هنر و تمدن شرق

هنر و تمدن شرق

هنر و تمدن شرق سال هشتم تابستان 1399 شماره 28

مقالات

۱.

استحاله منظر اقتصادی شهرهای معاصر در پی ظهور «حادواقعیت های» مبتنی بر «مصرف» مطالعه موردی: شهر گرگان

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۴
آنچه ما به عنوان منظر اقتصادی سکونتگاه ها، شهرها و روستاها می شناسیم ماحصل تعامل انسان با طبیعت و شیوه تفکر او نسبت به به کارگیری منابع، داد و ستد و توزیع این منابع در پیکره تاریخی است. مناظر اقتصادی در شهرها گاه به صورت اندام های شهری چون بازار نمود می یابند و گاه در قالب فعالیت و خرده فعالیت ها متبلور می شوند. با توجه به نقش این شهرها از لحاظ ژئوپولوتیک و منابعِ در اختیار، مناظر اقتصادی شکل می گرفتند و شهرها درجه ای از تشخّص را نسبت به یکدیگر دارا بودند. پس از انقلاب صنعتی و تحولاتی که گریبان شهرها را گرفت چرخش سرمایه در شهرها از حالت ارگانیک و مبتنی بر سازوکار ماهوی به فرآیند های یکنواخت و جهانی تبدیل شد. بافت های تاریخی شهرها به تبع منسوخ شدن برخی مشاغل و ظهور خیابان های نفوذی و انباشت نامتوازن سرمایه، روند متروک شدن را یکی پس از دیگری تجربه کردند. پررنگ شدن وجه سیاسی اقتصاد در شهرها و شکل گیری دولت های رانتی به ساخت وساز ها خصوصاً پیرامون بافت های تاریخی دامن زد. علاوه بر این اقتصاد سیاسی در فضاهای شهری همواره متأثر از امور اجتماعی بوده است، لذا بررسی مناظر اقتصادی و اقتصاد سیاسی شهرها از ره یافت آسیب های اجتماعی خالی از لطف نیست. شهر گرگان نیز همچون شهرهای معاصر با پیشینه تاریخی خود از این قاعده مستثنی نبوده و متأثر از آسیب های اجتماعی چون مفهوم حادواقعیتِ بودریار در حال طی کردن روند تخریب مناظر اقتصادی است. ظهور حادواقعیت ها، آسیبی در درجه اول اجتماعی است که با ورود به حوزه مصرف و نمایشی و زیبایی شناختی کردن زندگی از اساسی ترین عوامل استحاله مناظر اقتصادی شهرهای معاصر و همچنین شهر گرگان به حساب می آید.
۲.

گرگان از منظر میراث و آیین

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۸
حضور مردم در فضاهای شهری با هدف «بودن در فضا» یکی از مؤلفه های سرزندگی فضاهای شهری است که منجر به ارتقای سطح روابط اجتماعی، افزایش امنیت، ایجاد حس تعلق به مکان با امکان افزایش وقوع خاطره فردی و جمعی و کاهش جرم و جنایت در شهر می شود. فضاهای آیینی از دیرباز نقش مهمی در شکل دهی به منظر شهرها داشته اند و از قوی ترین تجربه های فضاهای جمعی و یکی از علل اصلی شکل گیری شهرها بوده اند. امروزه مؤلفه های کالبدی شهرهای سنتی، حتی در صورت بقا، فاقد پویایی و حضورپذیری هستند و فعالیت آنها تنها محدود به مناسبات خاص اجتماعی و مذهبی شده است. در بازدید میدانی دو روزه از بافت سنتی گرگان آنچه بیش از همه نظر مخاطب را به خود جلب می کند، تعدد تکایا، حسینیه ها و مساجدی است که به لحاظ قرارگیری در هسته مرکزی محلات، واشدگاه هایی با پتانسیل های اجتماعی، مذهبی و اقتصادی بالا هستند که در گذشته تجلی گاه فرهنگ، دین، حیات اجتماعی بوده و به طور کلی هویت اجتماعی مردم گرگان را شکل داده اند. حال آنکه به واسطه تغییر سبک زندگی، نیازهای مردم و الگوی شهرسازی مدرن، این عرصه ها به هسته هایی خاموش در قلب بافت سنتی و ارزشمند گرگان تبدیل شده اند. از این رو در این مقاله سعی شده با استفاده از روش توصیف و تحلیل کیفی به بررسی مناظر میراثی و آیینی شهر گرگان در متون و منایع قدیمی و جدید بپردازیم و علل تعدد مساجد و تکایا در این شهر را از میان این متون و بازدید میدانی شهر واکاوی کنیم.
۳.

