صنعتی شدن به عنوان یک تصمیم سرنوشتساز برای توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورهای در حال رشد، ضرورتی است که هیچکس نمیتواند آن را انکار نماید. امروزه پرواضح است که صنعتی شدن به عنوان عاملی است که اثرات آن در همه بخشها بویژه در بخش اقتصادی احساس شده و باعث تحرک قسمت زیادی از منابع مالی در جهت توسعه اقتصادی میشود. براین اساس در دو دهه اخیر استقرار صنایع در روستا در قالب شهرک ها و نواحی صنعتی با هدف دستیابی به توسعه روستائی مورد توجه برنامه ریزان و مسئولان ذیربط قرار گرفت. در این تحقیق به منظور بررسی و ارزیابی اثرات و پیامدهای شهرک ها و نواحی صنعتی در توسعه اقتصادی و اجتماعی مناطق روستائی، هشت روستا (که در این بین چهار روستا دارای صنایع و چهار روستا فاقد صنایع هستند) در شهرستان بابل به عنوان جامعه نمونه انتخاب شدند. نتایج حاصل از تحقیق که با استفاده از تجزیه و تحلیل آماری (آمار پارامتری و ناپارامتری) بدست آمده، حاکی از آن است که در دو دسته جامعه نمونه اکثر شاخص های توسعه اعم از الگوی مصرف (خوراک، پوشاک وکالاهای مصرفی)، مسکن، بیمه، رضایت و امنیت شغلی، آموزش، انگیزه ماندگاری در روستا تفاوت معناداری را نشان می دهند.
توسعه ناموزون شهرهای کشور در دهه های اخیر زمینه را برای تهیه طرح های توسعه شهری فراهم کرده است. اما با وجود گذشت چهار دهه از تهیه و اجرای این طرحها در عمل موفقیت چندانی حاصل نشده است. بر این اساس آسیب شناسی طرحهای توسعه شهری در جهت شناخت نارسایی ها و اصلاح آنها از ضروریات است. در این مقاله سعی شده با رویکردی سیستمی به شهر، آسیب شناسی طرحهای توسعه شهری به عنوان تنها مرجع هدایت برنامه ریزی ها مورد بررسی قرارگیرد و طرحهای شهری هم از نقطه نظر فرا سیستمی و دیدن شهر به عنوان جزئی از سیستم(نظام) برنامه ریزی کشور و هم از نقطه نظر زیر سیستمی و توجه به طرحهای توسعه با عنوان جزئی از سیستم شهر و سایر متغیرهای دخیل در توسعه شهرها مورد بازبینی قرار گیرد و در نهایت به ارائه پیشنهادهایی جهت اصلاح روندهای ناصحیح اقدام گردد.
توسعه پایدار شهری، توسعهای همه جانبه و ناظر به ابعاد مختلف است. از اینرو مفهوم «پایداری» در کلان شهرها حول محورهای متعددی قابل بررسی است. در این میان ضرورت پرداختن به موضوع «امنیت شهری» از آنجایی مهم مینماید که وابستگی متقابل میان امنیت و توسعه اجتنابناپذیر است. امنیت زمینهساز و بستر توسعه اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی است و هم از این عناصر تأثیر میپذیرد. رویکردهای سنتی در باب امنیت شهری عمدتاً به طور یکسویهای به جرائم و بزهکاریهای شهری و یا معلولها معطوف بوده؛ در حالی که امنیت مقولهای چندوجهی است و در چارچوب عناصر مختلف توسعه معنا میدهد. امروزه کلان شهر تهران با در بر گرفتن یک چهارم جمعیت شهرنشین کشور، مهمترین قطب جمعیتی کشور است. تهران با توجه به نظام متمرکز سیاسی- اداری، مقر کلیه نهادهای تصمیم گیرنده و مدیران عالیرتبه بوده و نقش اصلی را در مدیریت اقتصاد ملی ایفاء میکند. لذا بروز ناپایداریهای امنیتی در تهران میتواند امنیت ملی را در عرصههای گوناگون به مخاطره اندازد. هدف از این مقاله بررسی ناپایداریهای امنیتی تهران بر اساس شاخصهای توسعه پایدار شهری و ارائه نگرش نوین در ساماندهی فضای امنیتی کلانشهری میباشد. نتیجه بررسی شاخصها نشان میدهد که تهران در زمینههای محیطی، اقتصادی و اجتماعی- فرهنگی با ناپایداری امنیتی مواجه است.
اسکان غیررسمی در ایران مانند بسیاری از دیگر کشورهای جهان، پدیده ای روبه رشد می باشد که شهرهای کشور را با مسایل جدیدی روبرو ساخته است. شهر قم نیز به عنوان یکی از شهرهای بزرگ کشور می باشد که پدیده اسکان غیررسمی مواجه است. از جملة سکونتگاه های غیررسمی در شهر قم، محله شیخ آباد است که در این مقاله به بررسی آسیب شناسی کالبدی آن پرداخته می شود. یکی از مشکلات و درحقیقت نماد اسکان غیررسمی، است. در اغلب موارد نوع مسکن یکی از نشانگرهای کلیدی برای آسیب های فضایی شهر محسوب می شود. هدف از بررسی حاضر شناخت شرایط و ویژگی های مسکن غیررسمی بوده تا بتوان از طریق بررسی دقیق آن پتانسیل های اسکان غیررسمی در تأمین مسکن که از اساسی ترین نیازهای جوامع انسانی است شناسایی و زمینه های کاهش آسیب های کالبدی- اجتماعی مشخص گردد. بنابراین در این مقاله با استفاده از روش تطبیقی به مقایسه شاخص های مسکن در محله شیخ آباد و شهر قم و سکونتگاه های غیررسمی در برخی دیگر کشورهای جهان سوم پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که شاخص های مسکن در محله شیخ آباد شرایط نامساعد و ناهنجاری نسبت به شهر قم دارد لیکن اسکان غیررسمی در ایران در مقایسه با اسکان غیررسمی در دیگر کشورهای درحال رشد به ویژه در زمینه برخورداری از خدمات اساسی دارای شرایط مساعدتری است.
سابقه اندیشه سوسیال دموکراسى در ایران به سالهاى قبل از مشروطه باز مىگردد. خاستگاه اصلى این جریان، منطقه قفقاز بود. در شکلگیرى این جریان سیاسى و فکرى سه نیرو مؤثر و دخیل بود: مجاهدان قفقازى، مشروطهخواهان انقلابى آذربایجانى و روشنفکران ایرانى ـ ارمنى.
نظریهپردازان این جریان از اندیشههاى سوسیال دموکراسى رایج در کشورهاى اروپایى، بهویژه روسیه متأثر بودند. آنان با ترجمه و نگارش مقالههاى متعدد و انتشار آنها در روزنامههاى مختلفِ وابسته به این جریان، به ترویج اندیشههاى سوسیالیستى در ایران پرداختند.
مقاله حاضر مىکوشد این جریان را با تمرکز بر دو بحث اصلى، بررسى و شناسایى کند: 1 . زمینه و بستر تکوین جریان سیاسى وفکرى سوسیال دموکراسى در ایران، 2 . مجلس دوم و حزب دموکرات.
نوشتار حاضر، دیدگاه نمایندگان مجلس اول را درباره وضعیت دهقانان بررسى مىکند. دهقانان در دهههاى قبل از مشروطیت، از نظام زمیندارى و مالیاتى در رنج بودند. ادغام اقتصاد ایران در نظام جهانى سرمایهدارى به این رنج و ستم دامن زد. دهقانان با وقوع انقلاب مشروطیت به شوق آمدند. آنان در انقلاب، رهایى از وضعیت پیشین را جستوجو مىکردند، اما نظامنامه انتخاباتى مجلس اول، بخش وسیعى از دهقانان را از انتخابات محروم کرد. مجلس هر چند پىگیر شکایات دهقانان شد، اما به دلیل ترکیب خاص خود حاضر به دگرگونى ساختار زمیندارى نبود.
سالهاى نخستین حکومت پهلوى در ایران بهطور عمده از منظر تلاش این حکومت براى ایجاد ساختار حکومتى متمرکز، بررسى شده است. [در این راستا] تمام توجه [پژوهشگران]، از یک سو بر نوع رویکرد سیاسى نخبگان تهران و از سوى دیگر بر نمودارى که براساس پیشرفت یا عدم پیشرفت نخبگان و ارزیابى موفقیت آنان در گذار ایران به نوسازى، استقلال سیاسى و تشکیل دولت و ملت ترسیم شده، متمرکز شده است.(4) این توجه به رژیم تهران و شکل نو سازى آن به عنوان یک روى سکهاى است که روى دیگر آن، سکوتى نسبتا کامل به جذابیتها و ابعاد دیگر این نوسازى است. به منظور تشریح گزارش تاریخى یا فهم تجربه گروههاى دیگر، بهعنوان نمونه عامه مردم، از جمله مردم تهران، گروههاى غیر
--------------------------------------------------------------------------------
1 این مقاله، ترجمهاى است از:
Stephanie Cronin, "Modernity, Change and Dictatorship in Iran: The New Order and Opponents, 1927-1929" , Middle Eastern Studies, Vol. 39, No. 2, April 2003, pp. 1-36.
2 دستیار آموزشى بنیاد میراث ایران در یونیورسیتى کالج نورث امپتون و استادیار ارشد پژوهشى در رشته تاریخ SOAS دانشگاه لندن، کتاب ارتش و ایجاد دولت پهلوى در ایران 1910-1962م از تألیفات اوست. کار کنونى او بررسى واکنشهاى فرعى درباره تجدد در ایران است.
3 کارشناس ارشد تاریخ ایران دوره اسلامى از دانشگاه تربیت معلم تهران.
4 . براى نمونه اخیر این رویکرد ر.ک:
C. Ghani. Iran and the Rise of Reza Shah: From Qajar Collapse to Pahlavi Power (London and New York:I.B. Tauris, 1998.
--------------------------------------------------------------------------------
پایتخت نشین مثل اصناف و بازاریان شهرها یا هر طبقه اجتماعى ساکن در نواحى روستایى، تلاش اندکى انجام گرفته است. هدف نوسازى اقتدارگرایانهاى که توسط رژیم رضا شاه تحمیل مىشد تغییر دقیق این عناصر بود. اما به [این نوسازى] نه تنها بىاعتنایى شد، بلکه با مخالفت بىباکانه این عناصر قرار گرفت. به بیانى دقیقتر، حاکم شدن نظم نوین، بهطور عمده، عکسالعملهاى پیچیده و چند وجهى اقشار و طبقههاى مختلف جامعه ایرانى را برانگیخته بود. اگر چه از تجدید نظم و ثبات نسبى در نیمه نخست این دهه بهطور گستردهاى استقبال شده بود و حکومت به همین نسبت، دورهاى از نوسازى بنیادى را، مخصوصا در طول سالهاى 1306-1308 / 1927-1929م آغاز کرده بود، اما گروههاى قدرتمند اجتماعى، بهویژه گروههاى پایین جامعه، به استراتژى مقاومت منفى، مخالفت و در مواقعى مقاومت در برابر نوسازى روى آوردند. هدف این پژوهش از شرح این عکس العملها و راهبردها، تلاش براى نمایاندن ترتیب تاریخى (تقدم و تأخر تاریخى) این سالهاست.(1)
عبدالرحمن بن محمد بن خلدون (732-808ق) فقیه و مورخ نواندیش، براى بازشناسى تحلیل و علل ضعف و انحطاط مغرب اسلامى، طرحى نو در مورد روششناسى تاریخى ارائه کرد و با انتقاد سازنده از مورخان تاریخ نقلى، اطلاعات و آگاهى لازم و شرایط مورخان را طرح کرد.
ابنخلدون راههاى شناخت اخبار صحیح را از اکاذیب و افسانهها نشان داد و از رابطه جامعهشناسى و تاریخ، سخن گفت و دو علم را در قالب یک علم، تحت عنوان عمران براى تحلیل علّى حوادث تاریخى مطرح نمود و سرانجام علمیّت تاریخ را در قالب تحلیل عقلانى منقولات تاریخى به اثبات رساند. در این مقاله، روششناسى تاریخى ـ تحلیلى وى به شیوه توصیفى ـ تحلیلى بررسى مىشود.
مهابهارات اثر حماسی هندوان روایتگر جنگ پاندوان و کوروها بر سرحکومت منطقه ای به نام هستناپور است. در این جنگ که هیجده روز به طول می انجامد پاندوان برپسرعموهای خود پیروز می شوند. ارجن در میان باقی قهرمانان این کتاب از نظرگاه های متفاوت شبیه رستم، جهان پهلوان شاهنامه است. این مقاله به مقایسه دو قهرمان از دو فرهنگ حماسی پرداخته است؛ ارتباط با خدایان، ازدواج در شهری بیگانه، جنگ با حاصل این ازدواج که پسری است، آگاهی از وجود دارویی زندگی بخش، رفتن به سفرهای خطرناک هفتگانه، کشتن برادر از جمله موارد مشترک میان این دو قهرمان است. این مقاله بر آن است که سرایندگان مهابهارات در پرداخت شخصیت ارجن احتمالا متاثر از داستان های حماسی ایران درباره رستم بوده اند؛ داستان هایی که به زعم بسیاری از پژوهشگران منشا سکایی داشتند ارتباطات فرهنگی میان ایران و هند، مهاجرت بسیاری از اقوام و نژادها از جمله سکاها به هند و بردن آیین ها، باورها، اساطیر، داستان های حماسی بدان سامان از دلایل اثرپذیری هندوان از داستان های حماسی ایران می تواند باشد که در این مقاله ضمن اشاره به آنها، مشابهت های میان دو شخصیت نیز نشان داده خواهد شد. پیش از این نیز دارمستتر در مقاله ای تاثیرپذیری حماسه هندوان را از داستان کیخسرو نشان داده بود.
"اسلام در روزگاری پدیدار شد که سراسر سرزمین جزیرهالعرب در زیر حکومت قبایل، دوران سختی را پشت سر میگذاشت. فرهنگ قبیله، آداب و رسومی را بر مردم تحمیل کرده بود که مردم در زیر بار آن توان راه رفتن، به رشد و تعالی دست یافتن و به مقصد انسانی رسیدن را از دست داده بودند.
اسلام از همان آغاز به از هم پاشیدن نظام قبیلگی و ویران کردن ساختار قبیله همت گماشت و چون این ساختار کهنسال (و منظم در سراسر زندگی مردم) در مکه آسیبناپذیر و غیرقابل فروپاشی به نظر میرسید، پیامبر گرامی اسلام به یثرب هجرت کرد. یثرب جایگاه دو تمدن کهن یمنی و بنیاسرائیلی بود که آن دو تمدن نیز با گذشت سدهها، تحت تأثیر فرهنگ قبیلگی به صورت دو فرهنگ بسته و از ریشه گسسته درآمده بودند.
یثرب، «مدینهالنبی» نامیده شد که گویای پاگذاشتن عرب بدوی به مدنیتی نوین و مدیریتی مدنی بود. پیامبر (ص) با این شیوه توانستند تا در آنجا نظام قبیله را از هم جدا کنند. بنابراین تا سال هشتم هجرت، پس از تعلیم آیات وحی و جنگهایی چند، ساختار قبیله و مدیریت آن نیز از هم فرو ریخت. در نتیجه این فرهنگ که در ژرفای وجود سران قریش باقی مانده بود، پس از پیامبر تجدید سازمان کرد و زنده شد.
امام علی (ع) با رسیدن به خلافت و به دست گرفتن زمام امور مسلمانان، به تجدید حیات برنامه پیامبر اکرم (ص) کمر بست و به همه کارگزاران و فرمانداران خویش، شیوه اجرایی مدیریت (انسانی – اسلامی) مدنی را آموخت. حضرت علی (ع) با نوشتن «عهدنامه کشورداری» نوین به مالک اشتر، این مدیریت را با همه جزئیات ترسیم کرد که راهنمای عملی است برای مدیران همه عصرها، نسلها و در همه شرایط و جایها."
"مقاله حاضر برخی از دستاوردهای پژوهشی را که به بررسی در مورد ماهیت کار مدیران ایرانی پرداخته است، ارائه میدهد. روش تحقیق استفاده شده در این پژوهش برگرفته از روشی است که هنریمینتزبرگ در تحقیق خود در مورد مدیران آمریکایی انجام داد. در این روش مدیران مورد بررسی از طریق مشاهده سایه به سایه مطالعه شدند.
نتایج تحقیق به منظور دستیابی به الگوی کاری مدیران ایرانی با متوسط کار روزانه 8 ساعت و 6 دقیقه شامل فعالیتهایی به این شرح است: کار روی میز (13%)، تلفن (12%)، جلسههای برنامهریزیشده (43%)، جلسههای برنامهریزی نشده (17%)، گشت یا تور (3%)، ناهارهای اداری (5%)، سفرهای اداری (4%) و تأخیرها (4%). جالب است که اختصاص وقت مدیران به تأخیرها در میان فعالیتهای مدیران آمریکایی مشاهده نشده است، ولی پژوهش مشابه در هند وضعیت مشابهی در مورد مدیران هندی نشان میدهد.
نتیجه تحقیق در مورد محتوای کار مدیران به ارائه مدل دوازده نقش برای مدیران ایرانی منتهی شد. این دوازده نقش عبارتند از: مدیریت برخود، مدیریت کارکنان یا رهبری، توسعهدهنده سیستم، محافظتکننده سیستم، کارآفرینی، مدیریت منابع، گیرنده اطلاعات، توزیعکننده اطلاعات، شبکهسازی، سخنگو، نقش تشریفاتی و بالاخره نقش اجتماعی. نکته قابل توجه اینکه در میان اموری که مدیران ایرانی به آنها میپردازند، سهم دو وظیفه آموزش کارکنان و ایفای نقش اجتماعی ایشان بسیار چشمگیر و متمایز از وظایف مدیران در کشور توسعهیافتهای مانند آمریکاست.
از آنجا که بسیاری از حقایق در سایه مقایسهها روشنتر و ملموستر میشوند، در این مقاله نتایج برخی از مقایسههای میانکشوری از مطالعه مدیران در ایران و تحقیقات مشابه در سایر کشورها آمده است. این کشورها عبارتند از: آمریکا، ژاپن، کره، هنگ کنگ، سنگاپور، چین و هند. در پایان به برخی از خصوصیات فرهنگی و ملی ایران نظیر: سطح پایینتر توسعهیافتگی اقتصادی و آموزشی، فرهنگ جمعگرا ، فرهنگ مدیریتپدرانه و تمایل به ارتباطهای شفاهی که وجود این تفاوتهای میان ملی را تبیین میکنند، اشاره شده است."
"در این مقاله سعی شده است تا عدم اطمینان موجود در فرایند تصمیمگیری چند معیاره بررسی و تحلیل شود.¬ در فرایند تصمیمگیری چند معیاره دو نوع عدم اطمینان، رتبهبندی گزینهها را تحت تأثیر قرار میدهد:
1ـ عدم اطمینان موجود در قضاوتها و عناصر ماتریس تصمیم )ماتریسبازده ( بهوسیله توزیع احتمال مربوط به آن بیان میشود، البته فرض اساسی این است که عدم اطمینان موجود در ماتریس تصمیم در نتیجه شک و تردید تصمیم گیرنده در مورد صحت قضاوتها بوده و در نتیجه عدم توافق تعدادی از تصمیم گیرندگان نمی¬باشد؛
2ـ عدم اطمینان مربوط به شرایط و خصوصیات آینده محیط تصمیمگیری که بهوسیله مجموعهای از سناریوها بیان می¬شود.
سناریوها در حقیقت تجزیه شرایط آینده محیط تصمیمگیری به تعدادی وضعیت مجزا میباشد. این نوع عدم اطمینان در فرایند تصمیمگیری چند معیاره کمتر توجه شده است.
هر دو منبع عدم اطمینان میتوانند منجر به نقض شدن رتبهبندیها و کاهش میزان اطمینان تصمیم¬گیرنده به نتایج به دست آمده شود. با استفاده از روش شبیهسازی میتوان تأثیر هر دو نوع عدم اطمینان را در تعیین وزن نسبی و رتبهبندی نهایی گزینه¬ها بررسی کرد. نتایج به دست آمده نشان میدهد که با افزایش میزان عدم اطمینان عناصر ماتریس تصمیم، احتمال نقض شدن رتبهبندیها و عدم اطمینان به آنها افزایش پیدا میکند. در این شرایط میتوان یک تعبیر احتمالی از رتبهبندی نهایی گزینه¬ها ارائه کرد."