چکیده

تذکره های فارسی از منابع اصلی تاریخ ادبیات است. نهضت تذکره نویسی فارسی در دورة قاجار و در آستانة مشروطه شتاب بیشتری گرفت؛ درون مایة انتقاد مانند انواع دیگر نثر به جریان تذکره نویسی این دوره وارد شد و در شکل تذکره های نقیضه ای و طنز نمود یافت. نظیره هایی نیز برای این آثار انتقادی مطایبه ای نوشته شد. یکی از مقلدین این رویکرد جدید، محمدکاظم تبریزی ملقب به اسرارعلی شاه است. او به تقلید از یخچالیةمذهب و با انتقاد از سطحی نگری و بی تدبیری عوام، گزینشی از یادداشت های خود را فراهم کرد و آن را با قلم هجو و مزاح و حکایات عجیب و افسانه های غریب آراست. او این اثر را بهجه الشعرا و رموز نجبانامید. نویسنده این تذکره را از اشعار سست و بی ارزش و هجوی و لفاظی را گرد آورد و بی قید و شرط این اشعار و سرایندگان آنها را ستود؛ البته نویسنده در نوشتن این اثر انگیزه ای ویژه داشت که از نظر پژوهشگران به دور مانده است! آشکار نشدن هدف این نوشتار، مخالفت ها و داوری هایی را نسبت به این اثر و نویسندة آن درپی داشته است. در این پژوهش، تذکرة بهجه الشعرایاسرارعلی شاه و انگیزة نوشتن آن بررسی می شود؛ همچنین با معرفی تذکرة حدیقه الشعرایاسرار و بررسیارتباط آن با بهجه الشعرا، هدف نگارش بهجه الشعرا،یعنی رویکرد انتقادی و مطایبه ای آن روشن تر می شود.

تبلیغات

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۰