قرآن کتابی هدایتگر و بهترین مرجع برای دستیابی و سعادت است، کتابی است که برای هر مسأله ای پاسخی روشن و کامل دارد. یکی از ویژگی های برجسته هدایتی- تربیتی قرآن بیداری بخشی و ارائه راهکارهای مناسب برای تمامی زمان ها است. نزول قرآن در دوران تاریک جهالت و بیدادگری، پیام بیداری و پیامبر، رسول بیداری بود. واکاوی کلید واژه ذکر و نیز مفاهیم قصص و امثال قرآن و بسیاری از آیاتی که در مورد روز حسابگری نازل شده است روشنگر فرازهای بیدارگری در قرآن است. بررسی جامعه شناختی ملت های مسلمان در اوج بیدادگری نشان می دهد که قرآن تنها نسخه نجاتبخشی بوده است که بدان تمسک جسته اند. قرن 14 در سده های اخیر از قرن هایی است که بازگشت به قرآن و اقبال به نگارش آثار قرآن پژوهی با تأکید بر بیداربخشی مسلمانان به اوج خود رسیده است. این مقاله در نظر دارد با اشاره به مهمترین فرازهای بیدارگری در قرآن و نیز گذاری بر مهمترین آثار و صاحبان قرآن پژوهی به جایگاه قرآن به عنوان تنها مرجع بیدارگری در هر عصری تأکید ورزد.
هدف از مطالعه حاضر، ارزیابی و تحلیل سطوح انعکاسی با ضریب بازتابش زیاد است که به عنوان یکی از راهکارهای طراحی غیرفعال به منظور کنترل جذب انرژی تابشی خورشید و کاهش دما و مصرف انرژی مساکن شهری، به خصوص در اقلیم گرم و خشک، به شمار می رود. روش تحقیق در این پژوهش، تحلیلی- مدل سازی است که شامل مطالعه میدانی و شبیه سازی رایانه ای بام های انعکاسی، با ضریب بازتابش متفاوت به کمک نرم افزار Energy plus است. این مطالعه، برای دو نوع بام رایج در ساختمان های مسکونی شهر تهران صورت گرفته است و حاوی تغییرات دقیق دما و مصرف انرژی سرمایشی در طی ماه های مختلف سال می باشد. نتایج تحقیق نشان داد که افزایش مقادیر ضریب بازتابش سطوح بام به کمک متریال های انعکاسی، تأثیر زیادی در کاهش دمای سطح و دمای هوای پیرامونی بام ساختمان دارد. علاوه بر این، مصرف انرژی سرمایشی به علت کاهش جذب حرارت خورشید توسط سطوح خارجی، کاهش می یابد.
خطر زلزله از دیرباز تاکنون سکونت گاه های انسانی را مورد تهدید قرار داده است. با وجود پیشرفت علم و فنّاوری در عصر حاضر نیز انسان هنوز نتوانسته به صورت دقیق به پیش بینی و مقابله با این بلای طبیعی بپردازد. با این وجود می توان با مدیریت صحیح آثار زیان بار آن را به حداقل ممکن تقلیل داد. در پژوهش حاضر به مکان یابی سایت های اسکان موقت برای آسیب دیدگان زلزله در شهر بروجن به عنوان یکی از اقدامات مدیریت بحران در این زمینه، پرداخته شده است. بدین منظور با استفاده از مطالعات کتابخانه ای و بهره گیری از نظر کارشناسان و متخصصین مدیریت بحران عوامل و پارامترهای مؤثر در مکان یابی سایت های اسکان موقت شناسایی و سپس با استفاده از مدل تحلیل سلسله مراتبی وزن نهایی هر یک از عوامل مشخص گردید. با کاربرد سامانه اطلاعات جغرافیایی نیز نقشه های موردنظر در لایه های مختلف تهیه شدند. اطلاعات مکانی و غیر مکانی با استفاده از وزن نهایی هر یک از عوامل ترکیب شده و تجزیه وتحلیل در محیط GIS انجام گردید. خروجی پژوهش، مکان یابی بهترین سایت ها برای اسکان موقت زلزله زدگان می باشد. نتایج تجزیه و تحلیل مقایسات زوجی نشان داد که معیار زمین شناسی با ضریب 106/0 دارای کم ترین اهمیت و معیار ایمنی با ضریب 376/0دارای بیش ترین اهمیت می باشند. هم چنین نتایج نشان داد پارک ها، فضاهای سبز و مدارس بهترین مکان ها برای ایجاد سایت های اسکان موقت آسیب دیدگان زلزله در شهر بروجن می باشند. با توجه به این نکته که تامین فضای لازم برای سایت های اسکان موقت در بخش مرکزی شهر با کمبود مواجه است.
This study was an analytical account of EFL postgraduate learners’ use of verbs in citing other scholars in their own writing. Particular interest was differing extents of these verbs as categorised by Myer (1997), namely verbs representing a statement of scholarly writing, verbs communicating knowledge of scholarly writing, and verbs denoting cognition of scholarly writing, each of which has subcategories. To achieve this, 40 postgraduate dissertations and theses by the University of Dar es Salaam students were purposively selected. From these citation verbs from the introduction and literature review chapters were posted to the Microsoft Excel sheets and frequencies of occurrences were computed for each verb before assigning them to their relevant categories. The findings indicate the predominance of verbs of cognition of scholarly writing (notably perception and interpretation verbs) followed by those denoting knowledge of scholarly writing (notably procedural verbs). The least used category was verbs belonging to a statement of scholarly, especially inclusive verbs with only 10 instances of occurrence.
Central to the spirit of reflective teaching is the ability to focus critically on one’s own beliefs, cognitions, and concerns. Numerous proposals have been developed for implementing reflective practices in pre-service teacher education contexts with the aim of producing highly competent reflective teachers. However, it is imperative to identify the candidates’ beliefs and knowledge base before any interventions could be introduced to effectively trigger a response. This study utilized a reflection oriented model to explore pre-service language teachers’ concerns about language learning/teaching. Interview techniques facilitated such an in-depth exploration among a conveniently sampled 13 candidates studying at a teacher college in Iran. The content analysis of the interviews revealed that affective factors, classroom management, language-related fears, and tensions between their beliefs and practices were the candidates’ major concerns. On the whole, candidates’ preexisting learning experiences seemed to cast a shadow over their cognitions and concerns. Implications regarding reflective practicums in teacher education programs are discussed.
در پژوهش حاضر جایگاه قید در زبان فارسی از منظر دو رهیافت «شاخص بنیاد» چینکوئه (1999) و «افزوده بنیاد» سنتی توصیف و تبیین شده است. در این زمینه با پذیرش تقسیم بندی قید به دو نوع قید جمله و قید فعل، ملاحظه شد که قید در این زبان در جایگاه های آغاز جمله، بلافاصله پس از فاعل و بلافاصله قبل از فعل حضور دارد. بررسی داده ها همچنین نشان داد که قیدهای حالت در جایگاه بلافاصله پس از فاعل به صورت قید فاعل محور تعبیر می شوند و تنها هنگامی که بلافاصله قبل از فعل باشند، خوانش قید حالت دارند. علاوه بر این، داده ها حاکی از آن بود که وقتی قید زبان فارسی مؤکد می شود، در ابتدای جمله تظاهر می یابد، گر چه به همراه درنگ در پایان جمله نیز به کار می رود. جایگاه های پایان جمله، قبل و بعد از فعل نیز محل حضور قید مکان تشخیص داده شد و همپایگی دو قید در درون جمله در زبان فارسی نیز ملاحظه گردید. نتیجه حاصل از تحلیل داده ها، گویای آن است که علی رغم تأیید نشدن ترتیب نسبی مورد تأکید چینکوئه بین فرا قید و فرو قید در زبان فارسی، رهیافت «شاخص بنیاد» وی نسبت به رهیافت «افزوده بنیاد» سنتی تبیین بهتری از جایگاه قید در زبان فارسی ارائه می دهد.
در رده شناسی ترتیب واژه ها، زبان های گوناگون از لحاظ ترتیب و توالی سازه ها بررسی می شوند و سپس مقایسه و طبقه بندی زبان ها بر اساس ترتیب واژه های به دست آمده صورت می گیرد. مقاله حاضر در چارچوب مقاله (1992) درایر، ترتیب واژه ها در گویش بابلی را بررسی می نماید. روش گردآوری داده ها از طریق ضبط پاسخ های 10 گویشور بابلی، 5 گویشور شهرنشین و 5 گویشور روستانشین به پرسشنامه ای که جهت انجام این پژوهش تهیه گردیده بود و همچنین مصاحبه با گویشوران مذکور بوده است. نتایج به دست آمده از این توصیف نشان می دهد که بابلی در مقایسه با زبان های اروپا آسیا با برخورداری از 17 مؤلفه فعل پایانی و 17 مؤلفه فعل میانی توازن میان مؤلفه ها و در مقایسه با زبان های جهان با داشتن 16 مؤلفه فعل پایانی و 15 مؤلفه فعل میانی گرایش مختصری را به سوی رده فعل پایانی نشان می دهد. این نتایج تفاوت ترتیب واژه گویش مذکور با زبان فارسی را نشان می دهد، چراکه گرایش غالب فارسی هم در مقایسه با زبان های اروپا آسیا و هم در مقایسه با زبان های جهان به سوی رده فعل میانی است. فارسی در مقایسه با زبان های اروپا آسیا دارای 12 مؤلفه فعل پایانی و 17 مؤلفه فعل میانی و در مقایسه با زبان های جهان برخوردار از 15 مؤلفه فعل پایانی و 19 مؤلفه فعل میانی است.
The present study compared the effect of cooperative group feedback and cooperative group writing techniques in writing classes. Accordingly, 90 male and female intermediate English language learners sat for a sample piloted Preliminary English Test and 60 who scored one standard deviation above and below the mean were selected as the main participants. Both groups were taught the same course book. Moreover, they received the same hours of instruction and teaching aids in the same physical environment; therefore, the most significant point of departure in the two experimental groups in the present study was the form of writing practices presented in the classroom. One group underwent the cooperative group writing while the other the cooperative feedback procedure throughout the treatment period. The findings of this study based upon the results gained from an independent sample t-test run on the two groups’ posttest mean scores revealed that the participants’ L2 writing improved more significantly in the cooperative group writing class compared to the cooperative group feedback. The findings of this study may be contributory to EFL teachers and syllabus designers in the process of developing more efficient second language writing courses.
شهرها، سیستم های فضایی پیچیده ای هستند که مستقیماً با اقتصاد، سیاست و قدرت ارتباط دارند. تغییرات کاربری اراضی شهری نیز، مقوله ای اقتصادی فضایی است. تغییر در نوع کاربری ها و گرایش های جامعه به مداخله در فضا، بازتاب دهنده ساختار اقتصاد فضا در شهرهاست. در این پژوهش تلاش می شود الگو و گرایش های مداخله در زمین شهری بررسی شود. پژوهش های متعددی درباره کاربری زمین و قیمت زمین انجام شده است؛ اما بررسی گرایش های تغییر کاربری اراضی و ارتباط آن با تغییرات قیمت زمین کمتر مدنظر بوده است. برای این منظور در این پژوهش مصوبات کمیسیون ماده پنج شهر تهران تحلیل می شود. پژوهش حاضر از منظر نوع، کاربردی و داده های استفاده شده در آن، اسنادی و از نوع داده های دست دوم است. جامعه آماری پژوهش، کل مصوبات کمیسیون ماده پنج شهر تهران در سال های 1385 تا 1397 (194 مصوبه و 1322 بند) و روش نمونه گیری، هدفمند بوده است (733 بند). تحلیل های خوشه بندی و ارزیابی الگوها با استفاده از الگوریتم موران I و آماره گتیس- ارد- جی در نرم افزار Arc Gis انجام شده است. نتایج نشان می دهد اقتصاد فضا در شهر تهران مبتنی بر توسعه اراضی با قیمت و با کیفیت شهری زیاد در مناطق مرفه نشین شهر است. مناطق 1، 2، 3 و 6 به مثابه لکه های داغ و مناطق 10، 13، 14، 17 و 19 به مثابه لکه های سرد در ساختار اقتصاد فضا در شهر تهران هستند. گرایش غالب به کاربری های مسکونی، تجاری، اداری و گردشگری است. بیشترین تقاضا برای تغییر کاربری های فضای سبز، مسکونی و اراضی ذخیره توسعه بوده است. الگوی تمرکز این تغییرات در شهر تهران به شکل خوشه ای است. ادامه این روند به سرازیرشدن سرمایه ها به مناطق شمالی شهر، طبقاتی شدن جامعه و تشدید اختلاف قیمت زمین در مناطق شمالی با سایر مناطق شهر تهران می انجامد. راهکار مقابله با این مشکل، تغییر در ساختار اقتصادی کشور، تقویت حکومت محلی و کاهش وابستگی آن به منابع غیرپایدار و تعیین عوارض برای پروانه های ساختمانی است.
مهایات از هیئت مشتق است. این کلمه در لغت به معنی برابری دو هیئت یا دو وضع است. در حقوق تقسیم منافع مشترک را می گویند و امکان استیفای عادلانه از مال را فراهم آورده و موجب حفظ و جلوگیری از معطل ماندن آن می شود و راهی خردمندانه برای ادامه شرکت است. به طور معمول تقسیم مهایات در صورتی مورد استفاده قرار می گیرد که عین مشترک قابل تقسیم نباشد و مالکان ناچار شوند برای جلوگیری از ضرر خود به تقسیم منافع دست بزنند. تقسیم منافع در فقه معمولاً به تراضی صورت می گیرد که این تراضی در حکم عقد جایز بوده و هر یک از شرکا می توانند آن را بر هم بزنند و در صورت عدم توافق، می تواند به اجبار قضایی همراه باشد. ماهیت این عقد از منظر فقه امامیه این است که مهایات عقدی نامعین و در زمره عقود معوض است و در مواردی که با عقود همسانی ندارد، به صورت عقدی مستقل قابل اجرا است. هدف از انتخاب این موضوع تبیین ماهیت و احکام مهایات در فقه امامیه و نظر استاد جعفری لنگرودی محور مهایات می باشد. ماهیت این عقد از منظر فقه امامیه این است که مهایات عقدی نامعین و در زمره عقود معوض می باشد و در مواردی که با عقود همسانی نداشته باش، د به صورت عقدی مستقل قابل اجراست. مهایات به صورت تراضی و اجبار صورت می گیرد و در صورت عدم توافق، می تواند با اجبار دادگاه همراه باشد.
در این مقاله ارزیابی پژوهشگران از رساله اجماعیه استاد جعفری لنگرودی ارائه میشود. محتوای مقاله دارای دو قسمت اصلی است. در قسمت اصلی که بخش عمده محتوای مقاله را به خود اختصاص داده است، توصیف و گزارشی ارائه میشود از ابتکارات و نوآوریهای نویسنده در رساله مذکور. در قسمت دوم و پایانی تاملات پژوهشگران نسبت به برخی نقطه نظرات وی مطرح شده است. در قسمت اول توضیح داده میشود که بازتنظیم مباحث علمی چه اهمیت و ضرورتی دارد و بازتنظیم اهداف و روش طرح مسئله چگونه موجب توسعه علمی و یافتههای جدید میشود. همچنین بازتنظیم و تغییرات سرفصلهای مباحث اجماع توسط استاد جعفری لنگرودی تبیین میشود. در ادامه مجموعه نوآوریها و خلاقیتهای علمی ایشان در رساله مزبور شناسایی و گزارش میشود. اهم این نوآوریها عبارتند از ۱٫ نوآوری در تعریف اجماع به روش عناصرشناسی ۲٫ نوآوری در ابداع مفاهیم و واژگان تخصصی نظیر تراکم فتوا ۳٫ نوآوری در روابط میان مفاهیم علمی ۴٫ نوآوری در نحوه تجزیه و تحلیل ادعای اجماع ۵٫ نوآوری در طرح سؤالهای جدید و نوپیدایی که از محتوای این رساله قابل شناسایی است ۶٫ نوآوری در تمثیل. در قسمت دوم نقدها و تاملاتی که به نظر پژوهشگران در برخی از نظرات وی قابل طرح است ارائه شده است. اهم این تاملات عبارتند از ۱٫ ایراد ایشان به عدم نگارش رساله مستقل اجماع در کتب فقهی ۲٫ تامل در تعریف اجماع به اتفاق اکثر ۳٫ تامل در ادعای عدم توجه به تفکیک اجماع مسامحی از اجماع دقیق و کامل ۴٫ تردید در وجود ابهام نسبت به مرزهای معنایی شهرت و قول اکثر و اجماع
شرط از جمله موضوعاتی است که از منظر فقهای امامیه و حقوق ایران همواره از درجه اهمیت و جایگاه بسیار بالائی برخوردار بوده است، به طوری که تاثیرپذیری حقوق مدنی کشور ما از مبانی فقهی، اهمیت و جایگاه خاصی را برای این مسئله ایجاد کرده است. آنچه باید بدان اهتمام داشت، این که شرط با عنایت به اعتبار موعد و زمان اشتراط در عقد به انواع شروط قبل از عقد، ضمن عقد، الحاقی منقسم میگردند.شرط بنایی، به شرطی اطلاق میشود که طرفین قبل از عقد بدان توافق و موافقت حاصل کنند، به طوری که علیرغم عدم تصریح به شرط در ضمن عقد، توافق بر مبنای آن حاصل شده است.لنگرودی در مبسوط در ترمینولوژی شرط تبانی/ بنائی را این چنین تصریح کرده است: (مدنی) تعهدات عاقد در اثنای مقاوله (مذاکرات پیش از عقد) را گویند. نام دیگر آن شرط تبانی است. (ماده ۱۱۲۸ ق.م).اگر قبل از عقد آن تعهد رابکند و عقد را بر پایه آن تعهد ببندد آن را شرط بنائی یا شرط تبانی نامند. البته باید شرطبنائی صراحت کافی را داشته و ارتباطعقد با آن شرط، محرز و مسلم باشد (ماده ۱۱۲۸ق.م).از دیدگاه فقهای متقدم و متاخر امامیه و عامه در خصوص صحیح بودن و یا باطل بودن آن اجماع و اتفاق نظر ملاحظه نمیشود، به طوری که مشهور فقها نظرواعتقاد بر عدم لازم الوفا بودن شرط بنایی داشته اند، و عدم تصریح شرط در ضمن عقد و نیز فقد تقارن شرط با عقد را اسباب باطل بودن آن میدانند، در مقابل، عده قلیل از فقها، شرط بنایی را صحیح میدانند. از طرفی برخی از فقهای متاخر شرط بنایی را نافذ میدانند، اما در نظام حقوقی کشور ما نظریه غالب دکترین حقوقی و جامعه حقوقدانان شرط بنایی را نافذ دانستهاند و در ادامه نگاه قانونگذار ما به موضوع، متاثر از دیدگاه غیر مشهور فقها بوده است به طوری که مواد ۱۱۱۳و ۱۱۲۸قانون مدنی، نمونه بارز موادی هستند که شرط مذکور را دارای اعتبار میدانند. البته باید اشاره کرد این مواد علاوه برموضوع نکاح و طلاق در سایر عقود قابل تسری خواهد بود.، در اعتبار شرط تبانی تفاوتی بین عقد نکاح وسایر عقود به نظر نمیرسد، بنابراین، شرط تبانی را باید در سایر عقود نیزجاری و معتبر دانست.
هدف اصلی این پژوهش بررسی ارتباط بین کیفیت اقلام تعهدی و ریسک غیرسیستماتیک سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. در این پژوهش برای ارزیابی کیفیت اقلام تعهدی از توانایی اقلام تعهدی برای پیش بینی جریانهای نقدی عملیاتی و برای سنجش ریسک غیرسیستماتیک سهام از دو مدل کپ ام (CAPM) و فاما و فرنچ (FAMA & FRENCH) و از متغیر های اهرم مالی، عملکرد عملیاتی، اندازه شرکت، ارزش دفتری به ارزش بازار، نوسانات جریان نقدی و عملکرد بازده سهام به عنوان متغیرهای کنترلی استفاده شده است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی بوده و به روش مطالعات کتابخانه ای انجام گرفته است. در این پژوهش91 شرکت در طول دوره 1388 تا 1392 به عنوان نمونه در نظر گرفته شد. رویکرد انتخابی برای آزمون فرضیه ها با استفاده از تلفیق داده های مقطعی و زمانی است. در این پژوهش، از روش رگرسیون حداقل مربعات ادغام شده (پنل دیتا) استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه ها نشان می دهد بین کیفیت اقلام تعهدی و ریسک غیرسیستماتیک سهام طبق مدلهای کپ ام (CAPM) و فاما و فرنچ (FAMA & FRENCH) رابطه ای وجود ندارد .
این مقاله به بررسی ویژگیها، مزیتها و معایب هریک از سیستمهای هزینهیابی سنتی، هزینه یابی بر مبنای فعالیت سنتی ، هزینهیابی بر مبنای فعالیت زمانگرا و عملگرا همراه با بیان دلایل سوگیری به سمت هریک از سیستمهای هزینهیابی مزبور میپردازد. در راستای بهبود مدل هزینهیابی بر مبنای فعالیت سنتی، کپلن و اندرسون (2004) موفق به ابداع یک مدل ساده شده پیش از اجرا مدل هزینهیابی بر مبنای فعالیت سنتی به نام هزینهیابی بر مبنای فعالیت زمانگرا شدند. این مدل با وجود مزیتهای متعدد، به دلیل معایب خاص خود، موجب شد که محققان به سمت مدلهای هزینهیابی دیگری از جمله هزینهیابی بر مبنای فعالیت عملگرا سوق یابند. با این وجود، مفید بودن هر سیستم باید بر مبنای مزیتها و عیبهای آن در شرایط مختلف تعیین شود. از آن گذشته، هیچ سیستم هزینهیابی کامل نبوده و در طی زمان با توجه به شرایط دچار تغییر میشود.
نیاز به تعامل میان مدیریت، حسابرسی مستقل، کمیته حسابرسی و حسابرسی داخلی بهعنوان چهار جزء راهبری شرکتی حائز اهمیت است. حسابرسی داخلی همواره بهعنوان یک منبع برای اجزای دیگر مطرح بوده و بهطورمعمول با این اجزاء رابطه کاری دارد. هدف این پژوهش تعیین مؤلفههای ارزیابی اثربخشی حسابرسی داخلی در ایران با تأکید بر ذینفعان حسابرسی داخلی است. در این پژوهش از آزمونهای «t تک نمونهای» و «تحلیل عاملی» جهت تجزیهوتحلیل دادهها استفادهشده است. بر مبنای نتایج تحلیل عاملی، رضایت مدیریت و تعامل با کمیته حسابرسی، رابطه همکاری با حسابرس مستقل، پشتیبانی مدیریت، بررسی رفتار حسابرس مستقل، تکیه حسابرسان مستقل بر گزارش حسابرس داخلی و بحث در مورد برنامهها مهمترین عواملی هستند که بایستی در ارزیابی اثربخشی حسابرسی داخلی در ارتباط با ذینفعان موردتوجه قرارداد.