مطالعات برنامه درسی آموزش عالی

مطالعات برنامه درسی آموزش عالی

مطالعات برنامه درسی آموزش عالی سال نهم بهار و تابستان 1397 شماره 17

مقالات

۱.

تأملی بر گزینه های سیاستی توسعه برنامه های میان رشته ای علوم انسانی در آموزش عالی ایران

تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۱۹۸
پژوهش حاضر با هدف شناسایی گزینه های سیاستی توسعه برنامه های میان رشته ای در ایران به انجام رسیده است. در  این پژوهش از روش های چندگانه بهره برده شده است. در عین حال بخش عمده پژوهش از نوع کیفی و در آن از روش«گروه کانونی» استفاده شده است. به این منظور 9 نفر از اعضاء هیات علمی که در زمینه پژوهش دارای تجربه و فعالیت پژوهشی بودند از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. برای تعیین اعتبار و روائی داده ها نیز از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که بر مبنای 2 عامل «میزان آمیختگی» یعنی چند رشته ای یا میان رشته ای بودن و «زیست بوم» تحقق میان رشتگییعنی ایران و جهان می توان 9 سیاست را برای توسعه برنامه های میان رشته ای اتخاذ نمود. همچنین10 راهبرد و 18 راهکار اجرایی برای توسعه برنامه های میان رشته ای در نظام آموزش عالی ایران توصیه شده است.
۲.

واکاوی آموزش فعال در دانشگاه: منظرها و چالش های موجود از نظر استادان

تعداد بازدید : ۴۴۷ تعداد دانلود : ۳۰۷
پژوهش حاضر، با هدف شناسایی منظرها و چالش های آموزش فعال در نگرش استادان دانشگاه اجرا گردید. این پژوهش  در رویکرد کیفی و  به روش مطالعه پدیدارشناسی انجام پذیرفت. مشارکت کنندگان در این پژوهش شامل 25 استاد دانشگاه تهران در دانشکده های علوم انسانی و اجتماعی  بودند که به روش انتخاب هدفمند و به واسطه فرم مشاهده آموزش و  انتخاب دانشجویان برگزیده شدند. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش مصاحبه کیفی و  از نوع مصاحبه با پرسش های باز و استاندارد شده بود و داده ها مطابق با رویکرد تحلیل تفسیری نظریه زمینه ای استراس و گلاسر تحلیل و طبقه بندی گردید. پس از تحلیل، تفسیر و طبقه بندی، مضامین حاصل از بیانات استادان هر دو گروه آموزش سنتی و فعال در دانشگاه ، شش مقوله حاصل آمد:  توصیف آموزش، نقش استاد در آموزش ، واکنش در برابر روشهای نوین، گرایش به روشهای نوین، چالش ها در برابر روشهای نوین و اصلاحات لازم برای ارتقاء آموزش؛ در بعد نگرش به آموزش فعال درحالیکه استادان آموزش فعال، بر تعامل میان استاد و دانشجو، متمرکز گردیدند،  استادان روش سنتی آموزش فعال را بر پایه نقش محوری استاد در کلاس درس توصیف می نمایند. در بعد گرایش به آموزش فعال استادان آموزش سنتی برای کاربرد روشهای فعال بر پیش آیند وجود دانشجویان با انگیزه و علاقه مند باور دارند و عدم آمادگی دانشجویان را  علت عدم علاقه نسبت به کاربرد این روش ها ذکر می کنند اما استادان آموزش فعال، ارزیابی بهتری از  تغییرات به وجود آمده در آموزش داشته و تعاملی و دوسویه تر شدن آموزش را به عنوان تغییر مطلوب آموزش به سوی فعال ساختن و درگیری بیشتر دانشجویان در فرایند آموزش مطرح می نمایند. در بعد  موانع موجود برای استفاده از آموزش فعال،  استادان آموزش سنتی بر معایب این نوع از آموزش تأکید نموده و آن را نیز بر اساس نقش محوری استاد و وظیفه اصلی او در اانتقال هر چه بیشتر محتوا بیان می کنند. درحالیکه استادان آموزش فعال چهار دسته چالش های مرتبط با استاد، سرفصل آموزشی، نظام ارزشیابی  و چالش مربوط به ساختار و سازمان آموزش را بیان نموده اند. وجه مشابه هر دو گروه از استادان در  بعد اصلاحات لازم برای ارتقاء آموزش است که در چهار  طبقه قرار می گیرد: 1) تحول در نگرش به آموزش در دانشگاه، 2) اصلاحات ساختاری آموزش عالی جهت تسهیل آموزش فعال، 3) توانمند سازی استادان و 4) بازنگری محتوا و روش های ارزشیابی متناسب با رویکرد نوین آموزش 
۳.

الگویی برای بین المللی شدن دانشگاه ها در حوزه علوم انسانی و اجتماعی

تعداد بازدید : ۳۱۵ تعداد دانلود : ۳۵۷
هدف این پژوهش تدوین الگوی مفهومی برای بین المللی شدن دانشگاه ها در حوزه علوم انسانی و اجتماعی بود. این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی بود که با استفاده از رویکرد مبتنی بر نظریه داده بنیاد انجام شد. جامعه آماری شامل صاحب نظران و اعضای هیئت علمی دارای آثار نوشتاری مرتبط با بین المللی شدن، مدیران دفاتر بین المللی و رؤسای دانشکده های علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه های دولتی شهر تهران بودند که با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند در مجموع 12 نفر به عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. برای به دست آوردن اعتبار و روایی داده ها از روش های بررسی توسط اعضاء، مثلث سازی منابع داده ها و بازبینی توسط همکاران پژوهش استفاده شد. در نهایت نتایج پژوهش نشان داد که بین المللی شدن دانشگاه ها دارای 8 مؤلفه اصلی است: مؤلفه تبادل استاد و دانشجو و پژوهشگر، تعامل و همکاری های علمی و پژوهشی، آموزش و پژوهش و خدمات بین المللی، تبادل دانش و نظریه، ایجاد فرهنگ بین المللی، جذب نخبگان، درآمدزایی و رقابت. همچنین با توجه به عوامل پیشبرنده و بازدارنده بین المللی شدن دانشگاه ها سه راهبرد تدوین شد و مدل نهایی بر اساس آن ها ارائه گردید.
۴.

گسست آموزشی: فاصله برنامه درسی قصد شده وکسب شده در نظام آموزش عالی ایران

تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۳۰۴
برنامه های درسی، بستر شکل گیری مهم ترین فرایند نظام آموزش دانشگاهی، یعنی یادگیری است. آموزش، پژوهش و عرضه ی  خدمات تخصصی توسط موسسات آموزش عالی تا حدود زیادی به پویایی برنامه های درسی وابسته هستند. برنامه های درسی موجود در نظام دانشگاهی، به تربیت دانش آموختگان ماهر«که پس از فارغ التحصیل شدن بتوانند متناسب با نیازها و ضرورت های جامعه  جذب  بازارکار شوند»تجهیز نشده اند. از این رو پژوهش حاضر درصدد بررسی علل شکاف میان برنامه درسی قصد شده وکسب شده(موجود) می باشد. بنابراین نوع پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر اجرا، پدیدارشناسانه بود. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان حوزه برنامه درسی و آموزش عالی بودند که با توجه به ماهیت پژوهش، حدود هشت نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری، روش غیر تصادفی هدفمند بود. ابزار پژوهش شامل مصاحبه ساختار یافته با چهار سئوال باز پاسخ بود. یافته های حاصل از مصاحبه نشان داد عدم تخصص افراد درتدوین برنامه درسی، کمبود منابع (انسانی، فنی، مادی)، عدم اعتقاد تربیتی راسخ اعضای هیأت علمی دانشگاه ها نسبت به نقش برنامه درسی، عدم آشنایی با کاربردهای برنامه درسی در محیط زندگی و کاری، عدم وضوح و شفافیت اهداف، عدم درک وفهم اهداف، عدم برانگیزانندگی محتوای برنامه درسی ، عدم آموزش صحیح استادان در خصوص اهمیت اجرای صحیح برنامه های درسی، نبود نظارت وارزشیابی استاندارد از سوی مدیران دانشگاهی، عدم وجود امکانات کافی برای برخی دروس کارگاهی و آزمایشگاهی، نبود نظام صحیح ارزشیابی عملکرد استادان، انتصاب افراد غیر متخصص در پست های مدیریتی مربوط به حوزه آموزش، آرمانی دور از دسترس بودن برخی از برنامه های درسی و عدم تطابق آنها با واقعیت های موجود وملموس  در جامعه و دانشگاه وعدم شور وشوق ورغبت  دانشجویان جهت کسب برنامه درسی قصد شده از مهمترین دلایل شکاف بین برنامه درسی قصد شده و کسب شده می باشد.
۵.

فراتحلیل چالش های محیط آموزش عالی در قرن بیست و یکم به عنوان الگوی جهت گیری برنامه های درسی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۲۸ تعداد دانلود : ۳۳۸
هدف این پژوهش شناسایی چالش های محیط آموزش عالی در قرن بیست ویک و الزام جهت گیری های برنامه درسی بر اساس آن ها بود. در پژوهش حاضر از رویکرد کیفی و از روش تلفیقی (سنتز پژوهی) استفاده شد. جامعه ی آماری شامل مبانی نظری و پژوهشی داخلی و خارجی مرتبط و در دسترس که از شروع قرن بیست ویک تاکنون (2016-2001) در حیطه موضوع مورد مطالعه به انجام رسیده و همچنین مطالعاتی که قبل از شروع قرن 21 در راستای هدف پژوهش بودند در دو مرحله جمع آوری و از طریق نمونه گیری هدفمند و معیار اشباع نظری داده ها، انتخاب گردیدند. تجزیه وتحلیل داده ها از طریق تحلیل محتوا با استفاده از رویکرد جامع (کمی، کیفی) انجام گرفت. در بخش کمی از روش توصیفی و قالب مضامین و در بخش تحلیل محتوای کیفی از روش قیاسی و با استفاده از شبکه مضامین داده ها تحلیل گردید. همچنین جهت بررسی اعتبار داده ها از تحلیل مقایسه ای، بازبینی و تطابق داده ها با منابع اطلاعاتی و جهت برآورد قابلیت اعتماد داده ها و الگوی پیشنهادی از روش مرور همتا و نظرسنجی متخصصین استفاده گردید. درنهایت، یافته ها هشت مؤلفه ی بحران زیست محیطی، کیفیت، یادگیری مادام العمر، فناوری اطلاعات و ارتباطات، آموزش توده، خصوصی سازی، جهانی شدن و بین المللی سازی، عناصر برنامه درسی آموزش عالی را به عنوان چالش های محیطی آموزش عالی در قرن بیست یکم معرفی و در چهار بٌعدکلی شامل،1- بُعد دسترسی 2- بُعد پاسخگویی 3- بٌعد یادگیری فناورانه 4-بٌعد برنامه درسی پویا، ترکیب نموده و ابعاد الگوی جهت گیری های برنامه درسی آموزش عالی با توجه به این فراترکیب توسط شبکه ی مضامین ترسیم گردید.
۶.

اثربخشی آموزش تفکر انتقادی بر یادگیری مشارکتی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال

تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۳۸۰
این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش تفکر انتقادی بر یادگیری مشارکتی در دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال در سال 1396 انجام شد. روش پژوهش بر حسب هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون همراه با گروه کنترل و پیگیری بود. جامعه آماری شامل 60 نفر از دانشجویان دختر و پسر دوره کارشناسی حسابداری بودند که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، در دو گروه 30 نفره آزمایش و کنترل همتاسازی شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش تفکر انتقادی قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار ماندند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه یادگیری مشارکتی چو و باولی (1999) استفاده شد. داده های گردآوری شده از طریق آمار توصیفی و استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس و t وابسته) و با استفاده از نرم افزار SPSS-V22 تحلیل شد. یافته ها نشان داد آموزش تفکر انتقادی بر یادگیری مشارکتی در بین دانشجویان مؤثر است و پایداری آن در طول زمان نیز ماندگار بوده است. بنابراین آموزش تفکر انتقادی باعث افزایش یادگیری  مشارکتی در دانشجویان شده است.
۷.

برنامه های درسی مغفول توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی دانشگاه های ایران: دانشگاه فردوسی مشهد

تعداد بازدید : ۲۴۳ تعداد دانلود : ۳۱۹
این مقاله برنامه درسی مغفول را در برنامه های قصد شده توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی را در دانشگاه های ایران بررسی و به عنوان نمونه بر روی برنامه های آموزشی دانشگاه فردوسی مشهد تمرکز نمود. برای این پژوهش دو سؤال اصلی مطرح شد: نخست آنکه برنامه های توسعه حرفه ای چه حیطه هایی را شامل می گردد و دوم این که در برنامه های توسعه حرفه ای چه حوزه هایی مغفول مانده است. در این پژوهش از دو راهبرد سنتز پژوهی نوع دوم (سؤال نخست) و تحلیل محتوا (سؤال دوم) استفاده شد. جامعه آماری روش نخست تعداد 67 پژوهش مرتبط بود که از طریق نمونه گیری هدفمند معیاری انتخاب شدند. اعتبار یافته ها از طریق فن دلفی تائید شد. در سؤال دوم جامعه آماری، شامل 6 سند که به صورت سرشماری انجام گرفت. اعتبار یافته ها از طریق توافق درصدی تائید شد. یافته ها نشان می دهد که ابعاد توسعه حرفه ای شامل سه حیطه الف) برنامه های حمایتی؛ ب) برنامه های فردی و شامل شناختی (دانشی، مهارتی و عاطفی) و فراشناخت (ابعاد سطوح عالی تفکر و مدیریت خود)، انسانی (تعاملاتی و مهارت های بین فردی)، اخلاق حرفه ای و حوزه تخصصی-رشته ای و ج) برنامه های اداری-اجرایی شامل شغلی، مدیریتی، سازمانی، محیطی، مشاوره ای، پژوهشی و آموزشی است. در بخش دوم مهم ترین حیطه های مغفول برنامه های درسی قصد شده در دانشگاه های ایران و فردوسی مشهد برنامه های حمایتی، در حیطه سازمانی برنامه های مشاوره ای و در حیطه فردی برنامه های شناختی وجود دارد. به نظر می رسد برنامه های توسعه حرفه ای اعضای هیئت علمی در سطح کلان نیازمند بازنگری جدی است و از دیگر سو در سطح خرد، لازم است کنشگران برنامه های درسی زمینه های متنوعی را با توجه به تغییرات گسترده آموزشی تدارک ببینند.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۰