
انوار معرفت (حکمت عرفانی سابق)
انوار معرفت (حکمت عرفانی) سال 13 بهار و تابستان 1402 شماره 1 (پیاپی 24) (مقاله پژوهشی حوزه)
مقالات
حوزههای تخصصی:
بی تردید، وقتی می توان به درکی عمیق و همه جانبه از معنویت دینی رسید و بر آن اساس، جایگاه و وزن آن را در مصاف با معنویت غیردینی (سکولار) تعیین نمود که مبانی این معنویت کاملاً تبیین شده باشد. این مبانی در ابعاد پنج گانه هستی شناختی، معرفت شناختی، انسان شناختی، غایت شناختی و ارزش شناختی قابل بررسی است. این مقاله به روش تحلیلی توصیفی با تمرکز بر یکی از این مبانی، یعنی مبانی معرفت شناختی معنویت، کوشیده است نقش و وزن منابع شناختی درون زای انسان، یعنی شهود، فطرت و عقل و نیز منبع برون زای وحی در شکل گیری و جهت دهی به معنویت را تبیین کند و در ادامه با توجه به چالش های اساسی که در فضای معنویت غیردینی با عقلانیت وجود دارد، نقش عقلانیت و واقع گرایی را در معنویت دینی و اصیل و سازوکار ارتباطی و تأثیر عقلانیت در ابعاد بینشی، گرایشی و کنشی معنویت بررسی کند. در نهایت، با توجه به نگاه روشنفکران دینی و معنوی که میان تعبد و تعقل فاصله انداخته، جمع میان آن دو را ناممکن تلقی نموده اند، به برخی از شبهات این عرصه پاسخ داده است.
نسبت معنویت و عرفان اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
با توجه به وجود جریان معنویت در جهان معاصر، در محیط اسلامی پرسشی به وجود آمده که نسبت معنویت با عرفان چیست؟ آیا بین آنها نسبت همسانی برقرار است یا ناهمسانی یا عموم و خصوص؟ در پاسخ، «معنویت مطلق» تعریف شد و آن خودپیدایی عقلی تجربی از حیث خروج از تعارض ها و رهایی از رنج ها به سوی یافتن آرامش است. به تعبیر دیگر، «معنویت» یعنی: یافتن خود آرام. سپس «عرفان اسلامی» تعریف شد و آن حرکت توحیدمحورانه دل دردمند و غریب در مسیر گذر از لایه لایه های دل و عبور از منازل دل تا سرحد یافت شهودی شورانگیز و دهشت انگیز خدای سبحان، آن هم در سرّ سویدای دل است. به تعبیر دیگر، عرفان حرکت دردمندانه و باورمندانه از خودیابی به خدایابی است. پس از این دو تعریف، بین معنویت مطلق و عرفان اسلامی نسبت سنجی صورت گرفت که به علت عمومیت معنویت مطلق از جهت دامنه دینی و فرهنگی و مکتبی و از جهت اطلاق در مؤلفه های تعریفی، حکم به عموم و خصوص مطلق داده شد. آنگاه معنویت در فرهنگ اسلامی به سه قسم (معنویت اجتهادی دینی، معنویت عقلی فلسفی و معنویت تجربی عرفانی) تقسیم شد و از این رهگذر بین معنویت اسلامی با معنویت عرفانی مقایسه گردید که به علت عمومیت معنویت اسلامی، حکم به عموم و خصوص مطلق داده شد. آنگاه بحثی چالش برانگیز آغاز شد و آن نسبت معنویت عرفانی و عرفان اسلامی است. به این هدف، مؤلفه های معنویت عرفانی که شامل خود واقعی، ظرفیت های خود واقعی، یافتن خود واقعی، تعارض های موجود در خود واقعی و در نهایت، آرامش تشریح شد و از این رهگذر با عرفان اسلامی مقایسه گردید و چون معنویت عرفانی قوس آغازین تا میانه عرفان اسلامی است، حکم به عمومیت عرفان اسلامی و خصوصیت معنویت عرفانی داده شد. البته روش تحقیق در این نوشتار روش تحلیلی بر پایه داده های فلسفی و عرفانی به سرانجام رسیده است.
مؤلفه های روان شناختی سلامت معنوی در آموزه های عرفانی با تأکید بر اندیشه ابن عربی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به روش توصیفی تحلیلی به بررسی مؤلفه های روان شناختی سلامت معنوی در آموزه های عرفانی، با تأکید بر اندیشه ابن عربی پرداخته است. سلامت معنوی به مثابه یکی از ابعاد مهم سلامت کلی، به ارتباط فرد با معنا و هدف زندگی، باورها و ارزش های معنوی و ارتباط با یک قدرت برتر اشاره دارد. ابن عربی یکی از بزرگ ترین عارفان اسلامی، در آثار خود به تبیین مفاهیم معنوی و تأثیر آنها بر سلامت فرد پرداخته است. این پژوهش نشان می دهد مؤلفه های اصلی سلامت معنوی شامل احساس معنا و هدف در زندگی، ارتباط با خود، ارتباط با دیگران، ارتباط با طبیعت و ارتباط با قدرت برتر، به طور گسترده ای در آموزه های ابن عربی منعکس شده اند. ابن عربی با تأکید بر عشق الهی، این مؤلفه ها را تبیین کرده و نشان داده است چگونه مفاهیم عمیق عرفانی می توانند در زندگی امروزی کاربرد داشته باشند و به بهبود سلامت روانی و معنوی فرد کمک کنند. نتایج این پژوهش بر اهمیت بازخوانی آموزه های عرفانی در زمینه های نوین و کاربردی تأکید می کنند و نشان می دهند که این مفاهیم می توانند نقش مهمی در بهبود کیفیت زندگی و سلامت روانی انسان امروزی ایفا کنند.
عیارسنجی بایسته های سلوکی فقر، مقارنت علم و عمل و پایستگی مجاهدت از منظر هجویری در کتاب «کشف المحجوب» با آموزه های اهل بیت (ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از بالنده ترین رخدادها در تبیین مطالب عرفانی، آمیزش آن با ادبیات فارسی بوده است. کتاب «کشف المحجوب» ابوالحسن هجویری در شمار اولین کتاب های عرفانی به زبان فارسی است که عارفان پسینی بر اتقان آن گواهی داده اند. این اثر به علم سلوک عرفانی پرداخته و در میان باب های آن مواردی وجود دارد که می توان از آنها با عنوان «بایسته های سلوکی» یاد کرد که تا اندازه ای از روش سلوکی هجویری پرده برمی دارد. از آن رو که یکی از گسترده ترین خرده گیری هایی که به جریان عرفان و تصوف شده، دور شدن از روش های سلوکی، از شریعت و از سرچشمه های دینی و مکتب اهل بیت(ع) است، این نوشتار کوشیده سه نمونه از بایسته های سلوکی را از منظر هجویری (فقر، مقارنت علم و عمل، پایستگی مجاهدت) که انتقادهای مهم و گسترده ای به آنها شده است انتخاب نموده و پس از تبیین هریک از این بایسته ها که سالک از سرآغاز تا فرجام باید به آن توجه پیوسته داشته باشد و بحثی روایی درباره موضوع برپا کرده است تا از خلال بازخوانی و تبیین روایات، عیار کلام هجویری عارف در کتاب عرفان عملی اش، محک بخورد. از ویژگی های روایات بحث شده در این نوشتار، اتقان آنها از نظر سندی و دور نشدن از دلالت ظاهری آنها در تبیین است. نتیجه این پژوهش نشان دادن ناهماهنگی برخی از این آموزه ها یا دست کم برخی خوانش ها از این آموزه ها با عرفان اهل بیت(ع) و همسویی برخی دیگر است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی سامان یافته است.
نقد و بررسی نظریه «رؤیاانگاری وحی» با رویکرد عرفانی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
از منظر سروش، وحی همان رؤیا و رؤیا نیز همان وحی است. ایشان به صراحت قرآن را از جنس خواب و نبی اکرم(ص) را راوی رؤیاهای رسولانه می داند. وی با استشهاد به آراء اهل معرفت معتقد است: جبرئیل محصول قوه خیال رسول الله(ص) و شأنی از شئون ایشان است. از دیدگاه وی وجود تناقضات و به کار رفتن واژگان مبهم در قرآن، مؤید نظریه «رؤیای نبوی» است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و انتقادی اصل ادعای سروش و استشهادات وی را بررسی کرده و روشن ساخته که اصل ادعای او مخدوش و استشهادات وی ناتمام است؛ زیرا: ۱. رؤیایی که مقدم بر آمدن جبرئیل است، وحی نیست، بلکه شبه وحی و از اسباب و مقدمات نبوت است و پس از آن، جبرئیل رسالت و به تبع آن، قرآن را برای ایشان از جانب خداوند آورد. بنابراین وحی رؤیایی از سنخ الهام و قبل از نزول ملک است، در حالی که وحی رسالی و نزول قرآن با واسطه ملک، آن هم در بیداری صورت می گیرد. ۲. مطابق آموزه سریان انسان کامل، علم انسان به مراتب عالم، همان علم او به مراتب خویش است که از سنخ علم حضوری است. بدین روی خطا در آن راه ندارد. ۳. هرچند قرآن به معنای تدوینی آن در مرتبه مادی به طور کامل نازل نشده، با این حال، وجود نسخه عقلی آن، مصحح اطلاق واژه «کتاب» بر آن است.
مسائل کلان عرفان عملی و عرفان نظری در اندیشه ی شهید مطهری(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
با آنکه شهید مطهری کتاب تخصصی و مستقلی درباره عرفان ننوشته ، اما در موارد متعددی از آثار خود، به اساسی ترین پرسش ها درباره عرفان اسلامی توجه نشان داده و به مهم ترین مباحث مطرح در دو ساحت اصلی عرفان اسلامی (عرفان نظری و عرفان عملی) اشاره کرده است. پژوهش پیش رو، که به روش تحلیلی اسنادی سامان یافته است، از لابه لای نوشته های گوناگون شهید مطهری، اندیشه کلان ایشان را در این مقوله به دست آورده است. ایشان عرفان اصیل اسلامی را جنبه باطنی و معنوی حقیقت اسلام دانسته و نظریه وارداتی بودن آن را در اسلام به شدت انکار کرده، مهم ترین مؤلفه های هر کدام از دو بخش اساسی عرفان اسلامی را برشمرده و بدین سان فرق علم عرفان نظری را با رقیب خود (فلسفه) و تفاوت علم عرفان عملی را با مشابه خود (اخلاق) روشن کرده است. شهید مطهری اساسی ترین مباحث عرفان نظری (وحدت وجود، توحید عرفانی و انسان کامل) را نیز تبیین نموده؛ همان گونه که مهم ترین مباحث عرفان عملی (همچون ضرورت سیر و سلوک و چند و چون منازل سلوک الی الله) را نیز در آثار خود بررسی کرده است.