فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۰٬۱۲۰ مورد.
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۱۴۷
35 - 50
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در بسیاری از اقلیم های گرم، مرطوب و حتی معتدل، سازوکار کنترل تابش خورشیدی به معضلی پیچیده تبدیل شده است؛ زیرا سامانه های سایه انداز موجود اغلب صرفاً بر کاهش مصرف انرژی تمرکز دارند و دیگر ابعاد مانند آسایش بصری، انسجام معماری و رفتار کاربران نادیده گرفته می شوند. در نتیجه، اجرای راهکارهای سایه اندازی فاقد نگاه چندمعیاره، گاه به خروجی هایی ناکارآمد و عدم مقبولیت در محیط های واقعی منجر می شود.هدف پژوهش: این مقاله با هدف پر کردن خلأ مذکور، به مرور نظام مند ۷۰ مطالعه منتخب می پردازد تا ضمن تبیین طبقه بندی جامع سامانه های سایه انداز برپایه اقلیم، فناوری، نوع بنا و ملاحظات کاربرمحور، چارچوبی یکپارچه برای انتخاب و طراحی بهینه این سامانه ها در شرایط متنوع اقلیمی ارائه دهد.روش پژوهش: رویکرد پژوهش برپایه دستورالعمل های مرور نظام مند و تحلیل محتوای کیفی بنا شده است. در مرحله گردآوری، مقالات معتبر بین سال های ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۴ از پایگاه های علمی گزینش و از نظر نوع سایه انداز، روش شناسی، شاخص های عملکردی و بافت اقلیمی بررسی شدند. سپس برمبنای تحلیل تطبیقی، یک چارچوب چندمعیاره تدوین شد که شبیه سازی های انرژی، بهینه سازی پارامتریک، ارزیابی کاربرمحور و کالیبراسیون میدانی را ادغام می کند.نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که راهکارهای موفق سایه اندازی، عموماً آنهایی هستند که میان کاهش بار حرارتی، تأمین روشنایی مطلوب، رضایت کاربران و ملاحظات زیست محیطی تعادل ایجاد می کنند. چارچوب پیشنهادی، با درنظرگرفتن چرخه های بازخوردی طراحی، اجرا و ارزیابی، پاسخی پویا به تغییرات اقلیمی و نیازهای کاربران ارائه می دهد و می تواند در ارتقای معماری پایدار و انسان محور مؤثر واقع شود.
مدل یابی ساختاری تفسیری عوامل محیطی موثر بر ارتقاء مهارت های اجتماعی کودکان در مدارس ابتدایی (مورد پژوهی: شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
47 - 64
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ترسیم روابط و تبیین تقدم و تاخر مابین عوامل تاثیرگذار محیطی بر مهارت های اجتماعی کودکان می باشد. جهت دستیابی به این هدف، این مطالعه با استفاده از روش تحقیق آمیخته متوالی با طرح اکتشافی در دو بخش کیفی و کمی بر اساس نظرات گروهی هدفمند از متخصصین در زمینه روانشناسی کودک و معماری در شهر کرمانشاه انجام گرفته است. ابتدا در بخش کیفی از مصاحبه و کدگذاری جهت شناخت عوامل تاثیرگذار اصلی بر مهارت اجتماعی کودکان (۷ تا ۱۲ سال) استفاده گردید و سپس در بخش کمی، از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری جهت ترسیم روابط مابین عوامل استخراج شده و تعیین اهمیت و اولویت هر یک از این متغیرها بهره گرفته شد. نتایج نشان داد، ارتباط با طبیعت،. پیکره بندی فضایی، فضاهایی شبیه به خانه، قلمروبندی مکانی، فضاهای بازی انگیز مهمترین عامل محیطی تاثیرگذار بر مهارت های اجتماعی کودکان می باشند.
ارزیابی مولفه های قابلیت های محیط در طراحی داخلی فضاهای عمومی با تکیه بر مبانی رفتار اجتماعی(مطالعه موردی: بررسی عمارت ارثیه قزوین)
منبع:
پژوهش های معماری نوین دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
103 - 119
حوزههای تخصصی:
امروزه فضاهای عمومی و خدماتی مانند کافه ها و رستوران ها، صرف نظر از نقش عملکردی، به عنوان بستری اجتماعی برای بروز تعاملات و کنش های میان فردی ایفای نقش می کنند. کیفیت طراحی داخلی این فضاها می تواند به طور مستقیم بر نحوه ادراک کاربران، حضورپذیری، مشارکت و رفتار اجتماعی آنان تأثیرگذار باشد. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی مؤلفه های قابلیت های محیطی مؤثر بر طراحی داخلی فضاهای عمومی نیمه خصوصی با تأکید بر مبانی رفتار اجتماعی انجام شده است. مطالعه موردی این تحقیق، عمارت تاریخی «ارثیه» در شهر قزوین است که امروزه به عنوان کافه و رستوران مورد استفاده قرار دارد.روش تحقیق به صورت ترکیبی (کمی–کیفی) بوده و گردآوری داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی صورت گرفته است. تحلیل داده ها بر اساس شاخص های استخراج شده از مبانی نظری در زمینه کیفیت محیطی، ادراک فضایی و الگوهای رفتاری انجام شد. یافته ها نشان می دهد که ویژگی های فضایی همچون خوانایی، تنوع عملکردی، انعطاف پذیری در چیدمان، مقیاس انسانی و ادراک بصری، نقش مهمی در افزایش تعاملات اجتماعی، احساس تعلق و حضور فعال کاربران دارند. در این میان، فضاهایی که از ساختار فضایی مناسب، مرزبندی واضح و قابلیت استفاده چندمنظوره برخوردار بودند، بیشترین کارکرد اجتماعی را نشان دادند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که طراحی داخلی فضاهای عمومی باید مبتنی بر درک عمیق از نیازهای رفتاری، اجتماعی و روان شناختی کاربران باشد و استفاده از الگوهای رفتاری و تحلیل قابلیت های محیطی می تواند در ارتقاء کیفیت تجربه کاربران و توسعه سرمایه اجتماعی نقش کلیدی ایفا کند.
