مطالب مرتبط با کلید واژه

تحلیل ساختار


۱.

بررسی ساختار غزلی روایی از غزلیات شمس

کلید واژه ها: مولوی ساختار روایی غزلیات شمس تحلیل ساختار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳۶ تعداد دانلود : ۱۳۶۱
مولوی، همواره یکی از شاعران هنجارشکن به شمار آمده است. دامنه این هنجارشکنی که اساس سبک ویژه مولانا را تشکیل می دهد، در غزلیات شمس از دیگر آثار وی گسترده تر است. از این رو، شمار فراوانی از غزل های وی از نظر ساختار و درون مایه با دیگر غزل های فارسی متفاوت جلوه می کنند. از ویژگی های مولوی در عرصه غزل پردازی، گنجاندن داستان در غزل است. گاه غزل های او داستانی مستقل را باز می گویند. در بیشتر این موارد، سروده به مثنوی ماننده تر است تا غزل. غزلی که در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد در غزلیات شمس دیده می شود، اما از نظر شمار ابیات (45 بیت) به قصیده و از نظر مضمون و محتوا، به مثنوی می ماند. مولوی در غزل یاد شده، از شخصیت پردازی و شیوه داستان در داستان بهره جسته است. همچنین سنت شکنی های او در عرصه داستان پردازی، روایت گنجانده در این سروده را به داستان هایی با صناعت مدرن نزدیک کرده است. از این رو، در این مقاله تلاش شده است تا افزون بر تحلیل ساختاری غزل، ساختار روایی آن نیز بررسی گردد و کارکردهای داستانی آن باز نموده شود.
۲.

امکان سنجی جایگزینی منابع مرجع الکترونیکی رایگان به جای منابع مرجع چاپی در کتابخانه های دانشگاهی

کلید واژه ها: تحلیل محتوا تحلیل ساختار منابع مرجع منابع مرجع الکترونیکی مطالعه کاربردی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری کتابخانه ها مجموعه های کتابخانه ای و منابع کتابخانه ای و اطلاعاتی انواع منابع اطلاعاتی منابع و مراجع
  2. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری کتابخانه های الکترونیکی انواع منابع الکترونیکی
  3. حوزه‌های تخصصی علوم کتابداری کتابخانه ها(به طور عام) انواع کتابخانه ها دانشگاهی
تعداد بازدید : ۲۶۱۰ تعداد دانلود : ۱۱۵۵
پژوهش حاضر، به منظور بررسی امکان جایگزینی منابع مرجع الکترونیکی رایگان به جای منابع مرجع چاپی، به روش کتابخانه ای (بررسی متون) و موردپژوهی و تحلیل محتوا انجام شده است. از بین 1364 منبع مرجع چاپی موجود در دانشگاه فردوسی مشهد مربوط به سال های 1990 تا 2006 میلادی، 25 منبع (5 دایره المعارف، 5 راهنما، 5 واژه نامه، 5 اطلس، و 5 زندگینامه) انتخاب گردید. همچنین، 25 منبع مرجع الکترونیکی معادل آنها نیز برگزیده شد. در هر یک از این منابع، 5 مدخل (در مجموع 250 مدخل) ارزیابی شد و پس از مقایسه میانگین نمره های حاصل از ارزیابی، قابلیت پاسخگویی منابع الکترونیکی و نیز چاپی به اطلاعات مورد نیاز، مشخص شد. بین میانگین نمرات کل حاصل از ارزیابی منابع الکترونیکی و منابع چاپی تفاوت معنی دار وجود داشت. از آنجا که تفاوت نمرات، در انواع منابع مورد نظر پژوهش (دایره المعارف ها، راهنماها، واژه نامه ها، اطلس ها، و زندگینامه ها) به نفع گروه منابع الکترونیکی بوده است، منابع مرجع الکترونیکی رایگان قابلیت زیادی برای جایگزینی، به جای منابع مرجع چاپی دارند. همچنین، بین میانگین نمره های کسب شده از ارزیابی شاخص های کیفیت محتوای منابع مرجع چاپی و منابع مرجع الکترونیکی تفاوت معنی دار، به نفع گروه الکترونیکی بوده است. بدین معنی که به لحاظ محتوایی، این احتمال وجود دارد که منابع مرجع الکترونیکی رایگان بتوانند جانشین منابع مرجع چاپی مشابه و معادل شوند. از طرفی، تفاوت معنی دار بین نمره های دریافتی حاصل از مقایسه شاخص های سنجش قابلیت های جستجو و ساختار منابع مرجع چاپی و الکترونیکی نشان داد که منابع مرجع الکترونیکی رایگان، قابلیت جایگزینی زیادی به جای منابع مرجع چاپی مشابه و معادل دارند.
۳.

تحلیل اکولوژیک عوامل کلیدی برنامه ریزی فضای سبز کلانشهر تبریز با استفاده از روش تحلیل ساختاری و پویش محیطی

کلید واژه ها: فضای سبز تحلیل ساختار عوامل کلیدی MICMAC تحلیل اکولوژیک

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۳ تعداد دانلود : ۳۳۷
توسعه و گسترش فضای سبز با توجه به گسترش روزافزون جمعیت و ساخت و سازهای شهری و نیاز ضروری انسان ها به فضاهای سبز برای ایجاد تعادل اجتماعی، جسمانی و روحی، حفظ تعادل اکولوژیک شهرها امری مهم و حیاتی به شمار می آید. این مقاله بر آنست تا با دیدی سیستماتیک و ساختاری تمامی عوامل دخیل در توسعه فضاهای سبز شهری را مورد تحلیل و بررسی قرار دهد و با استفاده از روابط ایجاد شده بین این عوامل، عوامل کلیدی و مهم ترین عوامل را جهت توسعه بهینه فضاهای سبز شهری استخراج نماید. این تحقیق با روش توصیفی- تحلیلی و با هدف کاربردی، با به کارگیری دیدگاه آینده پژوهی، سعی در ارائه راهکارهایی جهت توسعه ساختاری و اکولوژیکی فضای سبز شهر تبریز شده است. لذا جهت نائل شدن به این امر، ابتدا با استفاده از روش پویش محیطی و تحلیل عوامل مستخرج در نرم افزار MICMAC، ارتباط عوامل دخیل در توسعه فضاهای سبز شهر تبریز را مورد تحلیل قرار داده و نهایتاً عوامل کلیدی مشخص می شوند. عواملی کلیدی مؤثر بر برنامه ریزی فضاهای سبز شهری عواملی از قبیل: مکانیابی مناسب جهت توسعه اکولوژیک فضاهای سبز، دسترسی مناسب تمام شهروندان، پیوستگی لکه های سبز، تأمین منابع آبی پایدار، نگهداری و حفاظت از فضاهای سبز، کاشت متراکم پوشش گیاهای، احیاء زمین های رها شده، تنوع بخشی ب ه عملکردهای فضاهای سبز، تنوع زیستی، زیباسازی و طراحی فضاهای سبز می باشند. به کارگیری سیستماتیک این عوامل در برنامه ریزی توسعه فضاهای سبز شهری از جمله راهکاری جهت بهبود وضعیت فعلی و آینده این فضاهای مهم شهری خواهد شد.
۴.

تحلیل ساختاری رابطه میان حاشیه نشینی و جرم

تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۴۳
زمینه و هدف: مراجعه به ادبیات پژوهشی پیرامون رابطه میان حاشیه نشینی و جرم، نشان دهنده هم پیوندی میان آن ها می باشد. با این حال جای این پرسش هم چنان باقی است که چرا برخی از مناطق حاشیه نشین از میزان بالاتری از ارتکاب جرم رنج می برند؟ هدف این مقاله، پاسخ دادن به این پرسش، از خلال بررسی دو منطقه حاشیه نشین شهر مشهد، خواجه ربیع (دارای میزان بالای جرایم) و گلشهر ( دارای میزان پایین تر جرایم) می باشد. روش شناسی:   این پژوهش در ابتدا با استفاده از روش تحلیل ساختاری به مقایسه دو منطقه حاشیه نشین گلشهر و خواجه ربیع در مشهد پرداخت و سپس با استفاده از روش کیفی و راهبرد مطالعه موردی جمعی به بررسی ژرفانگر علل کمتر بودن میزان جرایم در منطقه گلشهر اقدام نمود. یافته ها و نتیجه گیری: یافته های حاصل از تحلیل ساختاری دو منطقه نشان می داد که بی سازمانی اجتماعی نمی تواند پاسخگوی تفاوت میزان جرایم دو منطقه باشد. همچنین نتایج روش کیفی نشان داد که مهم ترین دلیل کاهش جرم در گلشهر نسبت به خواجه ربیع، بالا بودن تعداد افاغنه در گلشهر است. براساس یافته های پژوهش می توان گفت که ترکیب استراتژی های کنترل درونی، انتخاب عقلانی و کنترل بیرونی می توان بیشترین تاثیر را در کاهش جرم داشته باشد.
۵.

درآمدی بر تحلیل ساختاری روابط بینامتنیت در نقاشی باروک (بر اساس بینامتنیت صریح و ضمنی در نظریه ی ژرار ژنت )

تعداد بازدید : ۲۵۸ تعداد دانلود : ۲۴۳
بر اساس نظریه ی بینامتنیت، هیچ متنی به خودی خود و در انزوا شکل نمی گیرد و نمی توان آن را بدون ارتباط با متون دیگر، درک و دریافت نمود. در واقع بر اساس این دیدگاه، تمام دانش ها به صورت زنجیروار وابسته به متون قبل از خود هستند. علاوه بر متون نوشتاری، نوعی ارتباط بینامتنی در نقاشی و به ویژه در دوره ی کلاسیک وجود دارد که در طول تاریخ هنر به تناوب در آثار بسیاری از هنرمندان به گونه ایی واضح و صریح انجام شده است. در این میان، پس از تعریف بینامتنیت از دیدگاه دو نظریه پرداز مهم این مکتب از جمله جولیا کریستوا و ژرار ژنت و سپس تقسیم بندی این مفهوم در آثار آن ها، سعی می شود روابط بینامتنی را که صرفاً از همنشینی دو یا چند نقاشی در یک اثر واحد به وجود آمده است را مورد بررسی قرار دهیم. در همین راستا مسئله اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل انواع رابطه ی بینامتنی است که از حضور یک نقاشی در اثر دیگری از یک نقاش، به دست می آید؛ از این رو سوال مهم این تحقیق این است آیا می توان با بررسی چینش عناصر و اجزای ساختار تصویر، دو گونه از روابط بینامتنی را که در این نقاشی ها باعث ارتباط معنایی دو متن با یکدیگر می شود، تشخیص داد؟ در این نوشتار، با توجه به نظریه ی ژرار ژنت و تقسیم بندی دو گونه ی مهم بینامتنیت توسط او و انطباق آن با ارجاعات مستقیم تصویری توسط نقاشان، به شیوه ایی توصیفی و سپس تحلیلی، آثار برجسته ایی از نقاشی دوران باروک مورد ارزیابی قرار می گیرد. درک این نوع روابط بینامتنی ، نه تنها در فرایند تحلیل یک نقاشی، بلکه در روش و نحوه ی ارجاعات تصویری به آثار دیگران هم سودمند است.
۶.

کاربرد الگوی کنشگر گِرِماس درتحلیل روایت شناسیِ جایِ خالیِ سُلوچ (مطالعه موردی: «مِرگان در جُست و جوی سُلوچ»)

تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۱
گِرِماس یکی از نظریه پردازان نشانه- معناشناسی روایی است که الگویی جامع و جهان شمول برای تجزیه و تحلیل متون روایی به دست می دهد و با هدفِ دست یافتن به ژرف ساخت روایت و مطالعه ساختاری متون روایی، به تحلیل سیرِ منطقی حوادث و معانیِ درونیِ متن و درکِ پیرنگِ روایت می پردازد. در تحلیل متن های روایی، الگوی کنشگر گِرِماس، نسبت به دیگر الگو های روایی، قابلیّت انطباق بهتری برای تحلیل روایی گری متن های روایی دارد و در پی دست یافتن به کنش گفتمان است. این مقاله، با کاربرد الگوی کنشگر گِرِماس، به تحلیلِ ساختاری حکایتِ«مِرگان در جُست و جوی سُلوچ» دررمان جای خالیِ سُلوچ می پردازد و عناصری را که در شکل گیری رخدادها و آن چه هسته و پیرنگ این داستان را در گستره روایت شناسی تشکیل می دهد بررسی می کند.در این مقاله، با روشی تحلیلی- توصیفی و روش کتابخانه ای در گردآوری اطلاعات، این پرسش اساسی مطرح است که رمان جای خالیِ سُلوچ ، تا چه میزان با نظریه نشانه- معناشناسی رواییِ گِرِماس قابل تحلیل است و براساس الگوی کنشگر گِرِماس، عوامل گفتمان درتولید معنا در آن کدامند؟ ازنتایج این پژوهش این است که راویِ داستانِ «مِرگان در جُست و جوی سُلوچ»، با ساختاری روایی و شخصیّت محور، صحنه ها و رخدادهای آن را با پویایی تمام  بازنمایی و به نمایش گذاشته تا عواطف و احساسات خواننده را برانگیزد و موجب پویایی شخصیّت ها و عناصر درون متنی آن می شود. دراین داستان، لحنِ گفت و گو میان عناصر داستانی دارای اوج و فرود است و جنجال و کشمکش بر سراسر رخدادها سایه می افکند و تمام شخصیّت های داستان را در مقابل یکدیگر به کنش وا می دارد.