نگارنده در نوشتار حاضر به بررسی رابطه ذهن و زبان در بینش کلامی- عرفانی بهاء ولد می پردازد. تنها اثری که از او به یادگار مانده، معارف نام دارد که از زبانی هنری و تصویری برخوردار است؛ بدین معنی که در آن از ابزارهای بلاغی صور خیال به فراوانی استفاده شده است. در اینجا کوشش بر آن بوده تا چگونگی تأثیر جهان بینی بهاء ولد در شکل گیری زبان هنری او بررسی شود و در مورد تبادل صورت و معنی با یکدیگر از دیدگاه آن عارف برجسته نیز سخن به میان آمده است.
هدف مقاله حاضر، نگرش به تاثیر روندهای جمعیتی بر تعداد نام نویسی دانشجویان در مراکز آموزش عالی است. بر این اساس، نویسنده روندهای گذشته و آینده محتمل، جمعیت سنی کالجی، و نیز گرایشهای تعداد دانشجویان آموزش عالی را توصیف و تشریح می کند و، بر پایه اطلاعات خود، به پیشبینی رشد آتی شمار نام نویسیها در قلمرو آموزش عالی می پردازد. وی، برای آسان کردن تحلیل و نیز ارائه آن، تنها به تجارب آن دسته از کشورهای آسیایی می پردازد که، در سال 1995، بیست میلیون یا بیشتر از آن جمعیت داشته اند. همچنین، پیش از آنکه یافته های تحلیل خود را ارائه دهد، به اجمال، از روش شناخت جمعیت و پیشبینی نام نویسهای آموزش عالی سخن می گوید در «کنفرانس وزیران آموزش و برنامه ریزان آموزش کشورهای آسیایی و حاشیه اقیانوس آرام» که در سال 1993 به همت یونسکو بر پا گردید، خاطر نشان شد که «سیاست و انجامش توسعه آموزشی در آینده نزدیک باید ... فشارهای جمعیتی جاری و پیشبینی شده را ... بر حسب جمعیت سنی دبیرستانی در نظر بگیرد.
گربرزنی به تیر جفا موی موی ما آید نوای عشق زهر تارموی ما آیا حمد و ستایش الهی را با عشق رابطه و سروکاری هست ؟ عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ قرآن زبر بخوانی با چارده روایت لسان الغیب راه وصول به محبوب ازلی را عاشقی و رندی ومستی حقیقی از باده محبت هستی و سرنهادن برعهد ألستی میداند . طفیل مستی عشقند آدمی و پری مستی او در اثر مشاهده جمال یار است که در پی جذبه و وجدی که از ذات دوست رسیده فراهم آمده است . اما پیش از شناخت عشق ‘ شناختن حب و محبت و محبوب لازم مینماید . در قرآن کریم واژه عشق نیامده ‘ ولی در 83 مورد حب و مشتقات آن به کار رفته است . رسول اکرم (ص) و عارفانی بزرک چون قشیری و مولوی و سعدی و حافظ شیرازی و حاج مولی هادی سبزواری و حکیم الهی قمشه ای و انوار شیرازی رضوان الله تعالی علیهم اجمعین در معنای حب و عشق سخنها گفته و درها سفته اند . عشق صلح کل و باقی همه جنگست و جدل عاشقان جمع و فرق جمع پریشانی چند