آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۲

چکیده

در شعر معاصر با ظهور نیما و توانایی وی در آمیختن زبان مادری با زبان معیار، زبان محلی توانست از حاشیه نشینی به درون ادبیات راه یابد و به عنوان یک عنصر زبانی، علاوه بر تشخص و برجسته سازی، باعث ایجاد وحدت ملی در حوزه زبانی گردد. نیما در کنار شعر فارسی به زبان محلی خود شعر سرود، علاوه بر آن واژگان بومی منطقه خود را در شعرش وارد کرد. بعد از وی، شاعران دیگر راهش را ادامه دادند و امروزه ادبیات بومی علاوه بر این که ادبیاتی مجزا است، عناصر آن در شعر فارسی حضور فعال دارد. در این مقاله سیر تطور زبان محلی از مشروطه تا انقلاب اسلامی بررسی شده و بیانگر این نتیجه است که شعر مشروطه به دلیل گسست زبانی از شعر کلاسیک، آغازی برای ورود زبان محلی به شعر است؛ اگرچه همچنان در این دوره سبک شعر کلاسیک به صورت تفننی استفاده می شد، اما در دوره بعد در شعر نیمایی رشد کرد و جزو سنت ادبی گردید، جلوه های زبان محلی به دو صورت نظام زبانی مستقل و عناصر محلی به صورت هنجارگریزی گویشی با زبان فارسی آمیخته شد که این آمیختگی بار فرهنگی آن منطقه را نمود داد و با هدف مشترکی که شاعران داشتند همبستگی ملی را رقم زد.