این مقاله، عمدتا برروی ابعاد اجتماعی در برگیرنده ی اعتماد و شبکه ی اجتماعی متمرکز می باشد، مخصوصا در مؤسسات آموزش عالی. اعتماد، نقشی حیاتی به عنوان یک سرمایه ی اجتماعی بازی می کند و عامل مهمی در عرف اجتماعی، مخصوصا در کشورهای در حال تغییر و تحول می باشد. این فرضیه که اعتماد کم، مسئله اصلی در کارآفرینی است، مورد بررسی قرار می گیرد . در محیطی با درجه ی اعتماد کم، اعتماد به محض اینکه جای شرافت را می گیرد مورد سوءاستفاده قرار می گیرد. راهبرد های متفاوت برای جلوگیری از سوء استفاده از اعتماد، همانند کنترل کردن توسط قراردادها و غیره، ابزارهای مناسبی نیستند. این موضوع که آیا شبکه ها ی اجتماعی به افزایش اعتماد کمک می کنند، در این تحقیق، به طور خلاصه مورد بحث قرار گرفته است. دانشگاه ها در سراسر دنیا در فرآیند تغییر قرار دارند. در این فرآیندهای تغییر، دانشگاه های کارآفرین نقش مهمی ایفا می کنند. با توجه به کمبود منابع، ایجاد درآمد، فعالیتی مهم در دانشگاه ها به شمار می رود. اگر چه تحقیق، فعالیتی کاملا متفاوت از فعالیت های کارآفرینی می باشد، این مقاله، روابط میان این دو فعالیت را با توجه به چشم انداز، مورد مطالعه قرار می دهد.
با وجود سیطره ی رهیافت کارآفرینی در سطوح فردی، سازمانی و ملی و بخاطر محیط رقابتی جهانی، بنگاه های صنعتی، تولیدی و شرکت ها مخصوصا در کشورهای در حال توسعه، به نظر می رسد که برای پیگیری این رهیافت در سازمان هایشان ناتوان هستند. تحقیقی مرتبط درباره ی 130 بنگاه صنعتی ایران در سال 2000، موانع کارآفرینی در چنین بنگاه هایی را به شکل موانع ساختاری و رفتاری تحت عنوان عوامل داخل سازمانی و محیطی مورد بررسی قرار داده است. این مقاله براساس نتایج مطالعات در این زمینه، سعی بر مرور کارآفرینی سازمانی و توضیح روش تحقیق بعلاوه تجزیه و تحلیل علمی یافته ها با بکارگیری شیوه های آماری و فراهم آوردن پیشنهاداتی برای از بین بردن موانع در مسیر کارآفرینی شرکتی می باشد.
با توجه به نقش اساسی کارآفرینی در تداوم، رشد و توسعه بخش های مختلف اقتصادی در سطح ملی و جهانی، ایجاد بستر و فضای مناسب برای حمایت از کارآفرینی و کارآفرینان درخور توجه است. در این مقاله سنجش میزان کارآفرینی مدیران، اعم از مدیران نمونه و سایر مدیران صنعت، به منظور کمک به انتخاب درست و صحیح مدیران نمونه صنعت، مدنظر می باشد. جامعه آماری این تحقیق؛ مدیران شاغل در بخش خصوصی صنعت خراسان طی سال 1381 و 5 سال قبل از آن بوده اند. روش تحقیق به صورت توصیفی و پیمایشی بوده و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استاندارد سنجش میزان کارآفرینی استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد که مدیران نمونه صنعت استان خراسان کارآفرین فعال و سایر مدیران صنعت بالقوه کارآفرین هستند و بین میزان کارآفرینی این دو دسته از مدیران تفاوت معناداری وجود دارد.
طی چند دهه اخیر، موضوعات تحول، نوآوری و کارآفرینی توجه زیادی را در بخش دولتی به خود جلب کرده است. با اینکه اصطلاح کارآفرینی عمدتا در ارتباط با بخش خصوصی بکار رفته است. اما اکنون در ادبیات مدیریت بخش دولتی به وفور دیده می شود و مباحث زیادی در خصوص وجود، ماهیت و کاربرد کارآفرینی در بخش دولتی شکل گرفته است، بطوریکه به عنوان راهکارهای برای مرتفع ساختن مشکلات مزمن خدمات اداری و دولتی مطرح شده است. مطالعه حاضر کاربرد کارآفرینی را در سازمانهای بخش دولتی ایران مورد بررسی قرار می دهد. بدین منظور وضعیت کارآفرینی در ادارات مرکزی سازمانهای خدماتی دولتی ایران مورد مطالعه قرار گرفت. همچنین، بر اساس مدل مکزی و مدل ریچارد دفت، عوامل مختلف درون سازمانی و برون سازمانی تعیین شد و نقش و تاثیر آنها در وضعیت کارآفرینی سازمانهای مورد مطالعه، بررسی شد. یافته های پژوهش حاضر نشان داد سازمانهای مورد مطالعه از وضعیت کارآفرینانه مطلوبی برخوردار نیستند و به منظور استقرار کارآفرینی در سازمانهای دولتی ایران بایستی عوامل درون سازمانی و برون سازمانی از رفتارها و فعالیتهای کارآفرینانه حمایت کرده و بسترهای لازم را فراهم آوردند. این پژوهش با شناسایی نارسایی های موجود در این زمینه و ارایه پیشنهادهایی برای پرورش و توسعه کارآفرینی سازمانی، تا حدی مسیر حرکت به سمت استقرار کارآفرینی دولتی را روشن می کند. در این رابطه و بر اساس نتایج پژوهش حاضر، چارچوبی در زمینه نحوه تاثیرگذاری عوامل درون سازمانی و برون سازمانی بر کارآفرینی سازمانی ارایه می شود.