مهناز شاهقلیان

مهناز شاهقلیان

مدرک تحصیلی: استادیار گروه روانشناسی دانشگاه خوارزمی، تهران،ایران

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۷ مورد از کل ۱۷ مورد.
۱.

نقش تعامل والد-کودک و الگوی پردازش حسی در پیش بینی مشکلات درونی سازی و برونی سازی کودکان

تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۲
هدف : هدف پژوهش حاضر تعیین نقش تعامل والد-کودک و الگوی پردازش حسی در تشخیص مشکلات درونی سازی و برونی سازی شده کودکان بود. روش : در قالب یک طرح همبستگی، 120 دانش آموز ابتدایی 11 و 12 ساله (67 دانش آموز پسر و 53 دانش آموز دختر)، از طریق روش نمونه گیری خوشه ای از 9 مدرسه مناطق 1، 9 و 18 شهر تهران انتخاب شدند. در مرحله بعد، 69 کودک با مشکلات درونی سازی و برونی سازی به وسیله سیاهه رفتاری کودک ( CBCL ) شناسایی شده و در تحلیل نهایی در دو گروه خالص درونی سازی (20نفر) و برونی سازی (20نفر) قرار گرفتند. همچنین، پرسشنامه تعامل والد-کودک و نیم رخ پردازش حسی تکمیل شد. برای تحلیل نتایج از تابع تشخیص استفاده شد. یافته ها : نتایج تحلیل تشخیصی نشان داد که جستجوی حسی، قوی ترین رابطه را با تابع حاضر داشت و توانست گروه برونی سازی را از گروه درونی سازی متمایز کند، اما قدرت تمایزگذاری سه متغیر دیگر (به ترتیب شامل حساسیت حسی، اجتناب حسی، و تعارض در رابطه والد-کودک) ضعیف تر بود. به عبارتی، جستجوی حسی، سبک غالب پردازش حسی در کودکان دارای مشکلات برونی سازی، و سبک غالب پردازش حسی در کودکان دارای مشکلات درونی سازی نیز به ترتیب حساسیت حسی و اجتناب حسی بود. همچنین، کودکان دارای اختلالات برونی سازی، تعارض بیشتری در رابطه با والد داشتند. نتیجه گیری : طبق نتایج این پژوهش می توان گفت تمرکز درمان روی الگوی پردازش حسی کودکان دارای مشکلات رفتاری- هیجانی، آموزش والدین درباره این گونه تفاوت های فردی، همچنین افزایش تعامل مثبت و آموزش حل تعارض به والدین در کاهش مشکلات رفتاری- هیجانی کودکان مؤثر است.
۲.

رابطه مکانیزم های دفاعی و تصور از خود در دانشجویان: مدل سازی معادلات ساختاری

تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۴۹
هدف پژوهش حاضر بررسی مدل معادلات ساختاری میان مکانیزم های دفاعی و تصور از خود در دانشجویان بود. تعداد 154 دانشجوی شاغل به تحصیل در دانشگاه خوارزمیبه شیوه تصادفی چند مرحله ای انتخاب و اطلاعات حاصل از پرسشنامه سبک های دفاعی و آزمون تصور از خود بکدر مورد آنها تجزیه و تحلیل شد. مدل مفهومی پژوهش با داده ها برازش داشت. اندازه شاخص های مطلق (76/0)، نسبی (89/0)، بیرونی (87/0) و درونی (91/0)، برازندگی کیفیت مدل ارائه شده را نشان دادند. ضرایب مسیر نشان دادند مکانیزم های دفاعی روان رنجور و رشد نیافته با ابعاد مختلف خودپنداره ارتباط دارند. کلیه مسیرهای مورد بررسی به جز مسیر مکانیسم دفاعی رشد یافته به سه حیطه از تصور از خود (ذهنی، جسمی و شغلی) معنادار هستند. همچنین ارتباط مثبت و معنادار مکانیزم های دفاعی رشد نیافته و روان رنجور با خودپنداره تبیین شد. نتایج مطالعه حاضر بر اهمیت رابطه دفاع ها که در مدیریت عواطف نقش دارند، در شکل گیری تصور از خود تأکید دارد.
۳.