بحران های وجودی در آینه جنبش عینیت نو؛ بازتابی از نیهیلیسم نیچه ای؛ مورد مطالعه: آثار نقاشانه ی اتودیکس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در لابه لای انبوهی از تصاویر تاریخ هنر، شاهد آثاری با موضوع جنگ هستیم. از منظر تماتیک نشانه های تصویری اکثر این آثار در حوزه هنرهای تجسمی بیانگر خشونت، مرگ، انحطاط و در برخی موارد فروپاشی تمدن انسانی است؛ اما از میان همه ی این جنگ ها، جنگ جهانی اول و دوم یکی از دهشناک ترین وقایع ضد انسانی به شمار می آید. پیش از وقوع جنگ نیچه فیلسوف آلمانی با نقد مدرنیته و ترویج این گزاره که «خدا مرده است» به تحلیل شرایط انسانی و معنای وجود پرداخت. او هشدار داد کهفقدان اصول معنوی در زندگی می تواند به نیهیلیسم منجر شود.با پایان جنگ جهانی اول جنبش هنری با عنوان«عینیت نو» ظهور یافت. این سبک از طریق نقد زیبایی شناسانه به بیان احساسات عمیق انسان عصر خود پرداخت. هنر تبدیل به رسانه ای برای انتقاد و تأمل درباره موجودیت انسانی و جستجوی معنا در دنیای پس از جنگ شد. هدف پژوهش حاضر، مطالعه چگونگی بازتاب نیهیلیسم نیچه ای در آثارنقاشانه ی اتودیکس است و به این پرسش پاسخ می دهد که : چه نسبتی میان نیهیلیسم نیچه ای و آثار اتودیکس وجود دارد؟ پژوهش حاضر، به لحاظ هدف، بنیادی است و ماهیتی تاریخی داشته و به روش توصیفی_تحلیلی با بهره گیری از منابع کتابخانه ای انجام پذیرفته است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که آثار نقاشانه اتودیکس به بیان تحولات سیاسی- اجتماعی انسان زمانه خود پرداخته و نسبت آرای نیچه به نیهیلیسم را از طریق رسانه نقاشی بازتاب داده است. او سبکی واقع گرایانه ترس، ناامیدی، فروپاشی فیزیکی و روانی جامعه تهی شده از معنا را چنان که نیچه پیشگویی کرده بود به تصویر کشید.
تحلیل تزیینات و ساختار کتیبه های کوفی برج مقبرۀ چهل دختران دامغان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۴
191 - 201
حوزههای تخصصی:
برج مقبره چهل دختران دامغان از نمونه های منحصربه فرد در به کارگیری کتیبه های کوفی است. این برج که به قرن پنجم ه .ق تعلق دارد به فرمان اسفار بن کردویه، سرداری دیلمی ساخته شده است. او از سرداران منوچهر زیاری در اواخر قرن چهارم ه .ق بوده و فرمانروایی دامغان را بر عهده داشته است. این بنای آجری، از نوع مقابر برجی شکل با پلان دایره ای و گنبد پیازی است. بدنه آن با نقوش تزئینی و کتیبه هایی به شیوه گچ بری و آجرکاری تزیین شده است. هدف این پژوهش، بررسی ویژگی های بصری نقوش و تحلیل ساختار کتیبه های این بناست و سؤالات اصلی تحقیق عبارت اند از: 1. نقوش برج مقبره چهل دختران دامغان دارای چه ویژگی های بصری هستند؟ 2. کتیبه های کوفی این بنا از چه ساختاری برای رسیدن به وحدت بصری پیروی می کند؟ روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و میدانی بوده و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و اسنادی است. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل فیش برداری و عکاسی است. نتایج مطالعه نشان می دهد که کتیبه گچ بری سردر به خط کوفی معقد و کتیبه اصلی بدنه آجری به خط کوفی هندسی ساده نگاشته شده است. محتوای این کتیبه ها شامل معرفی سازنده بنا و سال ساخت آن است. ویژگی برجسته آن ها هویت مستقل طراحی بوده که هماهنگ با شکل بنا است. با بازسازی مفردات، شاخص های هماهنگی کتیبه ها مشخص شد: استفاده از اجزای نقوش تزئینی در میان نظام نوشتاری به صورت متصل و وابسته و رعایت هم شکلی در فرم نوشتار و نقوش، موجب یکدستی کتیبه ها می شود، یکی از عوامل مهم در ایجاد وحدت بصری، استفاده از نقوش شبه نوشتار است که در این بنا، از رایج ترین نوع آن استفاده شده است. این نوع شبه نوشتار که حرف خاصی نیست، برای رسیدن به تعادل بصری به کاررفته است. از این عناصر در هردو کتیبه به منظور ایجاد پیوستگی و انسجام استفاده شده و نقش مهمی در حفظ تعادل کلی دارند.
شناخت معیارهای مؤثر رضایتمندی ساکنین در فضای داخلی مسکن آپارتمانی بر اساس کیفیت فضامندی؛ مطالعه موردی: مسکن آپارتمانی متداول شهر بروجرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹۰
3 - 16
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، شناخت مؤلفه های تأثیرگذار بر رضایتمندی ساکنین بر اساس کیفیت فضامندی در فضای داخلی مسکن آپارتمانی است. کاهش ابعاد فضا در آپارتمان ها، فضاهای داخلی مسکونی برخوردار از فراخی را مطلوب ساکنین می نماید. از شاخص های فضایی که سبب بزرگی فضای داخلی شده و موجب ایجاد رضایتمندی ساکنین از فضای داخلی مسکن آپارتمانی می شود، بهره گیری از کیفیت فضامندی است. روش پژوهش: پژوهش بر اساس رویکرد ترکیبی و بهره گیری از دو فاز کمّی و کیفی انجام گرفته است. فاز کمّی پژوهش با نظرخواهی از متخصصین به منظور تدقیق مؤلفه های کیفیت فضامندی بر اساس روش دلفی در دو دور انجام شده است. جامعه آماری فاز کمّی پژوهش 20 نفر از اعضای هیئت علمی و متخصصین معماری است که بر اساس نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. تجزیه وتحلیل داده های مربوط به فاز کمّی در نرم افزار Spss 26 و بر اساس تحلیل عامل اکتشافی انجام شد. فاز کیفی پژوهش بر اساس رویکرد پدیدار نگاری است که با مصاحبه نیمه ساختاریافته بر اساس نمونه گیری هدفمند از 15 نفر از ساکنین بر اساس تجربه زیسته آنان در مسکن آپارتمانی متداول شهر بروجرد صورت گرفت. تحلیل داده های فاز کیفی بر اساس تحلیل تماتیک انجام شد. بستر پژوهش آپارتمان های متداول مسکونی شهر بروجرد انتخاب شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که از میان 25 مؤلفه کالبدی فضایی کیفیت فضامندی مشخص شده از ادبیات پژوهش، هفت مؤلفه کالبدی فضایی بر اساس دیدگاه متخصصین که عبارت اند از: روشنایی فضا، چشم انداز به فضای باز، گشایش فضایی، انعطاف پذیری، سازمان دهی بازشوها، پیوستگی فضایی و تناسبات کف و سقف بر رضایتمندی ساکنین از فضای داخلی مسکن آپارتمانی تأثیرگذار هستند؛ همچنین علاوه بر هفت مؤلفه بیان شده بر اساس دیدگاه متخصصین، سه مؤلفه کالبدی فضایی ابعاد فضایی، سازمان فضایی و جزئیات فضایی بر اساس دیدگاه ساکنین مسکن آپارتمانی متداول شهر بروجرد موجب رضایتمندی از فضای داخلی مسکن آپارتمانی می شود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که بهره گیری از مؤلفه های روشنایی فضا، چشم انداز به فضای باز، گشایش فضایی، انعطاف پذیری، سازمان دهی بازشوها، پیوستگی فضایی، تناسبات کف و سقف، ابعاد فضایی، سازمان فضایی و جزئیات فضایی و شاخص ها و معیارهای وابسته به هریک از این مؤلفه ها سبب ایجاد رضایتمندی ساکنین از فضای داخلی مسکن آپارتمانی می شود.
خوانش دو قطب استعاره و مجاز در نقاشی های قهوه خانه ای، نگاره های مکتب اصفهان و نقاشی سقاخانه ای با رویکرد نشانه شناسی رومن یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
185 - 201
حوزههای تخصصی:
نقاشی قهوه خانه ای، نوعی هنر عامیانه است که با گذر از نگارگری مکتب اصفهان و تحت تأثیر شرایط فرهنگی- اجتماعی، در عصر قاجار بروز و ظهور یافته است. در این میان، نقاشان قهوه خانه ای، از استعاره و تمثیل به عنوان ابزاری برای شکل دهی به تصاویر متفاوت از واقعیت استفاده کردند که در عین شباهت به نگاره های مجرد مکتب اصفهان، به گزینش اشکال طبیعت گرایانه در محور جانشینی همت گماشته اند. هدف از این مقاله، تشریح بُعد استعاره و مجاز در نقاشی قهوه خانه ای از منظر رویکرد نشانه شناسی یاکوبسن است. در این مقاله، نقاشی های قهوه خانه ای عصر قاجار با هدف پشت سر گذاشتن پارادایم های غالب نگارگری سنتی به شیوه تحلیل ساختاری متن موردبررسی قرار می گیرند. در پژوهش حاضر، این سؤال پاسخ داده شده که استعاره و مجاز چه تأثیری در شکل گیری و شکوفایی نقاشی های قهوه خانه ای و سقاخانه ای در دوران معاصر داشته است. روش تحقیق پژوهش با رویکرد توصیفی- تحلیلی صورت گرفته و گردآوری اطلاعات موردنیاز برای تحلیل به شیوه کتابخانه ای و با توجه به نوع روابط جانشینی و هم نشینی در ساختار و ترکیب عناصر بصری نقاشی قهوه خانه ای در قیاس با نگاره های مکتب اصفهان و نقاشی سقاخانه ای تحقق یافته است. نتایج این مطالعه نشان داد نقاشی قهوه خانه ای در مقایسه با نگاره های مکتب اصفهان و نقاشی سقاخانه ای به صورت استعاره و مجاز شکل گرفته که به گفته یاکوبسن، مبتنی بر دو محور جانشینی و هم نشینی است و نقش محوری در خلق تصاویر مدرن و نقاشی قهوه خانه ای داشته است.
تحلیل ریسک زلزله در بافت فرسوده شهر بهبهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۱
1 - 15
حوزههای تخصصی:
تحلیل ریسک زلزله در بافت فرسوده شهری یک فرآیند مهم است که برای شناسایی و ارزیابی تأثیرات زلزله بر سازه ها، زیرساخت ها، و جامعه در مناطقی که احتمال وقوع زلزله بالاست، انجام می شود.شهر بهبهان به علت وجود چهار گسل های فعال در پیرامون آن پتانسیل بالای در زلزله خیزی دارد. هدف مقاله حاضر بررسی میزان خطر پذیری زلزله با توجه به مولفه های شرایط محلی خاک اطلاعات ساختمان ها در بافت فرسوده شهر بهبهان می باشد. در این پژوهش از اصول روش های تحلیل ریسک زلزله مبتنی بر GIS با تمرکز بر مدل کارمانیا (KHM) و روش تحلیل احتمال خطر زلزله (PSHA) استفاده شده است. بر این اساس، کلیه پارامترهای مؤثر از جمله خصوصیات زمین شناسی، پریود غالب خاک و سرعت موج برشی، شیب ژئوئید، نوع رسوب و ضخامت آبرفت به پرونده های شکل تبدیل،طبقه بندی و در نهایت در پایگاه داده ی یکپارچه شامل توزیع و وضعیت ساختمان ها ترکیب و نقشه ریسک زلزله تهیه می گردد. نتایج نشان می دهد که در زلزله طرح حدود 45 درصد ساختمان ها به خرابی کامل و سایر ساختمان های موجود نیز به رده خرابی بسیار زیاد (تا 80 درصد) می رسند. در زلزله شدید همه ساختمان های موجود در این بخش بصورت کامل تخریب خواهند شد. با توجه به جمعیت ساکن در این بخش (12551 نفر) تلفات در زلزله طرح حدود 3765 و در زلزله شدید 9413 پیش بینی می شود. به این ترتیب برنامه ریزی قبل از زلزله برای بازسازی، مقاومسازی و بهسازی این منطقه، امداد حین زلزله و مدیریت پس از زلزله ضروری به نظر می رسد.
شناسایی و تبیین ویژگی های مکان سوم در دانشگاه ها و نقش آن بر تعاملات اجتماعی (موردمطالعه: لابی دانشکده معماری و بوفه دانشگاه صنعتی شاهرود)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت شهرنشینی مدرن موجب کاهش تعاملات اجتماعی و افزایش انزوای افراد شده است. در این شرایط، «مکان های سوم» به عنوان فضاهای عمومی غیررسمی، نقش کلیدی در تقویت ارتباطات اجتماعی ایفا می کنند. دانشگاه ها به عنوان جوامعی کوچک مقیاس، نیازمند چنین فضاهایی برای تعاملات غیررسمی، استراحت و گفت وگوی دانشجویان هستند. این پژوهش با روش توصیفی-کیفی و از طریق مشاهده میدانی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته، ویژگی های مکان های سوم (لابی دانشکده معماری و بوفه دانشگاه صنعتی شاهرود) و تأثیر آن ها بر تعاملات اجتماعی را بررسی می کند. یافته ها نشان دهنده نقش حیاتی این فضاها در ایجاد پیوندهای اجتماعی است. مشاهدات به صورت حضوری و با در نظر گرفتن شرایط زمانی در مکان های موردمطالعه انجام شد که چک لیستی بر اساس معیارهای اولدنبرگ برای ارزیابی ویژگی های اجتماعی و فضایی تدوین گشت. همچنین، مصاحبه ها به روش نمونه گیری در دسترس و با مشارکت ۱۰ نفر از کاربران هر یک از مکان ها انجام شد. انتخاب مشارکت کنندگان بر اساس منطق مطالعات کیفی و اشباع نظری صورت گرفت که شامل 6 سؤال اصلی برای درک بهتر ویژگی های مکان های سوم و تأثیر آن ها بر تعاملات اجتماعی بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوا بوده است. تبیین و تحلیل یافته های پیمایش میدانی بر اساس معیارهای مکان سوم اولدنبرگ نشان می دهد که لابی دانشکده فضایی دسترس پذیر برای تعاملات اجتماعی غیررسمی است و حس تعلق دانشجویان را تقویت می کند. بوفه دانشگاه نیز به عنوان مکانی خنثی و اجتماعی برای استراحت و گفت وگو شناخته می شود. مصاحبه ها تأیید می کنند که این مکان ها نقش مهمی در ارتباطات دانشجویی دارند و دانشجویان از آن ها برای گپ زدن، استراحت و تعاملات غیررسمی استفاده می کنند.
