مطالب مرتبط با کلیدواژه
۳۴۱.
۳۴۲.
۳۴۳.
۳۴۴.
۳۴۵.
۳۴۶.
۳۴۷.
بینامتنیت
منبع:
نگره تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۴
5 - 19
حوزههای تخصصی:
داستان حضرت موسی(ع) و فرعون و سرگذشت بنی اسرائیل ازجمله روایت هایی است که در تمامی ادیان ازجمله اسلام، موردتوجه قرارگرفته و در آن به بخش های مختلفی از زندگی حضرت موسی(ع) و معجزات او اشاره شده است. در فالنامه تهماسبی نیز نگاره ای با همین مضمون تحت عنوان «رویارویی حضرت موسی(ع) با ساحران فرعون» ترسیم شده است. هدف اصلی این پژوهش، انطباق نگاره «رویارویی حضرت موسی(ع) و ساحران فرعون» با آیات قرآن برای درک کامل تری از روابط بین دو متن تصویری و نوشتاری است. سؤال هایی که در این زمینه مطرح می شوند عبارت اند از: 1. نگاره «رویارویی حضرت موسی (ع) و ساحران فرعون» در فالنامه تهماسبی تا چه میزان با آیات قرآن مطابقت دارد؟ 2. نگارگر در مصورسازی این تصویر از چه منابعی جز قرآن بهره گرفته است؟ روش تحقیق به صورت توصیفی–تحلیلی و با رویکرد بینامتنیت انجام شده است. بینامتنیت و پیوندهای بینامتنی شامل کاربرد آگاهانه تمام یا بخشی از یک متن در متن دیگر است. یکی از منابع این نگاره، قرآن کریم است . همچنین، جمع آوری اطلاعات از طریق منابع کتابخانه ای و نسخ خطی انجام شده است. بر اساس یافته های این پژوهش می توان گفت گرچه منبع اصلی نگارگر برای تصویرسازی این نگاره متن قرآن بوده، اما وی از پیش متن های تصویری دیگری نظیر کتب مختلف علوم غریبه قصص الانبیا و غیره نیز بهره گرفته است.
دگردیسی نظام های نشانه ای در مکتب نگارگری تبریز صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۴
93 - 109
حوزههای تخصصی:
در مکتب نگارگری تبریز صفوی، همچون مکاتب پیشین، متون مختلف ادبی نظیر شاهنامه فردوسی، خمسه نظامی، جمال و جلال آصفی و دیوان حافظ کتاب آرایی شده اند. توجه به این متون در فرایند توصیف، تفسیر، داوری و فهم آثار این مکتب، ضروری است. مفهوم دگردیسی یا ترجمه بینا نشانه ای که به معنای برگردان نشانه های کلامی به وسیله نشانه های نظام های نشانه ای غیرکلامی است، می تواند در مطالعه رابطه متون ادبی و نگاره های مکتب تبریز صفوی، راهگشا باشد. هدف این پژوهش شناخت دقیق و روشمند فرایند تبدیل متون ادبی به نگاره های مکتب تبریز صفوی مبتنی بر مفهوم دگردیسی و نیز شناسایی عوامل اثرگذار بر این فرایند است. سؤال های این پژوهش عبارت اند از: 1. فرایند دگردیسی یا ترجمه بینانشانه ای از متون ادبی به نگاره های مکتب تبریز صفوی چه سازوکارهایی دارد؟ 2. عوامل مؤثر بر این فرایند کدام اند؟ روش تحقیق این پژوهش بنیادی – نظری و به شیوه توصیفی – تحلیلی است. داده های پژوهش به روش کتابخانه ای و از طریق مطالعه اسناد و منابع موجود گردآوری شده اند. پس از بررسی فرایند ترجمه بینانشانه ای از منظر نشانه شناسی لایه ای و استخراج سازوکارها و عوامل مؤثر، اعتبار یافته های کیفی که به صورت هدفمند و غیرتصادفی انتخاب شده اند، به کمک مجموعه ای از نمونه نگاره های منتخبِ مکتب تبریز صفوی، ارزیابی شد. نتایج این پژوهش نشان داد که در ترجمه بینانشانه ای متون ادبی به نگاره های مکتب تبریز، چهار فرایند کلی تکرار، بازآفرینی، نوآفرینی و حذف نقش دارند. همچنین، عوامل مؤثر بر این فرایند عبارت اند از: داستان محور بودن متن ادبی، خلاقیت و دانش شناختی هنرمند، تغییرات و محدودیت های رسانه و روابط بینامتنی میان متون اثرگذار بر فرایند دگردیسی نظام های نشانه ای در مکتب نگارگری تبریز صفوی.
کاربست نظریات ژرار ژنت در تحلیل بینامتنی آثار علی اکبر صادقی با رنه مگریت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای صناعی دوره ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۴
87 - 94
حوزههای تخصصی:
علیاکبر صادقی از پیشگامان هنر نوگرا و صاحبنام در سبک سوررئالیسم ایران است. باتوجه به مضامین آثار صادقی که پیچیده و عجیب به نظر میرسد و نیز تکنیکی که وی برای تصویرسازی این مضامین به کار گرفته است، از این منظر قابل مقایسه با آثار هنرمند غربی رنه مگریت میباشد که وی یکی از برجستهترین نمایندگان سوررئالیسم محسوب میگردد و همین امر نیز سبب به وجود آمدن اشتراکاتی در برخی از آثار این دو هنرمند شده است. در این پژوهش سعی بر آن است تا شرح کاملی از ترامتنیت ژنتی ارائه و سپس با بهرهمندی از بیشمتنیت این نظریه، شباهتهای آثار علیاکبر صادقی و رنه مگریت مورد تحلیل قرار گیرد. شیوه پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و با استفاده از بیشمتنیت ژنتی به مطالعه و تحلیل نمونههایی از آثار علیاکبر صادقی و رنه مگریت پرداخته است. بر اساس نتایج به دست آمده میتوان اذعان نمود که علیاکبر صادقی که از هنرمندان معاصر و سبک شبه سوررئالیسم در ایران شناخته میشود، بسیاری از عناصری که در آثار مگریت ـ از هنرمندان برجسته در سبک سوررئالیسم غربی ـ مورد استفاده قرار گرفته، به صورت ضمنی یا صریح در آثار خود به شکلی ایرانی و آمیخته با فرهنگ بهره جسته است.
تحلیل بینامتنی و بیناگفتمانی نقش برجسته ی نبرد فتح علی شاه با شیر، شهرری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقش برجسته نبرد با شیر یکی از هشت اثر صخره ای به جای مانده از دوره قاجار است. این اثر به جای نقش برجسته ساسانی، در دامنه جنوبی دژ رشکان شهرری (کوه سرسره) در سال 1246 ه.ق. در دوره فتحعلی شاه اجرا شد. در دهه پنجاه شمسی، اثر به تدریج تخریب و از میان رفت. زبان بصری این نقش برجسته با دو بخشِ تصویری و مکتوب تکمیل می شود. در این پژوهش پس از توصیفِ ویژگی های ظاهری، پیش متن های تصویری مرتبط با موضوع اثر (شکار و نبرد با شیر) از دو منظر درزمانی و هم زمانی بررسی شده است. همچنین بیش متن های تولیدشده بر اساس آثار و مستندات موجود، معرفی شده و روابط بینامتنی آن ها با اثر بررسی می شود. مطالعه توصیفی اثر، روابط بینامتنی و نقش آن ها در شکل گیری گفتمان های مؤثر در خلق و خوانش نقش برجسته کوه سرسره هدف این پژوهش است. بررسی توصیفی و مطالعه بینامتنی نقش برجسته نبرد فتحعلی شاه با شیر، نقش و رابطه بیناگفتمانی، میان گفتمان های سلطنت، مذهب و تجددگرایی در خلق و خوانش این اثر را نشان می دهد. در این فرآیند مطالعاتی از آرای «ژرار ژنت» در مطالعه بینامتنی و همچنین نظرات «نورمن فرکلاف» در مطالعه گفتمانی استفاده می شود. روش تحقیق در این پژوهش، از نظر نوع بنیادی و مبتنی بر فرآیندهای «توصیف»، «تحلیل» و «تفسیر» است.
تحلیل لیلی و مجنون نظامی و هفت پیکر بهرام اردبیلی بر اساس نظریه بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۲)
85 - 100
حوزههای تخصصی:
بهرام اردبیلی در هفت سروده با عنوان هفت پیکر، از لیلی و مجنون نظامی تأثیر پذیرفته است، او از زاویه دید لیلی و مجنون ، برش هایی از این منظومه غنایی را بازخوانی کرده است، خوانشی که در آن، خواننده وجهه ای فعال به خود می گیرد، شاعر با ایجاد معناهای چندگانه و تصویری تر کردن مفاهیم، ارائه تصاویر تودرتو با نظامی، قابلیت چندمعنایی در متن ایجاد می کند که مخاطب با تأویل آن، گویی دوباره شعر را می نویسد. در این پژوهش به شیوه ای توصیفی و تحلیلی، به روابط مشترک و متقابل در تصاویر و مفاهیم لیلی و مجنون نظامی و هفت پیکر بهرام اردبیلی خواهیم پرداخت، همان گونه که در نظریه بینامتنیت، روابط تقلیدی و تقابلی در ساختار دو متن، بررسی خواهد شد. اردبیلی در فرایند این تأثیرپذیری با تکیه بر شعر نظامی، شعری تصویری تر و سنّت شکنانه ارائه داده است که یادآور تفکر تصویرگرای نظامی در شعر است. همچنین، اردبیلی در دیدگاه خود در مفاهیمی چون اتحاد عاشق و معشوق، مرگ دوستی درراستای وصال با معشوق، امید به وصال و اشاره به بخش هایی از روایت اصلی لیلی و مجنون از نظامی تأثیر پذیرفته است.
چگونگی کاربرد نشانه های بینامتنی از دیدگاه ژنت در داستان گفت و گوی جادوگر بزرگ با ملکه ی جزیره ی رنگ ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان، آغاز یک گفت وگو است و شاید ادامه ی گفت وگوهایی که سال ها و گاه قرن ها پیش آغاز شده اند. تردیدی در حضور آگاهانه و ناخودآگاه متون در یکدیگر نیست. بینامتنیت، عنصر جدایی ناپذیر دنیای داستان است. در داستان بررسی شده در این پژوهش، با انبوهی از عناصر بینامتنی رو به رو هستیم که در ساختار داستان با رویکردی ویژه جای گرفته اند. این پژوهش در پی آن است که به این پرسش ها پاسخ دهد که باتوجه به فرم گراییِ خانیان و شگردهای او در کارکرد نشانه های بینامتنی، این ویژگی در این داستان چگونه به کار گرفته شده و در ساختار آنچه جایگاهی دارد؟ و آیا می توان بینامتنیت را در گستره ی گفتمان های درون این داستان، بررسی کرد و به نگاهی ویژه در کارکرد بینامتنیت رسید؟ براساس یافته های این پژوهش که به شیوه ی استقرایی انجام شده است، عناصر بینامتنی در ساختار اصلی این داستان حضور دارند و بدون آن ها طرح اصلی داستان، ناتمام می ماند. نویسنده، عناصر بینامتنی را از زاویه ی دید خود و با هویتی تازه، تاحدی که به نوعی بازآفرینی نزدیک می شود، وارد دنیای برساخته ی داستان کرده است. نشانه های بینامتنی در این رمان، وجهه ی دراماتیک و کنش گر دارند. شخصیت ها، داستان ها، نقاشی ها و هرآنچه دنیای بینامتنی این اثر را می سازند، به هستی و گاه هویتی تازه در کنار شخصیت های درون متن رسیده اند.
شعر حافظ و سعدی و شاب ظریف در پرتو بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
149 - 175
حوزههای تخصصی:
تحلیل و مقایسه متون با یکدیگر در حوزه نقد و نظریه یکی از روش های جدید و کاربردی تحقیق به شمار می رود، در این راستا نظریه بینامتنیت بسیار مورد توجه منتقدین آثار کلاسیک و جدید است که با ادبیات تطبیقی نیز ارتباط تنگاتنگی دارد، عمده ترین مسأله در نظریه بینامتنیت کشف شباهت های متون است و دانشمندان این نظریه معتقدند که متن نظامی بسته نیست و متون در حال گفت وگو با یکدیگر هستند و هیچ متنی بدون پیش متن به وجود نیامده و هر متنی بر پایه متون پیشین خلق شده است، از این رو تطبیق متون ادبی ملل گوناگون ممکن است سبب کشف مضامین مشترک میان آثار شاعران و نویسندگان با یکدیگر شود. یکی از شعرای غزل سرای عرب که در قرن هفتم می زیسته، شاب ظریف است که معاصر با سعدی و متقدم بر حافظ است. اصلی ترین مضمون در دیوان او عشق و بیان احوال عاشق و معشوق است. اشعار او شباهت های مضمونی گوناگونی با غزلیات حافظ و کلیات سعدی دارد که شامل مواردی مانند نصیحت ناپذیری عاشق، وفای عهد، اشک ریزی عاشق، دیدار عاشق و معشوق، فراق و... است. از این روی در این جستار با بهره جستن از نظریه بینامتنیت کریستوا به تحلیل و بررسی برخی از موارد قرابت و تشابه مضامین شاب ظریف با کلیات سعدی و حافظ پرداخته و نمونه هایی از وحدت و تقارب مضامین آنان را بیان کرده ایم.