فضای جمعی، مفهومی رو به زوال ارزیابی کیفیت اجتماعی فضاهای شهری در بافت تاریخی شهر گرگان

تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۳
ررسی ماهیت اجتماعی فضاهای شهری، با ادبیات و رویکردهای متفاوتی مورد توجه قرار گرفته است. فضای شهری و فضای عمومی، تعاریفی بر پایه وجه کالبدی، عملکردی فضا، حق حضور و استفاده یکسان برای همه افراد هستند؛ اما فضای جمعی به عنوان مفهومی جدیدتر بر ابعاد کالبدی –تقابل فضا در مقابل توده- و کارکردی –حضور افراد- تکیه نداشته و با برخورداری از وجه معنایی، بر مبنای شکل گیری تعاملات اجتماعی و فعالیت های مشترک تعریف می شود. امروزه با کمرنگ شدن بعد اجتماعی فضا در شهرهای معاصر، اغلب فضاهای جمعی به فضاهای عمومی تنزل یافته اند. ضرورت پرداختن به مسئله ناکارآمدی اجتماعی فضا در بافت تاریخی شهرهایی نظیر گرگان، از یک سو آسیب پذیری این بخش از شهرها بوده و از سوی دیگر برخاسته از تأثیر مثبتی است که پویایی اجتماعی فضاهای جمعی موفق، بر کیفیت فضایی بافت و استمرار حیات آن دارد. ارزیابی ابعاد اجتماعی فضاهای شهری واقع در بافت تاریخی گرگان، جایگاه تاریخی و دامنه اثرگذاری فضاهای عمومی و جمعی را در سازمان فضایی و حیات اجتماعی شهر مشخص کرده و بررسی تغییرات این فضاها در پی تحولات و اقدامات مدیریتی متأخر، زمینه را برای کشف ماهیت اجتماعی کنونی آنها فراهم می آورد.هدف از نوشتار حاضر بررسی روند تحول فضاهای شهری در بافت تاریخی گرگان، براساس مؤلفه های کالبدی، کارکردی و معنایی است. در این راستا تحولات اجتماعی فضا ، در انطباق با پیامدهای تحولات درونی و اقدامات بیرونی اعمال شده بر بافت سنجیده شده و مورد بررسی قرار گرفته اند. بازارها و مراکز محلات دو گونه فضاهای شهری در بافت تاریخی گرگان بوده اند که امروزه هریک بنابر تغییرات رخ داده، دارای درجات متفاوتی از اجتماعی بودن هستند. بازار مرکزی شهر بنابر نقش اقتصادی و ویژگی هایی چون تنوع عملکردی و دسترسی پذیری، همچنان دارای اثرگذاری اجتماعی است. اما فضای مرکز محلات به دلیل تغییرات تدریجی بافت در طی صد سال اخیر از جمله همگام نشدن با روند توسعه، ناتوانی در پاسخ گویی به نیازهای روزمره ساکنان و تحول ساختار جمعیتی نقش اجتماعی خود را از دست داده اند. محدودماندن اقدامات مدیریتی به تمهیدات سخت افزاری و کالبدی نیز به این روند دامن زده است و تنها استمرار وجه معنایی فضای جمعی مرکز محلات با تمرکز بر کارکرد آیینی آنها، تداوم حیات اجتماعی را به شکل خاطره ای برجا مانده از گذشته هرچند به شکل دوره ای و مناسبتی- میسر ساخته است.  
۴.

تعاملات شهر و طبیعت در شکل گیری بافت قدیم و جدید شهر گرگان با تأکید بر مفاهیم منظر

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۵
از دیرباز مکان یابی و استقرار شهرها به ساختار طبیعی و اقلیمی منطقه وابستگی داشته است و شکل شهر و منظر و به تبع آن ساختارهای معماری در هماهنگی با ویژگی های کالبدی مانند توپوگرافی زمین، پوشش گیاهی و جانوری، آب و سایر عوامل دخیل در اکوسیستم، شکل می گیرند. علاوه بر آن، عوامل محیطی همواره در ذهن ساکنین و بهره برداران منظر دارای هویت هستند و به آن معنا می بخشند. از این روست که یک درخت قدیمی، جریان آب و بسیاری دیگر از عوامل منظر در ذهن ماندگار و گاه به صورت نمادین مقدس می شوند.تنوع شکل زمین و رابطه متقابل شهر و بستر، تعاملات محیط و ساختار مصنوع و شکل گیری منظر هویتمند در بسیاری از شهرهای ایران از جمله گرگان قابل مشاهده است. همجواری با جنگل، رودخانه و کوهستان از جمله ویژگی های خاص منظرینی است که در این شهر وجود دارد. از این رو این پژوهش بر آن است تا با رویکردی کیفی و بر مبنای تحلیل های تفسیری – تاریخی و موردپژوهی به بررسی رویکردهای مواجهه با طبیعت در شهر گرگان بپردازد. لذا پژوهش حاضر که منتج از یک بازدید میدانی گروهی و سه روزه از شهر گرگان بوده و در تلاش است با بررسی متون و منابع مکتوب به شناسایی عوامل اکولوژیک مؤثر در شکل دهی منظر شهری گرگان بپردازد و با مطالعه میدانی به بررسی رابطه متقابل این دو باهم پرداخته و وجوه عینی و ذهنی مؤثر در شکل گیری منظر اکولوژیک را معرفی کند.  
۵.

بازخوانی فرهنگی مفهوم سرزندگی در شهرهای ایرانی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۴
این معیارها مفهوم غربی سرزندگی را مدنظر داشته اند. در واقع می توان گفت پژوهشگران داخلی به معیارهای سرزندگی بومی، کمتر توجه کرده اند. بنابراین بازخوانی، مفهوم سرزندگی براساس داشته های فرهنگی ایرانی امری ضروری است. بدین منظور این پژوهش با استفاده از مفهوم سرزندگی شهری، براساس دو نمونه از آثار مکتوب فرهنگی «دیوان حافظ» و «مدینه الفاضله» ابن عربی، سعی در دسترسی به مفهوم این مقوله در نگاه ایرانی داشته است. این نگاه با نظر پژوهشگران معاصر داخلی مقایسه و تطبیق داده شده و سپس با نظر محققان غیر ایرانی مقایسه شده است.چه شباهت ها و یا تفاوت هایی میان پیشینه فرهنگ ایرانی در نگاه به پویایی و سرزندگی شهری مطلوب و آرای صاحب نظران فارسی زبان و یا غیر فارسی زبان معاصر در این زمینه می توان یافت؟بررسی میزان انطباق آرای صاحب نظران ایرانی در مقوله سرزندگی شهری با پیشینه فرهنگ ایرانی است.این مطالعه با رویکردی کیفی به تحلیل محتوا در مجموعه داده هایی می پردازد که از مطالعه متون کهن فرهنگی ایرانی، اطلاعات کتابخانه ای، اسنادی و نظر صاحب نظران ایرانی و خارجی به دست آمده است. روش شناسی پژوهش جهت تدوین فرضیه های این مطالعه و استخراج مفهوم سرزندگی در شهرهای ایرانی براساس داشته های فرهنگی آن تدوین شده است. انتخاب محققان معاصر ایرانی جهت انعکاس آرای آنها در این مقاله، براساس میزان استفاده از نظراتشان در مجامع آکادمیک ایران انجام شده است. نظرات ارائه شده از این محققان در آثار آکادمیک داخلی استفاده بیشتری داشته است. نظرات محققان خارجی نیز اغلب براساس اهمیت محقق در مبحث سرزندگی در فضای فرهنگی غرب و نیز توجه مخاطبان فارسی زبان به آرای آنها انتخاب شده اند. از مقایسه مفهومی تعاریف معاصر درمی یابیم که صاحب نظران داخلی تاکنون بیشتر به معیارهای خرد و کالبدی سرزندگی مانند پیاده مداری و خوانایی، حیات شبانه، فضاهای سبز، تنوع و زیبایی شناسی توجه داشته اند و مهمترین اصل سرزندگی برای آنان ارتقای کیفیت محیط بوده است. این در حالی است که اندیشمندان خارجی به معیارهای کلان سرزندگی نظیر پویایی اقتصاد منطقه ای، جذابیت جهانی و توریسم، تاب آوری، پویایی مناطق شهری، پویایی محله ها و مانند این ها توجه داشته و برای آنها ارتقای کیفیت محیط تنها یکی از ویژگی های سرزندگی بوده است. تفاوت این نظریات می تواند نشان دهنده فرهنگ، نیاز و نگرش مردمان در فرهنگ های متفاوت باشد. علاوه براین، برخی از معیارهای دیگر که توسط اندیشمندان خارجی ارائه شده ، باعث ارتقای کیفیت حضور مردم در شهر می شود، در صورتی که برخی از معیارهای اصلی ارائه شده توسط دانشمندان ایرانی (مانند پیاده مداری)، صرفاً حضور مردم را به مثابه هدف در نظر می گیرند. اما معیارهایی مانند تعامل مداوم و دوسویه مردم با دولت یا رقابت اقتصادی سالم، باعث حضور مثبت و آگاهانه و تأثیرگذار مردم در فضاهای شهری می شود. زیرا این حضور است که باعث جنب وجوش، سرزندگی و پویایی در شهر شده است. از طرف دیگر با مطالعه رویکرد فارابی و حافظ به سرزندگی شهری مشخص شد نظرات غیر ایرانی با بخشی از پیشینه فرهنگ ایرانی در مورد شهر ایده آل همپوشانی دارد؛ از جمله مفهوم حس مکان و صلح در شهر مورد نظر حافظ و فارابی. این مفاهیم در نظرات شهرسازان غربی بسیار تأکید شده است. شاید تأکید زیاد صاحب نظران فارسی زبان معاصر بر مفاهیم کالبدی را بتوان نقطه ضعفی در مفهوم سرزندگی شهرهای معاصر ایرانی دانست
۶.

رابطه نامطلوب البرز و تهران پدیدارشناسی معنای ذهنی کوه های البرز از نگاه ساکنین شهر تهران

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۴
کوه ها از دیرباز مظهر برکت و رحمت برای انسان ها بوده اند. در تمدن های باستانی، اغلب آیین های مذهبی بر فراز کوه ها برپا می شده، چراکه در تصور مردم، کوه نزدیکترین مکان به آسمان و جایگاه خدایان و، همچنین زندگی در کوه نشان بریدن از تعلقات دنیایی و پیوستن به علایق آن جهانی بوده است. اما به دلایل جغرافیایی، کوه برای سرزمین ایران و مردم آن دارای اهمیت بیشتری بوده است. آب، از مهمترین کارکرد برای ایرانیان به شمار می رفته است و علاوه بر آن، کارکردهای دفاعی، معیشتی، هوای مطبوع و سایر کارکردهای کالبدی آن سبب شده تا کوه ها برای ایرانیان جدای از یک عنصر عینی و کالبدی، دارای معانی ذهنی نیز باشد. کوه برای ایرانیان یک مرکز و نمادی از بهشت بوده و ایرانیان در آن به عبادت می پرداختند. در ادوار تاریخی نیز، همواره کوه مورد ستایش ایرانیان بوده است. اما به مرور زمان و با ورود مذهب و مدرنیته در دو مرحله تاریخی، اهمیت و کارکردهای این عنصر طبیعی-تاریخی برای ایرانیان کم شده است. امروزه شاهد آنیم که کاهش کارکردها و اهمیت کوه در زندگی مردم، منجر به کاهش اهمیت آن در ذهن مردم ساکن کوهپایه البرز شده است. چنانکه علی رغم تأکیدات بسیار در مطالعات علمی و طرح های جامع شهری، ساکنان تهران، امروزه نمی توانند از مواهب و مزیت های کوه های شمالی خود بهره مند شوند و نسبت به تخریب آن هم دچار بی تفاوتی شده اند. نگارندگان مقاله بر این باورند که این کوه ها در حال حاضر در ذهن تهرانی ها، دارای معانی متعدد هستند ولی این معانی آنقدر پررنگ نیست که ساکنان تهران را نسبت به تخریب و تجاوز به کوه حساس کند و به طور کلی این مسئله اولویت و مطالبه تهرانی ها نیست. لذا در این پژوهش با هدف یافتن معانی ذهنی مردم از کوه های البرز، از روش پدیدارشناسی استفاده شده و تحلیل یافته ها نیز از روش تحلیل مضمون و براساس دسته بندی سلسله مراتبی با نظریات کینگ و رایان و برنارد صورت گرفته است.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۸