تأثیر آموزش روش های تفکر منطقی (قصه گویی و اجتماع پژوهشی) بر مهارت استدلال، سازگاری اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
313 - 327
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: آموزش تفکر به دانش آموزان، یکی از اساسی ترین وظایف نظام آموزش و پرورش است. از مهم ترین شیوه هایی که در این زمینه در سال های اخیر رشد پیدا کرده، آموزش فلسفه به کودکان (فبک) است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش روش های تفکر منطقی (قصه گویی و اجتماع پژوهشی) بر مهارت استدلال، سازگاری اجتماعی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان اجرا شد. روش ها : روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر گردآوری داده ها کمی از نوع شبه آزمایشی بود. برای دستیابی به اهداف، نمونه ای به حجم 187 نفر از دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهرستان خرم آباد در شش کلاس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه سازگاری اجتماعی دانش آموزان، آزمون مهارت های استدلال نیوجرسی و آزمون پیشرفت تحصیلی بودند که پس از بررسی و اطمینان از روایی و پایایی در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون اجرا شدند. مداخله آزمایشی در دو روش قصه گویی و اجتماع پژوهشی هر کدام با الگو و فرایند مشخص به مدت پنج جلسه اجرا شدند. یافته ها: نتایج نشان دادند دو روش قصه گویی و اجتماع پژوهشی بر پیشرفت تحصیلی، سازگاری اجتماعی و استدلال اثرگذار بودند (لامبدای ویلکس 0.32 با 47.69=F و سطح معناداری 0.01>p). در سازگاری اجتماعی و استدلال روش اجتماع پژوهشی نسبت به قصه گویی اثربخشی بالاتری داشت. نتیجه گیری: بر این اساس می توان نتیجه گرفت آموزش فلسفه به کودکان در قالب قصه گویی و تشکیل اجتماعات پژوهشی علاوه بر ارتقای کیفیت های عاطفی (سازگاری اجتماعی) بر ارتقای کیفیت تحصیل (پیشرفت تحصیلی) و رشد مهارت-های تفکر (استدلال) اثرگذار است.