پیدایش رمان تاریخی نوین فارسی کاملا تازگی دارد. نخستین آزمایش در این نوع ادبی، چنان که پروفسور ادوارد براون در جلد چهارم اثر استادانه خود در ادبیات فارسی (ص 464-466) نشان داده، به قلم شیخ موسی همدانی، مدیر مدرسه نصرت در شهر همدان بوده است. رمان عشق و سلطنت او ظاهرا در سال 1334 قمری نوشته شد و سه سال بعد در همدان به چاپ رسید. آقای چایکین، نویسنده شرحی مختصر درباره ادبیات فارسی نوین، که به زبان روسی در مسکو چاپ و منتشر شده، از رمان شیخ موسی خبر نداشته و، در این نوشته خود، اثر صنعتی زاده به نام دامگستران یا انتقامخواهان مزدک را، که در سال 1921 در بمبئی منتشر شده، نخستین رمان تاریخی معرفی کرده است. نظر برتلس نیز در تحقیق او درباره «رمان تاریخی قرن بیستم فارسی» - که می نویسد این رمان را صنعتی زاده در زمانی که بیش از چهارده سال سن نداشته نوشته اما در سال 1921 در بمبئی سپس در سال 1304 در تهران به چاپ رسانده - همین است.
در چند سال اخیر، ترکیب جنسیتی در دانشگاهها از جمله مسائلی است که توجه تحلیلگران مسائل اجتماعی را به خود جلب کرده است. آنچه از تحلیل و توجه به آمارهای موجود در اینباره به دست میآید، افزایش تعداد روزافزون دختران در دانشگاهها و کاسته شدن تعداد پسران است به طوری که در برخی از دانشگاهها دیگر هیچ کلاسی با اکثریت پسران و یا اقلیت نسبی آنها برگزار نمیشود. این مسأله گرچه به صورت واضح و آشکار چندان مورد تحلیل واقع نشده است، ولی اذهان را به خود مشغول کردهاست. برخی از این پیامدها که موجب حضور فعال دختران در بدنه اشتغال مدیریت کشور در سالهای آتی میشود، فرصت طلایی زنان ارزیابی میشود و برخی دیگر این پیامدها را که میتواند توازن اجتماعی را دستخوش تغییر کند با نگرانی دنبال میکنند. در این گزارش با ارائه آمار و تحلیل مساله تلاش شده است دلایل و پیامدهای این پدیده مورد ارزیابی قرار بگیرد.
در سال 1981 خانم برنیس ویس برد ، کارشناس رشد کودک و آموزش والدین که در مجله والدین فعالیت میکرد, تهیه کننده برنامهای با عنوان توجه به خانواده بود بر آن شد تا از کسانیکه دغدغه حمایت از خانواده را دارند دعوت کند دور هم جمع شوند و نظرات خود را در این زمینه بیان کنند. او از تهیه کنندگان برنامههای حامی خانواده، دانشگاهیان، قانونگذاران، مسئولین دولتی و خانوادهها دعوت کرد که در جلسهای در ایالت شیکاگو شرکت کنند و بر خلاف انتظارش بیش از300 نفر آمدند. آنها در فضایی صمیمی در مورد دغدغههای مشترکشان صحبت کردند و به این نتیجه رسیدند که مؤسسهای ملی راه اندازی کنند. با رأیگیری « ائتلاف منابع خانواده » شکل گرفت. این ائتلاف برای تقویت نقش والدین در سطح ملی برنامهریزی میکرد و در مجامع و ایالات مختلف سیاستهای خود را به اجرا میگذارد. در سال 2000 به مؤسسه حمایت از خانواده در آمریکا تغییر نام داد. در حال حاضر بیش از 2000 نفر در کنفرانسهای ملی آن شرکت میکنند و هزاران عضو در سال 2003، مسئولین مؤسسه اهداف و برنامهی راهبردی سه سالهای را برای خود تعریف کردند. اهداف راهبردی مؤسسه حمایت از خانواده در امریکا دراین مقالع بیشتر می ششناسیم.