بیژن عبدالکریمی

بیژن عبدالکریمی

مدرک تحصیلی: عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۰ مورد.
۱.

اگزیستانسیالیسم و فیزیکالیسم

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱۱
این مقاله به نزاع میان اگزیستانسیالیسم 1 و فیزیکالیسم بر سر اصالت یا عدم اصالت «تفکر و آزادی انسان» و به تعبیری امکان یا عدم امکان تقلیل و تأویل نحوه تفکر، کنش ها، انتخاب ها و تصمیمات آدمی بر اساس شرایط و امور فیزیکی، بیولوژیک، مغزی و نورولوژیک پرداخته است. به بیان ساده تر، نحوه تفکری که از آن، به اعتبارهایی متفاوت و در قرون هفده تا بیست، به تعابیر گوناگونی چون طبیعت گرایی (ناتورالیسم)، ماده گرایی (ماتریالیسم) و قول به اصالت امر فیزیکی (فیزیکالیسم) یاد می شود، می کوشد بر اساس روشی تقلیل گرایانه (Reductionist) حقیقت وجودی انسان و آن بارقه ای را که نحوه هستی خاص آدمی است و در زبان اسطوره ای افلاطون از آن به «روح»، در زبان و ادب فارسی «جان»، در زبان کانت «قوه خیال استعلایی»، در زبان کی یرکه گور و اگزیستانسیالیسم «اگزیستانس»، و در زبان هایدگر «دازاین» تعبیر می گردد، به منزله محصول و معلول امور مادی، طبیعی یا فیزیکی تلقی کرده، قدرت تفکر و توانایی انتخاب یا آزادی آدمی را نه به عنوان اموری اصیل -یعنی تقلیل ناپذیر (Irreducible)- بلکه نتیجه فرعی امور طبیعی، فیزیکی و فرآیندهای بیولوژیک بنمایاند. این مقاله مدعی است که در چالش میان فیزیکالیسم و تقلیل گرایی از یکسو با اگزیستانسیالیسم و معتقدان به وجود اگزیستانس یا دازاین از سوی دیگر، چالش گاه اصلی و محل نزاع غالباً به خوبی تعیین نگشته، لذا بحث در خصوص این چالش نظری در مسیر مناسبی سیر نکرده است. نگارنده، علاوه بر کوشش به منظور نشان دادن دقیق محل نزاع مذکور، در صدد است تا اصلی ترین مبانی فیزیکالیسم را مورد تردیدهای جدی قرار دهد.
۲.

مفهوم استعاره و کارکرد آن در حوزه زبان و اقتضائات آن در تعلیم و تربیت

تعداد بازدید : ۰ تعداد دانلود : ۰
تحول مفهوم استعاره و کارکرد آن، چون مینیاتوری از مطالعات زبان، رویکردهای متفاوت زبانی را چون پیوستاری نشان می دهد که در یک سر آن زبان آرمانی راسل و ویتگنشتاینِ نخست و در سر دیگر زبان هنری و وجودی هایدگر قراردارد. در مقابلِ نگاه نمادین و پوزیتیویستی فیلسوفان تحلیلی اولیه که شفافیت و وضوحِ قابل اشاره را مطلوب می دانستند، رویکرد شاعرانه و وجودیِ نیچه و هایدگر ، ابهام، رازآمیزی و حتی جنون را چون سبکی از زندگی می ستاید. با فاصله های متفاوت از دوسر این طیف، اندیشمندان و جریان های فکری مختلفی قراردارند که هر یک آموزه های متفاوتی پیش روی می گذارتد. این پژوهش با ارائه گزارشی مختصر از تحول مفهوم و کارکرد استعاره، نشان می دهد جایگاه واهمیت استعاره در مطالعات زبان، به طور فزاینده ای از سنت بلاغی فاصله گرفته، گاه چون ماهیتِ زبان، وگاه چون توضیح دهنده ی فرایندهای شناختی و تربیتی ارتقا یافته است. ضمنِ گزارش این تحول مفهومی و کارکردی، تعدیل عقل گرایی، اهتمام به قوه ی تخیل و برجسته شدن رویکردهای زیبایی شناختی، کثرت گرایی و پذیرش روایت های مختلف، فاصله گرفتن از جزم های تجربه گرایی، احترام به طبیعت و افزایش دغدغه های زیست محیطی، و توجه روزافزون به زبانِ مادری چون پیامدهای ترببیتی آن استنتاج شده است.
۳.

تفکر معنوی و سوبژکتیویسم متافیزیکی

تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۵۵
نیچه تاریخ متافیزیک غرب را به منزله «تاریخ بسط نیهیلیسم» می پنداشت و معتقد بود متافیزیک غربی در بسط تاریخی خودش به «نیهیلیسم» و «بی معنایی» منتهی شده است. هایدگر نیز با پذیرش این تفسیر، تاریخ متافیزیک غرب را « تاریخ بسط سوبژکتیویسم» می دانست. سوبژکتیویسمی که به تعبیر هایدگر به «غفلت از وجود» منتهی شده است. در تفکر هایدگر، «سوبژکتیویسم» و «غفلت از وجود»، دو مفهومی هستند که می توانند مساوق تلقی شوند. این مقاله در صدد است تا بر اساس تفسیر نیچه از تاریخ متافیزیک به منزله تاریخ بسط نیهیلیسم و تفسیر هایدگر از تاریخ متافیزیک به منزله تاریخ بسط سوبژکتیویسم نشان دهد که امکان یا عدم امکان تفکر معنوی درباره جهان -که وجود، مرکز بنیادین و معنابخش آن است- مبتنی بر امکان یا عدم امکان گسست از سوبژکتیویسم متافیزیکی است.
۴.

تفکر و امر احاطه کننده

کلید واژه ها: نظریهتفکرامر احاطه کنندهشرط استعلایی شناخت

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۹ تعداد دانلود : ۳۷۳
در سنت تفکر متافیزیکی، اندیشیدن و معرفت حاصل صرف فعالیت های منطقی و ذهنی بشر است و درستی نتیجه ناشی از کاربرد درست قوای ذهنی و اِعمال صحیح اصول، قواعد و روش های مناسب شناخت، همچون اصول و قواعد منطق یا روش های تجربی. در روزگار ما پرسش هایی چون «نظریه چیست؟» یا «تفکر چیست؟» یادآور رشته های تخصصی ای چون فلسفه علم یا معرفت شناسی است. در زمانه ما جریان های گوناگون فلسفی، به ویژه فلسفه های علم و پژوهش های معرفت شناختی در همین سنت تفکر متافیزیکی است که به تأمل و پژوهش درباره تفکر، نظریه و شناخت می پردازند. اما این مقاله درصدد است با وارد کردن معنا و مفهوم امر احاطه کننده در تأمل بر سرشت تفکر و نظریه، دریافتی غیر اومانیستی و غیر بشرمحور و لذا غیر متافیزیکی از معرفت ارائه دهد. این مقاله می کوشد امری مشاهده ناپذیر، ناملموس و نامحسوس را پیش بکشد و واکاود که آن را نمی توان نه با فاعل شناسا (سوبژه) و نه با متعلَّق شناسایی (ابژه) یکی دانست لیکن احاطه کننده هر دو، بنیاد تفکر، شرط استعلایی شناخت و تعیین کننده درستی و نادرستی معرفت بشری است، و در همان حال نه از فاعل تفکر جداست و نه از موضوع شناخت. ما در روزگاری زندگی می کنیم که به دلیل سیطره تفکر متافیزیکی، حضور امر احاطه کننده از اندیشه هایمان، از جمله از فهم سرشت تفکر و چیستی نظریه رخت بربسته است.
۵.

تاریخ؛ ایران: مواجهه با جهانی دیگر / روشنفکری و ماهیت آن در تاریخ معاصر ایران

۷.

اهمیت بررسی آثار فردید جوان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴۳ تعداد دانلود : ۶۵۶
این مقاله در صدد است، با نگاهی به آثار دورة جوانی سید احمد فردید، خطوطی از سیمای شخصیت و اندیشه های مرحلة بعدی حیات فکری و نظری او در اختیار قرار دهد تا از این طریق زمینة قضاوت های علمی تر و منصفانه تری دربارة مراحل بعدی شخصیت و تفکر او فراهم آید. همچنین، نگارندة این مقاله معتقد است بررسی آثار فردید جوان می تواند ما را در فهم قصة هایدگر در ایران و برخورداری از تصویر روشن تری از این قصه یاری دهد. به بیانی روشن تر، برخلاف کسانی که تفسیر دینی و معنوی از هایدگر و فهم اندیشه های این متفکر آلمانی در افق حکمت ایرانی ـ اسلامی را نوعی تفسیر من عندی و گزافی فردید تلقی کرده، این نحوه تفسیر را به نوعی تلاش در صدد تئولوژیک کردن و شرقی ساختن اندیشه های این متفکر غربی می دانند و حمله به فردید را دستاویزی برای مخالفت با هر گونه تفسیر دینی و معنوی از هایدگر قرار می-دهند، این مقاله، به واسطة بررسی آثار فردید جوان، خواهان طرح این پرسش است که آیا براستی می توان فردید را نخستین مفسر هایدگر در افق حکمت ایرانی ـ اسلامی تلقی کرد، یا آنکه مسئولیت یک چنین تفسیری را باید بر عهدة شخصیت دیگری، یعنی هانری کربن دانست. پاسخ به این پرسش، تأثیر بسزایی در مسألة ارزش و اعتبار تفسیر دینی و معنوی از هایدگر در افق حکمت ایرانی ـ اسلامی خواهد داشت.
۸.

جلال آل احمد، غرب زدگی و ضرورت بازگشت به سنت

تعداد بازدید : ۱۶۸۷ تعداد دانلود : ۶۹۲
این مقاله در صدد است تا دریافت جلال آل احمد از معنا و مفهوم «غرب و غرب زدگی»، تلقی او از علل و ریشه های پدیدار تاریخی غرب زدگی و نیز فهم وی از سنت و دلایل ضرورت بازگشت به سنت را، که نقشی اساسی در شکل گیری فضای ذهنی (پارادایم) تفکر اجتماعی ما ایرانیان در دورة معاصر ایفا کرده اند، به خصوص در قیاس با بصیرت های بنیادین متفکر معاصر، سید احمد فردید، مورد نقد و بررسی قرار دهد. پارادایمی که پس از گذشت حدود نیم قرن از زمان ظهور آن بر ذهن و اندیشه و فضای اجتماعی جامعة ایرانیان غلبه دارد.
۱۱.

تفسیر هایدگر از نقد علق محض کانت: مقایسه تفسیرهای آنتولوژیک با تفاسیر اپیستمولوژیک

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان