"
حقوق بشر به عنوان مجموعه ای از کرامت ها و شایستگی های انسان که لازمه ی حیات فردی و اجتماعی اوست، صرفا زمانی عینیت می یابد که به حالت اجرا درآیند. در این میان یکی از بسترهای موثر این آرمان، قوه قضاییه است. دادگاه های عالی قانون اساسی به عنوان بخشی از قوه قضاییه با کنترل مطابقت قوانین مصوب پارلمان با قواعد و الزامات مندرج در قانون اساسی، از نقض حقوق بنیادین بشری جلوگیری می کنند...
"
هرچند فرقههای اسلامی در اصل مسئله نبوّت، چندان اختلافی با یکدیگر ندارند، در موضوع امامت، اختلاف آنها گسترده است. برخی بهطور کلی امامت را انکار کردهاند، ولی بیشترشان نیز ضرورت آن را پذیرفتهاند. اینان بر دو دستهاند: گروهی نصب امام را بر خدا واجب ندانستهاند از همین رو، ضرورتی نمیبینند که او معصوم و از هر جهت کامل باشد. شیعیان معتقدند امام باید معصوم و منصوب از طرف خدا باشد. در این نوشتار، با آرای فرهیختگانی همچون ابن سینا، سهروردی، صدرالمتالهین، ابن عربی، مولوی، سید حیدر آملی و امام فخر رازی آشنا میشویم. وی میگوید شیعة امامیّه، قطب عالم امکان را ـ [که] صوفیّه ضرورت وجود او را در هر عصری لازم شمردهاند ـ امام معصوم و صاحب الزمان و غایب و منشأ معجزهها و خارق عادتها میشمارند و حق با آنهاست. پایان بخش این نوشتار، مروری است بر روایتهایی که الهام بخش این فرهیختگان در اعتقادشان در مسئله امامت بوده است.
موضوع «مرگ ارادی و تولّد ثانی» و به تعبیر دیگر، «مرگ اختیاری و ولادت معنوی»، از جمله موضوعات مشترک در ادیان مختلف است. در این نوشتار بر آینم تا این موضوع را از منظر عرفان اسلامی بررسی کنیم. نخست با اشاره به دستهبندیهای مرگ از نظر عرفا، به تعریف و بیان وجه نامگذاری مرگ ارادی یا اختیاری، به عنوان یکی از انواع مرگ پرداختهایم. آن گاه، نظری هر چند گذرا به مفاهیم پیوسته و وابسته به این موضوع افکندهایم و کوشیدهایم نسبت این مفاهیم را با مسئله مرگ ارادی نشان دهیم تا از این رهگذر، وجوه مختلف این مسأله و گستره معنایی آن را بیشتر بشکافیم. با توجه به اینکه مرگ ارادی و تولّد ثانی یا موت اختیاری و زایش روحانی، درنزد اهل معرفت به عنوان دوپایه مهم سلوک روحانی و نماد جنبه سلبی و ایجابی سیر الی الله است، مطالب از نظر محتوا در دو بخش سامان یافته است: مطالبی که مفهوم مرگ را بسط میدهد و به جنبه سلبی عرفان نظر دارد که پیشتر طرح شده است و شامل مفاهیمی همچون کشتن نفس، توبه، فنا، قرب نوافل، سیر از ظاهر به باطن میگردد. نیز بخش دوم مباحثی است که به آثار این نوع مرگ میپردازد و به جنبه ایجابی عرفان ناظر است و مفاهیمی مانند بقاء، بینا شدن به حقایق عالم، قیامت معنوی، وصول به حیات حقیقی و تولّد ثانی را دربر میگیرد. روش طرح مطالب تقریباً همان شیوه رایج در بحثهای عرفانی است. از این رو، در همه مباحث کوشیدهایم با بهرهگیری از آیات و روایات و آوردن استنادها و اقوالی از بزرگان دین و عرفان، مطالب از غنا و اعتبار لازم برخوردار باشد.
اهل بیت، در قرآن کریم، روایتها و عُرف جامعه اسلامی بر چه کسانی اطلاق می¬شود؟ و نقش آنان در حیات جاودانه قرآن چیست؟ پژوهش درباره این مسئله مجال بیشتری میخواهد، ولی این نوشتار میکوشد به طور فشرده و با استناد به منابع معتبر، به بررسی اجمالی آن بپردازد. بیتردید، این مسئله از آغاز پیدایی مباحث تفسیری و کلامی در جهان اسلام همواره مورد توجه اندیشمندان این حوزه¬ها بوده¬است، ولی اهمیت آن در اندیشه اسلامی به ویژه در عصر حاضر چنان است که امکان پژوهشهای بسیار درباره آن وجود دارد. در این نوشتار، روشن میشود که اهل بیت تنها بر گروه اندکی از خاندان پیامبرگرامی اسلام اطلاق می¬گردد که بنا بر صراحت بیان آن حضرت، میان آنان و قرآن پیوندی همیشگی برقرار است. این پیوند ابدی، جایگاه ویژهای را برای اهل بیت در کنار قرآن رقم زده است که اگر به دقت بررسی شود، ره آورد ارجمندی را در باره حیات جاودانه قرآن در پی خواهد داشت. نگارنده میکوشد تا با این رویکرد، به مطالعه پیوند قرآن و اهل بیت بپردازد.
هدف اصلی این مقاله، مطالعه راه های توسعه صادرات غیر نفتی استان مازندران با در نظر گرفتن کلیه شرایط داخلی و موقعیت های موجود در بازارهای هدف می باشد. بنابراین، ابتدا با استفاده از شاخص مزیت نسبی آشکار (RCA)، اقلام صادراتی مزیت دار استان مازندران شناسایی شده و پس از بررسی بازارهای هدف، با استفاده از تکنیک SWOT به بررسی نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصت ها و تهدیدات در مورد این اقلام پرداخته می شود و استراتژی های مناسب برای توسعه صادرات غیر نفتی این استان ارائه می گردد. در نتیجه این تحقیق مشخص شد که بخش کشاورزی و صنعت، از نظر شاخص RCA دارای نمره بالایی بوده و دارای مزیت نسبی هستند و در خود بخش کشاورزی نیز اقلام گل و گیاه و مرکبات و کیوی دارای مزیت نسبی هستند. با بررسی SWOT برای گل و گیاه و کیوی، استراتژی توسعه بازار و برای مرکبات، استراتژی رسوخ در بازار، استراتژی های جذاب شناخته شده اند. در پایان مقاله، جمع بندی، بحث و نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات آمده است.
در این مقاله، اثرگذاری نظام های زراعی بر توسعه روستایی در استان اصفهان مورد مطالعه قرار گرفته است. برای دست یابی به اهداف تحقیق، ابتدا روستاهایی که نظام های زراعی مختلف در آنها وجود داشتند، شناسایی و تفکیک شدند. سپس برای هر نظام، روستاهایی که حداقل50 درصد بهره برداران آن عضو این نظام بودند، به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند. بر این اساس،برای سه نظام اصلی زراعی موجود در استان مجموعاً 300 روستا مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تعیین ارتباط بین نظام های زراعی و توسعه روستایی، مجموعه شاخص ها فهرست شدند و پس از حذف و تلفیق آنها، در مجموع 27 شاخص برای نظام های زراعی از یک سو و توسعه روستایی از سوی دیگر انتخاب شدند و داده های مربوطه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تجزیه و تحلیل در مدل معادلات ساختاری نشان داد که در نظام تعاونی تولید در مقایسه با سایر نظام های زراعی بیشترین ارتباط و تعامل بین شاخص های توسعه روستایی و شاخص های نظام های زراعی وجود داشته است، به گونه ای که در اکثر شاخص های این دو مؤلفه ارتباط معنی داری مشاهده می شود. نظام خانوادگی، به لحاظ تعامل با توسعه روستایی، پس از نظام تعاونی تولید قرار دارد و در نظام تعاونی مشاع، ارتباط بین شاخص های نظام زراعی و توسعه روستایی در رتبه آخر قرار گرفته است. همچنین، برازندگی مدل GFI در نظام تعاونی تولید 989/0، در نظام خانوادگی 973/0 و در نظام تعاونی مشاع 746/0 به دست آمد.
در این مقاله فراز و فرودهای نظام تعاونی روستایی در ایران از گذشته بسیار دور تا 22 فروردین ماه 1386 به طور فشرده مورد بررسی قرار گرفته است. برای اینکه خواننده گرامی به عمق مسائل تعاونی های روستایی واقف گردد مقایسه ای نیز در سطح بین المللی به عمل آمده است تا بدانیم ما و دیگران در مورد تعاونی روستایی چه کرده ایم و در حال حاضر در کجا قرار داریم.
تخصص گرایی در کنار تحولات علمی و اجتماعی ضرورت همکاری بیشتر تخصص های گوناگون در رفع مشکلات جامعه را اجتناب ناپذیر ساخته است. مقاله حاضر بر اساس چنین ضرورتی در قالب یک مطالعه اسنادی صورت گرفته است. نتایج این پژوهش حاکی از وجوه اشتراک میان تخصص های مددکاری اجتماعی و ترویج روستایی از نظر پیشینه در داخل کشور و سیر تحولات داخلی و بین المللی و نیز تا حدی به لحاظ نوع مخاطبان است؛ همچنین، درک مخاطبان از خدمات مددکاری و در مقابل، عدم آگاهی آنها از مواهب آموزش های ترویجی را می توان از جمله تفاوت های این دو رشته برشمرد. به دنبال پاره ای تحولات جمعیت شناختی در جامعه روستایی کشور و به ویژه رشد گروه های معلول و سالمند، از سویی این گونه گروه ها که همواره مخاطب خدمات مددکاری اجتماعی بوده اند، بیش از پیش به صورت ارباب رجوع فعالیت های ترویج کشاورزی کشور مطرح شده اند، و از سوی دیگر، حضور پررنگ تر خدمات مددکاری اجتماعی در این مناطق اجتناب ناپذیر می نماید. ضرورت همکاری مددکاران اجتماعی و مروجان کشاورزی ریشه در همین واقعیت ها دارد و از رهگذر این کنش و واکنش هاست که می توان غنای فعالیت هر یک را با بهره گیری از تجارب دیگری و سرانجام، توانمندسازی گروه های ویژه شاهد بود.
در مقاله حاضر، عوامل مؤثر بر پذیرش بیمه در بین گندم کاران، با استفاده از تحلیل لوجیت بررسی شده است. رویکرد غالب تحقیق، پیمایشی است و داده های مورد نیاز با استفاده از روش نمونه گیری طبقه بندی چندمرحله ای، در فصل زراعی 1381-1380 با استفاده از 240 پرسشنامه گردآوری شد. به منظور سنجش روایی محتوایی پرسشنامه در مرحله مطالعه مقدماتی، از نظرهای استادان، کارشناسان جهاد کشاورزی و کشاورزان، و برای سنجش روایی سازه های کشاورزی پایدار، منزلت اقتصادی ـ اجتماعی و ارتباط با عوامل ترویجی از روش تحلیل عاملی استفاده شده است. برای سنجش پایایی پرسشنامه، آماره آلفای کرونباخ به کار رفت که مقدار آن در حد 75/0 تعیین شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که 58 درصد از گندم کاران تمایلی به بیمه محصول خود ندارند. همچنین، از لحاظ سن گندم کار، میزان مالکیت دام، منـزلت اقتصادی ـ اجتماعی، میزان اعـتبارات دریافتی، عملکـرد در واحـد سـطح و ارزش محصول تولیدی، بهره وری کل عوامل تولید، پایداری، و سطح توسعه اقتصادی و کشاورزی روستاها، میان بیمه شدگان و بیمه نشدگان تفاوت معنی داری وجود دارد. نتایج تحلیل لوجیت هم نشان می دهد که سن گندم کار، ارتباط با عوامل ترویجی، مالکیت دام، سطح زیرکشت گندم، سطح زیرکشت عمومی و عملکرد در واحد سطح مهم ترین عوامل تقاضای بیمه گندم به شمار می روند.
شناخت سلیقه ها و ترجیحات افراد جامعه در مصرف کالاها و به خصوص کالاهای فرهنگی می تواند مشخص کننده نوع و ساختار روابط اجتماعی و میزان تعامل افراد حاضر در قشرهای مختلف اجتماعی باشد. این تحقیق با تمرکز بر مصرف موسیقایی به عنوان یکی از گونه های مصرف فرهنگی، سعی در شناخت و تبیین ارتباط میان پایگاه اجتماعی و انحصارطلبی و تساهل موسیقایی به عنوان گونه هایی از مصرف موسیقایی دارد. روش غالب در تحقیق حاضر پیمایش است و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه می باشد. تحقیق در میان 360 نفر از ساکنان دو محله اختیاریه و جوادیه از محلات شهر تهران، به عنوان نماد دو پایگاه اجتماعی بالا و پایین انجام پذیرفته است. نتایج نشان می دهد میان پایگاه اجتماعی و تساهل موسیقایی رابطه مثبت و معنادار و میان پایگاه اجتماعی و انحصارطلبی موسیقایی رابطه منفی و معنادار وجود دارد. به بیان دیگر هرچه پایگاه اجتماعی بالاتر باشد میزان تساهل موسیقایی بیشتر و هرچه پایگاه اجتماعی پایین تر باشد میزان انحصارطلبی موسیقایی بیشتر است. مقایسه میانگین نمرات انحصارطلبی و تساهل موسیقایی در بین سه پایگاه پایین، متوسط و بالا نشان می دهد، میانگینِ نمره انحصارطلبی موسیقاییِ پایگاهِ پایین از بقیه پایگاه ها بیشتر است. همچنین میانگین نمره تساهل موسیقاییِ پایگاهِ بالا از بقیه پایگاه ها بیشتر می باشد.