تأملات فلسفی

تأملات فلسفی

تأملات فلسفی سال نهم پاییز و زمستان 1398 شماره 23

مقالات

۱.

بررسی استدلال جهان شناختی جدید بر مبنای جهان های ممکن و اصل جهت کافی حداقلی

تعداد بازدید : ۳۰۴ تعداد دانلود : ۲۸۲
یکی از مهم ترین براهین اثبات وجود خداوند، استدلال جهان شناختی ست. تقریر های سنتی استدلال جهان شناختی، که مبتنی بر اصل علیّت و اصل جهت کافی است، همواره چالش های فراوانی را پیش روی خود داشته است. از این رو، این برهان در طول تاریخ خود، همواره در حال تطوّر و بازنگری بوده است. یکی از تقریرهای معاصر از این استدلال، که برای رهایی از این چالش ها صورت بندی شده است، «استدلال جهان شناختی جدید» است. این تقریر تلاش دارد با بهره از نظریه های جهان های ممکن، مفاهیم وجهی و اصل جهت کافی حداقلی، تقریری متفاوت و منطقی از استدلال جهان شناختی ارائه دهد. بر اساس این تقریر جدید از استدلال جهانشناختی، بدون نیاز به اصل جهت کافی حداکثری و بدون نیاز به اصل علیّت، وجود خداوند برای جهان هستی اثبات می شود، در نتیجه بسیاری از نقدهای سنتی، بر این استدلال وارد نخواهد بود. در این مقاله ابتدا به تبیین اصطلاحات فنی این استدلال خواهیم پرداخت و سپس صورت بندی استدلال را توضیح داده و در انتها برخی از مهم ترین نقدها به این استدلال را مطرح خواهیم کرد.
۲.

تأثیر اندیشه های پریچارد بر دیدگاه فرااخلاقی راس در باب ماهیت و اصول الزام و ارتباط آن با خوب اخلاقی

تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۲۶۸
یکی از مفاهیم مورد بحث در فرااخلاق که در سیاق های اخلاقی بسیار به کار می رود و نقش مهمی در صدور داوری اخلاقی دارد، مفهوم الزام یا وظیفه است که از مفاهیم هنجاری محسوب می شود. از فیلسوفانی که به این مفهوم پرداخت و آن را غیر قابل تقلیل و متمایز از مفاهیم ارزشی می دانست، ویلیام دیوید راس است. او بسیاری از مباحث اخلاقی خود را تحت تأثیر اندیشه های پریچارد بیان داشت؛ از این جهت تبیین دقیق دیدگاه پریچارد در فهم نظریه اخلاقی راس دارای اهمیت بسیار است. لذا، نوشتار حاضر در صدد است تا دیدگاه فرااخلاقی و شهودگرایی راس را در پرتو اندیشه پریچارد به روش تطبیقی- توصیفی و تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای مورد مدّاقه قرار دهد که در چه مواردی از او تأثیر پذیرفته و آیا می توان به رغم این تأثیرها نظر او را دیدگاهی بدیع محسوب نمود. در نهایت تحقیق حاضر نتیجه می گیرد راس علیرغم تأثیر زیادی که از پریچارد پذیرفته، سعی کرده مشکلات آن دیدگاه را برطرف کند و بر اساس مبانی فلسفی خود نظریه وظیفه در نگاه نخست را ارائه و تمایز میان الزام و خوب اخلاقی را توجیه کند.
۳.

لایب نیتس و تمایز جوهر خدا و مُناد

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۳۳۴
لایب نیتس فیلسوفی عقل گراست که فلسفه ا ش نظام مند ، منسجم ولی متفاوت با سایر عقل گرایان است . اکثر عقل گرایان ، مخالف دیدگاه ارسطو هستند. در این مقاله اختلاف منظر آنها با ارسطو و دیدگا ه مدرسی بر سر موضوع « جوهر » مد نظر قرار گرفته و به این سئوال ها پاسخ داده شده است که چرا لایب نیتس، بر خلاف سایر عقل گرایان، مخالفتی با ارسطو ندارد ؟ چگونه مُنادولوژی لایب نیتس علیه دکارت و تعریف او از جوهر دو گانه نفس و ماده مطرح شده است؟ تفاوت مُناد و جوهر ارسطویی در تفکر لایب نیتس چیست؟ لایب نیتس مُناد ها را « اتم های حقیقی طبیعت » می داند. مُنادها عناصر اصلی و بنیادی عالم ، موجودات مجرد و بسیط ، شبیه خداوند یعنی خالق خویش اند . هر مُناد جوهری کوشاست. در این صورت آیا خدا هم مُناد است ؟ در مقاله چگونگی نسبت میان مُناد و جوهر و خدا تبیین شده است .
۴.

گذار کانت از وضع اخلاقی-مدنی به وضع حقوقی-مدنی و ایجاد اجتماع اخلاقی/سیاسی

تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۳۲
کانت در کتاب بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق به وضع اصطلاحات استراتژیکی همچون اراده آزاد، خودآیینی، قانون عقل، وظیفه و نسبت پیچیده میان آن ها می پردازد که بنیاد آموزه اخلاق، حق و سیاست کانت را شامل می شوند. در این بین نه تنها اخلاق خود بر اساس کشمکش میان اراده و قانون ایجاد می شود بلکه اخلاق در نسبتی دوسویه و دیالکتیکی بنیاد شکل گیری اراده آزاد، خودآیینی و متحقق کننده ی مابعدالطبیعه درون انسان به عنوان غایت نیز هست. اما زمانیکه این موجودات خودآیین سعی به ایجاد اجتماع و تشکیل وضع اخلاقی-مدنی با قوانین مشترک براساس ضمانت اخلاقی می گیرند در ساحت بیرونی اسیر دیگری ای خواهند شد که خویش را دارای آزادی مطلق می داند و در این ساحت، آزادی من هیچ ضمانتی نخواهد داشت. بنابراین آدمی بایستی پای به وضعی دیگر گذارد که تمامی حقوق او در آن دارای ضمانت خارجی باشد که آن چیزی جز وضع حقوقی-مدنی نیست. بنابراین آدمی برای حفظ اخلاق( و به تبع آن خودآیینی و آزادی خویش) از وضع اخلاقی-مدنی که صرفاً تحت نظارت الزام درونی است به وضع حقوقی-مدنی وارد می شود که تمامی تکالیف دارای الزام و قانونگذاری خارجی هستند.
۵.

بسط پذیری معارف وحیانی در تفکر دینی

تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۷۳
در این جستار، به بسط پذیری معارف وحیانی و گشودگی زمینه ارتباط انسان با منبع وحیانی - الهی بر پایه سه ساحت اندیشه های فلسفی و عرفانی اندیشمندان مسلمان و نیز قرآن و متون روایی پرداخته شده است. حکما و عارفان مسلمان معتقدند ولایت به منزله روح این جهان و مجرای فیض الهی است و همچنین باطن و جوهره نبوت است. انسان کامل با ارتقای وجودی و سیر باطنی و زدایش حجاب های گونه گون از نفس خویش در مرتبه نخست به مقام ولایت الهی می رسد. در چنین مرحله ای ولی خدا به ملأ اعلی متصل و مرتبط می گردد و حاصل این ارتباط و اتصال گشوده شدن باب گنجینه معارف وحیانی به روی او است. از طرفی ولی خدا مجرای فیض الهی تا لحظه وقوع قیامت است. هر کمال و خیری ازجمله معرفت و معنویت عرشی و قدسی در پرتو ولایت ولی خدا به انسان می رسد. همان گونه که گستره ولایت در نظام تکوین تا دامنه قیامت جریان دارد و حضور ولی خدا در جهان همیشگی است، ازاین رو معارف وحیانی نیز به تبع حضور ولی خدا در عالم تا آستانه واقعه قیامت بسط می پذیرد. بسط پذیری معارف وحیانی از پیامدهای استمرار ولایت محسوب می گردد و این بسط پذیری منافاتی با خاتمیت پیامبر اعظم (ص) ندارد؛ بنابراین بسط معارف وحیانی اختصاص به دوره انبیا و اوصیا ندارد و جایگاهی است که برای هر انسانی با لحاظ شرایط ویژه ازجمله طهارت درون و سعه وجودی گشودگی دارد. بسط ناپذیری وحی رسالی و تشریعی با ختم نبوت امری قطعی است.
۶.

بررسی سه برهان سلّمی، تُرسی و حفظ النسبه در اثبات تناهی ابعاد با تکیه بر دیدگاه ملا عبدالرزاق لاهیجی

تعداد بازدید : ۴۳۵ تعداد دانلود : ۱۷۱
تناهی ابعاد پیش فرض تصدیقی بسیاری از رهیافت های فلسفی است. بر این اساس فیلسوفان مسلمان به این مسأله توجه بسیار نشان داده اند. تنها ملاصدرا در چهار بحث مهم اثبات محرک بلا متحرک، اثبات واجب الوجود، اثبات ملائکه عقلی، فرق بین جسم زمینی و أخروی از تناهی ابعاد به عنوان مقدمه استدلال استفاده کرده است. اما تبار و ساختار این مسأله به درستی مشخص نیست. عده ای این مسأله را در طبیعیات و عده ای آن را در الهیات دسته بندی کرده اند. میرداماد بر کسانی که این مسأله را جزء طبیعیات دانسته اند تاخته است. قوشجی بر سه دلیل اثبات کننده آن (سلمی، ترسی و حفظ النسبه) اشکال وارد می کند. این مقاله با تکیه بر دیدگاههای عبدالرزاق لاهیجی تناهی ابعاد را می کاود. ابتدا ساختار دقیق این مسأله را تحلیل می کند و صورتبندی دقیق مسأله را نشان می دهد تا از کژتابی و ابهام زبانی و ذهنی مسأله را بپیراید. پس از آن این مسأله را تبارشناسی می کند. این نوشتار نشان می دهد بهتر است این مسأله در تعلیمیات مورد بررسی قرار گیرد لاهیجی از میان سه برهان اثبات کننده تنها برهان حفظ نسبت را خالی از هر خللی می شناسد و دو برهان دیگر را أخص از مدعا می داند. با این حال اشکالات قوشجی را رد می کند. این مقاله تطورات علمی در این سه برهان را رصد می کند و به عنوان نوآوری در استدلال آوری آن را گزارش می کند.
۷.

تبیین و نقد نگاه شهید صدر به عالم واقع

تعداد بازدید : ۳۲۸ تعداد دانلود : ۱۳۴
در سنت فلسفی اسلامی بحث از واقعیت در سه مبحث اصالت وجود و ماهیّت، مبحث نفس الامر و مساوقت شیئیّت با وجود متبلور است. با جستجو در این مباحث دانسته می شود که برخی متفکران، عالم واقع را مساوی و عده ای دیگر آن را اعم از وجود دانسته اند. شهید صدر در زمره گروه اخیر قرار می گیرد. ایشان با طرح این ادّعا که عالم واقع وسیع تر از وجود است برخی مفاهیم چون وجود رابط، معدومات، حسن و قبح افعال، لوازم ماهیّات و معقولات ثانی فلسفی را متحقق در این عالم دانسته است و در عین قائل شدن به خارجیّت این مفاهیم، خارجیّت آنها را به واسطه وجود نمی داند. ایشان با استدلال بر قضایای صادقی که موضوعات آنها از ابتدا به حمل اوّلی ذاتی، هم در ذهن و هم در خارج، معدوم فرض شده اند و همچنین با اثبات اتّحاد ظرف عروض و ظرف اتّصاف در معقولات ثانی فلسفی و در ادامه با طرح معقولات ثانیه ای که نمی توان آن را در عالم وجود محقق فرض نمود، به اثبات عالم واقع وسیع تر از وجود می پردازد. منتهی شدن به ارتفاع نقیضین، امکان جایگزینی عالم ذهن به جای عالم واقع از جمله انقادات وارد بر دیدگاه ایشان است پژوهش پیش رو سعی دارد با جستجو در آثار ایشان ماهیّت و حدود و ثغور عالم واقع را از منظر شهید صدر روشن نموده، به بررسی و نقد استدلالات ایشان بر این ادّعا بپردازد.
۸.

رهیافتی هستی شناسانه به علم حضوری از نگاه صدرالمتألهین

تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۳۰۴
شناخت حضوری شناختی است که در آن، معلوم، حقیقت شیء بوده و خود بعینه نزد عالم حاضر می-گردد. هرچند این معرفت در هر دو ساحت معرفت شناختی و هستی شناختی امکان بررسی دارد، لکن تامل در بعد هستی شناختی آن، ضرورت افزونتری را فراروی یک پژوهشگر فلسفی قرار می نهد. مطالعه هستی شناسانه علم حضوری در ضمن مختصاتی چون «وجودی بودن علم حضوری»، «ذو مراتبی علم حضوری» و «اتحاد یا وحدت اجزای علم حضوری» از یافته های نگارنده در تحلیل بعد هستی شناختی این معرفت به شمار می رود. بسیار حائز اهمیت است که بدانیم وصول به این یافته ها در حکمت متعالیه تنها از همپوشانی احکام علم با احکام وجود، ناشی شده است. همچنانکه خاصیت تشکیک پذیری علم حضوری نیز محصول همین همپوشانی می باشد. وحدت یا اتحاد میان اجزا (حسب اقسام مختلف علم حضوری)، از نتایج دیگر تبیین هستی شناسانه علم حضوری در نگاه صدرایی به شمار می رود. تاکید می شود که روی آورد تحلیلی توصیفی مساله علم حضوری با نظر به بررسی بعد هستی شناختی آن، این نوشته را از سایر پژوهشهای موجود در این حوزه که ناظر به ارزش معرفت شناختی علم حضوری اند، متمایز ساخته است.
۹.

نقد و بررسی آزمایش های لیبت

نویسنده:
تعداد بازدید : ۷۹۱ تعداد دانلود : ۳۷۵
آزمایش های لبیت –علی الادعا- نشان می دهند که فرآیندهای ناآگاهانه مغزی، قبل از آنکه از آنها باخبر شویم، تصمیم های ما را شکل می دهند. برخی بر اساس این مطالعات تجربی مدّعی شده اند که ما فاقد اراده آزاد هستیم. در این مقاله سه پاسخ به این مدّعا ارائه شده است: نخست، بسیار محل تردید است که افعال مورد مطالعه در آزمایش های لیبت نمونه کاملِ افعالی باشند که آزاد شمرده می شوند. چنین افعالی در بهترین حالت نمونه های نازلی از افعال آزاد بشمار می آیند. دوم اینکه، لیبت مفاهیمی مثل "میل" و "قصد" را جابجا بکار می برد درحالی که تفسیری جایگزین از داده های لیبت می گوید آنچه شرکت کنندگان از خود گزارش می کنند تنها میل به حرکت است و نه قصد یا تصمیم به حرکت. و سوم اینکه، نتایج لیبت تهدیدی مستقل بر ضد اراده آزاد بشمار نمی آیند بلکه صرفا تکرار این مدّعا هستند که تعیّن گرایی با آزادی جمع-شدنی نیست. از این جهت، این آزمایش ها نمی توانند دلیلی بر ضدّ همسازگرایی به شمار آیند.
۱۰.

معناشناسی علامه حلی از مفاهیم حسن و قبح اخلاقی

تعداد بازدید : ۱۶۴ تعداد دانلود : ۲۰۰
معناشناسی مفاهیم اخلاقی، بداهت و تعریف پذیری یا تعریف ناپذیری آنها از زمره مباحث فلسفه تحلیلی اخلاق است. در این مقاله تلاش کرده ایم تا با تکیه بر معناشناسی فیلسوفان تحلیلی اخلاق معاصر از مفاهیم اخلاقی، دیدگاه علامه حلی را به عنوان یکی از متکلمان امامیه که بیش از دیگران به مباحث فلسفه اخلاق پرداخته است، توضیح داده و بررسی کنیم. اگرچه علامه حلی مانند آدامز از فیلسوفان تحلیلی اخلاق معاصر، مفاهیم خانواده «ارزش» را از مفاهیم خانواده الزام «تفکیک» نکرده است، ولی مانند جورج مور مفاهیم اخلاقی را بسیط و در نتیجه، غیر قابل تعریف حدی می داند. البته، برخلاف مور که تنها مفهوم خوب اخلاقی را غیرقابل تعریف می داند، اولاً هر دو مفهوم «خوب» و «بد» یا حسن و قبح را بدیهی و غیر قابل تعریف می داند، ثانیاً به مدد مفهوم «استحقاق ستایش و نکوهش» از آنها تعریفی رسمی ارائه داده و معتقد است که این نوع تعریف، منافاتی با بداهت آنها ندارد. همچنین، وی همچنین مفاهیم «خوب» و «بد» اخلاقی را از خوب و بد زیبایی شناختی جدا کرده و تا حدودی، به تمایز جان لاک میان کیفیات اولیه و ثانویه نزدیک شده است.
۱۱.

ترسیم و بررسی الگوی ناسازگارگرایی وجوب علّی و مسئولیت اخلاقی

تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۴۳
نسبت میان وجوب علّی و مسئولیت اخلاقی از درازدامنه ترین مباحث دهه های اخیر در میان فیلسوفان اخلاق غرب بوده است. مقاله پیش رو می کوشد تا در گام نخست نقشه جامعی از الگوهای مختلف این متفکران را در پاسخ به مسئله اخیر ارائه و سپس تقریرهای ناسازگارگروانه از آن را تبیین و بررسی نماید. آنچنان که خواهیم دید دیدگاه مختار تعین گرایان سخت و راه حل مورد نظر اختیارگرایان به سبب اشکالات و کاستی-هایی چون تنزل عامل های اخلاقی، تخریب مفهوم مسئولیت اخلاقی و یا میان تهی نمودن مفهوم کنترل در عامل اخلاقی چندان کارامد نبوده است . بعد از بررسی می توان اذعان کرد، هنوز هم رهیافت فیلسوفان مسلمان از قوت بیشتری برخوردار است. اندیشمندان مسلمان اگرچه چندان اقبالی به بحث مستقل و مستوفایی از مسئولیت اخلاقی نداشته اند، اما در کنار طرح مباحث پراکنده ای در خصوص منشاء و قلمرو مسئولیت انسان، به موضوع اختیار عامل اخلاقی در کشاکش با دو محظور علم و اراده پیشین الهی و نیز ضرورت سابق علّی توجه جدّی داشته و اصولاً کوشیده اند تا تقریری سازگارگرایانه و منسجم در این باب ارائه کنند.
۱۲.

بررسی و نقد استدلال سایمون بلک برن از طریق سوپروینینس در نفی اوصاف اخلاقی

تعداد بازدید : ۲۸۲ تعداد دانلود : ۲۳۲
سوپروینینس به معنای فرارویدگی، ابتناء و ترتب بوده و عبارت از نوعی نسبت و ارتباط نامتقارن بین دو دسته از ویژگی های خاص و متفاوت مثل A و B است. به این صورت که دو دسته از ویژگی ها مثل A و B به نحوی ارتباط و وابستگی وجودی دارند که تغییر در ویژگی A بدون تغییر در ویژگی B ممکن نیست و ویژگی A تنها در صورتی بر ویژگی B سوپروین ( مبتنی و مترتب) می شود که تغییر در ویژگی A مستلزم تغییر در ویژگی B باشد. این مقاله به دنبال بررسی و نقد استدلال از طریق سوپروینینس در ردّ واقع گرائی اخلاقی است. جان مکی با استفاده از سوپروینینس اخلاقی – به عنوان یک مقدمه- استدلالی در مقابل واقع گرائی اخلاقی ارائه می کند. سایمون بلک برن این استدلال را در مقابل واقع گرائی اخلاقی توسعه داد. او آثاری را منتشر کرد که بر اساس آنها، این استدلال در حوزه طبیعی اشکالات و نگرانی هائی برای واقع گرائی اخلاقی ایجاد می کند و بنابراین پروجکتیویسم ردّ می شود. او برای استدلال خویش از ترکیب دو نظریه سوپروینینس اخلاقی و فقدان استلزام بهره می برد و به این نتیجه می رسد که واقع گرائی اخلاقی نمی تواند "ممنوعیت جهان های ترکیبی" را تبیین کند، ولی ناواقع گرائی اخلاقی از عهده این کار برمی آید. البته واقع گرایانی از قبیل راس شفر لانداو به این استدلال پاسخ داده اند و در مقابل ادعا کرده اند که امکان سوپروین شدن اوصاف اخلاقی بر امور توصیفی وجود دارد. در این نوشتار – با تمرکز بر استدلال سایمون بلک برن- ابتدا گزارشی از سوپروینینس و قلمرو آن به حوزه اخلاق ارائه می شود. سپس استدلال از طریق سوپروینینس در نقد واقع گرائی اخلاقی تبیین و تحلیل می شود. در نهایت این استدلال توسط واقع گرا پاسخ گفته می شود. نتیجه این پژوهش این خواهد بود که نمی توان با کمک چنین استدلالی به راحتی واقع گرائی اخلاقی را ردّ کرد، هر چند همچنین به معنای پذیرش واقع گرایی اخلاقی نیز نیست.
۱۳.

بررسی نسبت اخلاق و روایت با تأکید بر آرای پل ریکور

تعداد بازدید : ۳۲۴ تعداد دانلود : ۳۷۴
این مقاله می کوشد به تأمل در مورد نسبت اخلاق و روایت با تأکید بر آرای پل ریکور، فیلسوف بزرگ فرانسوی بپردازد. به این منظور پس از نگاهی اجمالی به مفهوم و نظریه های روایت و طرح پیشینه موضوع در مورد نسبت اخلاق و روایت، به سراغ نسبت روایت و اخلاق در آرای ریکور می رود. به این منظور پس ارائه برداشت ریکور از روایت، کلیات آرای اخلاقی وی را مورد بررسی قرار می دهد و می کوشد روشن سازد که آرای اخلاقی وی در گستره اخلاق هنجاری چه جایگاهی دارد. در نهایت مهم ترین نسبت هایی که بین روایت و اخلاق در آرای ریکور برقرار هستند را شرح می دهد. نتیجه اینکه تمام ابعاد نظرات ریکور در زمینه اخلاق در ذیل نسبت آن با روایت نمی گنجد، اما نقش روایت در تکوین و انتقال اخلاق بسیار مهم است. از جمله اینکه روایت بنیان «خویشتن» بوده، موجب می شود بتوان «دیگری» را در زندگی «خویشتن» دخالت داد و حضور دیگری، خود سرآغاز اخلاق است. همچنین روایت شیوه انتساب کنش و لذا پذیرش مسئولیت اخلاقی است. اهمیت دیگر روایت برای اخلاق این است که محمل تخیل و در نتیجه تخیل اخلاقی است. در نهایت اینکه روایت نقش مهمی در پرورش حکمت عملی دارد چراکه فرصتی را برای تفکر در موقعیت پدید می آورد و همچنین امکان آموزش و انتقال اصول اخلاقی را فراهم می سازد.
۱۴.

تبیین دیدگاه علامه طباطبایی درباره حیث التفاتی محتوا براساس مبانی فلسفی ایشان

تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۷۸
حیث التفاتی بعنوان مفهومی محوری در فلسفه ذهن، در کانون گفتگوهای فلسفی قرار دارد.چگونگی امکان حیث التفاتی و نیز نحوه تعین محتوای ذهنی از مسائل مهمّ حیث التفاتی است و تبیین آن مبتنی بر مبانی مختلف فلسفی تفاوت می کند. تاکنون تحقیق درخوری درباره حیث التفاتی محتوا از منظر فلسفه اسلامی خصوصا به قرائت معاصر آن صورت نگرفته است. بدلیل قرابت مفهوم حیث التفاتی با مفاهیم «وجود ذهنی» و «علم»، میتوان این مفهوم را در سیاق فلسفه صدرایی با قرائت علامه طباطبایی مطرح کرد و لذا برای نخستین بار در این مقاله نشان داده شده است که میتوان با طرح این مفهوم و مسائل مربوط به آن و استنطاق مبانی فلسفی علامه طباطبایی، پاسخی نو برای مسئله امکان حیث التفاتی و تعین محتوای ذهنی جست. بطور خلاصه باید گفت کاشفیت ذاتی علم و تجرد آن پاسخگوی امکان حیث التفاتی مفاهیم ذهنی ما بوده و محتوای ذهنی، با توجه به نحوه انتزاع خاص هر علم حصولی از واقعیتِ محکی خود، متعین می گردد و به تعبیر دیگر محکی هر مفهوم و گزاره ای، محتوای آنرا متعین و مشخص می کند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۶