مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
۲۷.
۲۸.
انبیا
منبع:
مطالعات قرآنی سال سوم پاییز ۱۳۹۱ شماره ۱۱
87 - 105
حوزههای تخصصی:
تمدن بشری که امروز ما وارث آن هستیم حاصل هزاران سال کار و کوشش ملل و اقوام مختلفی است که هر یک برای مدت کوتاه یا طولانی مسئولیت زنده نگاه داشتن مشعل تمدن انسانی را بر عهده داشته اند و این سکّان را به دیگری سپرده اند و به قول شاعر هر که آمد عمارتی نو ساخت و پس از مدتی این صحنه را برای هنرمندی و ایفای نقش به دیگری سپرد. آنچه گم شده بشر در تمام این دوران بوده است، مفهوم و مصداق سعادت ابدی است که هدف از آفرینش انسان در آموزه های قرآنی می باشد. بازشناسی عوامل عقب ماندگی تمدن اسلامی می تواند از اصلی ترین تکالیف محققان جامعه شده و مقدمه فتح مجدد قله های رفیع تمدن بشری باشد. در این مقاله تلاش شده که با معرفی اجمالی این تمدن ها و بیان نگرش قرآن از مفهوم و مصداق تمدن، به نحوه عملی آموزه های قرآنی، که همان تمدن انسان ساز اسلام می باشد، پرداخته شود.
بازخوانی انواع وحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۳
241 - 269
حوزههای تخصصی:
واژه وحی در قرآن کریم در بیش از 75 آیه به صورت ها و مشتقات مختلف آمده است. از امیرالمؤمنین(ع)- اولین مفسر و مبین علوم قرآن پس از رسول الله- بیانی در معانی انواع وحی رسیده است. پس از آن حضرت، علمای اسلامی مانند اصحاب لغت، مفسران و علمای علوم قرآنی، معانی آن را ذکر کرده و گونه ها و انواعی برای آن قائل شده اند. در میان این تعریف ها همسانی و غیر همسانی مشاهده می شود. حاصل مشترک این تعریف ها و دسته بندی ها، این است که هر وحی به معنای پیام یا اشاره مخفی و سرّی دارای یک منبع صدور و یک دریافت کننده است. با دقت در همه آیات قرآن کریم که حاوی واژه وحی هستند، می توان گفت که منبع صادر کننده وحی- به معنای لغوی یعنی پیام رمزی- عبارت اند از الله حق تعالی، انسان، فرشته، و شیطان. این مقاله با استفاده از معنای لغوی و اصطلاحی وحی و به کمک آیات کریمه قرآن به بررسی انواع وحی بر انسان پرداخته است و آن را به وحی رسالی و غیر رسالی تقسیم نموده و چگونگی وحی رسالی را به وحی بی واسطه و با واسطه تقسیم کرده و به نقد برخی تعریف های دانشمندان علوم قرآن پرداخته و معتقد است که واژه وحی با الهام و رؤیا درباره انسان های برگزیده و انبیا تفاوت دارد.
مؤلفه های داستان های قرآن و مقایسه آن با اسرائیلیات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قرآنی سال دوازدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۸
53 - 72
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم کتابی است که جذاب ترین و معتبرترین قصه های دینی را تشکیل می دهد. قصه در عرصه فرهنگ و انتقال مفاهیم انسانی قدمتی کهن دارد و سازگارترین فرم کلامی با ذهن بشر است. از همین روی دامنه مخاطبانش وسیع تر و قدرت نفوذش بیش تر است. قرآن کریم در طرح داستان ها و به خصوص داستان های انبیا، از سبک و اسلوب های منحصر به فردی بهره جسته است. همین داستان های معنوی، آن هنگام که به دست افسانه پردازان و اسرائیلیات آفرینان افتاده است به نوعی مورد پردازش قرار گرفته که کاملاً با اسلوب و اهداف داستان های قرآن کریم مغایر و متضاد بوده است. این مقاله بر آن است مقایسه ای اجمالی میان پنج ویژگی داستان های قرآن از جمله «حقیقت گرایی، نپرداختن به جزئیات و تفاصیل بی فایده، مبارزه با تحریفات، معرفی انبیا به عنوان الگوهای اخلاقی، رعایت اصول اخلاقی» با پنج ویژگی اسرائیلیات که کاملاً در برابر ویژگی های قصص قرآنی است یعنی «افسانه سرایی و خرافه پردازی، پرداختن به جزئیات و تفاصیل بی فایده، تفاوت ها و تهافت های روایات اسرائیلی، و مخدوش کردن چهره تابناک انبیا ارائه کند تا اختلاف عمیقی که میان این دو روش وجود دارد روشن شود.
تأملی بر آیات به ظاهر نافی عصمت انبیا و بررسی رویکرد تفسیری عارفان و متکلمان در رفع چالش پیرامون آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۲ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۷۳)
147 - 164
حوزههای تخصصی:
برخی از آیات قرآن کریم به طور مستقیم یا غیرمستقیم نسبت خطا یا گناه به انبیای الهی می دهد. با توجه به پیش زمینه های فکری، تبیین و تفسیر این دسته از آیات و تطبیق آنها با آموزه عصمت متفاوت است. مقاله حاضر با مطالعه موردی آیات 76 تا 78 انعام، درنگی بر تحلیل عارفان و متکلمان بر این آیات دارد. مقاله بر این فرضیه استوار است که تعریف متفاوت نبوت و عصمت در اندیشه عارف و متکلم، و مجهز بودن عارفان به ابزار کشف و شهود تفسیر متفاوتی به دنبال خواهد داشت. نتایج، گویای آن است که تفسیرهای عرفانی با رویکرد خاص خود که مبتنی بر هستی شناسی و ابزار معرفتی آنهاست، معنا و معارف بلند را پشتوانه الفاظ قرار داده و ظاهر آیات را منافی عصمت نمی دانند. از منظر ایشان این آیات، استعاره ای از تکامل سلوکی انبیا علیهم السلام است. ستاره و ماه و خورشید واسطه هایی بودند که در سلوک معرفتی ابراهیم علیه السلام گام به گام حذف شدند و این طریق در انسانی تحقق می یابد که خودش از میان برخاسته و معبود را به تماشا نشسته است. از سویی متکلمان برآنند که ظاهر قرآن حجت است و می توان از خود آیات قرآن و ارجاع آیات متشابه به آیات محکم مقصود قرآن را دریافت و عدول از مفاد ظاهری قرآن و روی آوری به تأویل، زمانی مجاز است که مبتنی بر حجتی معتبر باشد. بر باور ایشان ابهامات موجود در داستان انبیا، تفسیر به ترک اولی یا از باب تعلیم به دیگران تفسیر می شود.
بررسی تطبیقی «انسان کامل» در آراء متصوفه و اندیشمند شیعی معاصر منصور براعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۷۲
305 - 324
حوزههای تخصصی:
انسان کامل، فارغ از شیوه تبیین، از آموزه های مشترکِ عرفای اسلامی است. وجوه اشتراک و اختلاف این ایده در قالب طرح نمونه قدسی از انسان یا انسان کامل مطرح می شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی به بررسی تطبیقی ایده مزبور در آراء اندیشمند و مفسر شیعی معاصر، منصور براعتی و متصوفه اختصاص دارد. براعتی، مفسر شیعی و ابن عربی، پدر عرفان نظری متصوفه، عقیده دارند انسانِ کامل، خلیفه حق و واسطه او با مردمان است. اگر این واسطه از میان برخیزد، عالم متلاشی شده و آخرت آغازمی شود. وجود پیامبر اکرم(ص) به عنوان عقل اول و کامل ترین انسان در جهان هستی، از دیگر نتایج فکری مشترک براعتی و متصوفه است. تمامی موجودات عالم هستی از فرشتگان و انبیا و سایر انسان ها، تحت امر و اراده این عقل اول قراردارند. از تفاوت های بارز دو ایده این است که براعتی عقیده دارد مصداق انسان کامل در وجود انبیای الهی و امامان معصوم تجلی می یابد و دیگر انسان ها نیز به تناسب ظرفیت و استعدادهای درونی به واسطه انسان های کامل، در مسیر رشد و کمال قراردارند. ولی در تصوف علاوه بر انبیای مکرم، پیران و اقطاب صوفیه نیز در دسته انسان کامل جای دارند.
بررسی تطبیقی «اعتراف به ظلم» در لسان پیامبران در قرآن کریم از دیدگاه آیت الله جوادی آملی و فخرالدین رازی
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال چهارم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۱۴)
119 - 147
حوزههای تخصصی:
«عصمت» به معنای پاکی از هرگونه گناه و نیز مصونیت از خطا در دریافت و ابلاغ وحی، از امتیازات و ویژگی های خاص و لازمه رسالت پیامبران الهی می باشد که به دلیل اهمیت بالایی که دارد، مورد بحث و توجه بسیاری از عالمان و اندیشمندان مکتب های مختلف کلامی قرار گرفته است. یکی از مسائلی که بحث های زیادی را برانگیخته، آیاتی از قرآن کریم است که حاوی عبارات «اعتراف به ظلم» از لسان پیامبرانی چون حضرت آدم، حضرت موسی و حضرت یونس(ع) می باشد که برخی با استناد به این آیات عدم عصمت پیامبران الهی را نتیجه گرفته اند. این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و به صورت تطبیقی، در پی پاسخ به این پرسش است که منظور از «ظلم» و اعتراف به آن از دیدگاه آیت الله جوادی آملی و فخرالدین رازی چیست و چه ارتباطی با «عصمت» پیامبران دارد؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که آیت الله جوادی آملی به عنوان نماینده مکتب کلامی شیعه، «عصمت» را برای تمام دوران پیامبران ثابت می کند و «ظلم» را با ذکر ادله و شواهد متعدد، بر معنای لغوی آن یعنی ستم، نقص و محرومیت حمل می کند؛ اما فخرالدین رازی به عنوان نماینده مکتب کلامی اشاعره، در تحلیل خود «عصمت» را به دوران پس از نبوت و «ظلم» را به پیش از نبوت مربوط می شمارد.
بررسی و مقایسه نظرگاه خاص مولانا و شمس تبریزی درباره انبیاء الهی و بزرگان دین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشاره به قصه انبیا، یکی از موضوعاتی است که در اکثر متون ادب فارسی؛ به ویژه در ادبیات عرفانی به آن اشاره شده است. مولانا و شمس تبریزی دو عارف بزرگ ادب فارسی اند که بر روی اندیشه و افکار یکدیگر، تأثیرگذار بودند و با ترویج افکار و اندیشه های خود، سبب رونق و غنای ادب عرفانی شدند. پژوهشگران، پژوهش های متعددی در زمینه تشابهات و نکات اشتراک این دو عارف پرداخته اند، اما در خصوص جایگاه و مقام انبیاء در اندیشه این دو، پژوهشی مستقل صورت نگرفته است. در این جستار نگارندگان، تلاش نموده اند به شیوه توصیفی- تحلیلی و با روش کتابخانه ای، به بیان تضادها و تفاوت های نظرگاه خاص مولانا و شمس تبریزی درباره انبیاء و بزرگان دین بپردازند. با بررسی آثار مولانا و شمس می توان نتیجه گرفت که مولانا در سراسر مثنوی و همچنین در فیه مافیه به زندگی و داستان پیامبران پرداخته است تا از طریق داستان، علاوه بر جذب مخاطب و ایجاد رضایت و خرسندی به اندرز و نصیحت او بپردازد و دشواری های راه سلوک را برای کسانی که بی واسطه توان درک و فهم این مراحل و مراتب را ندارند در قالب داستان، آسان و قابل فهم گرداند. شمس تبریزی بر اساس آرا و اندیشه های خاص خود به داستان پیامبران در گفتارش پرداخته است؛ اما چون هدف او آموزش و نصیحت نمی باشد، مانند مولانا به داستان پردازی و گاهی اوقات به نتیجه گیری هم چندان توجهی ندارد و در داستان پیامبران، بسیاری از اوقات به یک یا حداکثر دو رویداد در زندگی پیامبری توجه کرده است.
بررسی انتقادی دیدگاه ابن تیمیه پیرامون عبارت «ما تقدَّم من ذنبک و ما تأخَّر»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۵)
87 - 106
حوزههای تخصصی:
به باور ابن تیمیه، انبیا از گناه معصوم نیستند، بلکه از اصرار و پافشاری بر گناه معصوم اند. وی معتقد است آیات قرآن دلالت دارد که پیامبر اکرم(ص) مرتکب گناه شده و سپس استغفار و توبه می کنند. یکی از آیات مورد استناد ابن تیمیه در این باره، آیه دوم سوره فتح است که به گمان وی، این آیه عدم عصمت رسول مکرم اسلام(ص) در انجام گناه را اثبات می کند. وی با خدشه بر یک نظر تفسیری مربوط به این آیه، دیدگاه عصمت انبیا از ارتکاب گناه را مورد تقبیح قرار داده و افرادی را که بر اساس همین دیدگاه در پی دستیابی به مراد جدی از آیه اند، تحریف گر و دارای تأویلات باطل و فاسد قلمداد می نماید. در پژوهش حاضر تلاش شده تا به روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد انتقادی، دیدگاه ابن تیمیه و اشکالات وی بر این آیه مورد ارزیابی قرار گیرد. در پایان این نتیجه به دست آمده که تفسیر وی خلاف تفسیر سلف بوده و نسبت های وی به شیعیان بی اساس می باشد.