مطالب مرتبط با کلیدواژه

استعاره بلاغی


۱.

مقایسه استعاره های عرفانی و استعاره های بلاغی بر اساس نظریه «استعاره کلی» در دیدگاه های هانس بلومنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استعاره بلاغی استعاره کلی شباهت تجانس حقیقت بلومنبرگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۴
بلومنبرگ تفاوت استعاره های حقیقت و دیگر استعاره ها را با توجه به تفاوت مفاهیم موجود در آن ها، ذیل مفهومی به نام استعاره کلی بررسی می کند. استعاره هایی که به شرح مفاهیمی می پردازند که به نحو نظری- مفهومی قابل بیان نیستند. این استعاره ها عبارت اند از ایده هایی که تحت دسته بندی یک ایده اصلی تجمیع یافته و در ساحتِ شناخت، به موقعیت «اعتقاد» می رسند و تثبیت می شوند. قدرت روایتگری موجود در استعاره های کلی موجب می شود جایگزین مفاهیم وجودی شوند و این اولین و مهم ترین تفاوت این استعاره ها و استعاره های بلاغی است. تا سال 1936؛ یعنی تا پیش از آنکه آی.ا.ریچاردز اصطلاحات tenor و vehicle را به عنوان اجزای استعاره معرفی کند (موضوع و محمول در استعاره). مبنای شناخت استعاره ها، همان دیدگاه سنتی مبتنی بر شباهت؛ یعنی دیدگاه ارسطو بود؛ اما در دیدگاه های مدرن و خصوصاً نظریه هانس بلومنبرگ استعاره را به نحو دیگری تقسیم بندی می کنند. بلومنبرگ بر اساس وجود استعاره هایی که بداهت و کلیت آنها دیدگاه های سنتی را نقض می کرد، به رویکردی در استعاره شناسی دست یافت که بر اساس آن، ساختار استعاره ها در ارتباط با محتوای آنها تعریف می شود. وی در مقاله «نور به عنوان استعاره ای برای حقیقت» از استعاره های حقیقت نام می برد و با در نظر گرفتن تاریخچه ای برای آن، ویژگی های حقیقت را به ویژگی استعاره های حقیقت تعمیم می دهد. در این پژوهش کوشیده ایم با بررسی تاریخچه یا سابقه استعاره های حقیقت در اندیشه های هانس بلومنبرگ و مقایسه آن با استعاره های کلی مطرح شده در عرفان، به ساختاری دست یابیم که بتواند قالب مناسبی برای بررسی استعاره در متون عرفانی باشد. روش ما در این بررسی مقایسه نمونه های استعاره در بلاغت سنتی (قصاید خاقانی، غزل های حافظ) با استعاره های کلی در متون عرفانی (تذکره الاولیاء عطار) و کارکرد متفاوت هریک از آنها در متن است. در بررسی استعاره ها به ویژگی هایی از جمله خودکاری، بافت معنایی، بحث شباهت و تجانس، تاریخچه مفهوم و بُعد طبیعی و متافیزیکی پرداخته شده است.