مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۴۱.
۲۴۲.
۲۴۳.
۲۴۴.
۲۴۵.
۲۴۶.
۲۴۷.
۲۴۸.
سازگاری اجتماعی
حوزههای تخصصی:
مقدمه : حضور و فعالیت سرزنده شهروندان در فضایی که برای آن برنامه ریزی صورت گرفته، نشانگر درست بودن عمل برنامه ریزی می باشد و موجب شکل گیری انسجام اجتماعی می گردد. این ارتباط و مشارکت در طول زمان موجب شکل گیری سرمایه اجتماعی در جوامع می گردد. بنابراین عمل برنامه ریزی از انحصار مباحث کمی سرانه و کاربری خارج شده و مفاهیم جدید مبتنی بر اخلاق و رفتار شهروندان و شهر اخلاق مدار مطرح می گردد. در این پژوهش، به بررسی ابعاد و مؤلفه های سرمایه اجتماعی در شهر ارومیه مطابق با اصول شهر اخلاق مدار و سازگاری اجتماعی می پردازیم. داده و روش : پژوهش حاضر از نظر روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی بوده و از لحاظ هدف، کاربردی می باشد. نمونه آماری به صورت خوشه ای انتخاب شد که شامل دو محله از منطقه 4 به عنوان بافت سنتی و دو محله از منطقه 1 به عنوان بافت مدرن می باشد. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 380 نفر است. جمع آوری داده ها در ارتباط با شاخص های پژوهش از طریق مدل چیدمان فضا (شناسایی نواحی حساس از نظر همپیوندی و یکپارچگی با توجه به موضوع تعاملات اجتماعی و امنیت و غیره) انجام شده است. برداشت های میدانی نگارندگان از محدوده های مطالعاتی در بافت قدیم و جدید ( به صورت تأثیر نظر کارشناسی در امتیاز نهایی شاخص ها برای هر یک از بافت های شهری انتخاب شده) و پرسش نامه برای اگاهی از وضعیت کیفیت ساکنین آن بافت های شهری (امتیاز دهی با طیف لیکرت) انجام شده است. یافته ها : شاخص های به کار گرفته شده در جمع آوری اطلاعات در ارتباط با آسایش و کیفیت زندگی اهالی محله ها نشان از این دارد که میزان ارتباط با مسئولان شهری و مشارکت در طرح های محلی بافت مدرن بسیار بیشتر از بافت سنتی شهر می باشد. در محدوده منطقه 1 قابلیت فهم دسترسی معابر R 2 =(0.38) و در منطقه 4 ، این مقدار برابر R 2 =(0.32) . لازمه این مشارکت و ارتباط وجود اعتماد نهادی در محل می باشد. اعتماد نهادی اولین پیش زمینه را برای به وجود آوردن انسجام اجتماعی مهیا می آورد و مربوط به ابتدایی ترین خدمات ارائه شده مدیریت شهری نظیر دسترسی به خدمات اضطراری و محلی میزان روشنایی معابر تمیزی و نظافت معابر دسترسی به فضای تفریحی محله می باشد که هم مطابق برداشت های میدانی و هم نتایج پرسش نامه حداقل این مقدار برای منطقه ۴ وجود دارد. میانگین یکپارچگی معابر در محدوده منطقه 4 (10/1) و در منطقه 1 (35/1) می باشد. نتیجه گیری : نتایج یافته ها نشان از اولویت داشتن مطالعات سرمایه اجتماعی مبتنی بر اخلاق و رفتار مردم، به برنامه ریزی هایی از بالا به پایین و بدون مطالعه دارد. با توجه به نقشه های وضع موجود ارائه شده از منطقه ۴ می توان گفت ناسازگاری اجتماعی با محیط زندگی موجب از هم گسیختگی روزافزون انسجام اجتماعی در این محل می گردد و بناهای متروکه و مخروبه به صورت لکه های سیاه رنگ در نقشه نمایان می گردد که با گذر زمان این مقدار سیر صعودی نیز به خود می گیرد.
اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی برکاهش نگرانی و سازگاری اجتماعی زنان سرپرست خانوار مبتلا به اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (اسفند) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۶
255 - 239
حوزههای تخصصی:
زمینه: اضطراب اجتماعی و نگرانی های مرتبط با آن، به ویژه در زنان سرپرست خانوار، می تواند تأثیر منفی بر سازگاری اجتماعی و عملکرد روزمره آنان بگذارد. درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی به عنوان یک روش مداخله ای نوین، با ترکیب مؤلفه های شناختی-رفتاری و تمرین های ذهن آگاهی، می تواند در کاهش نگرانی و بهبود سازگاری اجتماعی مؤثر باشد. با این حال، پژوهش های محدودی به بررسی اثربخشی این روش در زنان سرپرست خانوار مبتلا به اضطراب اجتماعی پرداخته اند. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش نگرانی و سازگاری اجتماعی زنان سرپرست خانوار مبتلا به اضطراب اجتماعی بود. روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان سرپرست خانوار تحت پوشش اداره بهزیستی شهرستان اندیمشک تشکیل دادند. نمونه پژوهش شامل 30 نفر از زنان سرپرست خانوار تحت پوشش اداره بهزیستی شهرستان اندیمشک بود که به روش نمونه گیری هدفمند و با توجه به ملاک های ورود و خروج از مطالعه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه گمارده شدند. گروه آزمایشی 8 جلسه 60 دقیقه ای درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی (سگال، 2009) را دریافت کرد و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب اجتماعی (کانور و همکاران، 2000)، نگرانی پنسیلوانیا (مایر و میلر، 1990) و سازگاری اجتماعی (بل، 1961) استفاده شد. تجزیه و تحلیل یافته ها با استفاده از نرم افزار SPSS-27 و از طریق آزمون تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر صورت گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش نگرانی و بهبود سازگاری اجتماعی در زنان سرپرست خانوار مبتلا به اضطراب اجتماعی اثربخش بود (01/0 p<). همچنین اثر مداخله پس از پیگیری دو ماهه حفظ شده است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده، درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند به عنوان یک روش مؤثر در کاهش نگرانی و بهبود سازگاری اجتماعی زنان سرپرست خانوار مبتلا به اضطراب اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد.
اثربخشی آموزش همدلی بر خودتنظیمی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اسلام و روانشناسی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۷
33 - 51
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هر دانش آموزی که پا به مقطع ابتدایی می گذارد، نیازمند مهارت هایی هم در جهت موفقیت و پیشرفت تحصیلی خود و هم در جهت ارتباط با دانش آموزان دیگر است. به عنوان یکی از مهارت هایی که توجه به آن اهمیت بسیار بالایی دارد و بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان موثر است می تواند از خودتنظیمی نام برد. خودتنظیمی به عنوان راهبردی برای کمک به فراگیران در جهت تسلط بر فرآیند یادگیری و بهبود کیفیت آن، و همچنین درجهت تنظیم و سازگار کردن احساسات براساس نیازهای موقعیت شناخته می شود. در کنار آن دانش آموزان نیاز دارند تا جریان اجتماعی شدن را به درستی طی نموده و با همسالان خود ارتباط سازگارانه ای داشته باشند، چراکه سازگاری اجتماعی بالا در واقع زیربنای عملکرد خوب، تسهیل کننده نقش اجتماعی و عامل رضایت بیشتر از زندگی است. ازاین رو انجام مداخلات روانشناختی و بررسی تأثیر آموزش های مختلف در جهت سازگاری دانش آموزان امری ضروری است. از طرفی آموزش همدلی نیز به عنوان یک آموزش کاربردی برای تمام سنین شناخته می شود. ازآنجایی که زندگی در عصر حاضر سرشار از تجربه استرس ها، اضطراب ها، تعارض ها و درگیری های ذهنی است، همدلی یکی از بهترین مقابله ها در برابر این فشارهاست. براین اساس هدف از پژوهش حاضر، بررسی تأثیر آموزش همدلی بر خودتنظیمی و سازگاری اجتماعی دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی بود. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و با استفاده از طرح پیش آزمون و پس آزمون، همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان پسر مقطع ابتدایی شهر قم در سال تحصیلی 1401 - 1402 را شامل می شد، و نمونه پژوهش دو کلاس 14 نفری (مجموع 28 نفر) از دانش آموزان پایه سوم ابتدایی مدرسه مفید در ناحیه چهار شهر قم بودند که به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده شامل:
پرسشنامه های خودتنظیمی هافمن و کاشدان (2010): این پرسشنامه دارای 20 سوال همراه با طیف لیکرت 5 درجه ای می باشد و 3 مؤلفه پنهان کاری، سازش کاری و تحمل را می سنجد.
پرسشنامه های سازگاری اجتماعی سینها و سینگ (1993) : این پرسشنامه دارای 20 سوال، به صورت دوگزینه ای و با گزینه های (بله - خیر) می باشد. پاسخ بله دارای نمره صفر و پاسخ خیر دارای نمره یک است. و نمره پایین تر نشان دهنده سازگاری اجتماعی بالاتر است.
پس از برگزاری پیش آزمون، گروه آزمایش به مدت هشت جلسه براساس پروتکل پیشنهادی جانبزرگی و آگاه هریس (2009) آموزش همدلی را دریافت کردند. این آموزش شامل چهار گام اساسی می شد: گام اول آشنایی با احساسات فیزیولوژیک، گام دوم آشنایی با احساسات روان شناختی، گام سوم تمرکز بر مشابهت و تفاوت احساسات خود با دیگری و گام چهارم تقویت پاسخ های همدلانه. هر یک از این گام ها در دو جلسه مورد توجه قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ گونه آموزشی در این زمینه دریافت نکرد.
نتایج: در این پژوهش برای تجزیه و تحلیل داده ها در سطح توصیفی از میانگین و انحراف معیار استفاده شد.
اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
105 - 139
حوزههای تخصصی:
اختلال اوتیسم به علّت مشکلاتی که در رشد مهارت های ارتباطی، عاطفی، تعاملی، کلامی و شناختی افراد مبتلا ایجاد می کند، تقریباً تمام اعضای خانواده، به ویژه مادران را درگیر مسائل ناشی از این اختلال می کند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند اوتیسم انجام گرفت. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای فرزند اوتیسم در سال 1403 شهر اردبیل بود که از میان آن ها برحسب ملاک های ورود به پژوهش و به روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه ی 75 دقیقه ای برنامه ی آموزش مهارت های ارتباطی مک کی و همکاران (2009) را دریافت کردند و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی سازگاری اجتماعی بل (۱۹۶۱) و پرسشنامه ی کیفیت زندگی اسکوینتگتون و همکاران (2004) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که بین میانگین سازگاری اجتماعی (001/0>P، 40/57F=، 688/0 η p 2 =) و کیفیت زندگی (001/0>P، 58/89F=، 775/0 η p 2 =) مادران گروه آزمایش و گروه کنترل در پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. بدین صورت که بعد از اجرای برنامه ی آموزش مهارت های ارتباطی، میانگین نمرات سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته است؛ بنابراین، مادران دارای فرزند اوتیسم به کمک مهارت های ارتباطی می توانند سازگاری خود را بهبود بخشند و کیفیت زندگی در آنان افزایش می یابد.
تأثیر آموزش روش های تفکر منطقی (قصه گویی و اجتماع پژوهشی) بر مهارت استدلال، سازگاری اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
313 - 327
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: آموزش تفکر به دانش آموزان، یکی از اساسی ترین وظایف نظام آموزش و پرورش است. از مهم ترین شیوه هایی که در این زمینه در سال های اخیر رشد پیدا کرده، آموزش فلسفه به کودکان (فبک) است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش روش های تفکر منطقی (قصه گویی و اجتماع پژوهشی) بر مهارت استدلال، سازگاری اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان اجرا شد. روش ها : روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها کمی از نوع شبه آزمایشی بود. برای دستیابی به اهداف، نمونه ای به حجم 187 نفر از دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهرستان خرم آباد در شش کلاس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه سازگاری اجتماعی دانش آموزان، آزمون مهارت های استدلال نیوجرسی و آزمون پیشرفت تحصیلی بودند که پس از بررسی و اطمینان از روایی و پایایی در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون اجرا شدند. مداخله آزمایشی در دو روش قصه گویی و اجتماع پژوهشی هر کدام با الگو و فرایند مشخص به مدت پنج جلسه اجرا شدند. یافته ها: نتایج نشان دادند دو روش قصه گویی و اجتماع پژوهشی بر پیشرفت تحصیلی، سازگاری اجتماعی و استدلال اثرگذار بودند (لامبدای ویلکس 0.32 با 47.69=F و سطح معناداری 0.01>p). در سازگاری اجتماعی و استدلال روش اجتماع پژوهشی نسبت به قصه گویی اثربخشی بالاتری داشت. نتیجه گیری: بر این اساس می توان نتیجه گرفت آموزش فلسفه به کودکان در قالب قصه گویی و تشکیل اجتماعات پژوهشی علاوه بر ارتقای کیفیت های عاطفی (سازگاری اجتماعی) بر ارتقای کیفیت تحصیل (پیشرفت تحصیلی) و رشد مهارت-های تفکر (استدلال) اثرگذار است.
تحلیل کتب درسی و محتوای شبکه آموزشی دانش آموزی (شاد) مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی از منظر انطباق با مولفه های کار گروهی ماکسول
منبع:
نوآوری های اخیر در روان شناسی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
27 - 42
حوزههای تخصصی:
در شناسایی علل ضعف در مهارت کار گروهی، یکی از فرضیه های محققین کم توجهی به آموزش این مقوله در دوره کودکی است. به همین جهت هدف پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کتب درسی و محتوای شبکه آموزشی دانش آموزی (شاد) در درس مطالعات اجتماعی ابتدایی از منظر انطباق با مولفه های کار گروهی ماکسول بود. این پژوهش کاربردی بود و با روش تحلیل محتوای کمی انجام شد. محتوای کتب مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی در کشور ایران در سال تحصیلی 1403-1402 و محتوای رسمی شبکه آموزش دانش آموزی (شاد) با روش سرشماری انتخاب و با آمار توصیفی و آنتروپی شانون تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان داد در کتب درسی مطالعات اجتماعی و در محتوای رسمی شبکه شاد، از منظر میزان اشاره و ترویج مولفه های کار گروهی ماکسول، رتبه اول به مولفه «تشریک مساعی» تعلق می گیرد و به مولفه «سازگاری» و «بها دادن» اصلاً اشاره ای نشده است. نتایج نشان از همبستگی میان رتبه مولفه های کتب درسی و شبکه شاد داشت. همچنین فراوانی کم مولفه های مطرح شده، نشان دهنده توجه کم برای آموزش این مهارت در بستر کتب درسی مطالعات اجتماعی و محتوای شبکه شاد درس مطالعات اجتماعی است.
پیش بینی رفتارهای پرخطر آنلاین نوجوانان براساس پیوندهای والدینی، سازگاری اجتماعی و خودآگاهی
منبع:
نوآوری های اخیر در روان شناسی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
58 - 74
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بینی رفتارهای پرخطر آنلاین نوجوانان براساس پیوندهای والدینی، سازگاری اجتماعی و خودآگاهی انجام شد. روش پژوهش توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی نوجوانان مدارس دوره دوم متوسطه شهر شیراز در سال تحصیلی 1402-1403 بود که از بین آنها 380 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری شامل سیاهه پیوند والدینی (PBI)، سیاهه سازگاری بل (BAI)، پرسشنامه خودآگاهی (SAQ) و مقیاس استفاده آسیب زا از اینترنت (GPIUS2) بود. تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که پیوندهای والدینی، سازگاری اجتماعی و خودآگاهی در کل 44.1 درصد از واریانس نمرات رفتارهای پرخطر آنلاین را تبیین می کند. مراقبت والدین، سازگاری اجتماعی و خودآگاهی به صورت منفی و حمایت افراطی به صورت مثبت قادر به پیش بینی رفتارهای پرخطر آنلاین نوجوانان بودند (0.05>P). بر اساس یافته های این پژوهش و از آنجا که تغییرات سریع فناوری می تواند رفتارهای پرخطر آنلاین نوجوانان را افزایش دهد، مشاوران و روان شناسان می توانند نتایج پژوهش حاضر را مدنظر قرار دهند.
تدوین مدل ساختاری پیش بینی انعطاف پذیری روانشناختی بر اساس ویژگی های شخصیتی، صمیمیت خانواده و سازگاری اجتماعی با میانجیگری بهزیستی اجتماعی در رشد و تعالی زنان مطلقه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر ، تدوین مدل ساختاری پیش بینی انعطاف پذیری روانشناختی زنان مطلقه بر اساس ویژگی های شخصیتی، صمیمیت خانواده و سازگاری اجتماعی با نقش میانجی بهزیستی اجتماعی بود. این پژوهش از نوع همبستگی و جامعه آماری آن شامل زنان مطلقه شهر تهران در سال های 1402-1403 بود. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و مراجعه به مراکز ازدواج و طلاق، 418 نفر انتخاب شدند که از این تعداد، 409 پرسشنامه قابل تحلیل بود. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های استاندارد انعطاف پذیری شناختی، بهزیستی اجتماعی، ویژگی های شخصیتی، سازگاری اجتماعی و صمیمیت خانواده بودند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی، رگرسیون چندمتغیره و مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS نسخه 24 و Smart PLS نسخه 3 تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که بین انعطاف پذیری روانشناختی با ویژگی های شخصیتی، صمیمیت خانواده، سازگاری اجتماعی و بهزیستی اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد)۰٫۰۱ (P>نتایج رگرسیون نیز نشان داد که انعطاف پذیری روانشناختی بر اساس متغیرهای فوق قابل پیش بینی است. همچنین، مدل برازش یافته تأیید کرد که بهزیستی اجتماعی در این رابطه نقش میانجی ایفا می کند. این یافته ها می تواند در طراحی برنامه های آموزشی و مشاوره ای برای زنان مطلقه مورد استفاده قرار گیرد.