مقایسه سیستم های مغزی – رفتاری، اضطراب وجودی و عواطف مثبت و منفی میان نمونه های غیربالینی افراد دارای صفات شخصیتی خودشیفته و مرزی با افراد عادی

تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۵۴
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه سیستم های مغزی- رفتاری، اضطراب وجودی و عواطف مثبت و منفی در نمونه های غیربالینی افراد دارای صفات خودشیفته و مرزی با افراد عادی انجام شد. روش: با استفاده از یک طرح علی-مقایسه ای از میان 200 نفر از افراد در دامنه ی سنی 18 تا 30 سال شهر تهران بر اساس نمره خودشیفتگی و مرزی، 90 شرکت کننده (30 نفر مرزی، 30 نفر خودشیفته و 30 نفر عادی) انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس تجربه مثبت و منفی، مقیاس مهارت های ارتباطی، مقیاس شخصیت خودشیفته، مقیاس سیستم های بازداری/ فعال ساز رفتاری، و مقیاس اضطراب وجودی گردآوری و با روش تجزیه و تحلیل واریانس چندمتغیری تحلیل شدند. یافته ها: طبق نتایج، عاطفه مثبت در گروه عادی به صورت معناداری بیشتر از گروه مرزی بود اما بین گروه مرزی و خودشیفته تفاوتی دیده نشد. از نظر عاطفه منفی و اضطراب وجودی بین گروه های عادی و خودشیفته تفاوتی دیده نشد. اما میانگین عاطفه منفی و اضطراب وجودی گروه مرزی از هر دو گروه عادی و خودشیفته به صورت معناداری بالاتر بود. از نظر سطح حساسیت سیستم بازداری و سیستم فعال ساز تفاوتی بین هیچ یک از گروه ها دیده نشد. نتیجه گیری: در مجموع، بالاتر بودن عاطفه منفی و اضطراب وجودی را می توان از جمله موارد تمایز افراد مرزی از افراد خودشیفته و عادی در نظر گرفت، و این یافته ممکن است دارای دلالت های درمانی و آموزشی مهمی برای متخصصان بالینی باشد.
۴.

کاربران خودشیفته در فضای مجازی: نقش تشخیصی سیستم های مغزی- رفتاری و عاطفه مثبت و منفی

تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۶
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش تشخیصی سیستم های مغزی- رفتاری و عواطف مثبت و منفی در تشخیص کاربران خودشیفته و عادی فضای مجازی بود. پژوهش حاضر دارای طرح تابع تشخیص دو گروهی بود. جامعه پژوهش شامل تمام کاربران شبکه های اجتماعی فعال در فضای مجازی در دامنه سنی 18 تا 30 سال و ساکن تهران بود. نمونه پژوهش شامل 195 شرکت کننده بود که با روش نمونه گیری گلوله برفی در محیط برنامه تلگرام انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس تجربه مثبت و منفی، مقیاس شخصیت خودشیفته و مقیاس سیستم های بازداری/ فعال ساز رفتاری استفاده گردید. نتایج تحلیل تشخیص نشان داد که سیستم فعال ساز قوی ترین رابطه را با تابع حاضر داشت و توانست گروه خودشیفته را از گروه عادی متمایز کند. اما قدرت تمیزگری چهار متغیر دیگر (شامل عواطف منفی، سیستم بازداری، عواطف مثبت و تعادل عاطفه) ضعیف تر بود. بنابراین، به همراه سایر ویژگی های افراد خودشیفته، سنجش سطح فعالیت سیستم فعال ساز نیز می تواند برای تمیز افراد خودشیفته از افراد عادی استفاده شود.
۵.

مقایسه صفات شخصیت و پذیرش – تعهد در میان متأهلین دارای سبک شناختی جذب کننده و سبک شناختی کاوش کننده

کلید واژه ها: سبک شناختی پنج عامل شخصیت جذب کننده کاوش کننده پذیرش/ تعهد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۸ تعداد دانلود : ۵۱۸
مقدمه: با توجه به اهمیت سبک شناختی در نحوه ی نگرش و زندگی افراد و ارتباط آن با شخصیت و تجربه ی هیجانات، هدف از پژوهش حاضر مقایسه صفات شخصیت و پذیرش- تعهد در میان متأهلین دارای سبک شناختی جذب کننده و سبک شناختی کاوش کننده بود. روش: پژوهش حاضر از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه بزرگسالان ساکن شهر بابل تشکیل دادند و در انتخاب نمونه ی پژوهشی 130 زن و مرد بزرگسال متأهل به شیوه نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مقیاس سبک شناختی A-E (مارتینس، 1995)، پرسشنامه شخصیتی 5 عاملی نئو (NEO-FFI) و پرسشنامه پذیرش و عمل هیز و همکاران (2004) استفاده گردید. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که دو سبک شناختی کاوش کننده و جذب کننده از نظر صفات شخصیتی روان رنجورخویی، انعطاف پذیری و وظیفه شناسی و از نظر میزان پذیرش/ تعهد دارای تفاوت معناداری با یکدیگر هستند ولی در صفات شخصیتی برون گرایی و دلپذیری تفاوت معناداری بین آنها دیده نشد. نتیجه گیری: بطور کلی می توان نتیجه گرفت که نحوه پردازش کردن اطلاعات و برخورد شناختی افراد با مسائل می تواند منجر به گرایش یافتن به سمت صفات شخصیتی و تفاوت در پذیرش یا اجتناب تجربی آنان بشود.
۶.

بررسی امواج مغزی افراد زودانگیخته در تکلیف شناختی

نویسنده:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۶۸
هدف پژوهش، بررسی امواج مغزی افراد با رگه زودانگیختگی در هنگام انجام تکلیف شناختی بود. از میان 140 دانشجوی دختر که فرم تجدید نظر شده پرسشنامه شخصیتی آیزنک را تکمیل کردند، بعد از کنترل معیارهای ورود، 2 گروه 15 نفره شامل زودانگیخته بالا (Imp+) و زودانگیخته پایین (Imp-) انتخاب شدند. از آزمودنی های انتخاب شده در دو موقعیت شامل الف) حالت استراحت (بدون انجام تکلیف) و ب) انجام تکلیف شناختی (آزمون ویسکانسین)،EEG گرفته شد. نتایج نشان داد در افراد Imp+ فعالیت نواحی پیش پیشانی، پیشانی و گیجگاهی هر دو نیمکره، هنگام انجام تکلیف شناختی افزایش معنادار می یابد. مقادیر موج آلفا و تتا نشان داد در هنگام انجام تکلیف شناختی میزان فعالیت تمام نواحی هر دو نیمکره، در گروه Imp+ بیشتر از گروه - Imp است. در مورد موج بتا نتایج حاکی از فعالیت بیشتر پیش پیشانی و گیجگاهی نیمکره چپ و پیشانی نیمکره راست در گروه Imp+در مقایسه با گروه دیگر بود. نتایج بر لزوم در نظر داشتن رگه های شخصیتی هنگام بررسی فعالیت ناحیه ای مغز و نیز بررسی زودانگیختی کنش ور و تمایز آن با زودانگیختگی ناکنش ور تأکید می کنند.
۷.

نقش واسطه ای ذهن آگاهی در رابطه میان برونگرایی/ نورزگرایی بهزیستی ذهنی

کلید واژه ها: برون گرایی رضایت از زندگی بهزیستی ‏ذهنی ذهن آگاهی نورزگرایی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی شخصیت رویکرد صفت
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی حوزه های جدید روانشناسی روانشناسی سلامت
تعداد بازدید : ۴۱۵ تعداد دانلود : ۳۸۵
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین ابعاد شخصیت برون گرایی/ نورزگرایی و بهزیستی ذهنی با توجه به نقش واسطه ای ذهن آگاهی بود. در یک مطالعه همبستگی، تعداد 152نفر (61پسر، 91دختر) از دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه خوارزمی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به فرم کوتاه پرسشنامه تجدید نظر شده شخصیت آیزنک و مقیاس ذهن آگاهی رگه پاسخ دادند. برای ارزیابی بهزیستی ذهنی با توجه به تعریف آن، از دو مقیاس رضایت از زندگی و مقیاس عاطفه مثبت و عاطفه منفی استفاده شد.یافته ها نشان داد برون گرایی با بهزیستی ذهنی و ذهن آگاهی، رابطه مثبت و نورزگرایی با بهزیستی ذهنی و ذهن آگاهی، رابطه منفی دارد. تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد ذهن آگاهی دارای نقش میانجی در رابطه بین برون گرایی و عاطفه مثبت است. همچنین ذهن آگاهی در رابطه بین نورزگرایی و عاطفه منفی و در رابطه بین نورزگرایی و رضایت از زندگی به عنوان واسطه عمل کرده است. سازه ذهن آگاهی می تواند تبیین کننده رابطه تفاوت های فردی در حوزه شخصیت با سلامت روانی باشد.
۸.

نقش نگرانی، طرحواره های هیجانی و سیستم های مغزی-رفتاری (BIS- BAS) در پیش بینی باورهای وسواسی

تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۳۶
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش نگرانی، طرحواره های هیجانی و سیستم های مغزی-رفتاری (BIS- BAS) در پیش بینی باورهای وسواسی بود. در قالب یک طرح همبستگی، 152 دانشجوی مقطع کارشناسی دانشگاه خوارزمی (81 دانشجوی دختر و 71 دانشجوی پسر) با دامنه سنی 18 تا 22 سال از طریق روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های نگرانی پنسیلوانیا، سیستم های مغزی-رفتاری، طرحواره های هیجانی و باورهای وسواسی را تکمیل نمودند. برای تحلیل نتایج پژوهش حاضر از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه به روش گام به گام استفاده شد. نتایج نشان داد بین متغیرهای نگرانی و سیستم های مغزی -رفتاری با باورهای وسواسی رابطه مثبت و معنادار وجود داشت. همچنین نتایج نشان داد بین اغلب مؤلفه های طرحواره های هیجانی با باورهای وسواسی رابطه معنی دار وجود داشت. در ادامه نتایج رگرسیون نشان داد متغیرهای پیش بین پژوهش حاضر توانستند 4/41 درصد از تغییرات متغیر باورهای وسواسی را تبیین کنند. طبق نتایج پژوهش حاضر می توان گفت وجود نگرانی زیاد و همچنین استفاده از طرحواره های هیجانی ناسازگار در افرادی که سطوح بالایی از فعالیت سیستم های مغزی-رفتاری را نشان می دهند، می تواند پیش بینی کننده ی گرایش آنها به سمت باورهای وسواسی باشد.
۹.

سرکوبی بیانی و اضطراب اجتماعی: نقش تعدیل کننده یا واسطه گر رجحان نیمکره

کلید واژه ها: اضطراب اجتماعی سرکوبی بیانی رحجان نیمکره

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۵۳۷
با توجه به اهمیت متغیرهای تعدیل کننده و واسطه گر در علت یابی و پیش بینی اختلالات روانی، هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه گر یا تعدیل کننده ی رجحان نیمکره در رابطه ی بین سرکوبی بیانی و اضطراب اجتماعی بود. در این پژوهش، 120 دانش آموز دختر دوره ی دبیرستان که با استفاده از نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده بودند، نمونه ی پژوهش را تشکیل دادند. در این پژوهش، شرکت کنندگان پرسشنامه ی اضطراب اجتماعی کانور، پرسشنامه ی تنظیم هیجان و مقیاس رجحان نیمکره را تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از آزمون ناپارامتری خی دو و همبستگی پیرسون و همچنین از آزمون Z برای بررسی معناداری تفاوت دو ضریب همبستگی در نمونه های مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که سرکوبی بیانی با اضطراب اجتماعی همبستگی معنادار مثبت دارد. همچنین رجحان نیمکره ی راست با اضطراب اجتماعی بالاتر رابطه ی معنادار مثبت داشت. در نهایت نتایج نشان داد که رجحان نیمکره در بین رابطه ی سرکوبی بیانی و اضطراب اجتماعی نقش تعدیل کننده دارد. با توجه به یافته ها، به نظر می رسد که سرکوبی بیانی همراه با نقش تعدیل کننده ی رجحان نیمکره، بهتر می تواند اضطراب اجتماعی را پیش بینی کند.
۱۰.

رابطه حافظه دیداری - فضایی با گرایش به تفکر انتقادی و نگرش نسبت به خلاقیت، با توجه به رجحان نیمکره: مبنایی بر تعمیم پذیری کارکردهای شناختی نیمکره راست مغز

کلید واژه ها: گرایش به تفکر انتقادی حافظه بینایی فضایی نگرش نسبت به خلاقیت رجحان نیمکره

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۴ تعداد دانلود : ۱۸۱
با توجه به تناقضات اخیر در مورد کارکردهای اختصاصی نیمکره ها، هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه حافظه بینایی فضایی با گرایش به تفکر انتقادی و نگرش نسبت به خلاقیت در دانشجویان با رجحان نیمکره بود. روش تحقیق در این پژوهش از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه پژوهش عبارت بود از کلیه دانشجویان دانشگاه شهید رجایی که در سال 95-94 مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل 100 نفر از دانشجویان دانشگاه شهید رجایی بود که به صورت در دسترس انتخاب و با استفاده از مقیاس رجحان نیمکره زنهاوسرن غربال شده بودند. برای جمع آوری داده ها از نرم افزار کرسی بلاک، پرسشنامه نگرش نسبت به خلاقیت و پرسشنامه گرایش به تفکر انتقادی ریکتس استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از روش همبستگی پیرسون و آزمون z برای بررسی معناداری تفاوت دو ضریب همبستگی در نمونه های مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که میزان رابطه حافظه دیداری_فضایی و گرایش به تفکر انتقادی در دانشجویان دارای رجحان نیمکره راست بیشتر از دانشجویان دارای رجحان نیمکره چپ است. همچنین مشخص گشت که میزان رابطه حافظه بینایی فضایی و نگرش نسبت به خلاقیت در دانشجویان دارای رجحان نیمکره راست و چپ تفاوتی ندارد. این یافته ها توانستند تاییدی بر نظریه های اخیر در مورد یکپارچگی نیمکره های مغزی در بعضی توانایی های ذهنی مانند خلاقیت باشند.
۱۱.

بررسی رابطه سیستم های مغزی رفتاری و اعتیاد به اینترنت با نقش واسطه ای احساس تنهایی و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان

کلید واژه ها: احساس تنهایی اعتیاد به اینترنت راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان سیستم های مغزی رفتاری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۲ تعداد دانلود : ۶۳۱
مقدمه: مطالعه حاضر با هدف بررسی رابطه سیستم های مغزی رفتاری و اعتیاد به اینترنت با نقش واسطه ای احساس تنهایی و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان طراحی و انجام شد. روش: مطالعه حاضر پژوهشی اکتشافی از نوع طرح های همبستگی بود. جامعه این پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم ناحیه چهار شهر کرج در سال 1395 تشکیل می دادند که از میان آن ها به شیوه نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای 300 دانش آموز (164 دختر و 136 پسر) انتخاب و به پرسشنامه اعتیاد به اینترنت یانگ (1998)، مقیاس احساس تنهایی تجدید نظر شده راسل، پیلو و کاترونا (1980)، فرم کوتاه نسخه فارسی پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان گارنفسکی، کرایج و اسپینهاون (2001) و مقیاس سیستم های بازداری/ فعال سازی رفتاری کارور و وایت (1994) پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار AMOS و به روش تحلیل مسیر انجام گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از برازندگی مناسب مدل داشت که در آن سیستم فعال سازی رفتاری ارتباط منفی با اعتیاد به اینترنت (566/0-) و سیستم بازداری رفتاری ارتباط مثبت با اعتیاد به اینترنت (496/0) داشتند. همچنین مکانسیم این ارتباطات بدین صورت بود که سیستم فعال سازی رفتاری از طریق راهبردهای مثبت نظم جویی شناختی هیجان باعث کاهش اعتیاد به اینترنت می گردد و از سویی دیگر سیستم بازداری رفتاری از طریق راهبردهای منفی نظم جویی شناختی هیجان و احساس تنهایی بر افزایش اعتیاد به اینترنت تأثیر می گذارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که سیستم های مغزی رفتاری اهمیت ویژه ای در تبیین اعتیاد به اینترنت داشته و می تواند از طریق احساس تنهایی و راهبردهای نظم جویی شناختی هیجان نقش مؤثری در گرایش افراد به سمت درگیری در رفتارهای اینترنتی داشته باشند.
۱۲.

فراشناخت، کنش های اجرایی و اضطراب: به سوی یک دیدگاه یکپارچه نگر برای تکمیل مدل ولز از اضطراب

نویسنده:

کلید واژه ها: اضطراب فراشناخت کنش های اجرایی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی مرضی تحولی اختلالات اضطرابی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی یادگیری فراشناخت
تعداد بازدید : ۵۰۴ تعداد دانلود : ۲۰۷
مقدمه: هرچند پژوهش های زیادی از مدل مطرح شده توسط ولز در حوزه فراشناخت حمایت کرده اند؛ به نظر می رسد این مدل در توضیح پاره ای ابهامات مطرح شده در بحث از تفاوت های فردی در مطالعه شخصیت و یا در بحث از نارسایی های شناختی، ناتوان است. پژوهش حاضر با بررسی کنش های اجراییِ معادل پردازش های فراشناختی در افراد اضطراب بالا و اضطراب پایین در پی ارائه الگوی پیشنهادی برای تکمیل الگوی ولز درباره ارتباط فراشناخت و اضطراب است. روش: 200 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه تربیت مدرس، پرسشنامه های فراشناخت، نارسایی های شناختی، دست برتری واترلو و فرم تجدید نظر شده پرسشنامه شخصیتی آیزنک را تکمیل کردند. هدف از اجرای پرسشنامه های فراشناخت و نارسایی های شناختی کنترل معیارهای ورود بود. بعد از کنترل معیارهای ورود، با در نظر گرفتن نمره های انتهایی توزیع در دو بعد برون گردی و نورزگرایی پرسشنامه آیزنک، 2 گروه 15 نفره شامل اضطراب بالا و اضطراب پایین مشخص شدند. از آزمودنی های انتخاب شده آزمون استروپ و آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد کیفیت پردازش های فراشناختی در آزمودنی های اضطراب پایین بهتر از اضطراب بالا است. نتیجه گیری: به نظر می رسد الگوی پیشنهادی در پژوهش حاضر توانسته است سؤالات مطرح شده در حوزه فراشناخت را که مدل ولز از توضیح آنها ناتوان است، پاسخ دهد. البته خاطر نشان می شود که استحکام جایگاه این الگو به تدابیر پژوهشی بیشتری نیازمند است.
۱۳.

نقش واسطهای عاطفه مثبت و منفی در رابطه بین سبک های حساسیت پردازش حسی و ناگویی خلقی

کلید واژه ها: عاطفه مثبت عاطفه منفی ناگویی خلقی حساسیت پردازش حسی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۱ تعداد دانلود : ۲۷۹
مقدمه: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای عاطفه مثبت و منفی در رابطه بین حساسیت پردازش حسی بود. روش : مشارکت کنندگان در این پژوهش، 277 دانشجوی کارشناسی (121 پسر و 156 دختر) از دانشگاه خوارزمی کرج بود که به شیوه خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده بودند. ابزارهای مورد استفاده به منظور سنجش متغیرهای پژوهش شامل: پرسش نامه حساسیت پردازش حسی (آرون آرون)، پرسش نامه عواطف مثبت و منفی (PANAS) و پرسش نامه ناگویی خلقی (بشارت، 2007) را تکمیل نمودند. داده ها به شیوه تحلیل رگرسیون چند متغیری به شیوه سلسله مراتبی و ضریب همبستگی Pearson با نرم افزار spss-18 تحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد سهولت تحریک و آستانه حسی پایین به صورت مثبت و معنادار و حساسیت زیبایی شناختی به صورت منفی و معنادار ناگویی خلقی را پیش بینی می کنند. همچنین عاطفه مثبت بین سهولت تحریک و حساسیت زیبایی شناختی با ناگویی خلقی و عاطفه منفی بین هر 3 بعد حساسیت پردازش حسی و ناگویی خلقی واسطه می باشد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش ضرورت بازشناسی نقش حساسیت پردازش حسی و عاطفه مثبت و منفی را در ناگویی خلقی مورد تأکید قرار می دهند.
۱۴.

مقایسه خستگی شناختی در مبتلایان به مولتیپل اسکلروزیس و غیر مبتلایان با توجه به سبک اسناد

کلید واژه ها: سبک اسناد خستگی شناختی بیماری مولتیپل اسکلروزیس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۱۲۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی خستگی شناختی در افراد مبتلا به بیماری ام. اس و افراد غیرمبتلا با در نظر گرفتن سبک اسنادی افراد انجام شد. نخست از میان بیماران زن عضو انجمن ام. اس شهر اصفهان با توجه به نمرات بدست آمده از پرسشنامه سبک اسناد، 40 بیمار مبتلا انتخاب شدند، سپس بر اساس نمونه گیری در دسترس 40 زن غیرمبتلا که با گروه مبتلایان در نمره بدست آمده از پرسشنامه سبک اسناد و ویژگی های سن، تحصیلات و وضعیت تأهل همتا شده بودند به عنوان گروه کنترل انتخاب شدند. آزمودنی ها در ۸ گروه (4 گروه کنترل و 4 گروه آزمایش) هر کدام ۱۰ نفر جایگزین شدند. پژوهش دارای چند مرحله بود. در مرحله اول آزمودنی ها در گروه های کنترل و آزمایش با مسائل تشخیصی قابل کنترل و غیرقابل کنترل روبه رو شدند و به دنبال آن در مرحله دوم، گروه ها در موقعیت حل مسائل آناگرام قرار گرفتند. داده ها به وسیله تحلیل واریانس و آزمون تعقیبی توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج حاکی از آن بود که بین گروه های هشتگانه در خستگی شناختی با توجه به سبک اسناد و نوع تکالیف تفاوت معنادار وجود دارد. به طوری که مبتلایان به ام. اس که دارای سبک اسناد مثبت هستند در مواجه با تکالیف غیر قابل حل در مقایسه با مبتلایانی که سبک اسناد منفی دارند، خستگی شناختی کمتری را نشان می دهند. همچنین میزان خستگی شناختی در این افراد هیچ تفاوتی با همتایان سالم غیر مبتلایشان ندارد. گروه بیماران ام. اس با سبک اسناد منفی در مواجه با تکالیف غیر قابل حل خستگی شناختی بیشتری را در مقایسه با مبتلایان با سبک اسناد مثبت در مواجه با تکلیف آسان نشان می دهند.
۱۵.

اعتیاد به اینترنت، صمیمیت اجتماعی و شادکامی در دانشجویان

تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۱۹
هدف پژوهش حاضر تعیین رابطه اعتیاد به اینترنت با صمیمیت اجتماعی و شادکامی در دانشجویان بود.از بین دانشجویان دانشگاه خوارزمی ( سال تحصیلی 1391-1390 ) تعداد 200 نفر به روش نمونه برداری خوشه ای انتخاب و آزمون اعتیاد به اینترنت (IAT؛یانگ، 1998)، پرسشنامه شادکامی آکسفورد (آرگیل و دیگران، 1989) و مقیاس صمیمیت اجتماعی میلر (میلر و لفکورت، 1982) را تکمیل کردند. نتایج نشان دادند بین دو گروه کاربران سالم و کاربران با اعتیاد خفیف به اینترنت از نظر شادکامی و صمیمیت اجتماعی تفاوت معنادار وجود ندارد، اما میزان شادکامی و صمیمیت اجتماعی هر دو گروه به مراتب بالاتر از گروه کاربران با اعتیاد شدید به اینترنت بودند. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد اعتیاد به اینترنت هفت درصد از واریانس شادکامی را در گروه سالم و 10درصد از واریانس شادکامی را در گروه کاربران با اعتیاد خفیف به اینترنت پیش بینی می کند. لذا به رغم اینکه استفاده از اینترنت برای تأمین نیازهای روانی و هیجانی می تواند برخی افراد را به خود معتاد کند، آگاه ساختن کاربران در جهت استفاده صحیح از اینترنت در زمینه مداخله پیشگیرانه سودمند است.
۱۶.

ابرازگری هیجانی، کنترل هیجانی و دوسوگرایی در ابراز هیجان در دختران فراری و بهنجار

کلید واژه ها: بزهکاری دختران فراری ابرازگری هیجانی کنترل هیجانی دوسوگرایی در ابراز هیجان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳۰ تعداد دانلود : ۴۷۲
فرایندهای کنترل و ابراز هیجان نقش اساسی در سلامت روانشناختی افراد ایفا می کنند و یکی از عوامل زمینه ساز آسیب شناسی روانی و بیماری های جسمانی مطرح می باشند. هدف پژوهش حاضر بررسی کنترل هیجانی، ابرازگری هیجانی و دوسوگرایی در ابراز هیجان در دختران فراری و بهنجار بود.بر اساس ملاک های ورود و شیوه نمونه برداری در دسترس 50 نفر از دختران فراری انتخاب و پس از همتاسازی با 50 نفر از دختران بهنجار توسط پرسش نامه های کنترل هیجانی (ECQ)، ابرازگری هیجانی (EEQ) و دوسوگرایی در ابراز هیجان (AEQ) مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل داده ها با استفاده از واریانس چند متغیری نشان داد که در مؤلفه های بازداری هیجانی، کنترل پرخاشگری و نشخوار از سبک کنترل هیجانی، میانگین نمرات دختران بهنجار بیشتر از دختران فراری است؛ درحالی که در مولفه کنترل خوش خیمِ این سبک تفاوت معناداری بین دو گروه مشاهده نشد. در هر سه مؤلفه ابراز هیجان مثبت، ابراز صمیمیت و ابراز هیجان منفیِ سبک ابرازگری هیجانی، دختران بهنجار در مقایسه با دختران فراری نمرات بالاتری کسب نمودند. همچنین در هر دو مؤلفه دوسوگرایی در ابراز هیجان مثبت و دوسوگرایی در ابراز استحقاقِ سبک دوسوگرایی در ابراز هیجان، گروه دختران فراری نمرات بالاتری در مقایسه با دختران بهنجار کسب نمودند. همبسته های رفتاری سبک های کنترل و ابراز هیجان یکی از عوامل مهم خطرساز بزهکاری و بروز پدیده فرار است و تلویحات کاربردی فراوانی در زمینه مداخلات پیشگیرانه و درمان رفتارهای بزهکارانه دارد.
۱۷.

رابطه هوش هیجانی و سبکهای مقابله با رضایت و همسازی زناشویی

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۲
پژوهش حاضر با هدف شناخت رابطة هوش هیجانی و سبکهای مقابله با رض ایت و همسازی زناشویی انجام شد. گروه نمونه شامل 60 زن متأهل استان چهارمحال و بختیاری با دامنه سنی 23 تا 49 سال بود. شرکت کنندگان به سؤالهای مقیاس رضایت زناشویی انریچ (السون، 1994)، سیاهه همسازی زناشویی (سینگ، 1987)، مقیاس رگه فراخلقی سالووی و دیگران (1995) و سیاهه مقابله با موقعیت تنیدگی زا (اندلر و پارکر، 1990) پاسخ دادند. نتایج نشان دادند که رضایت زناشویی و همسازی زناشویی با هوش هیجانی و سبک مقابله مسئله محور همبستگی مثبت دارند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان