احمد  دانایی نیا

احمد دانایی نیا

مدرک تحصیلی: استادیار، گروه معماری، دانشکده معماری و هنر، دانشگاه کاشان، کاشان، ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

خواندن معماری؛ چیستی، چرایی و چگونگی در جستجوی مدلی برای آشنایی با تاریخ معماری ایران و نقش آن در سپهر معماری

تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۱
آشنایی با «شجره نامه معماری ایران» و بهره گیری از «مبانی، اصول و الگوهای» پایدار نهفته در آن، در مرحله نخست نیازمند خواندن صحیح معماری ایران می باشد. در فرایند خواندن معماری با سه پرسش اصلی روبه رو هستیم. نخست اینکه چه چیز را بخوانیم؟ (به چه وجوه و ابعادی از معماری توجه کنیم؟). دوم اینکه چرا بخوانیم (هدف و محصول خواندن معماری چه باید باشد؟). و در نهایت چگونه بخوانیم؟ (چه مسیر و روشی برای رسیدن به هدف در پیش بگیریم؟). نوشتار پیش رو، در پژوهشی کیفی با تجزیه و تحلیل گفتارها و بیانیه های «پژوهشگران و طراحان» معاصر و سپس طبقه بندی و مدل سازی داده ها تلاش دارد راهی برای نزدیک شدن به پاسخ این سه پرسش در پیش گیرد. برای این منظور، پس از بررسی دیدگاه این دو گروه، مدلی مفهومی طراحی می گردد که در آن سعی شده تعریفی نسبتاً جامع از معماری ایران بر اساس علت های چهارگانه و بسترهای سه گانه مؤثر در تشکیل و تغییر معماری معرفی شود. این مدل به منزله پاسخ به «چیستی معماری» و چهارچوبی برای «چرایی و چگونگی» خواندن آن می باشد. سپس چرایی یا اهداف و کاربرد های خواندن معماری تبیین می شود. مرحله بعد به توضیح چگونگی خواندن معماری و مسیر و روش این فرایند می پردازد و سپس پیشنهادی در قالب یک جدول از فهرست فعالیت های لازم برای خواندن معماری و پیش بینی روش های انجام آن ارائه می گردد. در پایان نتایج و کاربردهای این پژوهش در پنج عرصه «سپهر معماری»، بیان شده است.
۲.

مکان یابی اسکان موقت زلزله زدگان در بافت تاریخی؛ مبانی و راهبردها مطالعه موردی: محله محتشم کاشان

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
تجارب زلزله های پیشین در ایران حاکی از نبود برنامه اسکان مبتنی بر ظرفیت های مکانی جامعه آسیب دیده است. به دلیل آسیب پذیری زیاد بافت های تاریخی و به منظور کاهش هزینه های اجتماعی و اقتصادی ناشی از آن، مکان یابی اسکان موقت زلزله زدگان، یکی از مهم ترین چالش های برنامه ریزان به شمار می آید و نیازمند برنامه ریزی و بازطراحی است. با عنایت به نقاط کانونی بالقوه موجود ازجمله ابنیه متروکه و زمین های بایر، برنامه ریزی برای اسکان موقت زلزله زدگان در این گونه بافت ها ظرفیت هایی دارد که در صورت بهره مندی درست از آنها، آسیب های اجتماعی و ابعاد روحی - روانی ناشی از وقوع بحران به کمترین حد ممکن کاهش خواهد یافت. انتظار می رود با مکان گزینی درست محل های اسکان موقت، ضمن تمرکز برنامه ریزی های مبتنی بر ظرفیت های محلی، زمینه های کاهش مخاطرات اجتماعی و ابعاد اقتصادی نیز فراهم شود. پژوهش حاضر، کمّی و مبتنی بر تحلیل داده هاست. در حوزه روش شناسی، ضمن انجام مطالعات کتابخانه ای و واکاوی موضوع زلزله در بافت های تاریخی و مطالعات میدانی مبتنی بر نرم افزار GIS و روش سلسله مراتبی(AHP)، مکان های مناسب اسکان موقت اولویت بندی و تعیین شده اند. یافته های پژوهش مبین آن است که فاصله از سکونتگاههای پیشین، کاربری های منتخب برای اسکان، فاصله از شریان های دسترسی، فاصله از مراکز امدادی و مراکز بحران زا، مهم ترین مؤلفه های اثرگذار در مکان گزینی اسکان موقت به شمار می رود. در محله محتشم فضاهای باز، بایر و مخروبه و نیز آب انبارها ظرفیت های بالقوه ای هستند که غالباً در منطقه امن قرار گرفته اند و قابلیت تغییر کاربری را به فضاهای اسکان موقت دارند؛ به گونه ای که با طراحی یا باززنده سازی آنها، ساکنان در نزدیکی محل زندگی خود اسکان داده و از سرانه مطلوب شانزده مترمربعی به ازای هر نفر بهره مند خواهند شد.
۳.

پیوند معماری و تکوّن رفتار اخلاقیِ اسلامی

تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۲
گسترش ارزش های اخلاقی با ظرفیت های درونی و بیرونی هنر و معماری می تواند نقطه ای برای آغاز رشد اخلاقیات در انسان باشد. اخلاق با ورود به فضاهای معماری و در صورتی که اخلاق عملی را در درون کاربران فضا تقویت کند، می تواند نقش عنصری معنایی را در ایجاد فضایی معناگرا داشته باشد. این معنا (= اخلاق) برای ملموس شدن و تجلی به ساختاری نیاز دارد. هندسه، یعنی کالبد و ساختار فیزیکی در معماری، می تواند این بار مفهومی را در خود جای دهد و پیوندی میان اخلاق و فضای معماری برقرار سازد. پرسش اصلی پژوهش این است که هندسه و اخلاق چگونه پیوند می خورد تا رفتاری اخلاقی در انسان بسازد. روش پژوهش کیفی است. محوریت پژوهش بر چگونگی شکل گیری اخلاق در فعل رفتاری انسان واقع است. نخست به بررسی ماهیت انسان با تحقیق پیرامون شناخت و توصیف رفتار انسان پرداخته شده و مبدأ شکل گیری خصلت ها در انسان مورد مطالعه قرار گرفته و «ساحت های تأثیرپذیر» شناسایی شده است. آنگاه این ساحت ها در شکل گیری اخلاق عملی در «مراحل تکون رفتار اخلاقی» تحلیل شده است. الگوی هندسه اخلاق ساز و نیز سازماندهی فضایی- هندسی اخلاق محور با ترتیب: هندسه قلب، هندسه عقل، هندسه حواس پنج گانه، تکرار واحد های هندسه و تکرار الگو، یافته های این پژوهش را تشکیل می دهد. مصداقی فضایی- هندسی از این روند در معماری زورخانه به بحث گذاشته شده است. در نهایتِ بحث، هندسه و موضوع اخلاق در ساختن رفتار اخلاقی، در نقطه مشترک تأثیرپذیری سه کارکرد نفس و تأثیرگذاری هندسه بر آنها پیوند می خورد و الگویی معماری برای سازماندهی فضایی- هندسی به وجود می آورد.
۴.

ویژگی های منظر فرهنگی عشایر بختیاری و تأثیر آن در ساختار معماری کوچ نشینی

تعداد بازدید : ۲۹۳ تعداد دانلود : ۴۸
بیان مسئله : منظر فرهنگی، منظر متأثر از فرهنگ و برآمده از تعامل بین انسان و طبیعت در طول زمان است. در این میان، فرهنگ نقش عامل و طبیعت نقش واسطه را بر عهده داشته و منظر فرهنگی محصول این دو است. منظر فرهنگی اقوام ایران بسیار متنوع و گوناگون است؛ به طوری که در مکان های جغرافیایی به ظاهر مشابه نیز شاهد تفاوت های عمیق و بعضاً متفاوت آنها با یکدیگر هستیم. باید اذعان داشت که عدم توجه به عناصر منظر فرهنگ ساز در دهه های اخیر سبب از بین رفتن برخی از خصوصیات بومی و تخریب منظر فرهنگی عشایر شده است. شناسایی این عوامل کمک شایانی به استمرار حیات این میراث غنی و احیای این مناظر می کند. در این پژوهش در پی یافتن این تفاوت ها و عوامل به وجودآورنده آنها در بین این اقوام و تأثیر آن بر الگوی مسکن و ساختار معماری آنها و به طور خاص، در بین عشایر بختیاری هستیم. سوالی که مطرح می شود این است که آیا گون به گون شدن فرهنگ سبب شکل گیری مناظر فرهنگی متفاوتی می شود؟ و اگر چنین است، متغیرهایی که سبب شکل گیری فرهنگ عشایر می شوند، کدامند و چگونه در معماری آنان نمود پیدا می کند؟ هدف : پژوهش حاضر با تکیه بر مطالعات میدانی، به بررسی مهم ترین ویژگی های منظر فرهنگی عشایر پرداخته و تأثیر این ویژگی ها را بر ساختار معماری آنها در قالب بحث منظر فرهنگی بررسی می کند. بنابراین هدف انجام مطالعات معماری عشایری و بررسی شناخت ویژگی های منظر فرهنگی آنان، تلاش برای شناسایی و ارایه الگوی منظر فرهنگی برآمده از زندگی عشایری است. روش تحقیق : پژوهش مبتنی بر روش کیفی و به لحاظ روش شناسی بر توصیف و تحلیل متکی است. نتیجه گیری : یافته ها مبین آن است که عامل اقلیم، مرتع، کوچ، قرارگاه های عشایری، معیشت، مصالح و تکنولوژی ساخت و منابع در دسترس، جایگاه زن، سنت و زبان، تفریح و سرگرمی، مذهب، دین و باورها، رنگ، امنیت و خویشاوندی در ایجاد الگوی منظر فرهنگی عشایر نقش به سزایی دارند. نتایج نشان می دهد که عوامل جغرافیایی و اقتصادی بر شکل گیری فرم چادر و نحوه قرارگیری آنها، استفاده از مصالح بوم آورد و ساخت بناهای مکمل اثرگذار است. عامل باور بر رنگ های مورد استفاده، استقرار مطبخ در چادر و جایگاه زنان مؤثر است. عامل مهم نیاز با تشکیل قرارگاه اجتماعی و قرارگیری چادرها به نحوی که دید هر چادر دیگری را تکمیل کند و فضاهای مرتبط با تفریح و سرگرمی مانند «کٌله» بر معماری عشایر تأثیر می گذارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان