مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱۲۱.
۱۲۲.
۱۲۳.
۱۲۴.
۱۲۵.
۱۲۶.
۱۲۷.
نوجوانی
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی گرایش به خودکشی نوجوانان دختر براساس جو روانی اجتماعی کلاس درس، پایستگی تحصیلی و جهت گیری هدف پیشرفت بود. روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود، جامعه آماری در این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول ناحیه 2 شهرستان خرم آباد در اردیبهشت ماه سال تحصیلی 1403-1402 بود. در این پژوهش 380 دانش آموز به عنوان نمونه به صورت نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. جهت ارزیابی از مقیاس گرایش به خودکشی بک (BSSI، 1961)، پرسشنامه ادراک جو روانی اجتماعی کلاس فرایزر و همکاران (PCSMCQ، 1995)، پرسشنامه پایستگی تحصیلی مارتین و مارش (ABQ، 2008) و نسخه تجدیدنظر شده پرسشنامه هدف پیشرفت الیوت و موریاما (AGQ-R، 2008) استفاده شد. همچنین جهت تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و آزمون رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد گرایش به خودکشی با جو روانی-اجتماعی کلاس درس، پایستگی تحصیلی و جهت گیری هدف-پیشرفت رابطه معناداری دارد (05/0>p). این متغیرها در مجموع 39 درصد گرایش به خودکشی را تبیین کردند. بنا به یافته های حاصل شده جو روانی اجتماعی فضای مدرسه و کیفیت تحصیل دانش آموزان، می تواند با افکار خودکشی در نوجوانان در ارتباط باشد.
اثر بخشی آموزش عزت نفس بر روی شفقت برخود در دوران بلوغ دختران متوسطه اول (مدرسه عصمت نوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش عزت نفس بر میزان شفقت برخود در دوران بلوغ دختران پایه نهم متوسطه اول در مدرسه عصمت نوشهر بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل ۱۱۰ نفر از دانش آموزان دختر پایه نهم بود که ۶۰ نفر از آنان با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش عزت نفس بر اساس بسته های آموزشی معتبر شرکت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه شفقت برخود فرم کوتاه بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA) و نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش عزت نفس تأثیر معناداری بر افزایش سطح کلی شفقت برخود دارد (p < 0.05). همچنین، این آموزش به طور معناداری موجب افزایش مهربانی به خود، تجارب مشترک انسانی، ذهن آگاهی و کاهش قضاوت گری و احساس انزوا شد. اما در بعد همانندسازی افراطی، تفاوت معناداری مشاهده نگردید. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که آموزش عزت نفس می تواند به عنوان مداخله ای اثربخش در بهبود مؤلفه های روان شناختی مرتبط با خودپذیری و کاهش خودانتقادی در دختران نوجوان به کار گرفته شود. چنین مداخلاتی در بافت مدرسه می تواند در ارتقاء سلامت روانی و اجتماعی نوجوانان مؤثر واقع شود.
بررسی ارتباط سبک های هویت بر رفتارهای پرخطر در نوجوانان: مطالعه ای بر گرایش به مصرف سیگار، الکل و مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۴
۲۲۸-۲۰۳
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به بررسی ارتباط سبک های هویت با گرایش به سیگار، الکل و مواد مخدر در دوره نوجوانی پرداخت. روش: این مطالعه یک پژوهش مقطعی توصیفی-همبستگی بود که با روش نمونه گیری دو مرحله ای بر روی 435 دانش آموز پسر مقطع متوسطه اول و دوم در شهرستان سیاهکل در سال تحصیلی 1403-1402 انجام شد. داده ها با استفاده از پرسش نامه های سبک های هویت و مقیاس خطرپذیری نوجوانان جمع آوری شد و برای تحلیل داده ها از روش های همبستگی پیرسون، رگرسیون خطی چندگانه و آزمون Z فیشر استفاده شد. یافته ها: در اوایل نوجوانی، سبک اطلاعاتی تنها با گرایش به مواد مخدر رابطه منفی معناداری داشت و سبک سردرگم-اجتنابی با سیگار و الکل رابطه مثبت داشت. در اواسط نوجوانی، تنها سبک هنجاری با سیگار رابطه منفی نشان داد و سبک سردرگم-اجتنابی با هر سه مؤلفه رابطه مثبت معناداری داشت. در اواخر نوجوانی، سبک های اطلاعاتی و هنجاری با کاهش گرایش به هر سه ماده و سبک سردرگم-اجتنابی با افزایش گرایش به آن ها رابطه معناداری داشتند. همچنین، تحلیل Z فیشر نشان داد در مقایسه با اواسط نوجوانی، سبک های هویت اطلاعاتی و هنجاری با تمایل معنادار کمتر به مصرف الکل در اواخر نوجوانی همراه بود. نتیجه گیری: تفاوت های مشاهده شده در رابطه میان سبک های هویت و گرایش به اعتیاد در مراحل مختلف نوجوانی می تواند مبنای طراحی مداخلات هدفمند و برنامه های حمایتی برای کاهش اعتیاد متناسب با هر سبک هویتی و هر مرحله تحولی باشد.
اثربخشی دو و چهار هفته برنامه تمرینی واقعیت مجازی با و بدون تمرینات نوردیک تناوبی بر ترکیب بدن و VO2max دختران معتاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: امروزه اعتیاد به اینترنت و استفاده بی رویه از آن یک مشکل جهانی محسوب می شود. هدف از تحقیق حاضر بررسی مزایای بالقوه دو و چهار هفته برنامه تمرین واقعیت مجازی (VR) با و بدون پیاده روی تناوبی نوردیک (INW) بر VO2max و نشانگرهای ترکیب بدن شامل شاخص توده بدن (BMI)، نسبت کمر به لگن (WHR)، نسبت کمر به قد (WHtR)، شاخص چاقی بدن (BAI)، شاخص حجم شکم (AVI)، شاخص مخروطی (CI) و شاخص شکل بدن (ABSI) در دختران نوجوان معتاد به اینترنت بود.
روش پژوهش: یک طرح کارآزمایی شاهددار تصادفی روی 80 دختر نوجوان (سن 14 سال و قد 159 سانتی متر و وزن50/64 کیلوگرم و 7656/33 (میلی لیتر/کیلوگرم/دقیقه VO2max ) انجام شد که به طور تصادفی به گروه های VR، INW، VR+INW و کنترل تقسیم شدند. آزمودنی ها هفته ای سه جلسه مداخله VR با و بدون تمرین INWحدود 60 دقیقه ای را به مدت 2 و یا 4 هفته انجام دادند. اندازه گیری ها در ابتدا و در مرحله پیگیری (دو و چهار هفته پس از مداخله) انجام شد. آنالیز واریانس در اندازه گیری مکرر برای ارزیابی پارامترها انجام گرفت.
یافته ها: دو هفته مداخله های INW یا VR تأثیر معنا داری بر شاخص آمادگی قلبی- تنفسی و ترکیب بدن نداشت. پس از تمرین INW، افزایش معناداری در مقادیر VO2max در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد (046/0 P=). پارامترهای CI و ABSI بهبود شایان توجهی را به خصوص در گروه VR+INW پس از چهار هفته مداخله نشان دادند (مقدار P به ترتیب برابر با 001/0 و 003/0).
نتیجه گیری: مداخله چهارهفته ای VR همراهINW با مزایای بالقوه وضعیت سلامتی همراه است و می تواند راهبرد غیردارویی مهمی برای جلوگیری از کم تحرکی و حفظ وضعیت سلامتی خوب در دختران نوجوان باشد.
پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطاف پذیری شناختی و دشواری های تنظیم هیجان مادران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در سلامت روانشناختی دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
16 - 30
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان بر اساس انعطاف پذیری شناختی و دشواری های تنظیم هیجان مادران آنها انجام شد. این پژوهش یک مطالعه توصیفی-تحلیلی بوده و در قالب طرح همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل نوجوانان 13 تا 18 سال مدارس شهر اراک به همراه مادرانشان بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 459 نفر از آنها انتخاب شد. دانش آموزان ﻣﻘیﺎس ﻧﺎﮔﻮییﻫیﺠﺎنی تورنتو 20 ماده ای، و مادران آنها پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی و مقیاس دشواری های تنظیم هیجان را پاسخ دادند و داده های حاصل با استفاده از رگرسیون گام به گام تحلیل شد. نتایج نشان داد خرده مقیاس های دسترسی محدود به راهبردهای تنظیم هیجان (ضریب بتای 240/0) و فقدان شفافیت هیجانی (ضریب بتای 194/0) مادران نقش معناداری در پیش بینی ناگویی هیجانی نوجوانان داشته و حدود 14 درصد واریانس آن را تبیین نمودند. دیگر خرده مقیاس های دشواری های تنظیم هیجان و نیز انعطاف پذیری شناختی مادران نقشی در تبیین آن نداشتند. در نتیجه، دشواری های تنظیم هیجان در مادران می تواند نقش مهمی در ناگویی هیجانی نوجوانان داشته باشد. بر این اساس، تقویت مهارت های تنظیم هیجان مادران به عنوان یک اولویت مهم برای بهبود سلامت هیجانی قرزندان به متخصصان پیشنهاد می گردد.
مدل فرایندی تفکر آینده نگر در نوجوانان 12- 16 ساله بر پایه نظریه داده بنیاد(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۱)
69 - 94
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های روان شناختی تأثیرگذار بر شکل گیری تفکر آینده نگر در نوجوانان و تدوین مدلی فرایندی در چارچوب نظریه داده بنیاد انجام شد. این مطالعه از نوع کیفی بوده و با استفاده از رویکرد نظام مند استراوس و کوربین طراحی گردید. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۷ نوجوان ۱۲ ۱۶ ساله در بستر کانون های فرهنگی قم گردآوری شد. مشارکت کنندگان با روش نمونه گیری نظریه ای و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و اعتبار یافته ها از طریق تطبیق با اعضا و ممیزی توسط همکاران تأیید گردید. نتایج نشان داد تفکر آینده نگر بر پایه سه دسته عامل شکل می گیرد: عوامل تعاملی (نقش محیط، تجارب زیسته، نیازها)، عوامل شناختی (توانمندی های شناختی، باورها) و عوامل انگیزشی (انگیزه ها و تمایلات، ملاک ها و ارزش ها). مقوله «آرزومداری» به عنوان پدیده مرکزی (مقوله هسته) در مدل استخراج شد. مدل پارادایمی حاصل، با ترسیم شرایط علّی (ارزش ها و ملاک ها، نیاز ها و انگیزه ها)، زمینه ای (محیط و تجارب زیسته)، واسطه ای (توانمندی های شناختی باورها)، راهبرد (برنامه ریزی) و پیامدهای روان شناختی (تحقق انگیزه ها و برآورده شدن نیازها)، چارچوبی منسجم برای فهم سازوکارهای تفکر آینده نگر در نوجوانان ارائه می دهد. این مدل می تواند زمینه ساز مداخلات آموزشی و بالینی مبتنی بر آینده نگری در دوره نوجوانی باشد.
اثربخشی دانش افزایی مهارت محور بر بهبود کارکردهای هیجانی و ارتباطی والدین دارای فرزند نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۹
146 - 162
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه دانش افزایی مهارت محور بر بهبود کارکردهای هیجانی و ارتباطی والدین دارای فرزند نوجوان (12 تا 16 سال) بود. در این راستا، از جامعه والدین دانش آموزان شهر تبریز در سال 1399، تعداد 60 نفر از طریق غربالگری با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته «میزان آگاهی والدین از بلوغ جسمی و جنسی فرزندان» انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 30 نفر) جایگزین شدند. برای گروه آزمایش، برنامه دانش افزایی مهارت محور طی 12 جلسه 45 دقیقه ای اجرا شد، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ) و پرسشنامه مهارت های ارتباطی کویین دام در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون جمع آوری شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره نشان داد که برنامه دانش افزایی مهارت محور بر بهبود راهبردهای انطباقی و غیرانطباقی تنظیم هیجان، کاهش اضطراب، و ارتقای مهارت های ارتباطی (شامل توانایی تبادل پیام، کنترل عاطفی، مهارت گوش دادن، بینش به فرایند ارتباط، ارتباط قاطع، دانش نقش ها، ارتباطات، پاسخگویی عاطفی، همراهی عاطفی، کنترل رفتار، حل مسئله و کارکرد کلی) در والدین اثر مثبت و معنی داری دارد (p < 0/05).