردیدند. نتیجه گیری: عوامل آینده نگری، مشارکت راهبردی با فین تک ها و وجود سیستم تحلیل ریسک، به ترتیب بیشترین اولویت را در تاب آوری بانکی دارند. تحلیل پیشران ها و شناسایی سناریوهای آینده بخش بانکی، سرمایه گذاری روی فین تک ها برای استفاده از ظرفیت آن ها در تحقیق و توسعه و شناسایی و مدیریت ریسک های آینده بخش بانکی، به تاب آوری شبکه بانکی کمک می کند.  
۶۳.

شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر فقر ذهنی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۱
تحقیق حاضر به دنبال شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر فقر ذهنی در ایران است. تحقیق حاضر از نظر جهت گیری، کاربردی بوده و از حیث روش شناسی، کمّی چندگانه است. جامعه نظری پژوهش، خبرگان بحث فقر ذهنی بوده و روش نمونه گیری، قضاوتی است. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه خبره سنجی و اولویت سنجی استفاده شد. در گام اول، 36 عامل از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان بدست آمد. این عوامل با به کارگیری توزیع پرسشنامه و روش دلفی فازی غربال شدند. 13 عامل دارای عدد دیفازی بالاتر از 0/65 بودند و برای اولویت بندی نهایی انتخاب شدند. عوامل غربال شده با توزیع پرسشنامه های اولویت سنجی  با روش مارکوس رتبه بندی شد. عوامل مؤثر بر فقر ذهنی در ایران  براساس خروجی  روش مارکوس عبارت بودند از: عوامل شخصیتی، نابرابری اقتصادی، شبکه های اجتماعی آنلاین، بی هویتی اجتماعی و بیکاری. یافته ها نشان می دهد عوامل شخصیتی مانند عزت نفس، امید به آینده در کنار عواملی دیگر مانند نابرابری های اقتصادی و حضور فعال در شبکه های اجتماعی آنلاین می تواند بر فقر ذهنی جامعه تأثیرگذار باشد.
۶۴.

ارائه چارچوبی برای شناسایی و تحلیل مهم ترین روندهای تحقیقاتی زنجیره تأمین کشاورزی هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۳
هدف: زنجیره تأمین هوشمند در بخش کشاورزی به عنوان یکی از محورهای اصلی توسعه پایدار و بهره وری منابع در جهان معاصر مطرح است. افزایش تقاضای محصولات کشاورزی، محدودیت منابع طبیعی و ضرورت کاهش ضایعات، نیاز به به کارگیری فناوری های نوین و دیجیتال سازی فرآیندهای زنجیره تأمین را بیش از پیش آشکار ساخته است. در این راستا، شناسایی روندهای پژوهشی کلیدی و اولویت دار در حوزه کشاورزی هوشمند و زنجیره تأمین هوشمند، می تواند مسیر توسعه علمی و عملی را هموار ساخته و به اتخاذ تصمیم های مدیریتی مبتنی بر داده کمک کند. هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی مهم ترین روندهای پژوهشی مرتبط با زنجیره تأمین هوشمند در بخش کشاورزی است.روش شناسی: برای دستیابی به این هدف، پژوهش حاضر از رویکرد کمی چندگانه بهره گرفته است. داده های پژوهش از طریق مرور نظام مند ادبیات علمی و پرسشنامه های خبره سنجی جمع آوری شدند. در گام نخست، روندهای پژوهشی از مطالعات منتشرشده در حوزه کشاورزی هوشمند و زنجیره تأمین هوشمند استخراج و ۳۰ روند اولیه شناسایی شد. سپس با مشارکت ۱۰ نفر از خبرگان دانشگاهی و حرفه ای، این روندها با استفاده از تکنیک دلفی فازی پالایش و غربال گری شدند، به گونه ای که تنها روندهایی با عدد دیفازی بالاتر از ۰٫۷ برای مرحله بعدی باقی ماندند و ۹ روند کلیدی انتخاب شد. در گام بعد، این روندها بر اساس سه شاخص مهم شامل تکرار در مقالات مروری، سطح تأثیر فناورانه و جهت گیری آینده پژوهی با استفاده از روش مارکوس تحلیل و رتبه بندی شدند. وزن شاخص ها در این تحلیل برابر در نظر گرفته شد و داده ها به صورت خطی نرمال سازی و در ماتریس نرمال موزون وارد شدند تا میزان مطلوبیت و اولویت هر روند به صورت کمی تعیین گردد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که پنج روند پژوهشی در صدر اولویت ها قرار دارند: ادغام هوش مصنوعی توضیح پذیر با بلاک چین برای تصمیم گیری و امنیت، استفاده از یادگیری ماشین برای بهینه سازی جریان کالا و کاهش ضایعات، ترکیب داده های حسگری و کلان داده برای پیش بینی تولید و مصرف، گسترش اینترنت اشیا در مدیریت زنجیره تأمین کشاورزی، و توسعه ردیابی و شفافیت زنجیره تأمین با بلاک چین. این روندها نه تنها بازتاب تحولات فناورانه کلیدی در کشاورزی هوشمند هستند، بلکه مسیرهای پژوهشی آینده و استراتژی های توسعه ای برای بهبود کارایی، شفافیت و پایداری زنجیره تأمین کشاورزی را مشخص می کنند.نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که تمرکز بر فناوری های داده محور و دیجیتال سازی فرآیندها می تواند موجب افزایش بهره وری، کاهش ضایعات، ارتقای پایداری و تقویت اعتماد میان ذی نفعان زنجیره تأمین شود. ادغام XAI با بلاک چین، استفاده از یادگیری ماشین و تحلیل داده های حسگری و کلان داده، و گسترش اینترنت اشیا و شفافیت زنجیره تأمین، ابزارهای کلیدی برای تحقق این اهداف هستند. یافته ها می توانند به پژوهشگران، مدیران و سیاست گذاران کمک کنند تا اولویت های تحقیقاتی و توسعه ای خود را به صورت علمی و مبتنی بر داده تعیین نمایند. با وجود محدودیت هایی از جمله حجم نمونه محدود خبرگان، تمرکز بر داده های انتشار یافته و ماهیت کمی تحلیل، این پژوهش پایه ای ارزشمند برای سیاست گذاری علمی، برنامه ریزی توسعه فناوری های نوین و انجام مطالعات آینده با نمونه های گسترده تر و تحلیل های ترکیبی کمی-کیفی فراهم می آورد. تحقیقات آتی می تواند به بررسی اثرات زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی پیاده سازی فناوری های هوشمند و طراحی چارچوب های پایدار و انسان محور برای مدیریت زنجیره تأمین کشاورزی بپردازد.
۶۵.

ارائه چارچوبی برای تاب آوری صنعت هوانوردی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۲
صنعت هوانوردی، به عنوان یکی از زیرساخت های حیاتی حمل و نقل کشور نقش تعیین کننده ای در پایداری اقتصادی و تداوم خدمات در شرایط بحرانی دارد. پژوهش حاضر از نظر جهت گیری، کاربردی بوده و از حیث روش شناسی، یک مطالعه کمی است. جامعه نظری پژوهش،مدیران و متخصصان صنعت هوانوردی بوده و نمونه گیری به صورت متفاوتی انجام شد. دو گام نخست، از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان، 22 عامل شناسایی شد. در ادامه با بکارگیری روش دلفی فازی، عوامل پژوهش غربال شدند. 9 عامل دارای عدد دی فازی مطلوبی بودند و برای اولویت بندی نهایی انتخاب شدند. عوامل غربال شده با روش واسپاس فازی ارزیابی شدند. یافته ها نشان داد که عوامل تقویت و توسعه استارتاپ های فعال در صنعت هوانوردی، همکاری با شرکت های فناور در انتقال دانش و توسعه زیرساخت های فناوری اطلاعات در شرکت های هواپیمایی به ترتیب از بالاترین اولویت برخوردارند. براساس نتایج بدست آمده، پیشنهاد می شود تمرکز سیاست گذاران بر توسعه زیست بوم نوآوری، ارتقاء زیرساخت های فناورانه و توانمدسازی سرمایه انسانی متخصص در جهت افزایش تا ب-آوری بلندمدت این صنعت باشد.
۶۶.

ارائه چارچوبی برای شناسایی و تحلیل مهم ترین معیارهای ارزیابی درخواست های کمک از پلیس(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۵
زمینه و هدف: عوامل گوناگونی در اعزام نیرو برای درخواست کنندگان کمک از پلیس 110 تأثیرگذار هستند که بر حسب اهمیت، می توانستند تأثیرات بسیار زیاد یا اندکی داشته باشند. بررسی و شناخت این عوامل می تواند بر تخصیص هدف دار مأموران، برنامه ریزی های کارآمد از جمله ایجاد پایگاه های جدید و تصمیمات مدیریتی مناسب مؤثر باشد. روش: این پژوهش در دو فاز کیفی و کمی به بررسی و شناسایی معیارهای ارزیابی درخواست های کمک از پلیس پرداخت. برای این منظور، با انجام مصاحبه با کارشناسان و خبرگان این حوزه و با استفاده از روش تحلیل مضمون، معیارهای ارزیابی درخواست های کمک از پلیس شناسایی شدند و سپس گزینه ها بر اساس این معیارها با استفاده از روش تصمیم گیری چندمعیاره ماباک رتبه بندی شدند. یافته ها: با توجه به خروجی، مشخص شد که حفظ جان مردم در اولویت های اول پلیس بود؛ درست مثل جرائم خاص (تجاوز و...)، گروگانگیری، تهدید و سرقت های کلان در شرف انجام، مانند سرقت از بانک که در اکثر مواقع با گروگانگیری همراه بود. مواردی همچون تصادفات خسارتی و فوتی رتبه های آخر را به خود اختصاص دادند. علاوه بر رتبه بندی گزینه ها، معیارها با انجام مقایسه های زوجی وزن دار شدند که در این مرحله، معیارهای حساس بودن مسئله از نظر امنیتی و میزان فوریت درخواست بیشترین وزن را به خود اختصاص دادند. نتیجه گیری: پس از مشخص شدن اوزان معیارها، یک بار دیگر گزینه ها رتبه بندی شدند و نتایج هر دو مرحله با هم مقایسه شدند و مشخص شد که در پنج رتبه اول در هر دو روش، گروگانگیری، جرائم خاص و سرقت در شرف انجام کلان جزو گزینه های مشترک برتر بودندکه پلیس باید برای این جرایم برنامه اقدام فوری و ویژه تدوین نماید.
۶۷.

طراحی مدل تحلیل مشتری در صنعت مالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۵
رفتار مشتری در صنعت مالی به دلیل تنوع نیازها و پیچیدگی تصمیم گیری ها اهمیت زیادی دارد. این پژوهش با رویکرد کیفی، به دنبال شناسایی ابعاد مؤثر بر رفتار مشتری و طراحی یک مدل مفهومی برای تحلیل آن است. هدف، ارائه چارچوبی کاربردی برای درک بهتر و بهبود تعامل با مشتریان مالی است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. روش پژوهش کیفی است. جامعه آماری این پژوهش در بخش کیفی 16 نفر از صاحب نظران دانشگاهی در زمینه مدیریت مالی و اقتصاد می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی و نقطه اشباع نظری 14 نفر انتخاب شدند. ابزار گرد آوری بخش کیفی اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته و روش تجزیه و تحلیل این بخش با بهره گیری از نظریه داده بنیاد می باشد. داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. در مجموع 96 کد استخراج و در قالب شش مقوله اصلی و مقوله های فرعی تبیین شد. نتایج نشان داد که عوامل علّی شامل (عوامل اقتصادی، عوامل روانشناختی، عوامل اجتماعی، عوامل فناورانه)؛ شرایط زمینه ای شامل (عوامل زیرساخت ها، قوانین و مقررات، ساختار سازمانی، منابع انسانی)؛ شرایط محوری شامل (تصمیم گیری مالی، تعامل با مؤسسات، رفتارهای مالی، رضایت مشتری)؛ شرایط مداخله گر شامل (رقابت، شرایط بحرانی، تغییرات فناوری، ویژگی های فردی)؛ عوامل راهبردی شامل (شاخص های مدیریت ارتباط با مشتری، قیمت گذاری، کیفیت خدمات، بازاریابی)؛ پیامدها شامل (عملکرد مالی، وفاداری مشتری، شهرت سازمانی، توسعه محصولات) است.
۶۸.

شناسایی پیشران های موثر بر آینده سرمایه گذاری سازمان تأمین اجتماعی ایران با تأکید بر نقش فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۶۸
هدف این پژوهش شناسایی پیشران های موثر بر آینده سرمایه گذاری سازمان تأمین اجتماعی ایران با تأکید بر نقش فناوری می باشد. تحقیق حاضر از نظر جهت گیری، یک مطالعه کاربردی بوده و از منظر گردآوری داده ها، یک پژوهش میدانی می باشد. جامعه آماری پژوهش، خبرگان سرمایه گذاری و درآمدزایی در حوزه تأمین اجتماعی هستند و نمونه گیری بر اساس تخصص در این حوزه ها انجام شد. حجم نمونه در این پژوهش برابر با 10 نفر می باشد. برای گردآوری داده ها از ابزارهای مصاحبه ساختاریافته با خبرگان و پرسشنامه های خبره سنجی و اولویت سنجی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش از فنون کمی دلفی فازی و مارکوس استفاده شد. نتایج نشان داد که 29 پیشران از طریق مرور ادبیات و مصاحبه ساختاریافته با خبرگان تأمین اجتماعی استخراج شد. در گام بعد این پیشران ها با روش دلفی فازی غربال شدند. نه پیشران از عدد دیفازی مطلوبی برخوردار بودند و برای رتبه بندی نهایی انتخاب شدند. پیشران های نهایی با روش مارکوس اولویت بندی شدند. پیشران های دارای اولویت عبارت بودند از: پیشران های میزان همکاری سازمان تأمین اجتماعی با استارتاپ های فناوری، میزان همکاری نهادها و موسسات مالی کشور با فین تک ها و توسعه رگ تک ها.
۶۹.

ارائه مدلی برای تاب آوری اقتصادی با تمرکز بر نقش فناوری های نوین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۴
این تحقیق با هدف طراحی مدلی به منظور افزایش تاب آوری اقتصادی با تمرکز بر فناوری های نوین انجام شده است. در این مطالعه، از دو روش کمی دلفی فازی و تحلیل اثرات متقابل برای شناسایی، پالایش و ارزیابی عوامل مؤثر بر تاب آوری اقتصادی استفاده شده است. ابتدا، با مرور نظام مند منابع علمی و انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۰ نفر از متخصصان حوزه تاب آوری اقتصادی و فناوری های نوین، ۲۶ عامل اصلی شناسایی گردید. سپس این عوامل با استفاده از روش دلفی فازی پالایش شده و ۱۱ عامل با شاخص دلفی فازی مطلوب برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. در مرحله بعد، با به کارگیری تحلیل اثرات متقابل، میزان تأثیرگذاری و تأثرپذیری این عوامل مورد بررسی قرار گرفت تا مهم ترین عوامل مؤثر بر تاب آوری اقتصادی مشخص شوند. این مطالعه از نوع کمّی چندروشی و کاربردی است و نمونه پژوهش به صورت هدفمند از میان خبرگان با حداقل ده سال سابقه در حوزه های مرتبط انتخاب شده است. بهره گیری همزمان از مصاحبه های تخصصی و پرسشنامه های خبره سنجی و اثرسنجی، اعتبار و پایایی داده های جمع آوری شده را تضمین نموده است. نتایج پژوهش نشان داد که عوامل «شناخت روندهای کلان اقتصادی برای واکنش سریع تر به بحران ها با استفاده از کلان داده ها»، «کاهش هزینه های اجرایی قراردادها و افزایش اعتماد در تعاملات اقتصادی با قراردادهای هوشمند»، «افزایش شفافیت و امنیت در تراکنش های مالی به کمک فناوری بلاک چین» و «ارائه ابزارهای مالی جایگزین در شرایط بحران با بهره گیری از رمزارزها» بیشترین تأثیر را در تقویت تاب آوری اقتصادی دارند. همچنین، عوامل دیگری مانند بهبود دقت پیش بینی اقتصادی با هوش مصنوعی، خودکارسازی تولید با رباتیک پیشرفته و گسترش دسترسی به خدمات مالی از طریق فناوری های مالی نیز نقش قابل توجهی ایفا کردند. پیشنهادات سیاستی ارائه شده بر مبنای عوامل کلیدی موثر متمرکز بوده و شامل توسعه زیرساخت های فناوری اطلاعات، افزایش شفافیت و امنیت مالی، تسهیل فرآیندهای قراردادی و به کارگیری ابزارهای مالی نوین در مواقع بحران می باشد.
۷۰.

شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر شکل گیری انتظارات فعالان بازار ارز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۰
مقدمه و اهداف: انتظارات اقتصادی یکی از عوامل بنیادین و تعیین کننده در نوسانات نرخ ارز است که هم در چهارچوب نظریه انتظارات عقلایی و هم در اقتصاد رفتاری نقشی محوری ایفا می کند. نظریه انتظارات عقلایی فرض می کند که فعالان اقتصادی با بهره گیری از تمامی اطلاعات در دسترس و براساس مدل های منطقی، آینده متغیرهای اقتصادی را پیش بینی می کنند. در مقابل، رویکرد رفتاری بر نقش ادراکات ذهنی، هیجانات، خطاهای شناختی و اطلاعات ناقص در تصمیم گیری های اقتصادی تأکید دارد. در اقتصاد ایران، به دلیل وابستگی ساختاری به درآمدهای نفتی، شکنندگی بخش واقعی اقتصاد، و حساسیت شدید نسبت به اخبار سیاسی، تحریم ها و تحولات بین المللی، نوسانات نرخ ارز به میزان قابل توجهی از انتظارات فعالان بازار تأثیر می پذیرد و این امر موجب ایجاد عدم اطمینان شدید در تصمیم گیری های سرمایه گذاران، صادرکنندگان، واردکنندگان و سیاست گذاران اقتصادی می شود. این پژوهش با هدف شناسایی، تحلیل و رتبه بندی عوامل مؤثر بر شکل گیری انتظارات فعالان بازار ارز ایران طراحی شده است. تمرکز اصلی مطالعه بر ترکیب میان عوامل عینی (نظیر تغییرات سیاست های مالی، پولی، و نرخ بهره) و عوامل ذهنی و روانی (مانند جریان اخبار، شایعات اقتصادی، و احساسات عمومی نسبت به آینده اقتصاد) است تا سازوکاری جامع و واقع گرایانه برای تحلیل پویایی های رفتاری بازار ارز ارائه شود. افزون براین، مطالعه حاضر تلاش دارد نقش تعامل میان متغیرهای اطلاعاتی، سیاسی و اقتصادی را در ایجاد یا مهار نوسانات ارزی بررسی کرده و براساس آن، پیشنهادهایی سیاستی برای مدیریت انتظارات، افزایش شفافیت اطلاعاتی، و تقویت ثبات بازار ارز ارائه دهد. روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است و تلاش دارد تا ضمن شناسایی عوامل اثرگذار بر انتظارات فعالان بازار ارز ایران، چهارچوبی تحلیلی برای تبیین سازوکار شکل گیری این انتظارات ارائه کند. در گام نخست، برای استخراج عوامل مؤثر، مرور نظام مند ادبیات با استفاده از پایگاه های علمی معتبر بین المللی نظیر ScienceDirect ،Emerald ،Springer و SID انجام شد. بازه زمانی مرور منابع از سال 2000 تا 2023 تعیین شد تا تحولات اخیر در حوزه اقتصاد رفتاری و انتظارات ارزی به طور جامع پوشش داده شود. در این فرایند، بیش از 180 مقاله و گزارش پژوهشی بررسی و در نهایت 29 عامل مؤثر بر شکل گیری انتظارات شناسایی و طبقه بندی شدند. در گام دوم، برای پالایش، غربال گری و اولویت بندی عوامل، از روش دلفی فازی استفاده شد که یکی از روش های پیشرفته تصمیم گیری گروهی در شرایط عدم قطعیت محسوب می شود. این مرحله با مشارکت 14 نفر از خبرگان بازار ارز، استادان دانشگاه، تحلیلگران مالی و سیاست گذاران اقتصادی انجام شد. فرایند دلفی در دو دور متوالی صورت پذیرفت تا اجماع کارشناسی حاصل شود. معیار انتخاب عوامل کلیدی، میانگین فازی زدایی شده بزرگ تر از 0.6 بود که در نتیجه آن، 12 عامل نهایی به عنوان مؤلفه های اصلی تأثیرگذار بر انتظارات بازار ارز انتخاب شدند. فهرست عوامل نهایی عدد دیفازی عوامل 634/0 نقش غیرمستقیم رسانه در آگاهی بخشی افراد 606/0 شهرت مقامات پولی 672/0 اخبار انتخابات آمریکا 807/0 اخبار منتشرشده درخصوص تحریم ها 707/0 شوک های غیرمنتظره ناشی از نوسانات نرخ ارز 525/0 مخارج دولت 63/0 سوآپ ارزی 558/0 ریسک مبادله با چین 556/0 تنش های داخلی سیاسی 592/0 اغتشاشات داخلی 696/0 تنش های امنیتی و نظامی در خاورمیانه 754/0 انتظارات تورمی ناشی از تغییر قیمت حامل های انرژی   در گام سوم، برای اولویت بندی عوامل، از روش چندمعیاره مارکوس استفاده شد. در این مرحله، از شاخص های چهارگانه                               برای تعیین رتبه نهایی هر عامل بهره گرفته شد. داده ها از طریق پرسش نامه های تخصصی جمع آوری و سپس با نرم افزار Excel تحلیل شدند. اعتبار مدل نیز از طریق تحلیل حساسیت و شبیه سازی سناریوهای مختلف آزمون شد. نتایج پژوهش: نتایج حاصل از روش مارکوس نشان می دهد 6 عامل دارای بیشترین اثرگذاری بر انتظارات فعالان بازار ارز هستند: اخبار منتشرشده در خصوص تحریم ها (عدد دیفازی 807/0)؛ انتظارات تورمی ناشی از تغییر قیمت حامل های انرژی (754/0)؛ شوک های غیرمنتظره ناشی از نوسانات نرخ ارز (716/0)؛ تنش های امنیتی و نظامی در خاورمیانه (701/0)؛ اخبار انتخابات آمریکا (670/0)؛ نقش غیرمستقیم رسانه در آگاهی بخشی افراد (622/0). عوامل دیگری مانند سوآپ ارزی، شهرت مقامات پولی، اغتشاشات داخلی، ریسک مبادله با چین و مخارج دولت نیز در رتبه های بعدی قرار گرفتند. نتایج نشان می دهد انتظارات اقتصادی، افزون بر متغیرهای کلان اقتصادی، به شدت تحت تأثیر متغیرهای اطلاعاتی و روانی قرار دارند و این امر نقش مهمی در تعیین رفتار مصرف کنندگان، سرمایه گذاران و فعالان بازارهای مالی ایفا می کند. تحلیل های دقیق تر نشان می دهد اخبار رسانه ای، شایعات اقتصادی، تغییرات ناگهانی در سیاست های پولی و حتی رویدادهای بین المللی می توانند اثرات کوتاه مدت و بلندمدت قابل توجهی بر انتظارات اقتصادی داشته باشند. این یافته ها بر ضرورت ترکیب تحلیل های اقتصادی، روان شناختی و نهادی در پیش بینی و مدیریت انتظارات اقتصادی تأکید دارند و نشان می دهند که اتخاذ سیاست های مؤثر نیازمند درک دقیق تعامل بین متغیرهای اقتصادی و روانی و همچنین، شرایط سیاسی و اجتماعی است. بحث و نتیجه گیری: براساس یافته ها، اخبار مربوط به تحریم ها مهم ترین عامل تأثیرگذار بر شکل گیری انتظارات در بازار ارز ایران شناخته شده است. این نتیجه با مطالعات لوتادی و هاشم پسران (2023) همخوانی دارد که نشان می دهند شوک های ناشی از تحریم ها از طریق کانال های روانی، انتظاراتی و رفتاری موجب افزایش نوسانات و بی ثباتی در بازارهای مالی می شوند. در این میان، انتظارات تورمی ناشی از تغییر قیمت حامل های انرژی در جایگاه دوم قرار گرفته و نقش تعدیل کننده ای در ارزش پول ملی ایفا می کند. همچنین، شوک های غیرمنتظره نرخ ارز به عنوان عامل سوم، با تغییر ناگهانی در متغیرهای کلان، موجب بروز واکنش های هیجانی، افزایش تقاضای سفته بازانه و کاهش اعتماد عمومی نسبت به سیاست گذار می شود. افزون براین، تنش های امنیتی منطقه ای، اخبار مربوط به انتخابات آمریکا، تحولات ژئوپلیتیکی، و نقش رسانه ها در برجسته سازی اخبار اقتصادی از جمله متغیرهای سیاسی و اطلاعاتی مؤثر در مدل هستند. نتایج تحقیق نشان می دهد که مدیریت انتظارات فعالان اقتصادی نیازمند رویکردی چندبعدی و هوشمندانه است که شامل افزایش شفافیت اطلاعاتی، کنترل جریان اخبار حساس، ارتقای اعتبار سیاست گذار پولی، و کاهش نااطمینانی های سیاسی و اقتصادی می باشد. از منظر اقتصاد اسلامی و غیرربوی، این رویکرد هم راستا با اصولی چون ثبات مالی، عدالت اقتصادی، کاهش فعالیت های غیرمولد و محدودسازی سفته بازی است. در نتیجه، طراحی سیاست های ارزی مبتنی بر مدیریت کانال های روانی، اطلاع رسانی هدفمند و هماهنگی میان سیاست های پولی و مالی می تواند به کاهش نوسانات، افزایش پیش بینی پذیری و تقویت ثبات در بازار ارز منجر شود. تقدیر و تشکر: بدینوسیله از تمامی خبرگان و متخصصان حوزه بازار ارز که در اجرای مراحل دلفی فازی و مارکوس همکاری نمودند، صمیمانه تشکر و قدردانی می شود. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تضاد منافع مالی، علمی یا سازمانی در این پژوهش وجود ندارد.
۷۱.

شناسایی و تحلیل پیشران های مؤثر بر آینده اقتصاد رسانه در ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۱
اقتصاد رسانه به عنوان یکی از حوزه های میان رشته ای، تحت تأثیر تحول دیجیتال، فناوری های نوین و تغییر رفتار مصرف کنندگان قرار گرفته است. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی پیشران های مؤثر بر آینده اقتصاد رسانه در ایران انجام شد. مطالعه حاضر از رویکرد کمی - خبره محور بهره برد و از ترکیب دو روش دلفی فازی و کوکوسو برای غربال و رتبه بندی پیشران ها استفاده شد. ابتدا با مرور پیشینه علمی و مصاحبه با ۱۰ نفر از خبرگان حوزه رسانه، ۲۱ پیشران شناسایی گردید. سپس، با استفاده از روش دلفی فازی و تعیین حد آستانه 7/0، ۱۰ پیشران مهم برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. پیشران های منتخب شامل دیجیتالی شدن رسانه ها، تحلیل داده ها و هوش مصنوعی، تحول ساختار مالکیت رسانه ها، سرمایه گذاری در زیرساخت های فناوری، اقتصاد پلتفرمی، مدل های نوین درآمد زایی، تحول سیاست گذاری رسانه ای، رشد شبکه های اجتماعی، اقتصاد رفتاری رسانه ای و اقتصاد سیاسی رسانه بودند. داده های حاصل از نظر سنجی خبرگان در طیف ۱۰تایی جمع آوری و با روش کوکوسو تحلیل شدند. نتایج نشان داد که دیجیتالی شدن رسانه ها، تحلیل داده ها و هوش مصنوعی و تحول ساختار مالکیت رسانه ها به ترتیب بیشترین اهمیت و اولویت را در تعیین آینده اقتصاد رسانه دارند. سایر پیشران ها نیز نقش های اثرگذار اما با شدت کمتر داشتند. این یافته ها نشان می دهد که موفقیت و توسعه اقتصاد رسانه در ایران بیش از هر عامل دیگری به ظرفیت فناوری، مدیریت داده و بازتعریف ساختار های مالکیتی بستگی دارد. پژوهش حاضر با ارائه چارچوبی تحلیلی و شناسایی پیشران های کلیدی، زمینه تصمیم گیری راهبردی برای سیاست گذاران، مدیران رسانه ای و سرمایه گذاران را فراهم می آورد و نشان می دهد که نگاه جامع به فناوری، سیاست، اقتصاد و رفتار مصرف کننده برای آینده اقتصاد رسانه ضروری است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان