آرشیو

آرشیو شماره ها:
۳۸

چکیده

برخی از ضروری ترین سؤالات سیاسی در خصوص اشخاص، نهادها و نظام سیاسی به حوزة روان شناسی مربوط می شوند و بسیاری از محققان با اتخاذ این رویکرد، به بررسی ابعاد شخصیت و روان کاوی رهبران سیاسی برای تحلیل و بررسی وضعیت گذشته، حال و آینده روی آوردند. نگارنده با تطبیق نظریة روان شناسی کارن هورنای بر رفتار محمدرضا پهلوی، بر این باور است که عوامل ناهمگون محیطی و اجتماعی دوران کودکی محمدرضا شاه، و نگرش سلطه گرایانه و فقدان حمایت و محبت در زندگی منجر به شکل گیری راون رنجوری و اضطراب اساسی وی شد و شخصیت نابهنجار متأثر از گذشته باعث شد تا در دورة حکومت، با خودشیفتگی، تملق دوستی و عقدة خودبزرگ بینی، به دنبال سلطه بر دیگران باشد. در نهایت، ضعف شخصیتی وی باعث شد که نتواند با بهره گیری از قدرت موجود داخلی و حمایت های خارجی، نظام شاهنشاهی پهلوی را از فروپاشی نجات دهد.