شروین مقیمی زنجانی

شروین مقیمی زنجانی

مدرک تحصیلی: استادیار پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۰ مورد از کل ۱۰ مورد.
۱.

ژان ژاک روسو و بسط ایده شهروندی مدرن

تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
 جریان غالب در تفسیر فلسفه سیاسی روسو، جریانی است که می کوشد فهم روسو را به فهم «تمایز جوهری» او از هابز و لاک منوط کند. بدین ترتیب فهم ایده شهروندی مدرن که با فلسفه سیاسی روسو وارد مرحله ای اساسی شد نیز اغلب بر همین منوال، یعنی با تأکید بر «تمایز جوهری» میان ایده شهروندی نزد هابز و روسو به انجام می رسد. اما پیچیدگی و چندلایگیِ فلسفه سیاسی روسو نباید موجب شود که از پیوند محکم و اساسی آن با طرح نوینی که هابز درانداخت، غفلت ورزیم. در واقع روسو درست به مانند اسلاف مدرن خویش با این حُکم موافقت کرد که انسان بنا به طبیعت خویش، موجودی غیرسیاسی است و اینکه تحلیل وضع بشر را باید از ایده فرد آغاز کرد. هدف از این مقاله کوشش برای نشان دادن این امر است که فهم فلسفه سیاسی روسو و به تبع آن فهم ایده شهروندی نزد روسو، بیشتر از آنکه در پرتو آن «تمایز جوهری» امکان پذیر باشد، در ذیلِ بسط ایده هابز و به یک معنا رادیکال کردن آن ایده قابل فهم است. ما می خواهیم نشان دهیم که ایده فرد صاحب حق در فلسفه سیاسی روسو، همان مبنایی است که اجازه نمی دهد تمایز میان فلسفه او و هابز چندان «جوهری» باشد. بر همین اساس آنچه روسو را از هابز و لاک و لاجرم شهروند روسویی را از شهروندی هابزی و لاکی متمایز می کند، بسط مقدمات هابزی و به یک معنا رادیکال کردن مبانی مدرنیستی فلسفه سیاسی هابز است که به درکی از شهروندی نزد روسو منتهی شد که اکنون در مقام طبیعت ثانوی انسان مدرن خودنمایی می کند.
۲.

زایش ایده شهروندی در ایران معاصر از منظر فلسفه سیاسی

تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۶
بحث در باب مبانی انگاره شهروندی در ایران معاصر، به یک معنا بحث در باب مبانی شکل گیری فکر تجدد در ایران معاصر است و بدین معنا پیروزی یا شکست این انگاره را باید در پرتوی پیروزی یا شکست فکر تجدد در ایران معاصر در نظر گرفت. قوام شهروندی جدید در غرب، به نوعی به کوشش غالباً بلاغیِ حاملان فلسفه سیاسی جدید، در جا دادن برخی از مهم ترین مفروضات مدرنیستی در باب انسان و نسبت او با طبیعت از یک سو و دولت از سوی دیگر در محور شبکه عقل سلیم غربی وابسته بود. از مهم ترین این مفروضات از حیث بحث در باب شهروندی جدید، ایده «فرد صاحب حق بی قید و شرط در وضع طبیعی» بود؛ آن هم در معنایی که بر اساس آن، حق طبیعیِ فرد منفرد در وضع طبیعی، بر قانون سامان دهنده به وضع سیاسی تقدم پیدا می کرد. بدین ترتیب، مسئله اساسی ما، بررسی ناکامی قوام ایده شهروندی حول عنصر مدنی یا حق محوری است که در غرب جدید با هابز بنیادگذاری شد. ما خواهیم کوشید این بررسی را نه از یک نظر تاریخی اجتماعی یا حقوقی، بلکه از منظر بحث در فلسفه سیاسی مطرح سازیم. از این منظر، اصل «اِقناع» در کنار اصل «زور»، مختصات و مناسبات سیاسی را تعیین می کند. بنابراین، کوشش بلاغی این روشنفکران برای رقم زدن نسبتی قانع کننده میان ایده حق و ایده قانون، با توفیق چندانی همراه نشد. استدلال ما در این مقاله آن است که این عدم توفیق را بیش از آنکه بتوان به بدفهمی روشنفکران یادشده از مبانی تجدد مربوط دانست، باید در ضعف درونی رتوریک آنها جست وجو کرد. این ضعف، دو معضل اساسی را تقویت می نمود: نخست نقش کمرنگ ایده فرد صاحب «حق» و دوم، رادیکالیسم روسویی در قالب انقلابی گرایی غیرمدنی
۳.

پولیس اندیشی و شرایط امکان زایش فلسفه سیاسی یونانی

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۱
آنچه در فهم زایش اندیشۀ سیاسی یونانی و بسط و شکوفایی آن در سدۀ چهارم پیش از میلاد ضروری است، تأمل در مقولۀ «پولیس» و جایگاه آن در حیات انضمامی یونانیان باستان است. ما کوشش افلاطون و ارسطو را به عنوان نمونه های اصلی فلسفه سیاسی کلاسیک، در دل بحث از پولیس و مناسبات مرتبط با آن مورد ملاحظه قرار خواهیم داد و درصدد برخواهیم آمد تا استدلالی به سود این مدعا اقامه کنیم که فلسفۀ سیاسی افلاطون و ارسطو هر چند اختلافاتی از حیث برخی مفردات در اندیشۀ سیاسی با یکدیگر دارند - اختلافاتی که به تمایزهای مهم میان متافیزیک افلاطونی و ارسطویی بازمی گردد - در تحلیل نهایی در ذیل اصل محوریِ پولیس اندیشی قابل بررسی محسوب می شود. به عبارت دیگر تأمل در این وجه از اندیشه سیاسی یونانی که به نوعی نظر کردنِ در آن از منظری کلی تر است، پرتویی بر آن می افکند که گاه در شرح و تفصیل های جزیی و خط به خط از دست می رود. شاید بتوان از این عبارت استفاده کرد که جمع رأی بین دو حکیم یونانی بیشتر از آنکه از حیث مابعدالطبیعی موضوعیت داشته باشد، از منظر مفردات اندیشۀ سیاسی یونانی قابل طرح است. ما در این مقاله با بسط این مطالعه به آثار فیلسوفان دوره موسوم به یونانی مآبی، تلاش خواهیم کرد تا نشان دهیم که پولیس اندیشی به عنوان الگوی مسلط بر تأمل در باب «امر سیاسی» حتی با از میان رفتن زمینه و بستر عینی زایش اولیه آن در پولیس های یونانی، به حیات خود در جهان ذهنی فیلسوفان یونانی ادامه داده و مبنای تأمل آنها در باب سیاست است.
۴.

تامس هابز و بنیادگذاری انگارة جدید شهروندی

تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۲۲
فهم انگاره شهروندی مدرن عمدتاً با تکیه بر رهیافت های تاریخی-اجتماعی و بعضاً حقوقی صورت می گیرد و در این میان سهم رهیافت فلسفی به مقوله ی شهروندی در معنای جدید آن، چندان پررنگ نیست. در این مقاله از منظر بحث در فلسفه سیاسیِ مدرن، خاستگاه های اساسیِ تلقیِ مدرنیستی از مقوله ی شهروندی را با تمرکز بر آراء تامس هابز بررسی می کنیم. به زعم نگارنده فلسفه سیاسی هابز واجد دلالت ها و تضمنات بنیادینی برای انگاره شهروندی مدرن است. آنچه در کانون این دلالت ها و معانی می تواند مقّوم استدلال ما مبنی بر نقش بنیان گذار برای هابز در بحث از شهروندی مدرن باشد، دو اصل اساسی است: نخست ایده «فرد»؛ ایده ای که به عنوان یکی از مهم ترین نقاط گسست فلسفه سیاسی جدید از قدیم، تکیه گاه اصلیِ انگاره هایی چون شهروندی در قاموس مدرنیستیِ آن محسوب می شود. دوم تبدیل شدنِ قانون طبیعی به حقوق طبیعی، یا به عبارتی، تبعیّتِ قانون طبیعی از حقوق طبیعی که به بنیادگذاری دولت مدرن بر اساسِ فردگراییِ پیش گفته منتهی شد. اگر بتوان ایده «فرد صاحبِ حق بی قید و شرط در وضعِ طبیعی» را به عنوان مبنای تلقیِ جدید از سیاست منظور کرد، آن گاه هابز به عنوان طراح اصلیِ این ایده در دوره مدرن، به نوعی بنیادگذار شهروندی مدرن نیز هست.
۵.

اولویت اخلاق وظیفه گرا بر اخلاق فضیلت محور در عرصه رسانه

کلید واژه ها: رسانه فلسفه اخلاق اخلاق وظیفه گرا اخلاق فضیلت محور

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۷
دو جریان اصلی حاکم بر حوزه فلسفه اخلاق عبارت اند از: اخلاق فضیلت (virtue ethics) و اخلاق وظیفه گرا (deontological ethics). دریافت فضیلت محور از اخلاق دریافتی است که اغلب دانشوران حوزه فلسفه اخلاق آن را بارزترین ویژگی تفکر اخلاقی کلاسیک قلمداد می کنند. درواقع فلسفه اخلاق مورد نظر افلاطون و ارسطو و به تبعِ آنها فیلسوفان اسلامی و مسیحی، فلسفه اخلاقی بود که می بایست به فضیلت مندشدن آدمی می انجامید. این در حالی است که اخلاق وظیفه گرا، عمدتا اخلاقی است که با تحولات ژرف سده های اخیر در حوزه تفکر ملازم بوده است؛ تحولاتی که در آن مبنای داوری اخلاقی عمل به وظیفه از سوی شخص آن هم با ابتنای بر مقوله حقوق انسانی است. ما در این مقاله خواهیم کوشید تا از اولویت اخلاق وظیفه گرا بر اخلاق فضیلت در عرصه ی رسانه دفاع کنیم. «اولویت» در اینجا به معنای «برتری» نیست بلکه سخن بر سر آن است که ما برای رسیدن به اخلاق فضیلت محور در عرصه ی رسانه، ضرورتا نیازمند شناسایی اولویت اخلاق وظیفه گرا بر اصول اخلاق فضیلت در این عرصه هستیم.
۶.

تضمنات سیاسی فلسفة فلوطین

کلید واژه ها: سیاست فلوطین فلسفة سیاسی فلسفة نوافلاطونی افلاطون (جمهور و قوانین)

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی یونانِ باستان و روم پساارسطویی افلوطین و نوافلاطونیان (3 و 4 ب.م)
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه سیاسی
تعداد بازدید : ۱۱۲۸ تعداد دانلود : ۴۶۵
بیشتر شارحان فلسفة کلاسیک به ویژه کسانی که بر فلسفة فلوطین تمرکز کرده اند، برآنند که وی بر خلاف فیلسوفان دورة شکوفایی فلسفة در یونان، به خصوص افلاطون در مقام بنیادگذار فلسفة سیاسی، به سیاست و تدوین طرحی از نظام سیاسی نیک به عنوان شالوده و مبنای فلسفة سیاسی قدیم، التفاتی نداشته است. اگرچه فلوطین به مقولاتی چون دولت، حکومت، آزادی و عدالت به صورت مستقل نپرداخته است و از این حیث نمی توان وی را فیلسوف سیاسی قلمداد نمود، اما به زعم ما می توان دلالت ها و تضمناتی سیاسی را در فلسفة] «غیرسیاسی » وی مورد ملاحظه قرار داد و از آن طریق طرحی از «فلسفة سیاسی » فلوطین تدوین کرد. تلاش ما در این مقاله، احصای برخی از مهم ترین این دلالت ها و مرتبط ساختن آن ها با یکدیگر به نحوی است که بتوان از آن منظومه ای ناظر بر آرمانی سیاسی تدوین کرد.
۷.

امام اسماعیلی ناصرخسرو و شاهی آرمانی در ایران باستان

کلید واژه ها: ایران باستان شاهی آرمانی فر ایزدی امام اسماعیلی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اندیشه سیاسی اندیشه سیاسی در ایران تاریخ و مبانی اندیشه سیاسی در ایران باستان
  2. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اندیشه سیاسی اندیشه سیاسی در ایران تاریخ و مبانی اندیشه سیاسی در ایران اسلامی تاریخ و مبانی اندیشه سیاسی در ایران تا زمان صفویه
تعداد بازدید : ۱۱۰۴ تعداد دانلود : ۵۸۱
در این مقاله کوشش می شود تا با طرح مقایسه ای میان خصوصیات و ویژگی های امام در حکمت الهی اسماعیلی، آن گونه که ناصرخسرو روایت گر آن است، و ویژگی های شاه آرمانی در حکمت ایران باستان، به نوعی بر یکی از ویژگی های بنیادین اندیشه سیاسی ایرانی تمرکز شود که در طول یک دوره تاریخی طولانی از شکل گیری مضامین حکمت ایران باستان، تا همین امروز، هم فرهنگ سیاسی ما را متأثر ساخته است و هم نحوه نگاه متفکران ما را به سیاست و عرصه سیاست ورزی. ویژگی هایی که ناصرخسرو برای امام اسماعیلی (یا همان خلیفه فاطمی) برمی شمرد، چنانچه به دقت مورد بررسی قرار گیرد، مشابهت هایی بنیادین با اوصافی دارد که در حکمت ایران باستان برای پادشاه قائل می شده اند. بررسی دغدغه های اساسی ناصرخسرو چه به لحاظ تاریخی و اجتماعی و چه از حیث فکری و عقیدتی که با مطالعه دقیق کل آثارش حاصل می گردد، می تواند ما را در تشخیص تداومِ نگرشی به عرصه مناسبات سیاسی و به ویژه اوصاف حاکم سیاسی رهنمون گردد، که تاریخ تفکر سیاسی در ایران بدون آن، به دشواری قابل فهم خواهد بود.
۹.

آنتیگونه سوفوکلس و دموکراسی آتنی

کلید واژه ها: خانواده امر الهی قانون سیاست تقابل تراژدی پولیس امر انسانی دموکراسی آتنی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۳۴ تعداد دانلود : ۸۷۷
موضوع این مقاله یافتن نسبت دلالت های سیاسی تراژدی آنتیگونه با دموکراسی آتنی است. رهیافتی که در رسیدن به این مقصود مورد نظر است، رهیافت ساختاری است. یکی از مؤلفه های اصلی در رهیافت ساختاری، کشف تقابل های دوتایی در درون اثر است تا از این رهگذر به کشف تقابل ها در حیاتی سیاسی ـ اجتماعی رهنمون شویم که به یک معنا بستر خلق اثر را تشکیل می دهد. تقابلی که از حیث اندیشه سیاسی در محور تراژدی آنتیگونه برجسته می شود، و شبکه ای از تقابل ها، گرد آن شکل می گیرند، تقابل میان «خانواده» و ارزش های آن، و «سامان سیاسی» و مناسبات شهروندی است. کریستیان مایر، ژان پیر ورنان، چارلزسگال، و حتی مایکل زلناک همگی بر اهمیت اساسی این تقابل، در کانون تراژدی آنتیگونه، صحه نهاده اند. تقابل خانواده/پولیس از منظر اندیشه سیاسی واجد کمال اهمیت است، چرا که از حیث خاستگاه تاریخی بسط و تحول مقوله پولیس در یونان باستان، چنین تقابلی نشانگر گسست از جهان «موکینایی» و گذار به عصر مناسبات شهروندی است. همین تقابل است که زمینه را برای برخورد «قوانین نانوشته الهی» و «قوانین مدون انسانی» آماده می کند. تقابلی که شالوده اساسی این مقاله را تشکیل می دهد.
۱۰.

دموکراسی آتنی و نمایشهای تراژیک

کلید واژه ها: امر الهی دموکراسی سیاست تقابل تراژدی گسست گذر امر انسانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۳ تعداد دانلود : ۵۳۷
در این مقاله می کوشم تا تراژدی یونانی را در مقام ژانری ادبی-نمایشی، به منزله ابداعی در نظر آورم که صرفا در شرایط سیاسی-اجتماعی خاص آتن در سده پنجم پیش از میلاد امکان ظهورش فراهم شد. تراژدی به عنوان یکی از انواع درام یونانی اهمیتی فراتر از صرف نمایشی دراماتیک داشت و این خود درست به این دلیل بود که دموکراسی آتنی، به صرف ساختارهای اساسی حکومت و نحوه اعمال حکمرانی محدود و منحصر نمی شد. به عبارتی دموکراسی در آتن پنجم پیش از میلاد باید به مثابه پدیده ای فرهنگی مورد ملاحظه قرار گیرد؛ پدیده ای که دقیقا به همین دلیل امری متفاوت از دموکراسی به عنوان صرف شکلی از حکومت است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان