ابراهیم سلیمی کوچی

ابراهیم سلیمی کوچی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۰ مورد.
۱.

La faillite de la littérature face à l’a-littérature: la perte de l’un des derniers remparts de la démocratie

تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۵
Quelle littérature serait utile à l’ère des systèmes socio-culturels qui réduisent de plus en plus notre capacité de liberté et de concentration, si indispensables à la production et à la réception de la vraie littérature? Qu’est-ce qu’on peut faire devant la force d’attraction du genre a-littéraire qui au lieu d’inciter à penser et agir différemment, évoque l’air résigné du fameux «c’est comme ça»? Il faut repenser et réadapter la nécessité d’une littérature qui ne veut pas être une échappatoire temporelle, une fuite perdue, un éloignement. Dans un monde qui est réduit à s’occuper des choses les plus disponibles, les plus présentes et les plus visibles, quelle serait la fonction de cette littérature? Au milieu de cette ambiance des réalités fast made des médias, son premier rôle serait de trouver une place à des réalités dont la perception est moins immédiate. Il faut laisser la vraie littérature ébranler, à nouveau, nos cadres perceptifs manipulés par l’oppression du milieu. C’est par cette implication qu’on peut attendre une nouvelle distribution plus égalitaire de la parole, et par là, du regard, de la conscience, de l’attention et transmettre des valeurs d’une meilleure démocratie.
۳.

بازنمایی تغییر کلیشه های جنسیتی در پویانمایی باب اسفنجی و رابطة آن با لیبرالیسم فرهنگی و اقتصادی

تعداد بازدید : ۴۸۷ تعداد دانلود : ۱۵۱
فردگرایی پدیده ای برآمده از لیبرالیسم و نظام سرمایه داری است ؛ نظامی که بر پایة رقابت ایجاد شده است که در آن تنها دغدغ ة افراد، رفاه و آسایش، از طریق مصرف کالای بیشتر است. در مطالعات فرهنگی، مصرف تبدیل به موضوعی فرهنگی شده است که جنبة نمادین دارد، به طوری که فرد برای رفع نیاز خود دیگر مصرف نمی کند بلکه با مصرف کردن، میل به نمایش خود دارد و در حقیقت از این طریق هویت خویش را می سازد. از طرف دیگر کلیشه های جنسیتی مربوط به زنان و مردان در جامعه، افراد را به گونه ای متفاوت تعریف می کند، برای مثال زنان را افرادی ضعیف، وابسته، عاطفی و مردان را افرادی قوی، مستقل و جدی نشان می دهد. اما این کلیشه ها در پویانمایی ” باب اسفنجی“ در جهت تشدید فردگرایی تغییر کرده و صفات مختص به زنان و مردان جایشان عوض شده است. مقالة حاضر در صدد است به رابطة بین تغییر کلیشه های جنسیتی در این پویانمایی با لیبرالیسم فرهنگی و اقتصادی و به تبع آن فردگرایی و سرمایه داری بپردازد. بازنمایی تغییر کلیشه ها در این سریال، از وجود رابطه ای نزدیک بین این کلیشه ها و تفکر لیبرالیسم خبر می دهد. از آنجا که سرمایه سالاری از ارکان بلافصل لیبرالیسم است، در نتیجه مصرف گرایی و خودشیفتگی حاصل از آن، دلیل اصلی بازنمایی تغییر کلیشه های جنسیتی در این سریال خواهد بود.
۴.

خوانش نشانه شناختی فیلم سینمایی زندگی خصوصی آقا و خانم میم با تکیه بر نظریة «سپهر نشانه ای» در مطالعات زبان و متن

کلید واژه ها: نشانه شناسی فرهنگی سپهر نشانه ای یوری لوتمن زندگی خصوصی آقا و خانم میم

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰۷ تعداد دانلود : ۴۸۱
یوری لوتمن (1993-1922) که از بنیان گذاران مکتب نشانه شناسی مسکو- تارتو به شمار می رود، جایگاه مهمی در معرفی و بسط مبانی و خرده نظریه های نشانه شناسی فرهنگی، همچون نظریة سپهر نشانه ای دارد. به عقیدة لوتمن، نظریة سپهر نشانه ای هر متن را به عنوان یک کلیت فرهنگی درنظر می گیرد که می توان ازطریق بررسی رمزگان نشانه ای آن، به شیوة تولید زنجیرة معانی خاص در یک فرهنگ معین دست یافت؛ ازاین رو، خوانش مبتنی بر نظریة سپهر نشانه ای با انتخاب متونی که به یک دورة اجتماعی- تاریخی متعلق هستند، امکان بازشناسی ژرف ساخت های فرهنگی- اجتماعی آن دوره را فراهم می کند. این خوانش با درنظر گرفتن تولیدات فرهنگی یک مقطع خاص زمانی و بررسی مناسبات و تعاملات بینامتنی، اشتراک و همسانی فرآیند تولید معنا در یک سلسله متون و بخش قابل توجهی از ژرف ساخت های اجتماعی- فرهنگی آن دوره را نشان می دهد. در این مقاله، با تکیه بر نظریة سپهر نشانه ای، ابتدا فیلم زندگی خصوصی آقا و خانم میم (1390) ساختة سید روح الله حجازی را به عنوان جزئی از یک سپهر نشانه ای کلان بررسی و سپس قابلیت های نشانه ای این فیلم را در رابطة پویا و مطمئن با ژرف ساخت های اجتماعی- فرهنگی دهة 80 مطالعه می کنیم. از سوی دیگر، درصدد پاسخ به این پرسش هستیم که عناصر مشترک سپهر نشانه ای متون سینمایی این دهه ازرهگذر چه استعاره پردازی ها و نمادسازی هایی توانسته اند بر مختصات اجتماعی- فرهنگی جامعة ایران دهة 80 دلالت کنند.
۵.

بررسی شخصیت های داستان «اناربانو و پسرهایش» از منظر «تن بیگانة» کریستوا

کلید واژه ها: گلی ترقی کریستوا نظریه «تن بیگانه» دیگربودگی ادبیات مهاجرت ایران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲۵ تعداد دانلود : ۴۵۴
ژولیا کریستوا، نظریه پرداز پساساختارگرای معاصر، ادراکی عمیق از بن مایه های مضمونی و نظریِ «ادبیات مهاجرت»، نظیر «دیگری»، «دیگربودگی»، «بیگانه» و «بیگانگی» به دست آورده است. او در کتاب بیگانه با خویشتن با واکاوی عوامل روان شناختی و جامعه شناختیِ دیگربودگی و تحلیل عمیق مفاهیم بیگانه و بیگانگی درصدد برمی آید که مؤلفه های هویت، درک مکان و زمان نزد بیگانه، نقش زبان مادری، گسست از فرهنگ خودی و مرگ تبار را در ساحت آفرینش های ادبی بررسی کند. در این نوشتار، داستان «اناربانو و پسرهایش» از مجموعه جایی دیگر، اثر گلی ترقی را انتخاب کرده ایم تا ببینیم آثار ترقی چگونه نمونه ا ی زبده از بازنمایی تجربه بیگانگی و دیگربودگی در متن ادبی به شمار می روند. خوانش این داستان با تکیه بر نظریه کریستوا نشان می دهد مهاجرت از سرزمین خود به سرزمینی دیگر، گسست «سوژه» از زبان مادری و درنهایت تزلزل هویتِ او را به دنبال دارد؛ «بیگانه» در هر مکان و زمانی، «دیگری» تلقی می شود و تعلیق در مکان و زمان مانع هویت یابی سوژه در مکانی مشخص می گردد.
۶.

بینامتنیّت و معاصرسازی حماسه در «شب سهراب کشان» بیژن نجدی

کلید واژه ها: حماسه دیگری باختین بینامتنیت مکالمه معاصرسازی نجدی ژنی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۵ تعداد دانلود : ۳۰۹
. بر اساس نظریّات لوران ژنی، بینامتنیّتیکه در سطح لایه های سطحی متن باقی می ماند، چندان قابل اعتنا نیست و برخلاف آن، نوعی دیگر از بینامتنیّت وجود دارد که به ژرفنای ساختاری و مضمونی متن نفوذ می کند. علاوه بر این، میخائیل باختین در مقام دفاع از ادبیّات داستانی، به عنوان یک نوع ادبی فاخر، این نوع ادبی را با حماسه مقایسه می کند. به عقیدة او، حماسه بازتاب واقعیّتی مربوط به گذشته مطلق بوده که فارغ از هر گونه تطوّر و تحوّل است، امّا رمان بر مبنای اصل صیرورت، واقعیّتی به انجام نرسیده را پیش روی نخستین بار ژولیا کریستوا با تکیه بر آرای باختین اصطلاح «بینامتنیّت» را مطرح کرد. او مناسبات بینامتنی را موجب رهایی متن ادبی از یک نظام معنایی محدود و متصلّب دانست. از آن پس، او و دیگر پساساختارگرایان نظیر رولان بارت، بسیاری از مفاهیم و مبانی مرتبط با مفهوم گفتگومندی و بینامتنیّت را بسط دادند. سرانجام، نسل دوم نظریّه پردازان بینامتنیّت نظیر لوران ژنی و میکائیل ریفاتر، به شکل جدّی به کاربستِ نظریّه بینامتنیّت به متون ادبی پرداختندخواننده قرار می دهد. در نوشتار حاضر، داستان کوتاه «شب سهراب کشان» از مجموعة «یوزپلنگانی که با من دویده اند»، نوشتة بیژن نجدی را برای کاربست تلفیقی این دو نظریّه برگزیده ایم و در پی پاسخگویی به این پرسش ها هستیم که آیا داستان نجدی توانسته با استفاده از مناسبات بینامتنی به بازسازی گذشتة حماسی در متنی از زمان معاصر بپردازد؟ نیز آیا این داستان را می توان به مثابة انتقادی جدّی از فضای تک صدایی در ادبیّات به شمار آورد؟
۷.

مناسبات بینامتنی و التفات به گفت وگومندی در زبان شعری قیصر امین پور

کلید واژه ها: معنا زبان قیصر امین پور شعر معاصر ایران بینامتنیت گفت وگومندی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵۱ تعداد دانلود : ۳۸۸
ژولیا کریستوا نخستین بار در جستاری در مورد آرای باختین، نظیر «منطق گفت وگومندی» و کاربست برخی از آن ها در نمونه هایی از متون ادبی، اصطلاح «بینامتنیت» را مطرح کرد. او مناسبات و ملاحظات بینامتنی را قبل از هر چیز موجب رهایی متن ادبی از یک نظام معنایی محدود دانست. از آن پس، او و دیگر پساساختارگرایان، نظیر رولان بارت، بسیاری از انگاره های مرتبط با مفهوم گفت وگومندی را گسترش دادند و هر متن ادبی را در پیوند مستمر و وثیق با متن های دیگر و درهم آمیخته با آن ها دانستند. از این منظر، هیچ متنی یکه و نوظهور نیست؛ بلکه حاصل نوشتارهایی است که از خاستگاه های فرهنگی متفاوت و متکثر برآمده است. ما در این نوشتار برای کاربست دیدگاه بینامتنی بر شعر معاصر ایران، اشعار قیصر امین پور را برگزیده ایم و باور داریم که اشارات و مناسبات بینامتنی در شعر او به نهادینه شدن خصلت گفت وگومندی در شعر او منجر شده اند و به طور چشمگیری در تکمیل معنای اشعار او نقش دارند؛ به سخن دیگر، باور داریم که ملاحظات و مناسبات بینامتنی در شعر امین پور دو کارکرد عمدة «ایجاد خصلت گفت وگومندی» و «مساعدت در تکمیل دلالت های مبنایی متن» را دارند. در این مقاله علاوه بر تبیین نتایج بدیعی که در پرتو خوانش بینامتنی شعر امین پور حاصل می شود، امکان کاربست این نظریه را در شعر و به ویژه شعر معاصر ایران خواهیم آزمود.
۸.

کاربست نظریة آلوده انگاری کریستوا بر شعر «دلم برای باغچه می سوزد» فروغ فرخزاد

کلید واژه ها: شعر معاصر فارسی فروغ فرخزاد کریستوا نظریة آلوده انگاری خوانش شعر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱۶ تعداد دانلود : ۸۵۳
ژولیا کریستوا با تکیه بر همگرایی ها و همپیوندی های دو حوزة زبان­شناسی و روانکاوی، نظریات نوینی در باب تحلیل متون ادبی ارائه کرده است. او در نظریة «آلوده­انگاری» که برآمده از کنکاش­های پساساختارگرایانة اوست، بر این عقیده است که آفرینشگر ادبی به مثابه فاعل سخنگو از خلال زبانی شاعرانه و نشانه­ای از نابسامانی­های جهان پیرامون خود اعلام برائت می­کند و سپس برای تطهیر خویش و جامعة پیرامون از آلودگی­ها، به جست وجوی راه حل روی می آورد. کریستوا امکان کاربست این نظریه را به ادبیات اروپایی با مثال­های فراوانی مورد بررسی قرار داده است. ما در این مقاله برای مطالعة موردی کاربست ابزارهای تحلیلی نظریة آلوده انگاری بر ادبیات فارسی، شعر «دلم برای باغچه می­سوزد» فروغ فرخزاد را انتخاب کرده ایم و دو هدف کارکردی عمده را مورد توجه قرار داده ایم؛ نخست چشم اندازی جامع از آنچه امروز تحت عنوان «نظریة آلوده انگاری» کریستوا مطرح می شود را ارائه می کنیم و سپس با تکیه بر مبانی و ابزارهای واکاوانه نظریة آلوده انگاری، امکان تأویل پذیری و خوانش های بدیع از این شعر فرخزاد را به بوته آزمون می آوریم و درصدد پاسخ به این پرسش هستیم که آیا امکان کاربست چنین رویکردی در خوانش اشعار فروغ فرخزاد و دیگر شاعران معاصر فارسی وجود دارد یا نه؟
۹.

خوانش تطبیقی دو رمان چراغ ها را من خاموش می کنم و دفترچة ممنوع بر اساس نظریة «مؤنث نگری در نوشتار زنانه»

کلید واژه ها: ادبیات تطبیقی زویا پیرزاد نوشتار زنانه مؤنث نگری آلبا دسس پدس

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق زبان و ادبیات فارسی و ادبیات غرب
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه زنان و ادبیات
تعداد بازدید : ۱۱۷۵ تعداد دانلود : ۴۶۶
نویسندگان زن درطول تاریخ فارغ از تفاوت های جغرافیایی- تاریخی، فرهنگی و ملیتی با دغدغه ها و چالش هایی هم پیوند و گاه همسان مواجه بوده اند. ادبیات زنان، جهانی را به تصویر می کشد که عمدتاً بر اساس اولویت ها و ملاحظات منطق مردانه تعریف می شود. بنابراین نویسندگان زن با برهم زدن قوانین مردان در نگارش، سعی دارند با بهره گیری از « زیبایی شناسی زنانه» زبان مناسبی برای بیان دغدغه ها و آرمان های خود بیابند و از این رهگذر تصویر روشنی از زن را، آن گونه که هست و آن گونه که باید باشد، ارائه کنند. در ادبیات معاصر ایران و ایتالیا نیز زنان نویسندة بسیاری به خلق آثاری با محوریت مسائل زنان پرداخته اند. از این میان می توان به آثار زویا پیرزاد و آلبا دسس پدس که با روایت خاص زندگی روزمرة زنان به بیان ملاحظات و دغدغه های عمیقاً مشترک زنان می پردازند، اشاره کرد. مقالة حاضر در چارچوب بایسته های ادبیات تطبیقی و با کاربست نظریة «مؤنث نگری در نوشتار زنانه» در باب دو رمان برآمده از خاستگاه های جغرافیایی- فرهنگی متفاوت، درصدد پاسخ به این پرسش است که چگونه ویژگی های مشترک نوشتار زنانه، تشابهات و تناظرهای بنیادی در پیرنگ، روایت و شخصیت پردازی این دو رمان ایجاد کرده است؟ آنچه با یقین می توان گفت این است که خصلت ها و مؤلفه های مشترکی که در متن و فرا متن این دو نوشتار زنانه وجود دارد، در ارائة تصویری واقع گرایانه و سنجیده از «وضعیت زنان» در دو جامعة توصیف شده نقش چشمگیری ایفا کرده است.
۱۰.

مؤلفه های نوجویانة آثار بهرام صادقی و «رمان نو»؛تأثیر و تأثّر یا توارد؟

کلید واژه ها: تأثیر و تأثّر توارد بهرام صادقی ادبیات مدرن فارسی رمان نو فرانسه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۶ تعداد دانلود : ۳۸۲
در عموم مطالعاتِ تطبیقی، آن چنان بر تقلید و اقتباس ادبیات داستانی معاصر ایران از ادبیات غرب تأکید شده که سهم عمدة تحولات تاریخی و اجتماعیِ این سرزمین در پیدایش نوجویی ها و نوآوری های صورت پذیرفته در ساحت ادبیات داستانی نادیده گرفته شده است، اما با توجه به آن که ادبیات هر جامعه در هر دورة تاریخی تا حدودی تحت تأثیر جریانات موجود در همان عصر و محیط است، می توان زمینه های بروز مؤلفه های مدرنیته در ادبیات داستانیِ فارسی را در زیرساخت های فرهنگی اجتماعی ایران جست وجو کرد. از این رو، بر این باوریم که ادبیات داستانیِ معاصر فارسی و تحولات نوجویانة آن، صرفاً با تأثیرپذیرفتن از ادبیات غرب شکل نگرفته و همواره مستعد شکوفایی و نوزایی بوده است. برای اثبات این فرض آثار بهرام صادقی را مطالعه و بررسی کرده ایم که به اذعان خودِ او، قبل از برخاستنِ بانگِ شهرتِ «رمان نو» نوشته شده اند و به باور همگان از نمونه های مهم و بارز مدرنیته در ادبیات داستانی فارسی به شمار می روند؛ بنابراین، نوشتارِ حاضر دو هدف کارکردیِ عمده دارد: اولاً درصددِ اثباتِ وجود مؤلفه های مدرن و نوجویانه در آثار صادقی برآمده است و ثانیاً با رویکردی درون سرزمینی، به جست وجوی ادلّه ای که می تواند پیدایشِ این مؤلفه ها را در ادبیات داستانی معاصر فارسی توجیه کند، پرداخته است.
۱۱.

اقتباس بینامتنی در مهمان مامان نمونه ای از نگاه حداکثری به اقتباس سینمایی

کلید واژه ها: مرادی کرمانی ادبیات تطبیقی اقتباس بینامتنیت دادلی اندرو مهمان مامان مهرجویی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای هنر اقتباس سینمایی از آثار ادبی
تعداد بازدید : ۱۶۴۹ تعداد دانلود : ۱۵۵۲
مبحث اقتباس همچنان از مباحث مناقشه برانگیز مطالعات نظری و تحلیلی سینما و ادبیات تطبیقی به شمار می رود. دادلی اندرو (1945) که از نظریه پردازان متأخر مطالعات سینمایی است در نوشتارهای پیاپی مبحث اقتباس سینمایی را مورد بررسی قرار داده و با توجه به مناسبات ممکن میان متن ادبی و سینمایی دسته بندی های مختلفی را درباب چیستی، چرایی و اصناف اقتباس ارائه کرده است. ما در این مقاله با تکیه بر نظریات دادلی اندرو، ابتدا با برشمردن انواع اقتباس سینمایی نوعی رویکرد حداکثری به مقوله اقتباس را که بر مفاهیمی نظیر بینامتنیت تکیه دارد، مطرح می کنیم و با رویکردی تطبیقی متنِ داستانِ مهمان مامان (1375) اثر هوشنگ مرادی کرمانی (1323) و متنِ فیلمِ سینمایی مهمان مامان اثر داریوش مهرجویی را از این منظر مورد بررسی قرار می دهیم. طبق نظریه اندرو، اقتباس مهرجویی در دسته «تلاقی» قرار می گیرد و نوعی اقتباس بینامتنی به شمار می رود که از مزیت ها و کارکردهای قابل قبولی برخوردار است. این اقتباسِ موفق بازنمود گفت وگوی چند متن مجزّاست و از همین روست که کارگردان توانسته از رهگذر بسط و تغییر در پاره هایی از متنِ اصلی باعث غنایِ اثر اقتباسی شود.
۱۲.

مقاله به زبان فرانسه: خصلت چندصداییِ نوشتار آسیا جِبّار: راهبرد زیبا شناختی و ایدئولوژیک (L’essence polyphonique de l’écriture djebarienne: stratégie esthétique et idéologique)

کلید واژه ها: زبان حسب حال نویسی چندصدایی آسیا جِبّار بینافرهنگیت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵۰ تعداد دانلود : ۳۰۱
نوشتار ادبی آسیا جِبّار که در جرگه نخستین نسل نویسندگان ادبیات فرانسه زبانی الجزایر به شمار می رود، به طور چشمگیری خصلت و ساحتی چند صدایی دارد. نوشتار ادبی جِبّار همواره در مرزهای فرهنگ فرانسوی که تعلیم و تربیت و مختصات روشنفکرانه او در آن شکل گرفته است و فرهنگ عربی-اسلامی که «فرهنگ احساس و عاطفه» اوست، در نوسان بوده است. ما در این نوشتار با تکیه بر مطالعات پسااستعماری در باب چیستی و چرایی چندصدایی در آثار نویسندگان برآمده از کشورهای مستعمره سابق، خصلت چندصدایی آثار حسب حال نویسانه آسیا جِبّار را مورد بررسی قرار می دهیم. برای نیل به این مقصود، از میان این آثار عشق، فانتزی (1985) و زندان دامن گستر است (1995) را برگزیده ایم و تحلیل ها و مدّاقه های خود را بر مطالعه مضامین و ویژگی های صوری این متون استوار ساخته ایم و در جستجوی پاسخ به این پرسش برآمده ایم که چه عوامل درون متنی و بیرون متنی در شکل پذیری «منِ راوی» چندصدایی و گفتگومند جِبّار نقش داشته اند. به عقیده ما خصلت گفتگومند و تکثّرپذیر این راوی مؤید تمهیداندیشی جِبّار برای فراهم آوردن متن هایی است که در خویش جوهره دیگرپذیری و گفتگومندی دارند. این تمهید در زمانه ای که تقابل فرهنگ ها بیش از پیش بر همگان آشکار گردیده است، می تواند بارقه ای برای تاکید بر لزوم احترام، گفتگو و همزیستی میان خرده فرهنگ ها به شمار برود.
۱۳.

بررسی سبک شناختی ترجمه داستان کوتاه «بچة مردم»

کلید واژه ها: ترجمه سبک شناسی جلال آل احمد «بچة مردم» هلنا انگیزی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۷ تعداد دانلود : ۳۱۴
در عصر ارتباطات و انتشارات، اهمیت مطالعات ترجمه بر هیچ کس پوشیده نیست. ترجمه پل ارتباطی و فصل مشترک میان فرهنگ ها و مردمان سرزمین های مختلف است. مسئلة سبک در ترجمة ادبی از مسائل موردتوجه اغلب پژوهشگران و نظریه پردازان حوزة مطالعات ترجمه است. در مقالة حاضر قصد بر آن است تا به بررسی موضوع سبک و چیستی و چرایی رعایت آن در طی فرایند ترجمة ادبی پرداخته شود. با این هدف، در این نوشتار به بررسی سبک شناختی ترجمة داستان کوتاه «بچة مردم» جلال آل احمد که هلنا انگیزی آن را به زبان فرانسه ترجمه کرده است، پرداخته می شود. همچنین، با تکیه بر نظریات بیکر در سبک شناسی ترجمه به این پرسش ها پاسخ داده می شود که رعایت سبک تا چه اندازه در ترجمة آثار نویسندة صاحب سبکی چون جلال آل احمد به بازآفرینی معنا کمک می کند و اینکه آیا مترجم در برگردان متن اصلی مجاز به تغییر سبک نویسنده است و سرانجام اینکه دامنة اختیارات مترجم در تغییر سبک نویسنده تا کجا است؟
۱۵.

معرفی کتاب بحران در فرهنگ فرانسوی نوشته آنتوان دو بک

کلید واژه ها: فرهنگ فرانسه بحران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۳ تعداد دانلود : ۱۵۵
آنتوان دو بک در حوزه مطالعات فرهنگی معاصر فرانسه و به ویژه نقادی در مورد رسانه های جمعی از محققان پرآوازه به شمار می رود. پاره ای از آثار تحقیقی و تحلیلی او ﺗﺄثیر هنرهای بصری و رسانه ها بر فرهنگ عمومی جامعه را به طور کلی مورد مداقه و بازاندیشی قرار می دهند و پاره ای دیگر به طور خاص، به تک نگاری یک جریان و یا مقوله هنری و یا واکاوی یک چهره مؤثر در ساحت تولیدات هنری امروز می پردازند. کتاب بحران در فرهنگ فرانسوی که در سال 2008 میلادی توسط انتشارات بایارد به چاپ رسیده است، دربردارندة بسیاری از آرای ﻣﺘﺄخر دو بک درباره چالش های پیش روی فرهنگ فرانسوی است. این کتاب که بیستمین کتاب منتشر شدة او در زمینه های مرتبط با فرهنگ شناسی به شمار می رود، حاوی اندیشه ورزی ها و پرسش های جدی آنتوان دو بک در باب بحران های اجتماعی _ سیاسی پیش روی حوزه گسترده فرهنگ در جامعه فرانسه است.
۱۷.

آنگاه که پیرامتن تکمیل کننده معنا می شود؛ مورد مطالعه: جای خالی سلوچ (اصل مقاله به زبان فرانسوی)

کلید واژه ها: جای خالی سلوچ پیرامتنیت کارکرد معنا آفرینی عناصر پیرامتنی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۹ تعداد دانلود : ۳۸۳
رمان جای خالی سلوچ محمود دولت آبادی روایت سرگذشت غم انگیز یک خانواده ی روستایی در سالهای اصلاحات ارضی (1350-1340) است. تصویری که این رمان رئالیستی از این پدیده ی تاریخی-اجتماعی و پیامدهای عینی آن در زندگی روستاییان به دست می دهد، عموما به عنوان قرائتی قابل اعتنا در باب این دوره از تاریخ معاصر ایران قلمداد شده است. عناصر پیرامتنی پیوسته این اثر (عنوان، طرح روی جلد، عبارت تقدیم و پیشگفتار) در القا و ارایه ی معنای مبنایی این تصویر نقش چشمگیری دارند. با عنایت به این باور که یکی از کارکردهای راستین پیرامتنیت بازنمایی و بازآفرینی معنایی است که در عمل خوانش متن صورت می پذیرد، مقاله حاضر با تکیه بر تئوری های مطالعات پیرامتنی، که عمدتا مبتنی بر همنوایی زیرساخت های معنایی پیرامتن و متن می باشند، به بررسی قابلیت ها ی عناصر پیرامتنی رمان جای خالی سلوچ در تکمیل و بازنمایی معنای کلی این اثر می پردازد.
۱۹.

تناظر شخصیت پردازی و همسانی درونمایه و پیرنگ در روی ماه خداوند را ببوس و ژان باروا (مطالعة تطبیقی)

کلید واژه ها: مصطفی مستور شکاکیت عصر مدرن تناظر شخصیت و پیرنگ روژه مارتین دوگار ژان باروا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات ادبیات و مطالعات بین رشته ای زبان شناسی نظریه های نقد زبان شناختی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات تطبیقی تطبیق زبان و ادبیات فارسی و ادبیات غرب
تعداد بازدید : ۱۳۵۸ تعداد دانلود : ۶۶۲
پیشینة کهن تاریخ دینداری و ادبیات و تعامل خودانگیخته شان به نخستین گام های بشر در اندیشه ورزی و تفکر در احوال باطن باز می گردد. در روزگار ما هم ادبیات، دغدغه مندِ انعکاس درونمایه های مرتبط با حوزة یقین و اعتقاد و پرسش های هستی شناسانه ای است که به طور کلی جهان بینی آدمیان را رقم می زنند. جستار حاضر با عنایت به این درونمایه به بررسی تطبیقی دو رمان روی ماه خداوند را ببوس از مصطفی مستور و ژان باروا از روژه مارتن دو گار می پردازد. طرح سؤالات بنیادین انسان مانند ایمان و دینداری و یا ناباوری و بی اعتقادی و چیستی و چرایی وجود خدا، عشق و زیستن و مردن از درونمایه های مشترک و همبسته این دو اثر است که در قالب یک پیرنگ و شخصیت پردازی متناظر بازگو شده اند؛ همان گونه که انعکاس اضطراب، تنهایی و بی پناهی قهرمانان دو داستان که به تردید و انکار و سرانجام به ایمان گرایی دوباره ختم می شود، از مضامین مشترک «موقعیت دینی» هر دو داستان است. در واقع این دو رمان با وجود خاستگاه های متفاوت و ورای ارزش های ادبی بومی شان در طرح مضمون بازگشت به خویشتن و رجعت به ریشه های معناآفرین و روح نواز آدمی در روزگار غلبة ناباوری انکار و تردید بر یقین و ایمان درنهایت توفیق یافته اند. مقالة حاضر با تکیه بر ابزارهای تحلیلی نقد مضمونی در حوزة ادبیات تطبیقی در صدد یافتن پاسخی است برای این پرسش که مضمون مشترک این دو اثر چه تناظرها و هم نهشتی هایی در درونمایه ها و سایر اجزای این دو رمان واقع گرا مانند پیرنگ و شخصیت پردازی ها به وجود آورده است؟
۲۰.

شما که غریبه نیستید، مرادی کرمانی: خود سرگذشت نامه به مثابه گزارش صیرورت نویسنده (Vous à qui je peux tout dire, de Morâdî Kermânî: Autobiographie comme exposé de devenir)

تعداد بازدید : ۸۲۰ تعداد دانلود : ۳۸۷
هوشنگ مرادی کرمانی، نویسنده­ی مشهور حوزه­ی ادبیات کودک، پس از گذراندن چندین دهه نویسندگی به نگارش زندگی نامه­ی خود با عنوان شما که غریبه نیستید پرداخته است. این خودسرگذشت نامه به صورتی کاملا آشکار و هوشمندانه، صیرورت یک نویسنده ایرانی را از دوران کودکی به میانسالیِ سرشار از افتخار و موفقیت به تصویر می­کشد. حضور پررنگ عنصر رنج و مشقت در این کتاب ما را بر آن داشت تا قیاسی هر چند کوتاه از گذشته­ی خالق این اثر با زندگی گوستاو فلوبری داشته باشیم که تا سالها به عنوان یک بیمار ذهنی از سوی اطرافیان خود شناخته شده بود. در واقع همانگونه که فلوبر بر جریان ناکامانه زندگی خود غلبه کرد و به سردمدار بی­بدیل رئالیسم فرانسه مبدّل شد، هوشو نیز در مواجهه با پیش داوری­ها و مرارت­ها به غرقه شدن در ادبیات پناه می برد، در خلوت گاه هنر مأوایی برای واپس زدگی­های خود می­یابد و با تکیه بر این گزینش خودآگاه، سرنوشت خود را برخلاف آنچه محیط برایش در نظر گرفته رقم می­زند. در نوشتار حاضر، ما با تکیه بر پاره ای از مفاهیم تحلیلی سارتر در باب صیرورت شخصیتهای ادبی و هنری، به بررسی چیستی و چرایی این درونمایه در شما که غریبه نیستید مرادی کرمانی می پردازیم.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان