مریم قاسمی سیچانی

مریم قاسمی سیچانی

مدرک تحصیلی: عضو هیات علمی دانشکده معماری و شهرسازی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

نقش ساختار هندسی در هم پیوندی نظام حرکتی از ورودی به محراب در مساجد تاریخی بازار بزرگ اصفهان (الگویی راهبردی در برنامه ریزی و توسعه صنعت گردشگری)

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
گردشگری و سفر، پدیده ای اجتماعی است که در شکل دهی به واقعیّت ها و شناساندن ارزش های نهان فرهنگی سهم به سزایی دارد. در نگرش سنتی، گردشگری عمدتاً دارای ماهیّتی مکان محور بوده که بر اساس تجربه انسانی از مکان، شکل می گیرد. بررسی هم پوشانی جاذبه های تاریخی-فرهنگی، طبیعی، تفریحی و مراکز اقامتی در شهر اصفهان، تمرکز آن ها را در هسته تاریخی شهر نشان می دهد؛ که با توجّه به گسترش جغرافیایی، سازمان شهر نیازمند بازنگری در راستای ایجاد مکان های جدید و مطلوب است. بدین منظور، این مطالعه با هدف تشخیص نظام حاکم بر لایه های پنهان کالبد مساجد ارزشمند تاریخی محدوده بازار بزرگ اصفهان، از دیدگاه سازمان شکلی مترتب بر فضاها و مراتب رابط، در پی خوانش ویژگی های هندسی نهفته در ساختار پلانی مسیر حرکتی نمازگزاران در مساجد بوده است. در ادامه این روند و بر مبنای داده های کتابخانه ای و میدانی، سنجش هندسی و شکلی اجزاء مسیر از درگاه به محراب صورت گرفته است. یافته های تحقیق، بر استفاده مکرّر از نسبت عددی مشخص و فرم تکرارشونده مربع در مراتب شکلی مسیر حرکتی، تأکید نموده و از آن به عنوان عاملی اثربخش در ایجاد هم پیوندی در مراتب حرکتی، یاد کرده است. همچنین، با پیشنهاد بهره از این ساختار در کالبد مساجد نوین، افزون بر آن که بر پیوند میان هندسه و مفهوم «قَدر» به مثابه عاملی در راستای پیوستگی در مراتب تأکید می کند؛ به سبب پیوند تصور ذهنی گردشگران میان میراث کهن و جاذبه های جدید شهری، موجب رونق صنعت گردشگری در این شهر خواهد شود
۲.

ارزیابی و مقایسه آسایش حرارتی در محلات مسکونی شهر اصفهان (مطالعه موردی: محلات علی قلی آقا و دشتستان)

تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۸
آسایش در فضاهای باز شهری یکی از ارکان اصلی استفاده از این فضاها توسط شهروندان بوده و ایجاد محیطی مناسب برای آن ها از طریق حفاظت در برابر شرایط اقلیمی نامناسب ضروری است. همچنین تأمین آسایش در خصوص نیازهای اولیه انسان بوده و نحوه پاسخ گویی به آن در کیفیت فضا مؤثر است. در این راستا با توجه به اهمیت آسایش حرارتی در کیفیت فضاهای باز شهری و محله ای و همچنین تأثیر این فضاها در تأمین آسایش فضاهای بیرونی و داخلی، این پژوهش به ارزیابی و مقایسه وضعیت آسایش حرارتی در فضای باز محلات مسکونی با دو ساختار کالبدی متفاوت پرداخته و دمای آسایش و محدوده آن را مورد بررسی قرار داده است. ازاین رو محله علی قلی آقا واقع در بافت سنتی و محله دشتستان واقع در بافت معاصر شهر اصفهان مورد مطالعه و تحلیل میدانی قرار گرفته و وضعیت آن ها از نظر آسایش حرارتی با هم مقایسه شده است. بر این اساس، مطابق با روش نیکل از سطح سه و روش متقاطع در بررسی های میدانی و برداشت متغیرها استفاده شده است. حجم نمونه نیز شامل ساکنان و کاربران فضاهای باز دو محله مذکور بوده که چهارصد پرسشنامه در دو فصل سرد و گرم به صورت تصادفی و در طی چهار روز تکمیل شده است. همچنین به منظور مقایسه برداشت های میدانی با نتایج محاسبه شاخصه حرارتی از شاخصه دمای مؤثر استاندارد بهره گرفته شده است. نتایج مطالعات و بررسی ها نشان می دهند که دمای آسایش و حدود آن در محلات منتخب شهر اصفهان بسیار به هم نزدیک بوده، در عین حال با یکدیگر متفاوت اند. بنابراین می توان نتیجه گرفت که این مسئله نشان دهنده تأثیر تفاوت در نوع ساختار و بافت محل سکونت، شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بر احساس حرارتی افراد در محلات مختلف شهر اصفهان است .
۳.

تعلیق مفهوم شناخت، برای زمینه سازیِ یک متدولوژی جدید

تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۷
بداهتِ شناخت، نزد انسان، نه تنها مانعی در پرسش از آن نیست، بلکه نشان از اهمیت این پرسشگری دارد. متدولوژی بعنوانِ سازمانِ شناخت، برای پذیرش عضو جدیدی در خانواده، نیازمند پارادایمی جدید است. اینکه چرا پارادایمی جدید ضروری است، ریشه در ماهیت برون ایستاییِ انسان دارد. و همین ویژگی بنیادیِ است که زمینه ساز اپوخه شناخت، قرار میگیرد. در این پژوهش با گزینش اگزیستانسیالیسم، بعنوانِ لگینِ لوگوسِ پژوهش، و با مبنا قراردادن رویکردشناختی (4E)، نقطه اشتراک آنها یعنی در-جهان-بودن، مبنای ورود به بحث قرار می گیرد، و سه شاخه دیگرِ رویکرد شناختی (4E)، برای فائق آمدن بر شکاف تبیینی ای که در توضیح چراییِ در-بودن، هست، استفاده می شود. برای اثبات اینکه ادراک، تصویری واقعی از جهان در اختیار ما قرار نمی دهد، و چون هر داده و استدلالی هرچند انتزاعی، نهایتا باید برمبنایی استعاری-تنی، ادراک شود، از ادراک، در شرایطِ خاص، مثل تتراکروماکی، حس-آمیزی و جانشینیِ حسی، و همچنین تصویرِ جهان، نزد سایر موجودات زنده، بهره گرفته شده است. نهایتا با این استدلال که رابطه میان پیکر (انسان) و غیرِپیکر (جهان) نه برمبنای شناخت، بلکه برمبنایِ وضع و نهشِ غیرِخود استوار است، شناخت، در تعلیق قرار می گیرد، تا راه برای تبیین یک متدولوژیِ غیرشناختی فراهم شود.
۴.

ارزیابی و تحلیل وضعیت آسایش حرارتی فضای باز محلات مسکونی با استفاده از شاخصه های حرارتی (نمونه موردی: محلات منتخب شهر اصفهان)

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۱
فضاهای باز شهری برای افزایش کیفیت، باید دارای شرایط آسایش از جمله آسایش حرارتی باشند وگرنه به فضاهایی مرده و فاقد سرزندگی تبدیل می شوند. بنابراین پژوهش حاضر به تحلیل شرایط آسایش حرارتی فضاهای باز محلات مسکونی با استفاده از سه شاخصه حرارتی دمای موثر استاندارد، دمای معادل فیزیولوژیک و پیش بینی متوسط نظر در دو فصل زمستان و تابستان می پردازد. در این مقاله چهار محله علی قلی آقا، جلفا، مرداویج و دشتستان در شهر اصفهان مورد مطالعه و تحلیل میدانی قرار گرفته اند. روش تحقیق مورد استفاده در مقاله حاضر، پژوهش موردی است که در آن به ارزیابی میدانی متغیرهای محیطی و شخصی با حجم نمونه هشتصد نفر پرداخته است. همچنین در این پژوهش جهت محاسبه شاخصه ها از مدل ریمن، به عنوان نرم افزار کاربردی محاسبه گر استفاده شده است. این نرم افزار با استفاده از داده های اقلیمی، مشخصات شخصی، نرخ فعالیت و نرخ لباس و اطلاعاتی همچون طول و عرض جغرافیایی، ارتفاع از سطح دریا، میزان ابرناکی و غیره شاخصه های منتخب را محاسبه کرده و سپس نتایج با استانداردهای موجود مقایسه شده اند. پس از آن جهت اعتبارسنجی داده ها و مقایسه شاخصه های حرارتی با نتایج بررسی های میدانی، دمای خنثی و متوسط احساس حرارتی کاربران نیز به دست آمده است. در نهایت، وضعیت آسایش حرارتی محلات منتخب بر اساس شاخصه های فوق در دو فصل سرد و گرم و به تفکیک محلات مورد مطالعه ارائه شده و شاخصه های معتبر جهت ارزیابی آسایش حرارتی در فضاهای باز شهر اصفهان معرفی شدند.
۵.

تبیین نظام طبقه بندی اسناد و شواهد تاریخی در مطالعات میراث مسکونی اصفهان

تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۰
در بافت شهرهای تاریخی، خانه عام ترین جزء است. خانه ها به طور معمول بناهای شاخصی نیستند؛ اما برای شناخت معماری و تاریخ شهرها در زمره مهم ترین منابع تلقی می شوند. اسناد و شواهد تاریخی درباره میراث مسکونی، ازجمله آثاری است که درباره معماری خانه های تاریخی بالقوه دانش بسیاری دربردارد و در پژوهش ها کمتر به آن توجه شده است. درصورتی که جایگاه و کاربرد این اسناد در مطالعات معماری ایرانی به درستی تبیین شود، کیفیت پژوهش در زﻣیﻨه میراث مسکونی ایران متحول می شود. ازاین رو در پژوهش های معماری، اسناد و نوشته ها ازجمله منابع درخور توجه محسوب می شوند. مطاﻟﻌه تاریخ معماری مسکونی اصفهان بر مبنای اسناد و شواهد تاریخی، علاوه برآنکه به تحلیل دقیق تری از ارزش های این بناها می انجامد، با در اختیار قراردادن اسناد و آثار محکم و استوار، ژرف اندیشی بیشتر در مطالعه های پژوهشگران دیگر را نیز میسر می کند. ضمن تحلیل اسناد و شواهد تاریخی این امکان وجود دارد که تحول، تداوم و شیوه زندگی در فضاهای معماری خانه ها در مقایسه با وضع موجود بررسی شود و در سایه استفاده از اسناد و منابع تاریخی موثق، بازآفرینی رویدادها و شیوه زندگی امکان پذیر است. در این راستا، پژوهش حاضر در پی پاسخ گویی به چگونگی کاربرد اسناد در شناخت خانه های اصفهان به منظور مطاﻟﻌه تحولات، شیوه زندگی و ارزش های معماری مسکونی اصفهان است. هدف اصلی برای پاسخ گویی به پرسشِ کلیدی به این قرار است: با تحلیل و شناسایی استعداد معماراﻧه اسناد و شواهد تاریخی، چگونگی کاربرد اسناد و شواهد تاریخی را در مطالعات میراث مسکونی اصفهان بررسی کنیم. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، تحلیل محتوا و نمونه پژوهی با هدف توسعه ای و با بهره گیری از اسناد کتابخانه ای، مطالعه های میدانی و مصاحبه انجام شده است و یافته ها براساس روشی کیفی و با مقایسه و تفسیر تحلیل شده اند. ﻧﺘیﺠه پژوهش نشان می دهد با رویکردی نوین در شناخت خانه های تاریخی اصفهان براساس اسناد و شواهد تاریخی، می توان سیزده نوع سند و شاهد تاریخی ارائه کرد و با مطاﻟﻌه نمونه هایی از خانه ها، تبیین ارزش ها و انجام مطالعه های معماری براساس آنها میسر می شود. یادگاری ها، کتیبه ها، تصاویر شخصیت ها و وقایع تاریخی در کالبد خانه، گزارش های مرمتگران، مکاتبه های خانوادگی، سفرنامه ها و متونِ تاریخی، آرشیو تصاویر و نقشه ها، نقاشی ها، گراورهای تاریخی، تصاویر متحرک، مصاحبه ها، اسناد معاملات و وقف نامه ها با اهمیت ترین شواهد در این زمینه است. با بررسی این اسناد و شواهد تاریخی مستندسازی شیوه زندگی، اطلاعات تبارشناسی مالکیت ها، تفحص در بررسی فرم و اصالت عناصر، تغییرات و مرمت ها، رویدادها و وقایع تاریخی و نیز عملکردهای خانه امکان پذیر می شود.
۶.

معماری، به مثابه ذهنِ بسیط

تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۹۱
نسبت و رابطه انسان و معماری، معمولاً در قالب علوم رفتاری سنجیده شده است؛ اما این پژوهش، با بهره گیری از رویکرد شناختی (4E) قصد دارد، معماری را به عنوان یک مؤلفهِ شناختی، بررسی کند. این امر، متفاوت از تأثیرگذاری محیط در شناخت است که عمدتاً تحت عنوانِ رویکرد برون گرایی و در قالب هایی مثلِ روان شناسی محیطی، تئوریزه می شود. این رویکرد، معماری را به عنوان بخشِ ضروریِ ذهن و شناخت، معرفی می کند. پرسشِ اصلی این تحقیق این است که چگونه معماری به عنوان مؤلفهِ سببیِ شناخت، عمل می کند؟ مهم ترین هدف این پژوهش فهم جدیدی از چیستیِ معماری و به تبع آن، گفتمانِ جدیدی است که با معماری می توان برقرار کرد، علی الخصوص در زمینه معماری های تعاملی و انطباق پذیر که عملاً به عنوان افزونهِ بدن (پروتز) عمل می کنند. روش این تحقیق در سطحِ راهبرد، آرایه منطقی است که در سطحِ تدابیر، پدیدارشناسیِ تن یافتهِ مرلوپونتی را به عنوان منطقِ بیرونی استدلال، مبنای تحلیلِ معماری، به عنوان ذهنِ بسیط، قرارداده است. در این پژوهش، از طریق اثباتِ نقش الزامیِ استعاره، در شناختِ تن یافته و آگاهی و پس از آن، نقش معماری در تولید استعاره های اولیه و مختلط، پرسشِ تحقیق، پاسخ می یابد. لذا در اینجا استعاره، نه یک صناعت ادبی، بلکه به عنوان زیربنایِ مفاهیم انتزاعی و به شدت وابسته به خصوصیاتِ تنِ عامل (شناسنده) و عملکرد تن، در محیط، فرض می شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد که معماری به عنوان کالبد، به مثابهِ بخشی از ذهنِ بسط یافته، یا به عنوان یک اگزوگرام عمل کرده و معماری به عنوان فضا، با واسطه رفتارهای حسی-حرکتیِ ما، پدیدآورنده، وزن دهنده و تغییردهنده استعاره های اولیه است، لذا به مثابه ذهن بسیط و ذهنِ چندبخشی، عمل می کند.
۷.

رمزگشایی خط معقلی در دو نگاره گردان ِچهارعلی(ع) مدرسه نیم آورد اصفهان، و شش علی(ع) مسجدجامع یزد

تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۳۷۰
هدف از این پژوهش تبیین ویزگی های تکثیر «نگاره های گردان» معقلی (خط بنایی) مطابق با نمونه های ارزشمند تاریخی است. گونه ای از نگاره های معقلی که با تکرار دایره وار و دوران پیوند دارد در این پژوهش معقلیِ «نگاره های گردان» نامیده می شود و بدلیل توجه به اصالت نام های استفاده شده توسط معماران قدیم، به جای «خط بنایی» از «معقلی» استفاده شده است. این معقلی ها در اشکال مختلف از سه تا چندضلعی با ویژگی های: تقارن، درهم قفل شدگی حروف، گسترش و جلوه سه بعدی مشاهده می گردند. این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و توسعه ای، با جمع آورد اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و مشاهدات میدانی انجام و برای تبیین مراحل بصری از روش نگاشت ادراکیاستفاده شده است. نمونه معقلی های گردان، از دو نگاره گردان ِچهارعلی(ع) مدرسه نیم آورد اصفهان، و شش علی(ع) مسجدجامع یزد انتخاب شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد طراحی این دو نگاره و دیگر نگاره های گردان از جمله نگاره های گردان بناهای قوام الدین شیرازی از قواعدی مشابه پیروی می کنند، با الگو قراردادن این قواعد می توان نگاره هایی جدید در اشکال مختلف ترسیم کرد. درخلال این ترسیمات و با افزایش تعداد اضلاعِ نگاره ها، به دلیل ازدیاد تعداد کلمات و کمی فضا، ماهیت حروف مبهم و ناخوانا می شود. برای جبران این نقیصه لازم است بر گام های تشکیل دهنده نگاره افزوده گردد، در طی این فرآیند مرکز نگاره وسیع تر شده و حروفی که در گام های مرکزی نگاره قرار دارند شکل متفاوتی پیدا می کنند که این امر برای شکل گیری حروف در گام های میانی و محیطی الزامی است. همچنین در ترسیمات چهارتایی با حذف یک چهارم نگاره، و اتصال قسمت دوم و سوم به هم می توان نگاره هایی با جلوه سه بعدی به دست آورد. 
۸.

بازشناسی جایگاه روح مکان در طراحی فضای کودکان؛ بر مبنای آراء پدیدارشناختی نوربرگ شولتز

تعداد بازدید : ۴۸۳ تعداد دانلود : ۱۶۶
کریستین نوربرگ شولتز در تبیین نظریات خود در رابطه با پدیدارشناسی معماری، وامدار اندیشه های مارتین هایدگر بوده و یکی از راهکارهای هویت بخشی به مکان را ایجاد محیط های واجد معنا دانسته است. شولتز را می توان از جمله نظریه پردازانی به شمار آورد که پس از گیدئون، به ایجاد نگرش های نوین در معماری پرداخت و توجه به دیگر زمینه های علمی را لازمه دستیابی به ماهیت واقعی معماری دانست. در واقع رویکرد پدیدارشناسی را می توان یکی از گونه های میان رشته ای دانست که در راستای تبیین هستی و معرفت در دیگر زمینه ها همچون طراحی فضاهای مختلف گام برمی دارد. بر این اساس تأکید بر گرایش ها و مطالعات میان رشته ای می تواند شناخت و فهم موضوعات چندوجهی را میسر نموده و با بررسی راهکارهای گوناگون، بسط و گسترش علمی ابعاد مسئله را امکان پذیر سازد. مقاله حاضر در رویکردی میان رشته ای و پدیدارشناسانه و با تأثیرپذیری از نظریه های نوربرگ شولتز، به بررسی مفهوم مکان و فضا و لزوم توجه به آن در فضاهای کودکان پرداخته است. در این میان ابتدا شناخت مختصری راجع به کتاب نوربرگ شولتز در رابطه با رویکرد پدیدارشناختی به دست آمده و با بررسی ایده های دیگر نظریه پردازان، نتایجی پیرامون اهمیت القاء مفهوم روح مکان در فضاهای معماری حاصل می شود. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و با بهره گیری از ابزار گردآوری اطلاعات، همچون مطالعات کتابخانه ای و اسنادی، سعی شده است تا مفاهیم و اصول مرتبط با ارتقای کیفیت فضاهای کودکان مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. بر این اساس می توان گفت، معانی، فرهنگ و تاریخ یک مکان از جمله عوامل هویت بخش آن بوده که باعث ایجاد خاطرات و حس تعلق افراد به مکان و در نتیجه شکل گیری شخصیت افراد در دوران کودکی می گردد. لذا یکی از وظایف اصلی معماران امروز، ایجاد معانی در فضاهای کودکان و یادآوری سنت ها و هویت فرهنگی آن ها از این طریق می باشد، تا در نتیجه آن کودکان بتوانند ارتباطی تنگاتنگ میان گذشته، حال و آینده خود برقرار نمایند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان