مطالب مرتبط با کلیدواژه

حقیقت


۲۴۱.

بایسته های هنر مطلوب برای ترویج و حمایت توسط حاکمیت

کلیدواژه‌ها: بایسته ها هنر مطلوب ترویج حقیقت حاکمیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۱
هنر به عنوان وسیله ای برای ترویج زیبایی و انتقال ارزش های بنیادین در بطن جوامع انسانی، نقش ویژه ای در فرهنگ سازی و ارزش آفرینی دارد. از دیگر سو هنر همانند دیگر مفاهیم و امور اساسی جامعه انسانی می تواند عامدانه و یا جاهلانه در جهت تباهی و تخریب فرد و جامعه به کار رود. فلذا حاکمیت دینی که وظیفه سترگ سوق دادن افراد و جامعه را به سمت سعادت دنیوی و اخروی دارد باید نسبت به هنر تعالی بخش و هنر فاسد و مخرب موضع عملی داشته باشد؛ هنر تعالی بخش انسانی را ترویج حمایت نماید و از هنر سوء و مخرب جلوگیری به عمل آورد. این ترویج و جلوگیری خود نیازمند دو امر مهم است: شناخت بایسته های هنر مطلوب و تعالی بخش و دیگری آسیب شناسی هنر به لحاظ آثار سوء و مخربی که بعضی از اقسام و مصادیق هنر بر فرد و جامعه می گذارند.در پرتو شناخت این بایسته ها و فهم آن آسیب ها، حاکمیت دینی قادر خواهد بود توأماً به صورت سلبی و ایجابی از هنر مطلوب در جامعه حمایت نموده و با ترویج آن در جامعه موجبات تعالی فردی و اجتماعی مخاطبین هنر مطلوب را فراهم نماید. این مقاله با رویکردی تحلیلی، و با استفاده از روش کتابخانه ای به تبیین بایسته های هنر مطلوب جهت حمایت از سوی حاکمیت پرداخته است. از یافته های تحقیق حاضر می توان به پیشنهاد فرم مناسب و مطلوب از منظر دینی ، توجه به کیفیت زیبایی شناختی اثر هنری ، لزوم حقیقت محوری تعین هنری ، آگاهی بخشی و بایستگی مساله اهم و مهم در پدیده های هنری است.
۲۴۲.

چشم اندازگرایی در فلسفۀ نیچه؛ تاملی بر حقیقت و نظریه های صدق(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چشم اندازگرایی حقیقت تفسیر معرفت شناسی نسبی گرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۰
«چشم اندازگرایی» در فلسفه نیچه، به عنوان رویکردی ضدبنیادگرایانه، «حقیقت» را نه به مثابه امری مطلق، بلکه برساخته ای وابسته به تفسیرهای متنوع انسانی در نظر می گیرد. نیچه استدلال می کند که شناخت و حقیقت همواره در بستر چشم اندازهای متکثر شکل می گیرند و هیچ معیار مستقل و جهان شمولی برای صدق وجود ندارد. این مقاله، ابتدا به بررسی اهمیت چشم اندازگرایی نیچه پرداخته و آن را در تقابل با نظریه های سنتی صدق، همچون نظریه های مطابقت، انسجام و عمل گرایی، تحلیل می کند. سپس، رابطه این دیدگاه با مفهوم حقیقت در فلسفه نیچه مورد بررسی قرار می گیرد و پیامدهای آن برای معرفت شناسی و نظریه صدق واکاوی می شود. در پایان، ضمن بررسی چالش های ناشی از این نظریه، از جمله «نسبی گرایی» و «پارادوکس» چشم اندازگرایی، تلاش می شود نشان داده شود که نیچه چگونه با پذیرش تنوع تفاسیر، به امکان مقایسه و نقد چشم اندازها باور دارد. این مطالعه حاضر نشان می دهد که چشم اندازگرایی در اندیشه نیچه، نه به معنای انکار حقیقت، بلکه تأکیدی بر نقش سازنده تفاسیر گوناگون در تکوین دانش بشری است.
۲۴۳.

بررسی مفهوم حقیقت در خوانش دلوز از کانت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایده اندیشه بدون تصویر تصویر جزمی اندیشه حقیقت دلوز کانت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۶
پروژه فکری دلوز با خوانشِ واژگونه وی از فلسفه کانت آغاز می شود. تلقی دلوز از کانت یکی از بنیان های نظامِ هستی شناسی او را شکل می دهد. وی در آثار متعددش مفهوم حقیقت را با برخی مفاهیم دیگر پیوند زده و درپی تبیین آن با خوانشی جدید به تفسیر نظام های فلسفی دیگر می پردازد، اما این روند در مسیر نقدِ کانت و توجه ویژه دلوز به وی صورت می گیرد. به باور دلوز زیبایی شناسی از زمان کانت دچار دوگانگی بی بازگشت شده است؛ از یک سو به حساسیت به مثابه صورت تجربه ممکن اشاره دارد؛ از سوی دیگر به هنر به مثابه تأمل در باب تجربه واقعی. این دوگانگی منجر به ایجاد تمایز میان دو تصویر اندیشه شده است، که خود زمینه ساز ایجاد دو تلقی متفاوت از مفهوم حقیقت می گردد. در یک تصویر، قوای ادراکی به نحوی طبیعی و خود خواسته به حقیقت گرایش دارند و حقیقت را به مثابه نظرگاهی کلی و جهان شمول عرضه می کنند؛ در تصویر دیگر، اندیشیدن ناشی از نیروهایی است که ناخواسته بر قوای ادراکی تحمیل می شوند و حقیقتی را به مثابه تکوین تجربه واقعی و تولید امرِ نو عرضه می کنند. این پژوهش برآن است در پرتو نگرش دلوزی و بازخوانی خاصِّ وی از کانت، به بررسی مفهوم دوگانه حقیقت بپردازد و به درکی روشن از چگونگی تولید امرِنو دست یابد.
۲۴۴.

مقایسه استعاره های عرفانی و استعاره های بلاغی بر اساس نظریه «استعاره کلی» در دیدگاه های هانس بلومنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استعاره بلاغی استعاره کلی شباهت تجانس حقیقت بلومنبرگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۹
بلومنبرگ تفاوت استعاره های حقیقت و دیگر استعاره ها را با توجه به تفاوت مفاهیم موجود در آن ها، ذیل مفهومی به نام استعاره کلی بررسی می کند. استعاره هایی که به شرح مفاهیمی می پردازند که به نحو نظری- مفهومی قابل بیان نیستند. این استعاره ها عبارت اند از ایده هایی که تحت دسته بندی یک ایده اصلی تجمیع یافته و در ساحتِ شناخت، به موقعیت «اعتقاد» می رسند و تثبیت می شوند. قدرت روایتگری موجود در استعاره های کلی موجب می شود جایگزین مفاهیم وجودی شوند و این اولین و مهم ترین تفاوت این استعاره ها و استعاره های بلاغی است. تا سال 1936؛ یعنی تا پیش از آنکه آی.ا.ریچاردز اصطلاحات tenor و vehicle را به عنوان اجزای استعاره معرفی کند (موضوع و محمول در استعاره). مبنای شناخت استعاره ها، همان دیدگاه سنتی مبتنی بر شباهت؛ یعنی دیدگاه ارسطو بود؛ اما در دیدگاه های مدرن و خصوصاً نظریه هانس بلومنبرگ استعاره را به نحو دیگری تقسیم بندی می کنند. بلومنبرگ بر اساس وجود استعاره هایی که بداهت و کلیت آنها دیدگاه های سنتی را نقض می کرد، به رویکردی در استعاره شناسی دست یافت که بر اساس آن، ساختار استعاره ها در ارتباط با محتوای آنها تعریف می شود. وی در مقاله «نور به عنوان استعاره ای برای حقیقت» از استعاره های حقیقت نام می برد و با در نظر گرفتن تاریخچه ای برای آن، ویژگی های حقیقت را به ویژگی استعاره های حقیقت تعمیم می دهد. در این پژوهش کوشیده ایم با بررسی تاریخچه یا سابقه استعاره های حقیقت در اندیشه های هانس بلومنبرگ و مقایسه آن با استعاره های کلی مطرح شده در عرفان، به ساختاری دست یابیم که بتواند قالب مناسبی برای بررسی استعاره در متون عرفانی باشد. روش ما در این بررسی مقایسه نمونه های استعاره در بلاغت سنتی (قصاید خاقانی، غزل های حافظ) با استعاره های کلی در متون عرفانی (تذکره الاولیاء عطار) و کارکرد متفاوت هریک از آنها در متن است. در بررسی استعاره ها به ویژگی هایی از جمله خودکاری، بافت معنایی، بحث شباهت و تجانس، تاریخچه مفهوم و بُعد طبیعی و متافیزیکی پرداخته شده است.
۲۴۵.

بررسی و تحلیل اصول حاکم بر عقل و نقش آن در بهزیستی روانی از منظر امام علی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عقل بهزیستی روانی حقیقت تفکر انتخاب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
عقل، به عنوان یکی از برجسته ترین موهبت های الهی، نقش محوری در تحقق بهزیستی روانی ایفا می کند. عقل توانایی تمییز بین خیر و شر را فراهم می آورد و انسان را در جهت اتخاذ تصمیم های آگاهانه و منطقی هدایت می کند. قرآن کریم و روایات ائمه معصومین (ع) با تأکیدات مکرر بر جایگاه رفیع عقل، ضرورت بهره گیری از آن به منظور درک عمیق تر حقایق و دستیابی به شناخت صحیح را گوشزد کرده اند. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی، به بررسی اصول حاکم بر عقل و نقش آن در بهزیستی روانی از منظر امام علی (ع) می پردازد. در این راستا، پس از تحلیل مفاهیمی همچون «عقل» و «بهزیستی روانی»، اصول بنیادین حاکم بر عقل ازجمله تفکر، علم، تجربه و کاوشگری مورد بررسی قرار گرفته است. در ادامه، نقش های کلیدی عقل در دستیابی به بهزیستی روانی، نظیر حقیقت جویی، هدایت، کشف مجهولات، اعتدال، ایجاد الفت و مدیریت خود تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که عقل، به عنوان محوری ترین عامل در ایجاد رضایت و بهزیستی روانی، از طریق مکانیسم های شناختی و اخلاقی، نقش بسزایی در تحقق این امر ایفا می کند. این مطالعه بر اهمیت عقل به عنوان ابزاری راهبردی در جهت دهی به رفتارها و نگرش های فردی و اجتماعی برای دستیابی به بهزیستی روانی پایدار، تأکید دارد.