تحلیل روابط میان مؤلفه های مؤثر در ساختار فضاهای سکونتی به منظور ارتقاء خلاقیت کودکان از دیدگاه کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه کشورهای توسعه یافته از تمام ظرفیت های خود در جهت ارتقا زیرساخت ها و ایجاد فضاهای خلاق در مسیر بهبود خلاقیت کودکان به عنوان یکی از معیارهای مهم در توسعه استفاده می نمایند. کودک خلاق می تواند ظرفیت های مناسبی را برای محیط خود ایجاد نماید و از این توانایی خود در سایر سنین نیز بهره مند شود. هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل روابط میان مؤلفه های مؤثر در ساختار فضاهای سکونتی به منظور ارتقاء خلاقیت کودکان است. پژوهش حاضر در سال 1402 با روش دلفی و جامعه تحقیق متشکل از کاربران فضاهای مسکونی انجان شده است. که در چارچوب مصاحبه ای باز و به روش نمونه گیری هدفمند با تکنیک گلوله برفی انتخاب شد و به تحلیل دیدگاه ها در نرم افزار SPSS26 پرداخته شده است. در آخر باتوجه به ضرایب بدست آمده از متغیرهای پژوهش به تولید گراف ها توسط نرم افزار گفی پرداخته شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که در مجموع 5 مؤلفه محیطی مؤثر بر خلاقیت کودکان در فضاهای مسکونی مشخص شدند. این 5 مؤلفه عبارتند از: کالبدی، اجتماعی، طراحی، روانشناختی و امنیت. توجه به مسائل محیطی می تواند باعث خودشناسی در میان کودکان جهت بروز خلاقیت شود. مسائل محیطی می تواند به عنوان یک عامل محرک باعث کشف خلاقیت شود و از طرفی خود زمینه جهت پرورش و بهبود توانایی های کودکان در حوزه خلاقیت را فراهم نماید
آیکونوگرافی و خوانش پرندگان اساطیری در لوگوی پیام رسان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پیکره دوره ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۹
89 - 105
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نقوش اساطیری در طراحی لوگوهای پیام رسان ها به دلیل وجود تجارب مشترک میان جوامع مختلف، می توانند در تسهیل تعامل و درک بهتر کاربران مؤثر باشند. یکی از این نقوش، استفاده از تصویر پرندگان است که در طراحی لوگوهای پیام رسان ها به چشم می خورد. این پژوهش به دنبال یافتن پاسخ به دو سؤال اصلی است: ۱. چه ارزش های نمادینی در آیکونوگرافی پرندگان اساطیری در لوگوها دیده می شود؟ ۲. چرا از تصاویر پرندگان اساطیری در طراحی این لوگوها استفاده شده است؟ هدف این مطالعه، بررسی آیکون های موجود در لوگوهای شش پیام رسان به نام های هدهد، سروش، درنا، توییتر، کوبی و بت است.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است و جمع آوری اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای صورت گرفته است. در این تحقیق با استفاده از روش نمونه گیری هدف دار، آیکون پرنده در شش لوگو انتخاب شده و تجزیه و تحلیل داده ها با روش کیفی و آیکونوگرافی پانوفسکی انجام گرفته است.یافته ها: آیکونوگرافی پرندگان اساطیری در طراحی لوگو می تواند ارزش های نمادین متنوعی را نمایان سازد که به فرهنگ هر برند و شرکت وابسته است. پرندگان اساطیری معمولاً نماد آزادی، ارتباط، سرعت و کارآمدی، و ارتباط با دنیای روحانی در اساطیر مختلف جهان هستند. این نمادها با توجه به معنا و ارزشی که انتقال می دهند، در طراحی لوگوها به کار رفته اند.نتیجه گیری: تحلیل شش لوگو نشان می دهد که اگرچه هر کدام از نظر آیکونوگرافیک ویژگی های خاص خود را دارند، اما تفاوت های بصری چندانی با هم ندارند و بیشتر نشانه های جانبی به متمایز ساختن آن ها کمک می کند. با این حال، همه این لوگوها پیامی مشترک را به نمایش می گذارند که درک جهانی از آن را تسهیل می کند. به طور کلی، استفاده از پرندگان اساطیری در لوگوها، ارزش های نمادینی چون پیام آوری، روشنایی، اعتماد و پیوند با هویت فرهنگی را منتقل کرده و ارتباط عاطفی میان برند و مخاطب را تقویت می کند.
اثر شاخص های ناپایدار حرارتی جداره های ساختمانی بر میزان مصرف انرژی؛ بررسی موردی: خانه مسکونی در اقلیم گرم و خشک بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۶
98 - 121
حوزههای تخصصی:
انتقال حرارت ازطریق جداره های ساختمان ها سهم زیادی در میزان مصرف انرژی دارند و عملکرد حرارتی آن ها در برقراری آسایش حرارتی فضاها مؤثر است. انتقال حرارت جداره ها به طور مستقیم بر میزان بار حرارتی ساختمان تأثیرگذار است. در این پژوهش تلاش شده که بتوان با تشخیص رفتار حرارتی مصالح در کاهش مصرف انرژی ازطریق جداره های خارجی، به عملکرد مطلوبی دست یافت. در شرایط ناپایدار حرارتی شاخص های متعددی چون ضریب انتشار حرارت، گرمای ویژه حجمی و ضریب سطح وجود دارند که با محاسبات، اثر هرکدام بر میزان مصرف انرژی ساختمان مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که ضخامت مؤثرتر از نوع مصالح به کار رفته در جداره است. پذیرش حرارتی، ضریب سطح و زمان انتقال حرارت به هوای داخل، با ضخامت جداره ارتباط محسوسی ندارند. همچنین، با طراحی واحد مسکونی در اقلیم بیرجند، اثرات هریک از شاخص های ناپایدار حرارتی در میزان مصرف انرژی شبیه سازی شد. نتایج نشان داد که شاخص های ضریب انتشار حرارت، پذیرش حرارتی و گرمای ویژه حجمی، اثرات مستقیم و ضریب سطح، زمان تأخیر تابشی آن و زمان انتقال حرارت به هوای داخل اثرات معکوسی بر میزان مصرف انرژی سرمایش و گرمایش دارند. شاخص های ضریب کاهش و زمان تأخیر آن، اثر محسوسی بر مصرف انرژی ساختمان نداشته اند.
نقش روایت های تعاملی در ایجاد پیوند عاطفی کاربر با شخصیت های داستانی در بازی های رایانه ای: مطالعه موردی باران شدید
منبع:
پژوهش های میان رشته ای هنر دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
225 - 244
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی کارکرد روایت های تعاملی در ایجاد پیوند عاطفی میان کاربر و شخصیت های داستانی در بازی های رایانه ای می پردازد. هدف پژوهش، تبیین این نکته است که چگونه انتخاب های فردی و عاملیت کاربر در پیشبرد داستان می تواند منجر به شکل گیری پیوندهای عاطفی قوی و ماندگار با شخصیت های بازی شود. برای دستیابی به این هدف، پژوهش با استفاده از روش تحلیلی تفسیری و از طریق مطالعه موردی بازی رایانه ای باران شدید انجام شده است. داده های پژوهش از طریق تجربه مستقیم بازی، ثبت تصمیمات کاربر و مشاهده واکنش های احساسی شخصیت ها گردآوری شده و با استناد به منابع نظری مرتبط با روایت تعاملی بازی ها مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ساختار غیرخطی روایت و سیستم انتخاب های اخلاقی موجود در باران شدید ، به کاربر این امکان را می دهد تا به طور مستقیم در شکل گیری داستان دخیل شود و با هر تصمیم خود، تأثیر عاطفی قابل توجهی در روابط میان شخصیت های داستانی ایجاد کند. به عنوان مثال، انتخاب های اخلاقی پیچیده ای نظیر نجات یا فدا کردن یک شخصیت، باعث بروز احساساتی مانند گناه، همدلی، پشیمانی یا حتی شادی در کاربر می شود. همچنین، تعامل فیزیکی و خاص با دسته های بازی نیز حس حضور واقعی کاربر در داستان را تقویت کرده و تجربه ای عمیق و شخصی از بازی رایانه ای فراهم می آورد. این مطالعه نشان می دهد که روایت های تعاملی، با فراهم کردن بستری برای درگیر شدن فعال کاربر در روند داستان، می توانند تجربه بازی را از یک سرگرمی ساده به یک تجربه احساسی عمیق تبدیل کنند. یافته ها تأکید دارند که عاملیت کاربر در انتخاب های داستانی، نه تنها مسیر روایت را تغییر می دهد، بلکه زمینه ساز شکل گیری پیوندهای عاطفی ماندگار با شخصیت های بازی می شود؛ امری که درنهایت به توسعه تجربه زیسته کاربر در بستر بازی های رایانه ای منجر می شود.
مفهوم اسطوره ای اسپاراگموس و رابطۀ آن با اسطورۀ باروری یونانی (مطالعۀ موردی: نمایش نامۀ باکخانت ها اثر اوریپیدس)
منبع:
پژوهش های میان رشته ای هنر دوره ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
245 - 264
حوزههای تخصصی:
اسطوره یکی از مهم ترین مبانی موجود در متون ادبی ملت ها است و یونان نیز از این قاعده مستثنی نیست. در این میان، ایزد دیونوسوس به عنوان اصلی ترین ایزد مرتبط با تراژدی همواره با کردارهای باروری ارتباط داشته و خویشکاری های متعدد باروری به او منسوب شده است. مفهوم اسپاراگموس به عنوان یکی از مضامین اسطوره ای مرتبط با کشتار زایشی است که در اسطوره و به دنباله آن در تراژدی بروز یافته است. هدف اصلی این پژوهش، واکاوی مفهومی اسطوره ای در ادبیات و هنر نمایش یونان باستان است تا روابط میان اسطوره و انواع هنری روشن تر شود. روش پژوهش، تحلیل گزاره های مرتبط به اسپاراگموس و باروری به عنوان دو مؤلفه اسطوره ای بوده است تا از طریق آن بتوان درک کاربردی بهتری از هنرهای نمایشی و مشخصاً تراژدی یونان باستان به دست آورد. مبتنی بر آنچه در نمایش نامه باکخانت ها سروده اوریپیدس آمده، مجازات سر بریدن و مثله شدن که دیونوسوس برای پنتئوس در نظر گرفت، چون به دلیل کفر و ناسپاسی او بود، امری قدسی و مذهبی تلقی می شود و از این نظر آن را اسپاراگموس می توان قلمداد کرد. از طرفی، چون دیونوسوس که دستوردهنده اجرای اسپاراگموس است، دارای خویشکاری های زایشی و گیاهی است، ارتباط کشتار در اسپاراگموس و زایش در معجزات او به خوبی بیانگر نوعی ارتباط است. بدین صورت که دیونوسوس به عنوان ایزدی گیاهی و زایشی، کاملاً از اسپاراگموس به عنوان تنبیهی آیینی (و نه معمولی) برای به ثمر رساندن باروری استفاده می کند. مهم ترین نتایج این پژوهش به غیر از آنچه ذکر شد این است که اولاً اسپاراگموس به آن مجازاتی گفته می شود که شخصیت محوری یک اسطوره به دلیل کفر دینی به آن گرفتار شود و ثانیاً دیونوسوس به عنوان ایزد باروری، در حقیقت با صدور دستور اجرای اسپاراگموس درصدد به ظهور رسانیدن زایشی دوباره است.
تحلیل مؤلفه های پیکره بندی فضاهای نیمه باز و بسته بناهای مسکونی دوره پهلوی بر اساس الگوی ذهنی متخصصان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
99 - 116
حوزههای تخصصی:
در دوران پهلوی، تحولات اجتماعی و فرهنگی موجب دگرگونی در الگوهای فضایی معماری مسکونی شد. این پژوهش با رویکرد ترکیبی و در چارچوب پارادایم عمل گرایی، به تحلیل تطبیقی فضاهای نیمه باز و بسته در این دوره پرداخته است. ابتدا مؤلفه های کلیدی از طریق تحلیل محتوای کیفی در نرم افزار MAXQDA استخراج شد. سپس تحلیل عامل Q با مشارکت ۱۵ متخصص و استفاده از SPSS انجام گرفت. همچنین دو نمونه بنای مسکونی با نرم افزار DepthmapX تحلیل شد. یافته ها سه الگوی ذهنی اصلی را نشان می دهد: عملکردی–فضایی، عملکردی–ساختاری و عملکردی–رفتاری. نتایج حاکی از آن است که در دوره پهلوی دوم، فضاهای نیمه باز نقش سازمان دهنده تری یافته و به مرزهای نرم، تعاملی و انعطاف پذیر تبدیل شده اند که نیازهای اقلیمی، اجتماعی و زیبایی شناسی را به طور هم زمان پاسخ می دهند.
تحلیل تطبیقی و ﻧﻘﺪ ﺳﺮ ﻓﺼﻞ کارشناسی ﻣﺮﻣﺖ آثار تاریخی: از تدوین نخستین در سال ۱۳۶۴ ﺗﺎ بازنگری، تصویب و اجرا در سال 1401(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻪ تحلیل ﺗﺤﻮﻻت ﺳﺮﻓﺼﻞ رشته کارشناسی ﻣﺮﻣﺖ آﺛﺎر تاریخی در ایران می پردازد؛ از نخستین نسخه ﻣﺼﻮب آن در ﺳﺎل ۱۳۶۴ ﺗﺎ بازنگری اساسی آن در ﺳﺎل ۱۴۰۱. ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺎ رویکردی تحلیلی تطبیقی، اﺑﺘﺪا ﺑﻪ بررسی زمینه های نظری، تاریخی و اجرایی شکل گیری رشته ﻣﺮﻣﺖ در ﻧﻈﺎم آﻣﻮزش عالی ﮐﺸﻮر می پردازد و ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻧﻘﺪ ساختاری و محتوایی ﺳﺮﻓﺼﻞ پیشین ایﻦ رﺷﺘﻪ ﭘﺮداﺧﺘﻪ اﺳﺖ. یافته هایﺣﺎﺻﻞ از این ﭘﮋوﻫﺶ، ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺳﺮﻓﺼﻞ ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ، ﺑﺎ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ آﻣﻮزهﻫﺎی دینی، ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و آﻣﻮزش ﻣﻬﺎرتﻫﺎی پایه ای ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﺪه ﺑﻮد اﻣﺎ ﺑﻪﻣﺮور زﻣﺎن ﺑﻪ دﻟﯿﻞ ﺗﺤﻮﻻت ﻋﻠﻤﯽ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﯿﺎزﻫﺎی ﻣﯿﺪاﻧﯽ و رﺷﺪ ﻓﻨﺎوریﻫﺎی نوین، ﻧﺎﮐﺎرآﻣﺪی هایی در اﺟﺮای آن نمایان ﺷﺪ. ﺑﺎزﻧﮕﺮی اﻧﺠﺎمﺷﺪه در ﺳﺎل ١٣٩٧، ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺗﻼش ﺟﻤﻌﯽ از ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ و ﮐﺎرﺷﻨﺎﺳﺎن ﺣﻮزه ﻣﺮﻣﺖ ﺑﻮد ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺪف ﺑﻪروزرﺳﺎﻧﯽ ﻋﻠﻤﯽ، ارﺗﻘﺎی آﻣﻮزش ﻋﻤﻠﯽ، ﺣﺬف دروس ﺗﮑﺮاری، اﻓﺰودن دروس ﮐﺎرﺑﺮدی و ﺗﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎی ﺟﻬﺎﻧﯽ ﺻﻮرت ﮔﺮﻓﺖ. ﮐﺎﻫﺶ ﻫﺪﻓﻤﻨﺪ ﺗﻌﺪاد واﺣﺪﻫﺎی درﺳﯽ، اﺳﺘﺎﻧﺪاردﺳﺎزی ﻣﺤﺘﻮای آﻣﻮزﺷﯽ، تقویت ارﺗﺒﺎط ﻧﻈﺮی و ﻋﻤﻠﯽ و ﺗﻤﺮﮐﺰ ﺑﺮ ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻓﻨﺎوراﻧﻪ از مهم ترین ﺷﺎﺧﺺﻫﺎی ﻧﺴﺨﻪ جدید ﻣﺤﺴﻮب ﻣﯽﺷﻮد. اﻓﺰون ﺑﺮ آن، این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶﻫﺎی اجرایی و ﮐﻤﺒﻮد ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺗﺨﺼﺼﯽ در ﺳﺮﻓﺼﻞ ﭘﯿﺸﯿﻦ ﻧﯿﺰ ﭘﺮداﺧﺘﻪ و راﻫﮑﺎرﻫﺎیی را ﺑﺮای ارﺗﻘﺎء ﮐﯿﻔﯽ آﻣﻮزش و ﮐﺎرآﻣﺪﺳﺎزی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ درﺳﯽ رﺷﺘﻪ ﻣﺮﻣﺖ اﺷﯿﺎی ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و تاریخی ﭘﯿﺸﻨﻬﺎد ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. در ﻣﺠﻤﻮع، این ﭘﮋوﻫﺶ ﺿﻤﻦ ﺗﺄﮐﯿﺪ ﺑﺮ ﺿﺮورت پویایی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ، ﺑﺮ ﻧﻘﺶ ﺣﯿﺎﺗﯽ ﻣﺮﻣﺖ در ﺣﻔﻆ هویت ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و تقویت سرمایه اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﮐﺸﻮر ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد و ﭼﺎرﭼﻮﺑﯽ ﺑﺮای اﺻﻼﺣﺎت آینده در آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ ﻓﺮاﻫﻢ ﻣﯽﺳﺎزد.
آموزش مبتنی بر یادگیری سازنده گرا در حفاظت از بناهای تاریخی: ارائه و تحلیل تجربه آموزش مسئله محور در قالب تمرین های حفاظت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یادگیری، آﻣﻮزشﻫﺎی ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮا و ﺣﻞ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻣﻮﺿﻮﻋﺎﺗﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در دﻫﻪﻫﺎی اﺧﯿﺮ ﻣﻮﺟﺐ ﺗﺤﻮل در فرایند آﻣﻮزش ﺷﺪه اﻧﺪ. یادگیری دانشجویان در ﮐﻼس درس ﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ ﻣﺤﺘﻮای آن ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ ﻫﻤﺴﺎﻧﯽ ﺑﯿﻦ ﺳﺒﮏ یادگیری ﺗﺮﺟﯿﺤﯽ داﻧﺸﺠﻮ و ﺳﺒﮏ آﻣﻮزش اﺳﺘﺎد درس دارد. این ﻣﻮﺿﻮع در دروس و واﺣﺪﻫﺎیی ﮐﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﻋﻤﻠﯽ دارﻧﺪ ﻧﻤﻮد ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺧﻮاﻫﺪ یافت. از این رو در ﺣﻮزهﻫﺎیی ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺣﻔﺎﻇﺖ از ﺑﻨﺎﻫﺎی تاریخی، ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻣﺎﻫﯿﺖ ﻣﻬﺎرت ﻣﺤﻮر آﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﯽرﺳﺪ دیگر ﺷﯿﻮهﻫﺎی آﻣﻮزش ﺳﻨﺘﯽ و ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ ﮐﻼسﻫﺎی یک ﻃﺮﻓﻪ ﺟﻮاﺑﮕﻮی آﻣﻮزش در داﻧﺸﮕﺎه ﻧﯿﺴﺖ و ﻧﮕﺎهﻫﺎ و رویﮑﺮدﻫﺎی ﺟﺪیﺪ ی را ﻣﯽﻃﻠﺒﻨﺪ. یکی از این دیدﮔﺎهﻫﺎ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮاﺳﺖ ﮐﻪ در ﻣﻘﺎﺑﻞ آﻣﻮزش ﺳﻨﺘﯽ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. در این راﺳﺘﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﮐﻪ ﻣﺒﺘﻨﯽ ﺑﺮ روش اﻗﺪامﭘﮋوﻫﯽ ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺘﻪ در ﮐﻨﺎر ﻣﺮور ﭼﺎرﭼﻮب ﻧﻈﺮ ی ﻣﻮﺿﻮع، اﺑﻌﺎد ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ یک ﻧﻤﻮﻧﻪ از ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﺴﺌﻠﻪﻣﺤﻮر در آﻣﻮزش داﻧﺸﮕﺎﻫﯽ رﺷﺘﻪ ﻣﺮﻣﺖ از ﺑﻨﺎﻫﺎی تاریخی (ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان تمرین های ﺣﻔﺎﻇﺖ) را اراﺋﻪ ﻧﻤﻮده اﺳﺖ. ﺑﺎ این ﺗﻮﺿﯿﺢ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﺣﺎﺿﺮ ﺗﻼش دارد ﺑﻪ این ﭘﺮﺳﺶ ﮐﻪ روش آﻣﻮزش و تدریس ﭼﮕﻮﻧﻪ می تواند ﺑﻪ تقویت وﺟﻮه خلاقانه ﺑﺮای ﺣﻞ مسائل تخصصی ﺣﻔﺎﻇﺖ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﺪ؟ ﭘﺎﺳﺦ دﻫﺪ. ﭘﺲ از در یافت ﺑﺎزﺧﻮردﻫﺎی ﺗﺠﺮﺑﻪ اراﺋﻪ ﺷﺪه از ﮔﺮوه ﻣﻨﺘﺨﺒﯽ از ﻓﺎرغ اﻟﺘﺤﺼﯿﻼن ﮐﻪ در فرآیند آﻣﻮزش، این تمرین ها را ﺗﺠﺮﺑﻪ کرده اند. تحلیل محتوای ﻧﻈﺮات آنﻫﺎ ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﺮم اﻓﺰار MAXQDA اﻧﺠﺎم و نتایج آن اراﺋﻪ گردید. در نهایت ﻋﻼوه ﺑﺮ همسانی ﺑﺎزﺧﻮردﻫﺎی اراﺋﻪ ﺷﺪه ﺑﺎ ﻫﺪفﻫﺎی تبیین ﺷﺪه، ارﺗﺒﺎط ﻣﻌﻨﺎدار روش آﻣﻮزش ﻣﺬﮐﻮر ﺑﺎ یادگیری ﺳﺎزﻧﺪهﮔﺮا و مبتنی ﺑﺮ ﺣﻞ مسئله ﻣﺸﺨﺺ گردید. در ﻧﺘﯿﺠﻪ این اﻟﮕﻮ به عنوان نمونه ای ﺑﺮای تقویت مهارت های تخصصی دانشجویان ﺑﺮای الگوگیری در سایر دروس تخصصی این رشته پیشنهاد ﺷﺪه اﺳﺖ.
آموزش نوین مرمت از انتقال دانش فنی تا تربیت متخصصان شایسته: دانشکده حفاظت و مرمت دانشگاه هنر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در ﻧﻈﺎم آموزشی ﻣﺮﻣﺖ، ﺗﻤﺮﮐﺰ اصلی ﻫﻤﻮاره ﺑﺮ اﻧﺘﻘﺎل داﻧﺶ فنی و تخصصی در زمینه ﺳﺎﺧﺘﺎر، ﻓﻨﻮن و ﻣﺪاﺧﻼت حفاظتی ﺑﻮده اﺳﺖ. اﮔﺮﭼﻪ این بنیان علمی ﺑﺨﺶ جدایی ناپذیر آﻣﻮزش در این رﺷﺘﻪ ﻣﺤﺴﻮب می شود، ﺗﺤﻮﻻت نوین در ﺣﻮزه ﺣﻔﺎﻇﺖ ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﮐﻪ ﺷﺎیستگی های اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ، ﻣﻬﺎرتﻫﺎی ﻧﺮم، ﮐﺎر ﺗﯿﻤﯽ و اﺧﻼق ﺣﺮﻓﻪای ﻧﯿﺰ ﻧﻘﺶ ﻣﺆﺛﺮ ی در ارﺗﻘﺎی ﮐﯿﻔﯿﺖ ﻋﻤﻠﮑﺮد ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن دارﻧﺪ. داﻧﺸﮕﺎه ﻫﻨﺮ اﺻﻔﻬﺎن ﺑﺎ ﭘﯿﺸﯿﻨﻪای دیرینه در آﻣﻮزش ﻋﺎﻟﯽ ﻫﻨﺮ، یکی از ﻣﺮاﮐﺰ ﭘﯿﺸﺘﺎز و ﺗﺄﺛﯿﺮﮔﺬار ﮐﺸﻮر در ﺣﻮزه ﺣﻔﻆ و اﺣﯿﺎی ﻣﯿﺮاث ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ و ﺗﺎریخی اﺳﺖ. این ﻧﻬﺎد ﻋﻠﻤﯽ ﮐﻪ در ﺑﯿﻦ ﺳﺎل ۱۳۵۶ ﺑﺎ ﺗﺄﺳﯿﺲ «پردیس اﺻﻔﻬﺎن» واﺑﺴﺘﻪ ﺑﻪ «داﻧﺸﮕﺎه ﻓﺎراﺑﯽ» ﺷﮑﻞ ﮔﺮﻓﺖ، از اﺑﺘﺪا ﺑﺎ ﻫﺪف ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻧﯿﺮوﻫﺎی ﻣﺘﺨﺼﺺ در ﺣﻔﺎﻇﺖ و ﻣﺮﻣﺖ آﺛﺎر تاریخی و ﻣﻌﻤﺎری سنتی فعالیت ﮐﺮده و ﺑﻪ مرکزی بی بدیل در ﺳﻄﺢ ﮐﺸﻮر تبدیل ﺷﺪه اﺳﺖ. این ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺑﺎ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ تاریخچه ﺗﺎﺳﯿﺲ داﻧﺸﮑﺪه ﻣﺮﻣﺖ و نیز ﺳﺎﺧﺘﺎر فعلی آﻣﻮزش ﻣﺮﻣﺖ در داﻧﺸﮑﺪهﻫﺎی ﺗﺨﺼﺼﯽ و ﺿﺮورت ﺗﻠﻔﯿﻖ آﻣﻮزشﻫﺎی ﻓﻨﯽ ﺑﺎ ﺣﻮزهﻫﺎی ﻣﮑﻤﻞ ﺗﺄﮐﯿﺪ دارد و راﻫﮑﺎرﻫﺎیی ﺑﺮای ﺑﺎزﻧﮕﺮی ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎی آﻣﻮزﺷﯽ ﺟﻬﺖ ﺗﺮﺑﯿﺖ ﻣﺮﻣﺘﮕﺮاﻧﯽ ﻣﺴﺌﻮل و شایسته اراﺋﻪ ﻣﯽدﻫﺪ.
تحلیل مراحل پویش مکان های آئینی در ایران پیش از اسلام (مکان آئینی در ایران باستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۹)
33 - 58
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش شکل گیری و پویش مکان های آئینی در ایران پیش از اسلام از آغاز تا انقراض ساسانیان، به مثابه تحلیل فرآیندهای مکان مند شدن امر آئینی مورد بررسی قرار می گیرد. برای این منظور از روش تحلیل ابعاد کیفی به عنوان راهبرد پژوهش استفاده خواهد شد. بر این مبنا جهت دست یابی به تحلیلی از پویش مکان آئینی، نخست چیستی امر آئینی براساس نتایج پژوهش های علوم اجتماعی بررسی می شود و دو تعریف کلی از امر آئینی به دست می آید که آئین را بازتاب عقاید و فرهنگ یا یک امر استعاری و سیستم انضباطی یا الگوی رفتاری تعریف می کند. این دو تعریف مبنایی را به دست می دهد که براساس آن می توان داده های تاریخی درمورد تأثیر سنت های دینی (زرتشتی، میترائی و ...) و نظام های سیاسی و اجتماعی را بر مکان های آئینی، دسته بندی و از آن ها مفاهیم نظری لازم جهت حصول هدف پژوهش را استخراج کرد. این پژوهش توضیح خواهد داد که شکل گیری مکان آئینی در ابتدا در گرو ارزش های ازلی نهفته در عناصر طبیعی بود (کیفیت ازلی-بودن) و تنها در بستر طبیعت مکان یابی می شد (کیفیت طبیعی بودن). گسترش فعالیت های آئینی سازمان یافته و به کارگیری آئین به عنوان سیستم انضباطی جهت کاهش تنش های اجتماعی با رسمی شدن دین زرتشتی در دوره ساسانی سبب شد بازارگاه های شهری نیز به عنوان مکان آئینی مورداستفاده قرار گیرند و از درهم آمیزی آتشگاه ها با یک دیگر یا با بازارگاه ها مجموعه های موسوم به «ایوان نوروز» شکل گرفتند که نمایان گر تاریخی شدن و شهری شدن مکان آئینی هستند و واپسین حلقه تکامل در فرآیند مکانی شدن امر آئینی در ایران پیش از اسلام به شمار می روند.
سبک فضاهای معماری مسکونی و تالار بار عام محوطه اشکانی قدکودان در کرانۀ رودخانۀ زاب کوچک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۹)
81 - 107
حوزههای تخصصی:
قدکودان یکی از محوطه های دوران پارت در منطقه پیرانشهر و از مهم ترین استقرارگاه های حوضه آبگیر سد کانی سیب پیرانشهر در شمال غرب است، که در یک دره میان کوهی باریک و برروی بلندی های طبیعی واقع شده است. رودخانه زاب کوچک با فاصله 200متری در شرق آن در جریان است. کاوش های باستان شناسی این محوطه طی سه فصل متوالی صورت گرفت و منجر به کشف فضاهای معماری مسکونی شامل تالار مرکزی و مطبخ گردید. محوطه مذکور در دوره اول استقرار خود، دارای ساختارهای معماری سنگ چین بزرگ با فضاهای متعدد معماری متعلق به دوره اشکانی بوده، سپس در دوران اسلامی به عنوان گورستان مورداستفاده قرار گرفته است. مطالعه و مقایسه سفال های قدکودان (سوغانلو)، نشانگر تعلق و شباهت سبکی آن ها با مواد فرهنگی دوره پارت است که پیش تر در همین منطقه جغرافیایی از محوطه های هم زمان به دست آمده بود. نظر به قرار داشتن محل مورد مطالعه در مسیر جاده ابریشم که به عنوان یک شاهراه تجاری بین شرق و غرب در دوره پارت شکل گرفته، تأثیر سبک شناختی و فرهنگی داده های این محوطه با دیگر مراکز استقراری پارتیان قابل شناسایی است. نتایج کاوش قدکودان که طی آن گستره ای به ابعاد 23×15متر (345مترمربع) مورد کاوش باستان شناختی قرار گرفت، نشان از یک بافت استقراری گسترده پارت است. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی کارکرد و تعیین قدمت بافت تاریخی قدکودان براساس شواهد باستان شناختی است و پاسخ به این پرسش های مهم که، چه عواملی موجب شکل گیری و توسعه این محوطه استقراری در حاشیه رودخانه زاب کوچک شده است؟ کیفیت ساخت ابنیه و ارتباط آن با سایر محوطه های هم افق در این منطقه چگونه است؟ درمجموع حسب مواد فرهنگی به دست آمده و ارزیابی ویژگی های بوم شناختی و جغرافیایی منطقه نشان داد که اشتراک سبک شناسی و اسلوب معماری به کار رفته در قدکودان نشان دهنده وجود یک سبک کاملاً کاربردی و مسکونی است که هیچ گونه تزئینات خاص در آن ایجاد نشده است. این پژوهش مبتنی بر داده های نویافته از کاوش باستان شناسی استوار است.