مطالب مرتبط با کلیدواژه

کم توانی ذهنی


۶۱.

رویکرد خودحمایتی: روشی برای سازگاری اجتماعی دانش آموزان با کم توانی ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حقوق فردی خودحمایتی دانش آموزان سازگاری اجتماعی کم توانی ذهنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۳۱
زمینه و هدف: رویکرد خودحمایتی، رویکردی است که فرد با قرار گرفتن در گروه های مبتنی بر خودحمایتی، توانایی دفاع از حقوق خود را کسب می کند و به سازگاری اجتماعی دست می یابد. بررسی رویکرد های خودحمایتی برای افزایش سازگاری اجتماعی دانش آموزان با کم توانی ذهنی از اهمیت خاصی برخوردار است. این پژوهش با هدف رویکرد خودحمایتی، روشی برای سازگاری اجتماعی دانش آموزان با کم توانی ذهنی انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع مروری بود. برای جمع آوری اطلاعات از مقاله ها، پایان نامه ها و کتاب های موجود در پایگاه های علمی معتبر از سال ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۳ استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که با توجه به اینکه انسان ها شایسته برخورداری از توانایی دفاع از حقوق خود و سازگاری اجتماعی هستند. رویکرد خودحمایتی نوعی راهبرد مهم برای حمایت از دانش آموزان با کم توانی ذهنی به منظور افزایش سازگاری اجتماعی می باشد. نتیجه گیری: رویکرد خودحمایتی برای دانش آموزان با کم توانی ذهنی باید به عنوان یک سیستم حمایتی اساسی در جامعه جهت توانمندسازی و تقویت سازگاری اجتماعی به اجرا درآید. بنابراین، باید برای دانش آموزان با کم توانی ذهنی نوعی گروه های خودحمایتی در سطح جامعه تشکیل شود.
۶۲.

تحلیل محتوای کمی رفتار سازشی در کتاب مطالعات اجتماعی دانش آموزان با کم توانی ذهنی: یک رویکرد قیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: رفتار سازشی کم توانی ذهنی مطالعات اجتماعی تحلیل محتوا دوره متوسطه دوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۲
هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای کتاب مطالعات اجتماعی دوره متوسطه دوم دانش آموزان با کم توانی ذهنی از نظر توجه به بحث های ده گانه رفتار سازشی بود. پژوهش با روش تحلیل محتوای کمی از نوع قیاسی انجام شد. جامعه آماری شامل سه کتاب مطالعات اجتماعی پایه های دهم، یازدهم و دوازدهم دوره متوسطه دوم دانش آموزان با کم توانی ذهنی در سال تحصیلی 1402-1403 بود. به دلیل محدودیت حجم جامعه آماری، نمونه گیری انجام نشد و با روش سرشماری، تمام متن هر سه کتاب تحلیل محتوا شد. ابزار جمع آوری داده ها شامل سیاهه تحلیل محتوا بود که روایی آن به وسیله متخصصان تأیید شد. پایایی ابزار با روش توافق نمره گذاران سنجش شد که ضریب توافق 91 درصد به دست آمد. واحد تحلیل، جمله ها و تصاویر موجود در درس ها بود که با روش قیاسی تحلیل شد. نتایج تحلیل محتوا نشان داد که به ترتیب بیشترین فراوانی رفتار سازشی در کتاب مطالعات اجتماعی پایه دهم مربوط به مقوله های امور اجتماعی، امور شغلی و ارتباط و کمترین فراوانی به مقوله های خودمراقبتی، خودهدایتی و استفاده از امکانات جامعه مربوط بوده است. در کتاب مطالعات اجتماعی پایه یازدهم به ترتیب بیشترین فراوانی به امور شغلی، امور اجتماعی و ارتباط و کمترین فراوانی شامل خودمراقبتی، امور تحصیلی و اوقات فراغت بود. در کتاب مطالعات اجتماعی پایه دوازدهم بیشترین فراوانی به امور اجتماعی، سلامتی و ایمنی و امور شغلی و کمترین فراوانی به اوقات فراغت، امور تحصیلی و خودمراقبتی مربوط بوده است. همچنین در مجموع هر سه کتاب بیشترین فراوانی مقوله های رفتار سازشی شامل امور اجتماعی، امور شغلی و ارتباط و کمترین فراوانی شامل خودمراقبتی، امور تحصیلی و اوقات فراغت بود. این نتایج بر ضرورت توزیع محتوایی متناسب مقوله های گوناگون رفتار سازشی در کتاب درسی مطالعات اجتماعی دانش آموزان با کم توانی ذهنی تأکید دارد.
۶۳.

تبیین پدیدارشناسی چالش های دوران بلوغ دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش پذیر بلوغ پدیدارشناسی کم توانی ذهنی نوجوان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۸
زمینه و هدف: ورود به دوران بلوغ و تحولات در پی آن برای دانش آموزان کم توان ذهنی که دارای محدودیت هایی در یادگیری هستند، می تواند برای خود و خانواده آنان سخت و طاقت فرسا باشد. هدف از انجام پژوهش حاضر تبیین پدیدارشناسی چالش های دوران بلوغ دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر بود. روش: روش بررسی براساس رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دانش آموزان دخترکم توان ذهنی در مدارس استثنایی در شهر قم بود. نمونه مورد پژوهش شامل 13 نفر از مادران دانش آموزان دختر کم توان ذهنی که با به کارگیری روش نمونه گیری هدفمند و رعایت اصول اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش 7 مرحله ای کلایزی تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: نتایج حا کی از استخراج 3 مضمون اصلی و 8 مضمون فرعی بود. مضمون های اصلی عبارت بودند از: چالش فردمحور )مقاومت در برابر تغییرات بلوغ، تغییرات خلقی در دوران بلوغ، تغییرات جسمانی دوران بلوغ، تقید به مسائل مذهبی، استقلال یا وابستگی به والدین(؛ چالش خانواده محور )فرسودگی والدین، نحوه آ گاهی دادن به دانش آموز درخصوص بلوغ(؛ و چالش تحصیلی )اختلال در فرایند درسی( بودند که در پژوهش به تفصیل مورد بررسی قرار گرفتند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج مشخص شد که رسیدگی به مشکلات و چالش های دانش آموزان دختر کم توانی ذهنی و خانواده آنان در دوران بلوغ ضروری می باشد و از این رو ارائه خدمات حمایتی و آموزشی برای آنان می تواند از مشکلاتشان بکاهد.
۶۴.

نقش واسطه ای پذیرش کودک کم توان ذهنی در رابطه میان حمایت خانواده و مسئولیت پذیری اجتماعی کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پذیرش کم توانی ذهنی حمایت از خانواده مسئولیت پذیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۱
زمینه و هدف: کم توانی ذهنی، می تواند بر ساختار خانواده اثر سوء داشته باشد و به دلیل ایجاد تنش های روانی، اجتماعی و اقتصادی بر والدین، منجر به فروپاشی نظام خانواده گردد. این پژوهش باهدف بررسی نقش واسطه ای پذیرش کودک کم توان ذهنی در رابطه میان حمایت خانواده و مسئولیت پذیری اجتماعی کودک انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود که در بین مادران دارای کودک کم توان ذهنی ساکن شهر اصفهان انجام شد. از میان جامعه مورد پژوهش با توجه به محدودیت های دسترسی به نمونه ، 200 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه مقیاس حمایت از خانواده (دانست و همکاران، 1984)، پذیرش کودک کم توان ذهنی (ران.هو و جین، 2014)، مقیاس مسئولیت پذیری اجتماعی دوکو و همکاران (2013) بود. داده ها با تحلیل همبستگی و معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که حمایت از خانواده در ارتباط مستقیم و مثبت با پذیرش کودک کم توان ذهنی است و پذیرش کودک از طرف والدین ارتباط مثبت با مسئولیت پذیری در کودک دارد. با این وجود، بررسی روابط غیرمستقیم نشان داد که حمایت از خانواده از طریق پذیرش کودک با مسئولیت پذیری در کودک در ارتباط است (01/0>p). نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که هر چقدر از خانواده دارای فرزند کم توان ذهنی در حوزه های مختلف به صورت واقعی حمایت شود، روحیه ی آن ها افزایش خواهد یافت و کودک مبتلا به کم توانی ذهنی، مورد پذیرش قرار خواهد گرفت و در نتیجه باعث بهبودی مسئولیت پذیری در کودک نیز می شود.
۶۵.

اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر الگوی شناختی پردازش اطلاعات اجتماعی بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدل شناختی پردازش اطلاعات اجتماعی مشکلات رفتاری کم توانی ذهنی آموزش مهارت های اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۵
زمینه و هدف: افراد کم توان ذهنی افزون بر مشکلاتی در زمینه یادگیری و تحصیل، دارای مشکلات رفتاری ناشی از ضعف در فرایندهای شناختی اجتماعی نیز هستند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مدل شناختی پردازش اطلاعات اجتماعی بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان با کم توانی ذهنی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی دانش آموزان دختر ۹ تا ۱۳ سال با کم توانی ذهنی شهر اراک در سال 1403 بود. تعداد 36 نفر از این دانش آموزان با بهره هوشی 55 تا 70 از یکی از مدارس استثنایی به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 18 نفر) قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها در مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری از آخررین نسخه اعتباریابی شده پرسشنامه مشکلات رفتاری- فرم معلمان (راتر، 1967) در ایران استفاده شد. گروه آزمایش طی ۱۵ جلسه ۶۰ دقیقه ای برنامه آموزشی مهارت اجتماعی را بر اساس مدل شناختی اجتماعی کرک و داج دریافت کردند و گروه گواه در فهرست انتظار بودند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد آموزش مهارت اجتماعی بر کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان اثربخش بود (598/0=η2 ، 001/0=p، 57/50=(68، 2)F). نتیجه گیری: آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر مدل شناختی پردازش اطلاعات اجتماعی توانسته است با بهبود در مراحل پردازش شناختی از جمله تفسیر دقیق تر نشانه های اجتماعی، انتخاب پاسخ های سازش یافته تر و تقویت مهارت های حل مسئله اجتماعی، به کاهش مشکلات رفتاری دانش آموزان دختر با کم توانی ذهنی منجر شود؛ بنابراین پیشنهاد می شود از این مدل آموزشی در مدارس به عنوان روی آوردی مؤثر برای کاهش مشکلات رفتاری و ارتقای سازش یافتگی اجتماعی کودکان کم توان ذهنی استفاده شود.
۶۶.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی، نشخوار فکری و افسردگی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شفقت درمانی افسردگی نشخوار فکری پریشانی روانی کم توانی ذهنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه: مادران دارای فرزند کم توان ذهنی با چالش های روانی متعددی از جمله تحمل پریشانی پایین، نشخوار فکری و افسردگی مواجه هستند. این عوامل می توانند بر کیفیت زندگی و عملکرد مراقبتی آن ها تأثیر منفی بگذارند. درمان مبتنی بر شفقت به عنوان یک رویکرد روان درمانی نوین، بر افزایش خودشفقتی و کاهش انتقاد از خود تمرکز دارد و ممکن است به بهبود این متغیرها کمک کند. با این حال، مطالعات محدودی به بررسی اثربخشی این درمان بر تحمل پریشانی، نشخوار فکری و افسردگی در این گروه خاص پرداخته اند. هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی، نشخوار فکری و افسردگی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی تحت پوشش اداره بهزیستی مرند بود که برای فرزندان خود پرونده مراقبت و حمایت داشتند و از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 40 نفر از مادران دارای فرزند کم توان ذهنی انتخاب شد و به پرسشنامه های افسردگی (بک و همکاران، 1996)، مقیاس تحمل پریشانی (سیمون و گاهر، 2005) و پرسشنامه نشخوار فکری (نولن هوکسما و مارلو، 1991) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس در نرم افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد رویکرد شفقت درمانی به طور معناداری باعث کاهش افسردگی در مادران دارای فرزند کم توان ذهنی شد (05/0 >P). همچنین این روش درمانی در کاهش نشخوار فکری و پریشانی روانی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی به طور معناداری اثر داشت (05/0 >P). نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که رویکرد درمان مبتنی بر شفقت می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در جهت ارتقای سلامت روان و کیفیت زندگی این مادران به کار گرفته شود. استفاده از این درمان در مراکز مشاوره و خدمات روان درمانی می تواند به کاهش بار روانی و بهبود عملکرد مراقبتی این گروه کمک کند.
۶۷.

تأثیر تمرین روی ترامپولین بر رشد حرکتی و شادی کودکان با و بدون کم توانی ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ترامپولین رشد حرکتی شادی کم توانی ذهنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۲
زمینه و هدف: هدف از مطالعه حاضر بررسی تأثیر تمرینات ریتمیک همراه با موسیقی روی ترامپولین بر رشد حرکتی و شادی کودکان با و بدون کم توانی ذه نی آموزش پذیر بود. روش: پژوهش حاضر به روش نیمه آزمایشی طرح پیش آزمون و پس آزمون با 2 گروه کودکان با و بدون کم توانی ذهنی انجام شد. نمونه آماری شامل 30 کودک 9 تا 10 ساله شهر تبریز بود. برای سنجش رشد حرکتی و شادی به ترتیب از ابزارهای برونیکس-اوزرتسکی و پرسشنامه شادی و نشاط استفاده شد. هر 2 گروه تمرینات روی ترامپولین را به مدت 8 هفته، هر جلسه 1 ساعت انجام دادند. پس از مداخله، پس آزمون مشابه با پیش آزمون انجام شد. تحلیل داده ها با ا ستفاده از روش تحل یل کواریا نس تک و چندم تغیری ان جام شد. یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس تک متغیره نشان داد هر 2 گروه در رشدحرکتی تفاوت معنادار داشتند ولی گروه با کم توانی ذهنی تغییرات بیشتری نسبت به گروه بدون کم توانی ذهنی نشان دادند. نتایج تحلیل واریانس چندمتغیره نیز نشان داد هر دو گروه در شادی و نشاط کل و خرده مقیاس های رضایت از زندگی و تعامل اجتماعی تفاوت معنادار داشتند و با توجه به مقادیر میانگین گروه با کم توانی ذهنی تغییرات بیشتری نشان داد. نتیجه گیری: از آنجا که، مداخلات متمرکز روی مهارت های اساسی، رشد مهارت های حرکتی کودکان را بهبود می بخشد و شادی موجبات سلامتی جسم و روان را فراهم می کند، لازم است از تمرینات ریتمیک روی ترامپولین هم در توان بخشی کودکان کم توان ذهنی و هم در پرورش مهارت های حرکتی کودکان بدون کم توانی ذهنی بهره گرفته شود.