مهناز شاهقلیان

مهناز شاهقلیان

مدرک تحصیلی: استادیار گروه روانشناسی دانشگاه خوارزمی، تهران،ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۳ مورد.
۱.

رابطه اختلال استرس پس از سانحه با کندی زمان شناختی در افراد با علائم نقص توجه-بیش فعالی: تجربه کودک آزاری و اجتناب تجربه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۸
هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه اختلال استرس پس از سانحه با علائم کندی زمان شناختی در افراد با علائم نقص توجه-بیش فعالی با تأکید بر نقش تعدیل کننده ای تجربه کودک آزاری و نقش واسطه ای اجتناب تجربه ای صورت گرفت. روش: در این پژوهش همبستگی، جامعه آماری شامل 312 نفر از مبتلایان به اختلال نقص توجه-بیش فعالی در دامنه سنی 18 تا 60 سال و در شهر اصفهان بود که در مقیاس درجه بندی ADHD بزرگسالان بارکلی (BAARS) دارای نمرات 1+=Z بودند. سپس به منظور سنجش نقش تعدیل کنندگی کودک آزاری، آزمودنی ها در دو گروه مجزا (Z<0 شامل افرادی که تشخیص کودک آزاری نگرفتند و Z>0 شامل افرادی که تشخیص کودک آزاری گرفتند) قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد کودک آزاری رابطه اختلال استرس پس از سانحه با علائم کندی زمان شناختی را تعدیل می کند (97/1=t، 05/0>P) و اجتناب تجربه ای این رابطه را میانجی نمی کند (ضریب استاندارد اثر غیرمستقیم در گروه کودک آزاری برابر با 17/0 (466/0=P)، و در گروه عدم کودک آزاری برابر با 12/0 (411/0=P)). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، کودک آزاری رابطه اختلال استرس پس از سانحه با کندی زمان شناختی را تحت تأثیر قرار می دهد و ازاین رو در بروز علائم کندی زمان شناختی می تواند نقش داشته باشد.
۲.

اختلال نقص توجه-بیش فعالی، کندی زمان شناختی و ترومای کودک آزاری: یک مطالعه مقایسه ای در زنان و مردان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۹
هدف از پژوهش حاضر مقایسه اختلال نقص توجه-بیش فعالی، کودک آزاری و کندی زمان شناختی در زنان و مردان بود. جامعه پژوهش شامل زنان و مردان شهر اصفهان در سال 1400 بود که در دامنه سنی 18 تا 60 سال بودند که از بین آنها به صورت در دسترس 1066 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. سپس 40 شرکت کننده که در مؤلفه انکار پرسشنامه کودک آزاری دارای نمره بالاتر از 12 بودند از تحلیل کنار گذاشته شدند. با این اقدام تعداد شرکت کننده ها به 1026 نفر رسید. سپس شرکت کننده ها به دو گروه زنان(766 نفر) و مردان(260 نفر) تقسیم شدند و سپس زنان و مردان از نظر متغیرهای وابسته مورد مقایسه قرار گرفتند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس درجه بندی ADHD بزرگسالان بارکلی (BAARS) (2011) و پرسشنامه ضربه کودکی (CTQ) (2003) بود. یافته ها نشان داد که میانگین کودک آزاری، اختلال نقص توجه-بیش فعالی و کندی زمان شناختی بطور معناداری در زنان بیشتر از مردان است. بنابراین پیشنهاد می شود به تشخیص زود به هنگام اختلال نقص توجه-بیش فعالی در کودکان دختر بیشتر توجه شود و به آسیب های روانی کودک آزاری بخصوص در زنان در جامعه توجه بیشتری شود.
۳.

بررسی نقش میانجی شرم و عزت نفس در ارتباط بین شفقت به خود و افسردگی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۱۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی گر شرم و عزت نفس در رابطه ی بین شفقت به خود و افسردگی در دانشجویان انجام شد. 251 نفر دانشجوی مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد ( 169 نفر دختر و 82 نفر پسر) از دانشگاه های خوارزمی تهران، اصفهان و شهرضا به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت آنلاین به پرسشنامه های مقیاس شفقت به خود ریس و همکاران(2011)، فرم کوتاه مقیاس افسردگی بک (1972)، مقیاس عاطفه ی خودآگاهی-3 تانگنی و همکاران (2000) و مقیاس عزت نفس روزنبرگ(1965) پاسخ دادند. به منظور بررسی روابط ساختاری در مدل مفروض از روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که مدل مفروض میانجی گری نسبی شرم و عزت نفس در رابطه ی بین شفقت به خود و افسردگی با داده ها برازش مطلوبی داشت. علاوه بر این نتایج نشان داد که در مدل مفروض تمام وزن های رگرسیونی به لحاظ آماری معنادار بودند ( P<.05 ). در این مدل 81 درصد از واریانس نمرات افسردگی از طریق متغیرهای مکنون عزت نفس، شرم و شفقت به خود تبیین شد. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که در رابطه ی بین شفقت به خود و افسردگی، متغیرهای شرم و عزت نفس، نقش میانجی ایفا می کنند. از یافته های پژوهش حاضر می توان در جهت کاهش ا فسردگی از طریق درمان ها و آموزش های مبتنی بر شفقت به خود استفاده کرد.
۴.

نقش تکانشگری، کارکردهای اجرایی و بهوشیاری زمینه ای در بروز رفتارهای پرخطر جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش تکانشگری، کارکردهای اجرایی و بهوشیاری زمینه ای در بروز رفتارهای پرخطر جوانان صورت گرفت. این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را دانشجویان دانشگاه های سراسری تهران1400-1399 تشکیل دادند. از بین آن ها تعداد 380 دانشجو با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از طریق فراخوان اینترنتی انتخاب شدند. آنها به مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی(زاده محمدی و همکاران)، تکانشگری بارت(پاتون و همکاران)، پرسشنامه توانایی های شناختی(نجاتی) و پرسشنامه پنج وجهی بهوشیاری(بایر و همکاران) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی و تحلیل رگرسیون چندگانه سلسله مراتبی تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد بین متغیر تکانشگری و کارکردهای اجرایی (به جز شناخت اجتماعی) با رفتارهای پرخطر رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین بین رفتارهای پرخطر با بهوشیاری زمینه ای و عامل های توصیف و عمل همراه با آگاهی رابطه ای منفی و معنی دار وجود دارد. نتایج رگرسیون نشان داد که کارکردهای اجرایی به طرز معناداری گرایش به رفتارهای پرخطر در جوانان را پیش بینی کرد. از نتایج بدست آمده می توان به منظور تعیین اولویت های آموزشی و درمانی با هدف کمک به پیشگیری و کنترل چنین رفتارهای پرخطری در قشر جوان جامعه بهره برد.
۵.

نقش ذهن آگاهی بر خوداستعلایی و بهزیستی فضیلت گرا با میانجی گری معنا در زندگی در تمرین کنندگان یوگا(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۷
انسان از دیرباز در پی یافتن معنا در زندگی بوده است که از میان روش های مختلف، تمرینات معنوی یکی از راههای رسیدن به معنا است. ذهن آگاهی یکی از همان تمرینات معنوی است. همچنین، خوداستعلایی و پرورش فضایل نیز همیشه از اهداف عالیه بشر بوده است. این پژوهش با هدف بررسی نقش ذهن آگاهی بر خوداستعلایی، معنا در زندگی و بهزیستی فضیلت گرا و ارائه مدل نهایی از روابط میان متغیرها انجام شد. در این پژوهش، تعداد 305 نفر از تمرین کنندگان فعال یوگا شامل 247 نفر زن و 58 نفر مرد شرکت کردند و نمونه گیری به صورت دردسترس انجام شد. شرکت کنندگان به پرسشنامه بهزیستی فضیلت گرا، مقیاس ذهن آگاهی، مقیاس خوداستعلایی و پرسشنامه معنا در زندگی پاسخ دادند. نتایج ارزیابی داده ها ازطریق مدل سازی معادلات ساختاری دلالت بر برازش مدل مفهومی پژوهش داشت و نشان داد ذهن آگاهی به صورت مستقیم بر معنا در زندگی، خوداستعلایی و بهزیستی فضیلت گرا تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین، در این مدل، ذهن آگاهی ازطریق نقش میانجی گر معنا در زندگی، اثر علّی مثبت و معناداری بر خوداستعلایی و بهزیستی فضیلت گرا داشت و میزان درخور توجهی از تغییرات آنها را تبیین کرد. درنهایت، یافته های این پژوهش بستری را برای شناخت بیشتر همبسته های حضور معنا در زندگی فراهم می کند و می تواند زمینه ساز شناخت بیشتر پژوهشگران از مؤلفه های مرتبط با معنا در زندگی باشد.
۶.

پیش بینی نارسیسیزم آسیب شناختی بر اساس آسیب های دوران کودکی و به واسطه نقص در شفقت خود و احساس شرم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۶۵ تعداد دانلود : ۲۴۸
زمینه: به رغم پیشینه طولانی مطالعات بالینی و همچنین مطالعات اخیر تجربی در زمینه نارسیسیزم آسیب شناختی، این پدیده همچنان یک وضعیت گیج کننده و متناقض باقی مانده است، لذا پژوهش در زمینه عوامل پیش بینی کننده آن می تواند تا حدودی به شناخت ما از این پدیده روانشناختی کمک کند. آسیب های دوران کودکی یک عامل خطر مهم برای شکل گیری نارسیسیزم آسیب شناختی در بزرگسالی هستند، اما مطالعات اندکی در زمینه چگونگی این ارتباط وجود دارد. هدف: هدف مطالعه حاضر پیش بینی نارسیسیزم آسیب شناختی بر اساس آسیب های دوران کودکی و به واسطه نقص در شفقت خود و احساس شرم بود. روش: این مطالعه توصیفی بر اساس مدل یابی معادلات ساختاری بود، جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه های شهید بهشتی، تهران و خوارزمی در سال 98-1397 بود که تعداد 340 نفر بر اساس روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه های خودشیفتگی مرضی پینکاس و همکاران (2009)، ترومای دوران کودکی برنستاین و همکاران (2003)، شفقت خود نف (2003) و عاطفه خودآگاه-3 تانگنی (1998) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون مدل یابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آسیب های دوران کودکی به صورت منفی بر شفقت خود، شفقت خود به صورت منفی بر احساس شرم و احساس شرم به صورت مثبت بر نارسیسیزم آسیب شناختی اثر دارند که این روابط همگی معنی دار بودند (0/001 p< )، از سوی دیگر نتایج آزمون مدل نشان داد که شفقت خود و احساس شرم در روابط بین آسیب های دوران کودکی و نارسیسیزم آسیب شناختی نقش واسطه را دارند و در نهایت مدل پیشنهادی این مطالعه با مدل آزمون شده دارای برازش مناسب بود. نتیجه گیری: نقص در شفقت خود و احساس شرم نقش کلیدی در رابطه بین آسیب های دوران کودکی و نارسیسیزم آسیب شناختی دارند، لذا توجه به این متغیرها هم در حیطه پیش گیری و هم در حیطه درمان حائز اهمیت است.
۷.

نقش تعامل والد-کودک و الگوی پردازش حسی در پیش بینی مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۲۶۵
هدف : هدف پژوهش حاضر تعیین نقش تعامل والد-کودک و الگوی پردازش حسی در تشخیص مشکلات درونی سازی و برونی سازی شده کودکان بود. روش : در قالب یک طرح همبستگی، 120 دانش آموز ابتدایی 11 و 12 ساله (67 دانش آموز پسر و 53 دانش آموز دختر)، از طریق روش نمونه گیری خوشه ای از 9 مدرسه مناطق 1، 9 و 18 شهر تهران انتخاب شدند. در مرحله بعد، 69 کودک با مشکلات درونی سازی و برونی سازی به وسیله سیاهه رفتاری کودک ( CBCL ) شناسایی شده و در تحلیل نهایی در دو گروه خالص درونی سازی (20نفر) و برونی سازی (20نفر) قرار گرفتند. همچنین، پرسشنامه تعامل والد-کودک و نیم رخ پردازش حسی تکمیل شد. برای تحلیل نتایج از تابع تشخیص استفاده شد. یافته ها : نتایج تحلیل تشخیصی نشان داد که جستجوی حسی، قوی ترین رابطه را با تابع حاضر داشت و توانست گروه برونی سازی را از گروه درونی سازی متمایز کند، اما قدرت تمایزگذاری سه متغیر دیگر (به ترتیب شامل حساسیت حسی، اجتناب حسی، و تعارض در رابطه والد-کودک) ضعیف تر بود. به عبارتی، جستجوی حسی، سبک غالب پردازش حسی در کودکان دارای مشکلات برونی سازی، و سبک غالب پردازش حسی در کودکان دارای مشکلات درونی سازی نیز به ترتیب حساسیت حسی و اجتناب حسی بود. همچنین، کودکان دارای اختلالات برونی سازی، تعارض بیشتری در رابطه با والد داشتند. نتیجه گیری : طبق نتایج این پژوهش می توان گفت تمرکز درمان روی الگوی پردازش حسی کودکان دارای مشکلات رفتاری- هیجانی، آموزش والدین درباره این گونه تفاوت های فردی، همچنین افزایش تعامل مثبت و آموزش حل تعارض به والدین در کاهش مشکلات رفتاری- هیجانی کودکان مؤثر است.
۸.

رابطه مکانیزم های دفاعی و تصور از خود در دانشجویان: مدل سازی معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۳۳ تعداد دانلود : ۳۳۱
هدف پژوهش حاضر بررسی مدل معادلات ساختاری میان مکانیزم های دفاعی و تصور از خود در دانشجویان بود. تعداد 154 دانشجوی شاغل به تحصیل در دانشگاه خوارزمیبه شیوه تصادفی چند مرحله ای انتخاب و اطلاعات حاصل از پرسشنامه سبک های دفاعی و آزمون تصور از خود بکدر مورد آنها تجزیه و تحلیل شد. مدل مفهومی پژوهش با داده ها برازش داشت. اندازه شاخص های مطلق (76/0)، نسبی (89/0)، بیرونی (87/0) و درونی (91/0)، برازندگی کیفیت مدل ارائه شده را نشان دادند. ضرایب مسیر نشان دادند مکانیزم های دفاعی روان رنجور و رشد نیافته با ابعاد مختلف خودپنداره ارتباط دارند. کلیه مسیرهای مورد بررسی به جز مسیر مکانیسم دفاعی رشد یافته به سه حیطه از تصور از خود (ذهنی، جسمی و شغلی) معنادار هستند. همچنین ارتباط مثبت و معنادار مکانیزم های دفاعی رشد نیافته و روان رنجور با خودپنداره تبیین شد. نتایج مطالعه حاضر بر اهمیت رابطه دفاع ها که در مدیریت عواطف نقش دارند، در شکل گیری تصور از خود تأکید دارد.
۹.

مقایسه سیستم های مغزی – رفتاری، اضطراب وجودی و عواطف مثبت و منفی میان نمونه های غیربالینی افراد دارای صفات شخصیتی خودشیفته و مرزی با افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹۹ تعداد دانلود : ۳۱۱
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه سیستم های مغزی- رفتاری، اضطراب وجودی و عواطف مثبت و منفی در نمونه های غیربالینی افراد دارای صفات خودشیفته و مرزی با افراد عادی انجام شد. روش: با استفاده از یک طرح علی-مقایسه ای از میان 200 نفر از افراد در دامنه ی سنی 18 تا 30 سال شهر تهران بر اساس نمره خودشیفتگی و مرزی، 90 شرکت کننده (30 نفر مرزی، 30 نفر خودشیفته و 30 نفر عادی) انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس تجربه مثبت و منفی، مقیاس مهارت های ارتباطی، مقیاس شخصیت خودشیفته، مقیاس سیستم های بازداری/ فعال ساز رفتاری، و مقیاس اضطراب وجودی گردآوری و با روش تجزیه و تحلیل واریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: طبق نتایج، عاطفه مثبت در گروه عادی به صورت معناداری بیشتر از گروه مرزی بود اما بین گروه مرزی و خودشیفته تفاوتی دیده نشد. از نظر عاطفه منفی و اضطراب وجودی بین گروه های عادی و خودشیفته تفاوتی دیده نشد. اما میانگین عاطفه منفی و اضطراب وجودی گروه مرزی از هر دو گروه عادی و خودشیفته به صورت معناداری بالاتر بود. از نظر سطح حساسیت سیستم بازداری و سیستم فعال ساز تفاوتی بین هیچ یک از گروه ها دیده نشد. نتیجه گیری: در مجموع، بالاتر بودن عاطفه منفی و اضطراب وجودی را می توان از جمله موارد تمایز افراد مرزی از افراد خودشیفته و عادی در نظر گرفت، و این یافته ممکن است دارای دلالت های درمانی و آموزشی مهمی برای متخصصان بالینی باشد.
۱۰.

کاربران خودشیفته در فضای مجازی: نقش تشخیصی سیستم های مغزی- رفتاری و عاطفه مثبت و منفی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۲۹۶
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش تشخیصی سیستم های مغزی- رفتاری و عواطف مثبت و منفی در تشخیص کاربران خودشیفته و عادی فضای مجازی بود. پژوهش حاضر دارای طرح تابع تشخیص دو گروهی بود. جامعه پژوهش شامل تمام کاربران شبکه های اجتماعی فعال در فضای مجازی در دامنه سنی 18 تا 30 سال و ساکن تهران بود. نمونه پژوهش شامل 195 شرکت کننده بود که با روش نمونه گیری گلوله برفی در محیط برنامه تلگرام انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس تجربه مثبت و منفی، مقیاس شخصیت خودشیفته و مقیاس سیستم های بازداری/ فعال ساز رفتاری استفاده گردید. نتایج تحلیل تشخیص نشان داد که سیستم فعال ساز قوی ترین رابطه را با تابع حاضر داشت و توانست گروه خودشیفته را از گروه عادی متمایز کند. اما قدرت تمیزگری چهار متغیر دیگر (شامل عواطف منفی، سیستم بازداری، عواطف مثبت و تعادل عاطفه) ضعیف تر بود. بنابراین، به همراه سایر ویژگی های افراد خودشیفته، سنجش سطح فعالیت سیستم فعال ساز نیز می تواند برای تمیز افراد خودشیفته از افراد عادی استفاده شود.
۱۱.

مقایسه صفات شخصیت و پذیرش – تعهد در میان متأهلین دارای سبک شناختی جذب کننده و سبک شناختی کاوش کننده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: سبک شناختی پنج عامل شخصیت جذب کننده کاوش کننده پذیرش/ تعهد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸۸ تعداد دانلود : ۱۶۴۵
مقدمه: با توجه به اهمیت سبک شناختی در نحوه ی نگرش و زندگی افراد و ارتباط آن با شخصیت و تجربه ی هیجانات، هدف از پژوهش حاضر مقایسه صفات شخصیت و پذیرش- تعهد در میان متأهلین دارای سبک شناختی جذب کننده و سبک شناختی کاوش کننده بود. روش: پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه بزرگسالان ساکن شهر بابل تشکیل دادند و در انتخاب نمونه ی پژوهشی 130 زن و مرد بزرگسال متأهل به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس سبک شناختی A-E (مارتینس، 1995)، پرسشنامه شخصیتی 5 عاملی نئو (NEO-FFI) و پرسشنامه پذیرش و عمل هیز و همکاران (2004) استفاده گردید. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که دو سبک شناختی کاوش کننده و جذب کننده از نظر صفات شخصیتی روان رنجورخویی، انعطاف پذیری و وظیفه شناسی و از نظر میزان پذیرش/ تعهد دارای تفاوت معناداری با یکدیگر هستند ولی در صفات شخصیتی برون گرایی و دلپذیری تفاوت معناداری بین آنها دیده نشد. نتیجه گیری: بطور کلی می توان نتیجه گرفت که نحوه پردازش کردن اطلاعات و برخورد شناختی افراد با مسائل می تواند منجر به گرایش یافتن به سمت صفات شخصیتی و تفاوت در پذیرش یا اجتناب تجربی آنان بشود.
۱۲.

بررسی امواج مغزی افراد زودانگیخته در تکلیف شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۹۴ تعداد دانلود : ۱۸۵
هدف پژوهش، بررسی امواج مغزی افراد با رگه زودانگیختگی در هنگام انجام تکلیف شناختی بود. از میان 140 دانشجوی دختر که فرم تجدید نظر شده پرسشنامه شخصیتی آیزنک را تکمیل کردند، بعد از کنترل معیارهای ورود، 2 گروه 15 نفره شامل زودانگیخته بالا (Imp+) و زودانگیخته پایین (Imp-) انتخاب شدند. از آزمودنی های انتخاب شده در دو موقعیت شامل الف) حالت استراحت (بدون انجام تکلیف) و ب) انجام تکلیف شناختی (آزمون ویسکانسین)،EEG گرفته شد. نتایج نشان داد در افراد Imp+ فعالیت نواحی پیش پیشانی، پیشانی و گیجگاهی هر دو نیمکره، هنگام انجام تکلیف شناختی افزایش معنادار می یابد. مقادیر موج آلفا و تتا نشان داد در هنگام انجام تکلیف شناختی میزان فعالیت تمام نواحی هر دو نیمکره، در گروه Imp+ بیشتر از گروه - Imp است. در مورد موج بتا نتایج حاکی از فعالیت بیشتر پیش پیشانی و گیجگاهی نیمکره چپ و پیشانی نیمکره راست در گروه Imp+در مقایسه با گروه دیگر بود. نتایج بر لزوم در نظر داشتن رگه های شخصیتی هنگام بررسی فعالیت ناحیه ای مغز و نیز بررسی زودانگیختی کنش ور و تمایز آن با زودانگیختگی ناکنش ور تأکید می کنند.
۱۳.

نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه میان برونگرایی/ نورزگرایی بهزیستی ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: برون گرایی رضایت از زندگی بهزیستی ‏ذهنی ذهن آگاهی نورزگرایی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی شخصیت رویکرد صفت
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی حوزه های جدید روانشناسی روانشناسی سلامت
تعداد بازدید : ۱۱۳۱ تعداد دانلود : ۸۸۴
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ابعاد شخصیت برون گرایی/ نورزگرایی و بهزیستی ذهنی با توجه به نقش واسطه ای ذهن آگاهی بود. در یک مطالعه همبستگی، تعداد 152نفر (61پسر، 91دختر) از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه خوارزمی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به فرم کوتاه پرسشنامه تجدید نظر شده شخصیت آیزنک و مقیاس ذهن آگاهی رگه پاسخ دادند. برای ارزیابی بهزیستی ذهنی با توجه به تعریف آن، از دو مقیاس رضایت از زندگی و مقیاس عاطفه مثبت و عاطفه منفی استفاده شد.یافته ها نشان داد برون گرایی با بهزیستی ذهنی و ذهن آگاهی، رابطه مثبت و نورزگرایی با بهزیستی ذهنی و ذهن آگاهی، رابطه منفی دارد. تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد ذهن آگاهی دارای نقش میانجی در رابطه بین برون گرایی و عاطفه مثبت است. همچنین ذهن آگاهی در رابطه بین نورزگرایی و عاطفه منفی و در رابطه بین نورزگرایی و رضایت از زندگی به عنوان واسطه عمل کرده است. سازه ذهن آگاهی می تواند تبیین کننده رابطه تفاوت های فردی در حوزه شخصیت با سلامت روانی باشد.
۱۴.

نقش نگرانی، طرحواره های هیجانی و سیستم های مغزی-رفتاری (BIS- BAS) در پیش بینی باورهای وسواسی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۹۸ تعداد دانلود : ۳۲۱
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش نگرانی، طرحواره های هیجانی و سیستم های مغزی-رفتاری (BIS- BAS) در پیش بینی باورهای وسواسی بود. در قالب یک طرح همبستگی، 152 دانشجوی مقطع کارشناسی دانشگاه خوارزمی (81 دانشجوی دختر و 71 دانشجوی پسر) با دامنه سنی 18 تا 22 سال از طریق روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های نگرانی پنسیلوانیا، سیستم های مغزی-رفتاری، طرحواره های هیجانی و باورهای وسواسی را تکمیل نمودند. برای تحلیل نتایج پژوهش حاضر از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به روش گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد بین متغیرهای نگرانی و سیستم های مغزی -رفتاری با باورهای وسواسی رابطه مثبت و معنادار وجود داشت. همچنین نتایج نشان داد بین اغلب مؤلفه های طرحواره های هیجانی با باورهای وسواسی رابطه معنی دار وجود داشت. در ادامه نتایج رگرسیون نشان داد متغیرهای پیش بین پژوهش حاضر توانستند 4/41 درصد از تغییرات متغیر باورهای وسواسی را تبیین کنند. طبق نتایج پژوهش حاضر می توان گفت وجود نگرانی زیاد و همچنین استفاده از طرحواره های هیجانی ناسازگار در افرادی که سطوح بالایی از فعالیت سیستم های مغزی-رفتاری را نشان می دهند، می تواند پیش بینی کننده ی گرایش آنها به سمت باورهای وسواسی باشد.
۱۵.

سرکوبی بیانی و اضطراب اجتماعی: نقش تعدیل کننده یا واسطه گر رجحان نیمکره(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: اضطراب اجتماعی سرکوبی بیانی رحجان نیمکره

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۳ تعداد دانلود : ۱۲۵۵
با توجه به اهمیت متغیرهای تعدیل کننده و واسطه گر در علت یابی و پیش بینی اختلالات روانی، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه گر یا تعدیل کننده ی رجحان نیمکره در رابطه ی بین سرکوبی بیانی و اضطراب اجتماعی بود. در این پژوهش، 120 دانش آموز دختر دوره ی دبیرستان که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده بودند، نمونه ی پژوهش را تشکیل دادند. در این پژوهش، شرکت کنندگان پرسشنامه ی اضطراب اجتماعی کانور، پرسشنامه ی تنظیم هیجان و مقیاس رجحان نیمکره را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از آزمون ناپارامتری خی دو و همبستگی پیرسون و همچنین از آزمون Z برای بررسی معناداری تفاوت دو ضریب همبستگی در نمونه های مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که سرکوبی بیانی با اضطراب اجتماعی همبستگی معنادار مثبت دارد. همچنین رجحان نیمکره ی راست با اضطراب اجتماعی بالاتر رابطه ی معنادار مثبت داشت. در نهایت نتایج نشان داد که رجحان نیمکره در بین رابطه ی سرکوبی بیانی و اضطراب اجتماعی نقش تعدیل کننده دارد. با توجه به یافته ها، به نظر می رسد که سرکوبی بیانی همراه با نقش تعدیل کننده ی رجحان نیمکره، بهتر می تواند اضطراب اجتماعی را پیش بینی کند.
۱۶.

رابطه حافظه دیداری - فضایی با گرایش به تفکر انتقادی و نگرش نسبت به خلاقیت، با توجه به رجحان نیمکره: مبنایی بر تعمیم پذیری کارکردهای شناختی نیمکره راست مغز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: گرایش به تفکر انتقادی حافظه بینایی فضایی نگرش نسبت به خلاقیت رجحان نیمکره

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۰ تعداد دانلود : ۵۶۶
با توجه به تناقضات اخیر در مورد کارکردهای اختصاصی نیمکره ها، هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه حافظه بینایی فضایی با گرایش به تفکر انتقادی و نگرش نسبت به خلاقیت در دانشجویان با رجحان نیمکره بود. روش تحقیق در این پژوهش از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه پژوهش عبارت بود از کلیه دانشجویان دانشگاه شهید رجایی که در سال 95-94 مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل 100 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید رجایی بود که به صورت در دسترس انتخاب و با استفاده از مقیاس رجحان نیمکره زنهاوسرن غربال شده بودند. برای جمع آوری داده ها از نرم افزار کرسی بلاک، پرسشنامه نگرش نسبت به خلاقیت و پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریکتس استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و آزمون z برای بررسی معناداری تفاوت دو ضریب همبستگی در نمونه های مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که میزان رابطه حافظه دیداری_فضایی و گرایش به تفکر انتقادی در دانشجویان دارای رجحان نیمکره راست بیشتر از دانشجویان دارای رجحان نیمکره چپ است. همچنین مشخص گشت که میزان رابطه حافظه بینایی فضایی و نگرش نسبت به خلاقیت در دانشجویان دارای رجحان نیمکره راست و چپ تفاوتی ندارد. این یافته ها توانستند تاییدی بر نظریه های اخیر در مورد یکپارچگی نیمکره های مغزی در بعضی توانایی های ذهنی مانند خلاقیت باشند.
۱۷.

بررسی رابطه سیستم های مغزی رفتاری و اعتیاد به اینترنت با نقش واسطه ای احساس تنهایی و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: احساس تنهایی اعتیاد به اینترنت راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان سیستم های مغزی رفتاری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۰۸
مقدمه: مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه سیستم های مغزی رفتاری و اعتیاد به اینترنت با نقش واسطه ای احساس تنهایی و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان طراحی و انجام شد. روش: مطالعه حاضر پژوهشی اکتشافی از نوع طرح های همبستگی بود. جامعه این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم ناحیه چهار شهر کرج در سال 1395 تشکیل می دادند که از میان آن ها به شیوه نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای 300 دانش آموز (164 دختر و 136 پسر) انتخاب و به پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ (1998)، مقیاس احساس تنهایی تجدید نظر شده راسل، پیلو و کاترونا (1980)، فرم کوتاه نسخه فارسی پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان گارنفسکی، کرایج و اسپینهاون (2001) و مقیاس سیستم های بازداری/ فعال سازی رفتاری کارور و وایت (1994) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار AMOS و به روش تحلیل مسیر انجام گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از برازندگی مناسب مدل داشت که در آن سیستم فعال سازی رفتاری ارتباط منفی با اعتیاد به اینترنت (566/0-) و سیستم بازداری رفتاری ارتباط مثبت با اعتیاد به اینترنت (496/0) داشتند. همچنین مکانسیم این ارتباطات بدین صورت بود که سیستم فعال سازی رفتاری از طریق راهبردهای مثبت نظم جویی شناختی هیجان باعث کاهش اعتیاد به اینترنت می گردد و از سویی دیگر سیستم بازداری رفتاری از طریق راهبردهای منفی نظم جویی شناختی هیجان و احساس تنهایی بر افزایش اعتیاد به اینترنت تأثیر می گذارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که سیستم های مغزی رفتاری اهمیت ویژه ای در تبیین اعتیاد به اینترنت داشته و می تواند از طریق احساس تنهایی و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان نقش مؤثری در گرایش افراد به سمت درگیری در رفتارهای اینترنتی داشته باشند.
۱۸.

فراشناخت، کنش های اجرایی و اضطراب: به سوی یک دیدگاه یکپارچه نگر برای تکمیل مدل ولز از اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلید واژه ها: اضطراب فراشناخت کنش های اجرایی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات اضطرابی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری فراشناخت
تعداد بازدید : ۷۲۸ تعداد دانلود : ۳۹۱
مقدمه: هرچند پژوهش های زیادی از مدل مطرح شده توسط ولز در حوزه فراشناخت حمایت کرده اند؛ به نظر می رسد این مدل در توضیح پاره ای ابهامات مطرح شده در بحث از تفاوت های فردی در مطالعه شخصیت و یا در بحث از نارسایی های شناختی، ناتوان است. پژوهش حاضر با بررسی کنش های اجراییِ معادل پردازش های فراشناختی در افراد اضطراب بالا و اضطراب پایین در پی ارائه الگوی پیشنهادی برای تکمیل الگوی ولز درباره ارتباط فراشناخت و اضطراب است. روش: 200 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه تربیت مدرس، پرسشنامه های فراشناخت، نارسایی های شناختی، دست برتری واترلو و فرم تجدید نظر شده پرسشنامه شخصیتی آیزنک را تکمیل کردند. هدف از اجرای پرسشنامه های فراشناخت و نارسایی های شناختی کنترل معیارهای ورود بود. بعد از کنترل معیارهای ورود، با در نظر گرفتن نمره های انتهایی توزیع در دو بعد برون گردی و نورزگرایی پرسشنامه آیزنک، 2 گروه 15 نفره شامل اضطراب بالا و اضطراب پایین مشخص شدند. از آزمودنی های انتخاب شده آزمون استروپ و آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد کیفیت پردازش های فراشناختی در آزمودنی های اضطراب پایین بهتر از اضطراب بالا است. نتیجه گیری: به نظر می رسد الگوی پیشنهادی در پژوهش حاضر توانسته است سؤالات مطرح شده در حوزه فراشناخت را که مدل ولز از توضیح آنها ناتوان است، پاسخ دهد. البته خاطر نشان می شود که استحکام جایگاه این الگو به تدابیر پژوهشی بیشتری نیازمند است.
۱۹.

نقش واسطهای عاطفه مثبت و منفی در رابطه بین سبک های حساسیت پردازش حسی و ناگویی خلقی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: عاطفه مثبت عاطفه منفی ناگویی خلقی حساسیت پردازش حسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۹ تعداد دانلود : ۵۳۹
مقدمه: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای عاطفه مثبت و منفی در رابطه بین حساسیت پردازش حسی بود. روش : مشارکت کنندگان در این پژوهش، 277 دانشجوی کارشناسی (121 پسر و 156 دختر) از دانشگاه خوارزمی کرج بود که به شیوه خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند. ابزارهای مورد استفاده به منظور سنجش متغیرهای پژوهش شامل: پرسش نامه حساسیت پردازش حسی (آرون آرون)، پرسش نامه عواطف مثبت و منفی (PANAS) و پرسش نامه ناگویی خلقی (بشارت، 2007) را تکمیل نمودند. داده ها به شیوه تحلیل رگرسیون چند متغیری به شیوه سلسله مراتبی و ضریب همبستگی Pearson با نرم افزار spss-18 تحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد سهولت تحریک و آستانه حسی پایین به صورت مثبت و معنادار و حساسیت زیبایی شناختی به صورت منفی و معنادار ناگویی خلقی را پیش بینی می کنند. همچنین عاطفه مثبت بین سهولت تحریک و حساسیت زیبایی شناختی با ناگویی خلقی و عاطفه منفی بین هر 3 بعد حساسیت پردازش حسی و ناگویی خلقی واسطه می باشد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش ضرورت بازشناسی نقش حساسیت پردازش حسی و عاطفه مثبت و منفی را در ناگویی خلقی مورد تأکید قرار می دهند.
۲۰.

مقایسه خستگی شناختی در مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس و غیر مبتلایان با توجه به سبک اسناد

کلید واژه ها: سبک اسناد خستگی شناختی بیماری مولتیپل اسکلروزیس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۱ تعداد دانلود : ۳۸۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی خستگی شناختی در افراد مبتلا به بیماری ام. اس و افراد غیرمبتلا با در نظر گرفتن سبک اسنادی افراد انجام شد. نخست از میان بیماران زن عضو انجمن ام. اس شهر اصفهان با توجه به نمرات بدست آمده از پرسشنامه سبک اسناد، 40 بیمار مبتلا انتخاب شدند، سپس بر اساس نمونه گیری در دسترس 40 زن غیرمبتلا که با گروه مبتلایان در نمره بدست آمده از پرسشنامه سبک اسناد و ویژگی های سن، تحصیلات و وضعیت تأهل همتا شده بودند به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. آزمودنی ها در ۸ گروه (4 گروه کنترل و 4 گروه آزمایش) هر کدام ۱۰ نفر جایگزین شدند. پژوهش دارای چند مرحله بود. در مرحله اول آزمودنی ها در گروه های کنترل و آزمایش با مسائل تشخیصی قابل کنترل و غیرقابل کنترل روبه رو شدند و به دنبال آن در مرحله دوم، گروه ها در موقعیت حل مسائل آناگرام قرار گرفتند. داده ها به وسیله تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از آن بود که بین گروه های هشتگانه در خستگی شناختی با توجه به سبک اسناد و نوع تکالیف تفاوت معنادار وجود دارد. به طوری که مبتلایان به ام. اس که دارای سبک اسناد مثبت هستند در مواجه با تکالیف غیر قابل حل در مقایسه با مبتلایانی که سبک اسناد منفی دارند، خستگی شناختی کمتری را نشان می دهند. همچنین میزان خستگی شناختی در این افراد هیچ تفاوتی با همتایان سالم غیر مبتلایشان ندارد. گروه بیماران ام. اس با سبک اسناد منفی در مواجه با تکالیف غیر قابل حل خستگی شناختی بیشتری را در مقایسه با مبتلایان با سبک اسناد مثبت در مواجه با تکلیف آسان نشان می دهند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان