ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۰٬۸۴۱ تا ۱۰۰٬۸۶۰ مورد از کل ۵۵۴٬۵۱۴ مورد.
۱۰۰۸۴۱.

سناریو نویسی صنعت دخانیات ایران در افق 1424 با تأکید بر حکمرا نی خوب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۴۳۲
از دغدغه های اصلی تمام صنایع بزرگ قرار گرفتن در مسیر توسعه و توسعه یافتگی است. آنچه در این مسیر، اکثر شرکت های ایرانی به آن نیاز دارند وجود قوانین قدرتمند و به کار بردن اصول حکمرانی هوشمندانه است تا بتوانند با سیاست ها و راهبرد های خود، موفقیت را تضمین نمایند. در شرایط کنونی، صنعت دخانیات ایران به عنوان یکی از قدیمی ترین صنایع ایران در هاله ای از ابهام و پیچیدگی قرار دارد. براین اساس  ارائه آینده نگاری راهبردی حکمرانی خوب در صنعت دخانیات گامی مهم در جهت سلامت مردم، افزایش درآمد دولت، حمایت از صنایع داخلی و هم زمان کنترل مصرف دخانیات می باشد و سبب می شود با دیدی باز و آینده نگرانه به سمت برنامه ریزی، سیاست گذاری صحیح و ایجاد حکمرانی خوب در این صنعت حرکت نمود. بر این اساس هدف پژوهش حاضر شناسایی فرصت ها و چالش های این صنعت از طریق یافتن پیشران ها، عدم قطعیت ها، تدوین سناریوهای محتمل و مطلوب و ارائه راه کار می باشد. با توجه به این موضوع جهت گیری پژوهش، کاربردی-توسعه ای؛ رویکرد پژوهش، چرخه استقرایی-قیاسی؛ راهبرد پژوهش، پیمایشی اکتشافی/توصیفی/تبیینی؛ شیوه گردآوری داده ها، کتابخانه ای، پرسشنامه و استفاده از متخصصان خبره؛ نمونه گیری، هدفمند و در دسترس؛ ابزار تحلیل داده ها، نرم افزار میک مک و در نهایت تدوین سناریو با بهره گیری از خبرگان متخصص می باشد. بعد از تجزیه و تحلیل اطلاعات، دو پیشران «متغیرهای سیاسی واقتصادی» و حکمرانی خوب «میزان پاسخگویی، شفافیت، التزام به قانون، احترام به حقوق انسان ها و رفتار اخلاقی» به عنوان دو عدم قطعیت شناسایی و سناریوهای  این صنعت شناسایی گردید. چهار سناریوی قوی سیاه یا بهشت گمشده ی شرکت های چندملیتی، جامعه سلامت در انتظار حکمرانی خوب، صنعت دخانیات محروم از موهبت سیاسی و اقتصادی و در نهایت جامعه سبز، ایران نمونه کامل یک کشور درکنترل دخانیات تدوین و سناریو مطلوب نیز جامعه سبز تعیین گردید
۱۰۰۸۴۲.

تحلیل چندسطحی عوامل موثر بر همپایی فناورانه در صنعت نرم افزارهای بانکی؛ یک شرکت ایرانی توسعه دهنده نرم افزارهای بانکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۰ تعداد دانلود : ۳۵۸
همپایی فناورانه یک جزء مهم و کلیدی از فرایند توسعه کشورهایی است که نسبت به کشورهای پیشرو در زمینه فناوری و اقتصادی عقب تر هستند. کشورهای دنباله رو می توانند از فرصت های ایجاد شده به واسطه ظهور فناوری های جدید، وارد فضای رقابت جهانی شوند. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی عوامل کلیدی اثرگذار بر فرآیند همپایی فناورانه در صنعت نرم افزارهای بانکی ایران و بررسی میزان اثرگذاری و اولویت بندی آنها است. روش پژوهش مورد استفاده روش آمیخته است که در بخش کیفی از تحلیل مضمون و در بخش کمی از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شده است. در این راستا، عوامل اساسی تاثیرگذار با بهره گیری از روش تحلیل مضمون و با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته مشخص شدند و 55 مضمون شناسایی شد که در قالب شبکه مضامین دسته بندی شدند. با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی اثرگذاری تمامی عوامل شناسایی شده تایید شد. از بین عوامل موثر در سطح بنگاه عامل بسترهای مناسب امنیتی، از بین عوامل موثر در سطح صنعت عامل افزایش تعامل و ارتباط با کاربران و مشتریان دائمی و از بین عوامل موثر در سطح ملی عامل تعامل و ارتباطات در جهت تولید، انتشار و استفاده از دانش جدید بالاترین اثرگذاری را دارند.
۱۰۰۸۴۳.

روابط ساختاری مهارت های حل مسئله و هوش معنوی با گرایش به اعتیاد به اینترنت به توجه نقش میانجی نشخوار فکری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۹ تعداد دانلود : ۳۷۷
زمینه: نتایج پژوهش ها نشان می دهد که عتیاد به اینترنت، به عنوان یک اختلال کنترل تکانه و الگوی سازش نایافته استفاده از اینترنت، منجر به ناراحتی قابل توجه می شود و مشکلات شناختی، تحصیلی و شغلی در زندگی فرد ایجاد می کند. همچنین نشخوار فکری یا افکاری که فرد به طور مکرر در احساسات و رخدادهای منفی در ذهن می پروراند، ممکن است به فاجعه انگاری در ذهن آنان منجر شود. هرچند پژوهش های زیادی به راهبردهای حل مسأله و هوش معنوی به عنوان مهارت های پیشگیرانه برای بهبود توانش های کنار آمدن با رویدادهای آسیب زا تأکید داشته اند، اما در زمینه بررسی این متغیرها در بین جامعه مورد نظر شکاف تحقیقاتی وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر برر سی روابط ساختاری مهارت های حل مسئله و هوش معنوی با گرایش به اعتیاد به اینترنت با توجه به نقش میانجی گر نشخوار فکری بود. روش: در قالب یک پژوهش توصیفی - همبستگی از بین دانشجویان 19 تا 35 ساله کاربر اینترنت، 353 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه مهارت های حل مسئله هپنر (1982)، هوش معنوی کینگ (2008)، اعتیاد به اینترنت یانگ (1998) و نشخوار فکری یوسف (1383) گردآوری شد. داده ها با استفاده از روش آماری معادلات ساختاری و از طریق نرم افزارها SPSS-24 و lisrel-8/8 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد مدل پژوهش برازش خوبی دارد. نتایج آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد بین متغیرهای مهارت های حل مسئله و هوش معنوی با میزان اعتیاد به اینترنت رابطه منفی و معناداری وجود دارد (01/0 p<). نتیجه گیری: اعتیاد به اینترنت دارای همبسته های رفتاری مختلف نظیر حل مسأله و هوش معنوی است که می تواند توسط فرآیندهای مختلف تعدیل شود.
۱۰۰۸۴۴.

تأثیر راهبرد های یادگیری خود نظم جویی بر فراگیری دستور زبان انگلیسی: نقش میانجی گر سبک های هویت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۲ تعداد دانلود : ۲۹۶
زمینه: دانش دستور زبان در فراگیری هر زبان و ارتباطات زبانی شفاهی و مکتوبب از اهمیت شایانی برخوردار است (اساعیل و ددی، 2021). از طرفی، استفاده از راهبردهای یادگیری خود نظم جویی در این زمینه مورد توجه بوده است (پاولاک، 2018؛ لی، 2022). از سوی دیگر نقش سبک های هویت به عنوان عامل میانجی گر در بعد آموزش و یادگیری مورد توجه قرار گرفته است برزونسکی و کوک (2005). در این میان، در حوزه آموزش زبان دوم استفاده از راهبردهای یادگیری خود نظم جویی و نقش میانجی گر سبک هویت در فراگیری دستور زبان همچنان نیازمند مطالعه بیشتر است. هدف: این پژوهش به بررسی اثربخشی راهبردهای یادگیری خودتنظیمی و سبک های هویت در فراگیری جملات موصولی در دستور زبان انگلیسی می پردازد. روش: برای این منظور، 60 نفر از فراگیران زبان انگلیسی انتخاب و به طور تصادفی در یک گروه گواه و یک گروه آزمایشی قرار گرفتند. جهت اطمینان از همگن بودن فراگیران در دانش جملات موصولی، از پیش آزمون جملات موصولی انگلیسی استفاده شد. سپس، پرسشنامه پینتریش و دی گروت (1990) در خصوص استفاده از راهبرد های یادگیری خود نظم جویی توزیع گردید. همچنین، گروه آزمایش با این راهبرد ها آشنا شدند تا از آن ها استفاده کنند. به دنبال آن، پرسشنامه سبک هویت بروزنسکی (1992) به گروه آزمایش داده شد. سپس، پس آزمون جملات موصولی تکرار شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و تحلیل یکسویه واریانس تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس حاکی از تأثیر معنادار راهبرد های یادگیری خود نظم جویی در فراگیری جملات موصولی با (0/01 p<) اندازه اثر زیاد (0/83 eta=) بود. اما، طبق نتایج حاصل از تحلیل واریانس یکسویه هیچ یک از سه سبک هویت نقش میانجی گر در این تأثیرگذاری نداشته است (0/05 p>). نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده، می توان نتیجه گرفت که آگاهی از راهبرد های یادگیری خود نظم جویی می تواند میزان یادگیری دستور زبان هدف را افزایش دهد. بنابراین استفاده از نتایج این مطالعه به معلمان، متخصصان و سیاست گذاران آموزشی توصیه می شود.
۱۰۰۸۴۵.

شناسایی نیازهای آموزشی پیش از ازدواج مجدد: یک مطالعه گراندد تئوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۶ تعداد دانلود : ۵۰۹
زمینه: ازدواج مجدد با اینکه فرصت دوباره ای برای تجربه زندگی مشترک است؛ ولی پیشینه های نظری و تجربی انجام شده در این زمینه بیانگر این واقعیت است که این گروه تنش های زیادی را تجربه می کنند و همچنین میزان طلاق در بین آن ها در سطح بالایی قرار دارد. با این حال چالش های ادراکی و نیازهای آموزشی این گروه بطور جامع تاکنون در پژوهش خاصی مورد شناسایی قرار نگرفته است و در این زمینه خلاء پژوهشی وجود دارد هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی نیازهای آموزشی پیش از ازدواج مجدد بودروش: روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع گراندد تئوری بود. پژوهشگر از میان زنان و مردان، 16 نفر و از میان متخصصین، 12 نفر را برای مشارکت در پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب کرد. مصاحبه ها ضبط و با استفاده از روشِ تحلیل اشتراوس و کوربن (1998) تحلیل شدیافته ها: واکاوی بیانات مصاحبه شوندگان منجر به طراحی مدل آمادگی برای ازدواج مجدد، با یک مقوله هسته ای (انتخابی واقع بینانه و ورودی ایمن به رابطه پرچالش)، چهار عامل علی (روشن سازی ملاک های ازدواج مجدد، واکاوی آمادگی های فرد، شناخت با غایت تناسب سنجی و همچنین وارسی احتمال وجود چرایی های ناسالم جهت ازدواج مجدد)، سه عامل زمینه ساز (آگاهی نسبت به نقش مانع زایی خانواده، بینش دهی نسبت به چالش های زوجی و چالش های والدگری)؛ چهار عامل مداخله ای (تسهیل رهایی فرد از رابطه قبلی، تقویت توانمندی های درون فردی، تقویت مهارت های زوجی و آموزش ضرورت های ارتباطی در تعامل با فرزندان)، چهار کنش (حل مشارکتی چالش های مرتبط با فرزندان، پذیرش چالش های زوجی و مشارکت در رسیدگی به آن ها، ترسیم روابط والد _ فرزندی مبتنی بر مهرورزی و ترسیم رابطه زناشویی مبتنی بر عشق) و یک پیامد (زندگی زناشویی مجدد با کیفیت) شد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از پژوهش، زمینه را برای طراحی برنامه های آموزشی پیش از ازدواج مجدد فراهم کرد. برنامه هایی که اجرایی شدن آن، احتمال داشتن پیوند مجدد توام با کیفیت را افزایش می دهد.
۱۰۰۸۴۶.

مؤلفه های یک درمان مؤثر برای اختلال دوقطبی یک مطالعه ی کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۱ تعداد دانلود : ۵۳۳
زمینه: اختلال دوقطبی یکی از پیچیده ترین اختلالات روان پزشکی است. از سویی مدل های مختلف نظری بر سازه های متفاوتی تأکید دارند و نقص های جدی در این حوزه وجود دارد و از سویی دیگر، درمان های روانشناختی اختلال دوقطبی صرفا به عنوان مکمل به درمان های زیستی الحاق می شوند. ازاین رو پرداختن به این حوزه، از اهمیت حیاتی برخوردار است. هدف: هدف از این مطالعه استخراج مؤلفه های مؤثر درمانی مبتنی بر تجارب زیسته ی افراد دوقطبی بود. روش: برای انجام این پژوهش از روش کیفی از نوع پدیدارشناختی استفاده شد. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و نمونه گیری هدفمند از نوع معیار جمع آوری شد. با 9 مشارکت کننده مبتلا به اختلال طیف دوقطبی (صرفنظر از نوع آن) مصاحبه شد. با انجام مصاحبه ها و استخراج تجارب زیسته، مضامین استخراج شدند. یافته ها: در این مطالعه 5 مضمون سازمان دهنده استخراج شد. مضمون های سازمان دهنده عبارت بودند از: سبک زندگی (خواب و بیداری، روتین داشتن زندگی، اهداف و ارزش ها در زندگی، و تبعیت دارویی)، ارتباط اجتماعی (فرافکنی مسئولیت خود به دیگری، درک نشدن توسط دیگری، طرد شدگی، تحقیر شدگی)، شناخت و باورهای ناکارآمد (کمال گرایی، رقابت طلبی، بی نیازی به دیگری، فاجعه انگاری، و حرمت خود وابسته)، مهارت های زندگی (حل مسأله، کنترل خشم، و مدیریت استرس)، و آموزش روانی (علائم بیماری، علل بیماری، و پیگیری درمان بیماری). این مضامین سازمان دهنده، در اصل همان مؤلفه های اصلی هستند که می توانند به شکل دادن یک درمان مؤثر کمک کنند. نتیجه گیری: برای یک درمان مؤثر فرد مبتلا به اختلال دوقطبی باید رویکرد چند بعدی را اتخاذ کرد و مداخله باید در چند محور صورت گیرد. این درمان نیازمند مشارکت فعال درمانگر و بیمار است. انجام پژوهش های طولی، کیفی و آزمایشی بیشتر پیشنهاد می شود.
۱۰۰۸۴۷.

مقایسه ناگویی هیجانی و راهبردهای تنطیم شناختی هیجان در افراد دارای نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و اجتماعی، سوء مصرف مواد و افراد سالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۰ تعداد دانلود : ۳۰۵
پژوهش حاضر با هدف مقایسه ناگویی هیجانی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در افراد دارای نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و اجتماعی، سوء مصرف مواد و افراد سالم انجام شد. مطالعه حاضر از نوع علّی- مقایسه ای بود. بخشی از جامعه آماری این پژوهش را تمام زنان دارای نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و اجتماعی و سوء مصرف مواد شهر قم و و بخشِ دیگری را زنان سالم این شهر در سال 1399 تشکیل دادند. با روش نمونه گیری هدفمند، 90 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. مقیاس های بکار رفته در پژوهش شامل مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر (GADQ-IV) اسپیتزر و همکاران (2006)، اضطراب اجتماعی (SPIN) کانر و همکاران (2000)، ناگویی هیجانی تورنتو (TAS) بگبی و همکاران (1994) و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان (CERQ) گارنفسکی و همکاران (2001) بودند. نتایج آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره (مانوا) نشان داد که بین ناگویی هیجانی و راهبردهای تنظیم شناختی افراد دارای نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و اجتماعی و سوء مصرف مواد با افراد سالم، تفاوت وجود داشت (01/0>P). اما بین ناگویی هیجانی و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان افراد دارای نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و اجتماعی با افراد مبتلا به سوء مصرف مواد تفاوت معنادار نبود (05/0<P). در مجموع افراد دارای نشانه های اختلال اضطراب فراگیر و اجتماعی و سوء مصرف مواد نسبت به افراد سالم، نمرات بالاتری را در ناگویی هیجانی و راهبرد تنظیم هیجان منفی و نمرات پایین تری را در راهبرد تنظیم هیجان مثبت کسب می کنند.
۱۰۰۸۴۸.

اثربخشی توانمندسازی خانواده مبتنی بر درمان راه حل محور کوتاه مدت بر ابرازگری هیجانی و پریشانی روانشناختی نوجوانان دارای والدین مبتلا به سوء مصرف مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۸ تعداد دانلود : ۳۴۸
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی توانمندسازی خانواده با درمان راه حل محور کوتاه مدت بر ابرازگری هیجانی و پریشانی روانشناختی در نوجوانان دارای والدین مبتلا به سوء مصرف مواد بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل و پیگیری بود و جامعه آماری آن را نوجوانان دارای والدین وابسته به مواد شهر تبریز که در پاییز 1400 جهت ترک اعتیاد به مراکز ترک اعتیاد دارویی شهر تبریز مراجعه کرده بودند تشکیل داده بود که از بین آنها 30 نفر به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه ابرازگری هیجانی (EEQ) کینگ و ایمونز (1990) و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) لاویبوند و لاویبوند (1995) گردآوری و به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که توانمندسازی خانواده بر ابرازگری هیجانی و افسردگی، اضطراب و استرس نوجوانان دارای والدین وابسته به مواد اثربخش بوده (01/0>P) و این اثربخشی در پیگیری سه ماهه پایدار است (01/0>P). با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که توانمندسازی خانواده با درمان راه حل محور کوتاه مدت جزو درمان های اثربخش بر ابرازگری هیجانی و آسیب های روانی نوجوانان است.
۱۰۰۸۴۹.

مقایسه اثربخشی زوج درمانگری مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانگری مبتنی بر شیوه گاتمن بر تعهد زوجی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰۱ تعداد دانلود : ۳۵۱
زمینه: قطع پیوند عاطفی میان زوجین، پیامد خیانت توسط یکی از آن هاست که فشار روانی زیادی را تحمیل می کند و با ایجاد احساسات منفی ممکن است موجب خیانت متقابل یا عدم تعهدزناشویی در همسر آسیب دیده از خیانت شود. پیشینه پژوهش نشان می دهد زوج درمانگری مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانگری مبتنی بر شیوه گاتمن بر روابط زوجین آسیب دیده از خیانت همسر مؤثرند؛ اما تاکنون مشخص نیست که کدام یک از این مداخلات می توانند در طول زمان اثربخشی بیشتری داشته باشند. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی زوج درمانگری مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانگری مبتنی بر شیوه گاتمن بر تعهدزناشویی زنان آسیب دیده از خیانت همسر انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و پیگیری سه ماهه با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان آسیب دیده از خیانت همسر مراجعه کننده به مرکز بهداشت شهر رامسر از دی ماه 99 تا پایان اردیبهشت 1400 بود. 45 نفر به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هرگروه 15 نفر) قرار گرفتند. گروه های آزمایش هرکدام 8 جلسه زوج درمانگری مبتنی بر پذیرش و تعهد داهل و همکاران (2014) و زوج درمانگری مبتنی بر شیوه گاتمن (2008) قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه تعهدزناشویی (آدامز و جونز، 1997) بود. تحلیل داده ها با روش تحلیل واریانس مختلط انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد در مرحله پس آزمون هر دو روش مداخله بر افزایش تعهدزناشویی زنان آسیب دیده از خیانت همسر تأثیر معناداری داشتند (01/0 P<). در مرحله پیگیری نیز دو مداخله به صورت معناداری موجب افزایش تعهدزناشویی شد، اما بین دو رویکرد زوج درمانگری مبتنی بر شیوه گاتمن و زوج درمانگری مبتنی بر پذیرش و تعهد در تعهدزناشویی تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد (01/0 <P). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد هر دو رویکرد زوج درمانگری مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانگری مبتنی بر شیوه گاتمن موجب ارتقای تعهدزناشویی زنان آسیب دیده از خیانت همسر شده و از این رو می توان گفت آگاهی و استفاده از این دو رویکرد در جهت تعهدزناشویی و تعارضات زوجین آسیب دیده از خیانت همسر می تواند به روان شناسان، زوج درمانگران و سایر متخصصان کمک کند.
۱۰۰۸۵۰.

نقوش گیاهان اساطیری و مقدس در هنر اشکانی با تأکید بر نقوش مسکوکات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲۴ تعداد دانلود : ۸۶۹
مسکوکات از جمله مدارک ارزشمند جهت مطالعه ساختار فرهنگی و باورهای مذهبی دوره های تاریخی و یکی از دانش های مکمل مطالعات تاریخ و تاریخ هنر است که کاربرد آن مورد تأیید پژوهشگران باستان شناس و تاریخ هنر قرار گرفته است. نمادهای مندرج بر سکه ها مهم ترین راهنمای پژوهشگران در بازشناسی باورهای دینی و آشنایی با آراء و عقاید مذهبی در دوره های مختلف تاریخی به شمار می آید. اساطیر از دیرباز در فرهنگ و هنر هر قوم و ملت نقش محوری داشته و در بطن آیین ها، باورها و هنر آن ها به صورت داستان های روایی یا نمادهای تصویری نمود یافته اند. هدف این تحقیق شناسایی نمادهای گیاهی بر روی مسکوکات اشکانی است. سؤالات پژوهش عبارت است از مهم ترین نگاره های گیاهی بکار رفته در مسکوکات اشکانی کدام اند؟ آیا می توان از نمادهای گیاهی بکار رفته به  باورها و اندیشه های مذهبی این دوره پی برد؟ این تحقیق به روش میدانی، توصیفی-تحلیلی و شیوه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی است که به شناسایی، بازخوانی و تفسیر نگاره های گیاهی به منظور شناسایی جایگاه آن ها در باورهای مذهبی و اساطیری دوره اشکانیان پرداخته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد  نقوش گیاهی مورد استفاده در  مسکوکات این دوره شامل" نخل، زیتون، رزت، انگور، گندم، انار، زنبق و بلوط" است. تصویر "نخل، زیتون، رزت و زنبق" در مسکوکات چهاردرهمی، یک درهمی و سکه های برنزی شاهان اشکانی و نقوش"انگور، گندم، انار و بلوط" در مسکوکات برنزی مشاهده می شوند که با توجه به نماد شناسی می توان بیان کرد که این آرایه ها مرتبط با ادیان زرتشتی، مهرپرستی و آناهیتا است. بنا بر منابع مکتوب آیین زرتشتی در این دوره آمیخته با عقاید دیگر است و بیشتر به صورت تثلیث ایزدان (مهر- آناهیتا- اورمزد) مشاهده می شود و با بررسی مسکوکات آن ها این موضوع تأیید می گردد.
۱۰۰۸۵۱.

بررسی تحلیلی تأثیرپذیری نگاره های رضا عباسی از نگاره های کمال الدین بهزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۰ تعداد دانلود : ۵۰۲
رضا عباسی، نگارگر مکتب نقاشی اصفهان، در برهه ای از فعالیت هنری خود (1019-1029ه .ق/ 1611-1621م) به مثنی برداری از آثار کمال الدین بهزاد پرداخته است. در این نمونه از آثار رضا عباسی، پیکره ها برخلاف دیگر عناصر تصویری، به صورت غیرتقلیدی ترسیم شده اند و تفاوت هایی در نوع پیکرنگاری رضا عباسی با بهزاد وجود دارد. براین اساس هدف از این پژوهش بررسی تأثیراتی است که رضا عباسی در حین مثنی برداری از نگاره های کمال الدین بهزاد گرفته است. همچنین در صدد پاسخگویی به این پرسش است که تأثیرپذیری رضا عباسی از کمال الدین بهزاد در چه بخش هایی از نگاره می باشد؟ روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی (کتابخانه ای) با استفاده از ابزار فیش و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات کیفی است. با بررسی پیکره های ترسیمی رضا عباسی به تقلید از کمال الدین بهزاد می توان نتیجه گرفت که تأثیرِ تنوعِ موضوعی پیکره های رضا عباسی از کمال الدین بهزاد محدود به پیکره های عامه است. توجه و انتخاب پیکره های عامه از آثار بهزاد جهت مثنی برداری، احتمالاً متأثر از دوره دوم زندگی هنری رضا عباسی بوده است. اما رضا عباسی در مثنی برداری از آثار بهزاد در مقوله کیفیات تجسمی پیکره ها، به شیوه شخصیِ خود عمل کرده است، ازاین رو میزان تناسبات هر عضو، کشیدگی اندام، بلندی قامت و نوع طراحی چهره و صورت در آثار رضا عباسی متفاوت از بهزاد است. از طرفی رضا عباسی در چند مورد جزئی مانند نوع نمایش بالاتنه سه رخ، پایین تنه نیم رخ، انحنا و انعطاف در اندام ها و محل قرارگیری پیکره ها در ترکیب بندی از بهزاد تأثیر پذیرفته است و مورد اخیر نشان از اهمیت و تأکید انسان در نظر این دو هنرمند است.  
۱۰۰۸۵۲.

سیر تحول نگاره های حمام از نظر ساختاری و تزئینی در سده های نهم تا یازدهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۳۲۵
گرمابه ها که از مهم ترین بناها در معماری اسلامی هستند؛ و در طول تاریخ تجلی گر این اصل بوده اند. آثار ادبی گنجینه مهمی برای پرداختن به مباحث ساختاری و تزیئنی در آثار نگارگری گرمابه ها ایجاد کرده است. وجود نگاره های متنوع از گرمابه ها تاکیدی بر این مدعاست.  بنابراین در این نوشتار به منظور باز شناسی و بازخوانی ساختار و تزئینات آن در نگاره های به جا مانده، به بررسی و مقایسه هر یک پرداخته ایم. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل ساختار و تزئینات و راهکارهای بکار گرفته شده در نگاره های گرمابه های به تصویر کشیده شده، در این راستا این پرسش ها به بحث گذاشته می شوند؛ سوالهای این پژوهش عبارتند از: 1- ساختار اجزا و تزئینات در نگاره های گرمابه بر اساس مستندات و متون تاریخی به چه ترتیب بوده است؟ 2- سیر تحول نگاره ها در بین ساختار فضایی و تزئینات هر بخش بر اساس اطلاعاتی که نگاره ها به ما می دهند، به چه ترتیب بوده است؟ روش این تحقیق ، توصیفی-تحلیلی و روش جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای است. دربخش مبانی نظری این پژوهش با بررسی 22 نمونه نگاره از چهار کتاب مخزن الاسرار نظامی گنجوی، شاهنامه فردوسی، مجالس العشاق و هفت اورنگ جامی صورت گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که سده یازدهم را می توان به مثابه نقط عطفی در نمایش ابعاد ساختاری و تزئیناتی در بین نگاره های بجا مانده در نظر گرفت که با وجود بیشترین اشتراکات در آثار به جا مانده در نگاره ها و بیشترین افتراقات در تزئینات و جزئیات هر یک از نگاره ها داشته که در بعد ساختاری موجود، شباهت های بسیاری نسبت به بعد تزئیناتی را دارا بوده اند. سیر تحول نگاره ها به وسیله کاربرد پرسپکتیو، نمایش افراطی تزئینات و فاصله گرفتن از الگوهای سده های پیشین رفته رفته ارتقا یافته و حتی در بخش هایی نوآوری هایی را در نشان دادن تزئینات، ایجاد نموده است. 
۱۰۰۸۵۳.

تحلیل مضامین و محتوای نقوش ضرب شده بر فلوس های دوره صفوی با تأکید بر نقوش شیر و خورشید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۴ تعداد دانلود : ۸۷۱
گونه های متنوع سکه با جنس، شکل و مضامین مختلف، در هر دوره ای بازتابی از کارکردهای فرهنگی آن دوره بوده و علاوه بر کارکرد اقتصادی، مجموعه ای از ایدئولوژی های نظام حاکم را بروز و ظهور داده اند. مسکوکات دوره صفوی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و این آثار بستر و رسانه ای مهم برای حضور و بروز اندیشه ها و باورهای زمانه بوده است؛ در این دوران با رسمی شدن مذهب تشیع و ظهور باورهای اعتقادی جدید، مضامین این نگرش به طُرق مختلف زینت بخش آثار گوناگون و از جمله مسکوکات بوده است. این مقاله با هدف کنکاش در مشخصه های پنهان و کمتر مطالعه شده سکه های مسی یا فلوس های این دوره انجام گرفته است مسئله و مجهول اصلی در اینجا این پرسش است که: انگیزه های بکارگیری نقش «شیر و خورشید» به عنوان یک مضمون نسبتاً پرتکرار در این آثار چیست؟ این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی و رویکردی تاریخی، به مطالعه محتوای مضمون «شیر و خورشید» نقش بسته بر فلوس های رایج اواخر دوران صفوی، بر مبنای پیش متنهایی چون: «محتوای دانش نجومی رایج»، « توصیفات ارائه شده از مضامین شاخص شیعی در فحوای روایات و احادیث» و «توصیفات ارائه شده از مضامین شاخص شیعی در منابع ادبی»، «مضامین نوشتاری سکه های هم عصر» و «بسترهای کارکردی این مسکوکات» پرداخته است. جمع آوری اطلاعات با روش کتابخانه ای و تحلیل آنها بصورت کیفی بوده است. 41 سکه فلوس ضرب شده مزین به نقش شیر و خورشید، که در زمان آخرین پادشاهان صفوی یعنی سلطان سلیمان اول و شاه سلطان حسین، ضرب شده اند، نمونه های مورد مطالعه این پژوهش را شکل می دهد. نتایج این پژوهش نشان می دهد بیشترین نقوش ضرب شده بر روی فلوس های صفوی شامل نقوش انسانی، چهارپایان، پرندگان، آبزیان، گیاهان، شکار، سماوی و ترکیبی بوده است؛ همچنین استفاده از نقوش به جای نوشته در فلوس های صفوی، ارتباط مستقیمی با سطح سواد و آگاهی عموم مردم طبقه پایین جامعه، به عنوان مخاطبان این سکه ها، داشته است و در این میان نقش ترکیبی شیر و خورشید بر این فلوس ها، به نوعی معرف یک نشان تصویری پذیرفته شده و قابل فهم در غالب مناطق ایران، به منظور انتقال یکی از اصلی ترین پیام های تشیع یعنی حقانیت حضرت علی (ع) و جانشینی او بعد از پیامبر (ص) بوده است.
۱۰۰۸۵۴.

منظرِ حصار، از نمود تا نماد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۱ تعداد دانلود : ۲۸۷
در تعریف منظر آمده که محصول تعامل انسان با محیط و جامعه با تاریخ است. «نمود»، شرح این محصول است. محصولی که تدریجاً و در اثر میل به ثبات و تداوم استقرار در مکان پدید می آید. در مقابل «نماد» محصول اراده انسان برای بیان مفهوم موردنظر اوست؛ برپایه علامتی قراردادی باشد یا نشانه ای طبیعی. شهرهای ایران و پیش از آنها قلعه های کوچک در محیط های روستایی مهم تر از هرچیز با حصار خود تبیین می شدند. مرزی که درون و بیرون را از یکدیگر تمیز می داد. تفکیک محیط به دو عرصه درون، محل زندگی و تعاملات آن و بیرون، طبیعت رها. حصار درعین حال که مدافع درون بود در برابر دست اندازی بیگانگان بیرون، حامی محیط ساکنان آن بود در مقابل طبیعت خشن. تعارض دو دنیا در دو طرف حصار آن قدر بارز بود که حصار را به نمود مهم حیات بدل می ساخت، آن بود که زندگی را در پس خود ممکن می کرد. در دوسوی دیوار دو منظر متفاوت فهم می شد، یک طرف آبادی و حضور انسان و طرف دیگر خالی از مداخله. هرچه باغ و خانه بود درون حصار و هرچه بیابان بود در بیرون. خیابان دربرابر بیابان. حصار مرز تمیز این دو نمود بزرگ منظر بود. منظر شهری درمقابل منظر طبیعی، عرصه زندگی انسانی دربرابر طبیعت وحشی. تعارض دو منظر که در نمود حصار به ظهور می رسید، تدریجاً زمینه رشد مفاهیم وابسته شد. حصار دیگر فط نمود مناسب سازی زندگی انسان نبود، بلکه مظهر قدرت و اشرافیت هم خوانده می شد. مزارع و باغات در بیرون حصار توسعه پیدا کرد و رفته رفته مهاجرین جدید و رعایای حصارنشینان در بیرون آن ساکن شدند. محله هایی در بیرون حصار تشکیل و رسماً محله بیرون خوانده شد. در رویارویی های اجتماعی، بعضاً گتوهای هم کیشان غیر حاکم در بیرون حصار مکان یابی شد. محله زرتشتیان زریسف کرمان در پشت دروازه شهر از جمله آنها بود. این جدایی گزینی که ناشی از طبقاتی شدن اجتماعی بود، پیش از اسلام رسمیت بیشتری داشت. شهرهای ساسانی ویژه کاست های خاصی بود که حصار، نماد مشترک قلمرو آنها بود. درون، شارستان و بیرون، ربض با حصاری در میانه از هم جدا می شدند. اساساً بیرون حتی شهر نیز خوانده نمی شد. نخستین مداخله اسلام در شهرهای ایران، تخریب حصار به مثابه نماد برتری جویی و ضدیت با عدالت بود. آن قدر وجه نمادین حصار قدرت داشت که ارزش های نمودی و کارکردی آن مورد غفلت قرار گرفت. غلبه نماد بر نمود در فهم حصار، به سنت تخریب حصارها انجامید. ربض و شارستان یکی شدند و در اثنای آن درون و بیرون نیز به هم پیوستند. کارکردهای امنیتی و طبیعی حصار نیز رها شد. غفلت از ضرورت نمود حصار، چند قرن بعد به ظهور مجدد آن انجامید. شهرها و قلعه های اربابی مجدداً حصارهای خود را بازیافتند. بدین ترتیب جریان ظهور نمود به مثابه عنصر ابتدایی منظر و دگردیسی آن به نماد و عنصر کمال یافته منظر مجدداً آغاز شد. یک تفسیر از قشربندی اجتماعی-اقتصادی جهان غرب به اصالت نماد حصار در فهم آنها از ساختار اجتماع وابسته به زمین و مکان زیست تأکید می کند. بورژوا به معنای ساکن بورگ * (Bourg) یا قلعه، طبقه برتری بود که در پس حصار و درون بورگ زندگی می کرد. حصار ضرورتی امنیتی بود که به نماد اشرافیت و برتری اجتماعی بدل شده بود تا آن حد که معرف کاست بورژوا شد. عناصری از منظر که روند رشد آنها در فرآیند تبدیل نمود به نماد قابل تشخیص باشد، مهمترین عناصری هستند که حفاظت از آنها برای تداوم هویت اجتماعات انسانی کارکرد دارد. لذا در توسعه های شهری که تخریب حصار ناگزیر است، باید جنبه های مختلف آثار کالبدی، کارکردی (نمودی) و معنایی (نمادی) حصار موردتوجه قرار گیرد. پانیذ سلیمانی با این تصویر هوشمندانه تعارض دو دنیای دو طرف حصار در دامغان را برایمان شرح داده است. *گروهی از زبان شناسان بورگ (Bourg) را دگرگون شده «برج» در عربی می دانند که از ریشه «بُرز» فارسی به معنای بالا و بلندی ساخته شده است.
۱۰۰۸۵۵.

واکاوی مفهوم مناظر شهری مولد یکپارچه (CPULs) مبتنی برمرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۰ تعداد دانلود : ۳۱۰
بروز بلایای طبیعی، بحران های اقتصادی، زیست محیطی و بیماری های پاندمیک، بازنگری در مدل های توسعه شهری را امری اجتناب ناپذیرکرده است. شهرها در طول تاریخ با فرایند تولید، تجارت و مصرف همراه بوده اند؛ اما در شهر معاصر، نقش تولید حذف شده و تجارت و مصرف این چرخه را احاطه کرده است. از این رو ایجاد یک ماتریس تاب آور شهری از طریق ادغام بهره وری و منظر به عنوان ابزار برنامه ریزی ضروری به نظر می رسد. از این رو این پژوهش با هدف ارائه بازتعریفی از مفهوم مناظر شهری مولد یکپارچه به عنوان مفهومی بدیع در حوزه نظری منظر شهری از طریق روش مرور نظام مند مبتنی بر الگوی چهار مرحله ای با تدوین استراتژی جستجوی مقالات و فرایند جستجو با واژگان «منظر مولد»، «منظر شهری»، «مناظر شهری مولد یکپارچه»، «منظر پویا» و «منظر شهری مولد» در پایگاه های استنادی برتر آغاز شد. در جستجوی اولیه 377 مقاله در سال های 2000 تا 2021 شناسایی شدند که از این تعداد، 56 مقاله به عنوان مقالات واجد شرایط به منظور بررسی عمیق تر و پاسخ به سؤالات پژوهش انتخاب شدند. نتایج این پژوهش مبین آن است که استراتژی مناظر شهری مولد یکپارچه به عنوان گونه شناسی جدیدی از منظر با ادغام کشاورزی شهری در قالب شبکه ای از ساختارهای سبز و باز چندمنظوره، منظر و مراکز اجتماعی را از طریق فضاهای مولد به هم متصل نموده و سبک جدیدی از زندگی و سازماندهی فضایی، مبتنی بر تولید را که از نظر اجتماعی، فراگیر و از نظر محیطی پایدار است، ارائه می نماید. پیاده سازی این استراتژی براساس ویژگی های ساختاری و عملکردی احصا شده می تواند با ایجاد تعامل بین ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی به عنوان راهبردی سازگار و منعطف، ضمن خودکفایی شهرها به تاب آوری اکوسیستم شهری نیز کمک نموده و پاسخ مناسبی در برابر چالش های توسعه شهری معاصر باشد.
۱۰۰۸۵۶.

نقد تطبیقی گرایش فکری و ادبی سهراب سپهری و والتر دولامر بر اساس نظریه ساز و کارهای دفاعی زیگموند فروید(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۳۲۴ تعداد دانلود : ۳۹۹
سهراب سپهری و والتر دولامر در دوره ای پرتلاطم از تاریخ کشورشان زندگی می کنند. در این شرایط، اکثریت شاعران و نویسندگان، مسائل و مطالبات سیاسی و اجتماعی را دست مایه خلق آثار ادبی قرار می دهند؛ اما این دو شاعر، نوعی رمانتیسم معتدل را در پیش گرفته اند و با پرداختن به تجربیات عاطفی، تمایل چندانی به آن تحولات نشان نمی دهند. همین گرایش متمایز سبب می شود برخی از منتقدان و شاعران،  آن ها را به عدم «تعهد اجتماعی» و «احساس مسئولیت» در برابر هم نوعان متهم کنند؛ اما اشعار انسان دوستانه این دو شاعر، این مدعا را با تردید روبه رو می کند. از این رو، ما در این تحقیق تلاش کرده ایم چرایی این گرایش را براساس مؤلفه های نظریه ای با عنوان «سازوکار دفاعی» بررسی کنیم که با ابعاد این گرایشِ متمایز قابل انطباق است. ما در خلال این گزارش درمی یابیم که ظاهراً این ناهم سویی با جریان فکری غالب، در اثر نوعی «سازوکار دفاع روانی» باشد که به واسطه یک فرایند ناخودآگاه در قالب آثار ادبی این دو شاعر بروز کرده است.
۱۰۰۸۵۷.

خوانش محله به مثابه منظر (مطالعه موردی: محلات تاریخی سمنان و دامغان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۶ تعداد دانلود : ۳۷۱
ویژگی مهم شهر ایرانی دوره اسلامی، وجود محلات به عنوان زیرسیستم و کل های کوچک در شهر است. محله به عنوان یکی از ارکان اصلی تشکیل دهنده شهر ایرانی، سهم بسزایی در تکامل مفهوم مدنیت و اجتماع دارد. این کل های کوچک، بیش از هر چیز به مثابه ساختارهایی جمعی و به عنوان کانون هایی جهت ارتباطات اجتماعی و مردمی تلقی می شوند و برای شناخت هرچه بیشتر آنها نیازمند دیدگاهی کل نگر و همه جانبه هستیم که بتواند همه ابعاد آن را شناسایی و درک نماید. شهرهای سمنان و دامغان به عنوان دو شهر تاریخی و با قدمت بالا، همچون سایر شهرهای تاریخی ایران، دارای بافت و ساختار ویژه ای از محلات هستند و بررسی و شناخت منظر محله این دو شهر، جهت درک ساختارهای ذهنی و اجتماعی آنها، از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده و تا کنون مورد توجه واقع نشده است. در همین راستا، این پژوهش با هدف شناسایی و دستیابی به ساختاری جهت خوانش منظرِ محله به صورت کلی، و با تأکید بر منظر محلات دو شهر سمنان و دامغان به صورت خاص، به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که برای خوانش منظر ِمحله، به چه ساختاری می توان استناد کرده و آن را مبنا قرار داد؟ جهت پاسخگویی به این سؤال، این نوشتار با دیدگاهی کل نگر و مشاهده تفصیلی به شناخت، بررسی و تفسیر عوامل مؤثر در خوانش منظر محله می پردازد. در نهایت عناصری چون عرصه های جمعی محلات، آیین ها و رویدادهای مذهبی، عناصر طبیعی، معابر و گذرها، کاربری ها و فعالیت ها و در نهایت و اشتراکات قومی و صنفی از عناصر تأثیرگذار در خوانش محلات سمنان و دامغان شناخته شدند.
۱۰۰۸۵۸.

شناسایی ظرفیت های موجود بر فضای بام جهت توسعه گردشگری در شهرهای ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴۸ تعداد دانلود : ۳۳۲
بام ها از گذشته در شهرهای ایرانی، به عنوان فضایی مهم که نقش های کارکردی و معنایی بی شماری داشته اند، عمل می کرده اند. با این وجود در زمان حاضر و در اکثر شهرهای ایرانی، این ظرفیت های قابل توجه، کاملاً مغفول مانده است. از طرفی شهرهای ایرانی از گذشته به دلیل ویژگی های منحصربه فرد فضایی، اجتماعی، هویتی و فرهنگی، همواره مقصدهای جذابی برای گردشگران بوده اند. اما با ورود مدرنیسم و متعلقاتش به شهرهای ایرانی و ایجاد تغییرات اساسی در بافت آن ها، این شهرها بسیاری از جذابیت های خود را جهت جذب گردشگر، از دست داده اند. بام ها از جمله فضاهای کیفیت بخش به فضای شهرهای ایرانی بوده اند. لذا این مقاله بر آن است تا با بررسی فضای بام ساختمان ها به صورت ویژه، به این سؤال پاسخ دهد که ظرفیت یا ظرفیت های موجود بر فضای بام ساختمان ها جهت توسعه و تقویت گردشگری در شهرهای ایرانی کدام است؟ در این راستا، پیشینه موجود در این زمینه و منابع کتابخانه ای، در کنار بررسی دیگر آثار و مستندات، از جمله سفرنامه ها، سینما و تصاویری از فضاهای شهری، موردبررسی قرار گرفته است. نتایج حاکی از آن است که با توجه به افزایش تعداد ساختمان های بلندمرتبه، به ویژه در کلان شهرهایی چون تهران، توجه دوباره به ظرفیت فضای بامِ این ساختمان ها، علاوه بر ارائه نظرگاه های مناسب به شهر، جهت درک بهتر تصویر شهر در ذهن بازدید کنندگان، به واسطه یکپارچگی فضایی و قرارگیری در ارتفاع، فرصت وقوع انواع رخدادها و ایجاد تعاملات اجتماعی، در ارتباط بی واسطه با طبیعت شهر را نیز به کاربران خود می دهند. این امر به نوبه خود علاوه بر ایجاد تصویرِ ماندگار از شهر مقصد، موجب ثبت خاطراتی گره خورده با عناصر طبیعی، انواع فعالیت ها و تعاملات اجتماعی در ذهن گردشگران خواهد شد. لذا به طور کلی، نقش های اصلی بام جهت توسعه گردشگری در شهرهای ایرانی را می توان در چهار عاملِ توسعه تعاملات اجتماعی، تقویت ارتباط گردشگران با طبیعت شهر مقصد، ایجاد تصویر ذهنی مناسب از شهر و افزایش کیفیت تجربه از فضای شهری بیان کرد.
۱۰۰۸۵۹.

تحلیل مضمون شناسانه ی نقاشی معاصر افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵۰ تعداد دانلود : ۶۰۱
سابقه طولانی هنر افغانستان، تأسیس نهادهای هنری مانند مکتب صنایع نفیسه و نیز دارالمعلمین کابل، توسط شاه امان الله، ظهور استادان دانش آموخته هنر غربی و پس از آن تجربه های جستجوگرانه هویت در نگارگری معاصر و نیز استقبال گسترده زنان در دوره زمامداری کرزی، منجر به تولید انبوهی از آثار و خلق مضامین متنوعی در نقاشی گشت، که در جای جای دنیا پراکنده شده اند. هدف پژوهش حاضر، جمع آوری، بررسی، طبقه بندی و تحلیل مضمونی آثار نقاشان شاخص در نقاشی معاصر افغانستان است. سؤال این است که مضمون های اصلی و فرعی و رمزگان اولیه در تحلیل مضمون شناسانه نقاشی معاصر افغانستان شامل چه موضوعاتی است؟ و نیز چه روابطی میان عناصر تحلیل مضمون شناسانه نقاشی معاصر افغانستان برقرار است؟ این پژوهش به روش تحلیل مضمون شناسانه و به صورت توصیفی انجام گرفته است. نوع نمونه گیری، غیر تصادفی به روش هدفمند است که در آن، آثار صد و نود و دو نقاش، از آغاز دوره ی دوم اصلاحات امانی، بررسی و آثار نقاشان شاخص مذکور در کتاب ها و یا آرشیوهای معتبر، منتخبین جشنواره ها و دوسالانه ها و نیز برگزارکنندگان نمایشگاه انفرادی و جمعی در داخل یا خارج، انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که تم های اصلی و فرعی عبارت اند از نقاشی با موضوعات دینی (مفاهیم قرآنی، مضامین بودایی)، نقاشی فرمالیستی (آثار بدون مضمون، نقاشیخط)، نقاشی مردم نگارانه (بناهای تاریخی، زندگی روزمره، مناظر شهری، بازی ها) که در نقاشی مردان، بیشتر به مناظر شهری و بازی بزکشی، و در نقاشی زنان، همگام با اصول مینیاتور با موضوعاتی نظیر عروسی و محافل زنانه به انجام می رسد. مضامین اجتماعی و سیاسی(زنان، جنگ، کودکان، غرور ملی، وضعیت افغانستان)، مناظر طبیعی (باغ ها، جنگل ها و رودخانه های افغانستان)، طبیعت بی جان، مضمون چهره، مضامین عرفانی (رقص، چهره) همچنین در برخی موارد مسائل، مشکلات و افتخارات افغانستان به عنوان رمزگان اولیه در نقاشی بازتاب می یابند. برخی تم های اصلی، با یکدیگر، تداخل صوری و برخی دیگر تداخلی محتوایی برقرار می کنند.
۱۰۰۸۶۰.

ویژگی های شاخص تذهیب های نسخه خطی خمسه Add ms 25900، محفوظ در کتابخانه بریتانیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۴ تعداد دانلود : ۴۰۷
تذهیب به واسطه همجواری با خط، از ابتدای شکل گیری تمدن اسلامی مورد اقبال مسلمانان واقع شده است. یکی از نسخه های نفیس تولید شده در تمدن اسلامی، خمسه نظامی ای است متعلق به قرن نهم هجری. نسخه مذکور به رغم داشتن قطعات تذهیب عالی، تا پیش از این به صورت اختصاصی مورد تجزیه و تحلیل قرار نگرفته است. لذا هدف نگارندگان در این مقاله نشان دادن میزان تنوع به کارگرفته شده توسط مُذهّب و یا مذهّبان نسخه در نحوه طرح اندازی قطعات تذهیب می باشد. لذا برای تحقق این هدف سوالاتی مطرح شد بدین شرح: با توجه به تعداد زیاد کتیبه های مذهّب در این نسخه، میزان تنوع در آنها چگونه است؟ و چگونه کتیبه های کوچک بین متنی در این نسخه (390 عدد) را می توان طبقه بندی کرد؟ این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و اطلاعات لازم برگرفته از منابع کتابخانه ای و بررسی تذهیب های نسخه است. بررسی ها نشان داد که، هیچ دو کتیبه ای، در این نسخه همسان نیستند و تذهیب ها در دو دوره تیموری و صفوی تکمیل شده اند و نوع تزیینات زمینه کتیبه ها و نوع سرترنج ها دو عامل مهم در طبقه بندی کتیبه ها محسوب می شوند همچنین در این نسخه نسبت اسلیمی ها بیش از ختایی هاست و برتری رنگی با رنگ لاجوردی و سپس طلایی است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان