هدف اصلی این پژوهش، مقایسه نیمرخ روانی همسران شاغل جانبازان قطع نخاع با زنان متاهل و شاغل جامعه عادی است. تحقیق حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال بوده که آیا بین همسران شاغل جانبازان قطع نخاع با زنان متاهل شاغل جامعه عادی در مقیاس های آزمون MMPI تفاوت معناداری وجود دارد؟ ابراز به کار گرفته شده در این تحقیق شامل آزمون MMPI و برگه اطلاعات فردی بود. جامعه آماری، شامل همسران شاغل جانبازان قطع نخاع و همسران شاغل افراد عادی در شهر تهران بود. تعداد آزمودنی ها در هر گروه 45 نفر بود که از نظر مشخصات دموگرافیک همگن بودند. اطلاعات به دست آمده با شیوه آماری آزمون «تی» مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده بیانگر تفاوت معنادار بین دو گروه آزمودنی در ویژگی های روان شناختی و شخصیتی بود. بر این اساس مشخص شد که گروه همسران جانباز در مقایسه با همسران شاغل جامعه عادی به طور معنادار دارای وضعیت روانی نامناسب هستند و از مشکلات افسردگی، خود بیمار انگاری، هیستری و هیجانی بیش تری رنج می برند.
امروزه کارآفرینی، موتور توسعه اقتصادی در کشور محسوب می شود و تمام مسئولان تلاش می کنند کارآفرینی را در کشورشان توسعه بدهند. آموزش کارآفرینی مقوله مهمی است که کشورهای پیشرفته در فرایند توسعه اقتصادی – اجتماعی نسبت به آن توجه جدی مبذول داشته، آموزش و پرورش کارآفرینان را در اولویت برنامه های خود قرار داده اند. با توجه به اهمیت فوق العاده کارآفرینی و ضرورت توسعه آن در کشور، این تحقیق با هدف مطالعه و طراحی مدل شرایط احراز صلاحیت متقاضیانِ ایجاد و توسعه مراکز و آموزشگاه های کارآفرینی در کشور انجام شده است. در این تحقیق با استفاده از مطالعات تطبیقی مراکز موفق کارآفرینی و با توجه به مبانی نظری تعیین شرایط احراز صلاحیت و در نظر گرفتن شرایط بومی و منطقه ای کشور ، مدل شرایط احراز صلاحیت متقاضیان ایجاد و توسعه مراکز و آموزشگاه های کارآفرینی طراحی گردیده است.