علیرغم اینکه ادبیات مدیریت مالی از ارزش فعلی خالص به عنوان بهترین روش ارزیابی طرح های سرمایه ای حمایت می کند اما در عمل تصمیم گیرندگان و مدیران مالی نرخ بازده داخلی را که برخلاف ارزش فعلی خالص یک معیار درصدی است برارزش فعالی خالص ترحیح می دهند. در این مقاله نشان می دهیم که دانشگاهیان روش ارزیابی درصدی دیگری به نام نرخ بازده داخلی تعدیل شده را که از روش نرخ بازده داخلی معمولی بهتر بوده و نقائص و اشکالات آن را پوشش می دهد ابداع کرده اند. همچنین در ادامه پیشنهادهایی را در این خصوص ارائه می نماییم.
در نظام بینالملل حقوق بشر دو تأسیس شناخته شده وجود دارد: تحدید و تعلیق. در وضعیت عادی، تحدید حقوق و آزادیها در یک جامعة دمکراتیک، به حکم قانون و به ملاحظة حفظ امنیت و یکپارچگی کشور و به منظور حمایت از بهداشت یا اخلاق عمومی و تأمین حقوق دیگران امکانپذیر است. اما تعلیق به وضعیت اضطراری مربوط است. برخی از کنوانسیونهای بسیار مهم حقوق بشری حاوی مقررهای هستند که به دولتهای عضو اجازه میدهد در شرایط اضطراری و فوقالعاده اجرای بسیاری از حقوق را به حالت تعلیق درآورند. امکان تعلیق اجرای اغلب حقوق در پارهای دیگر از اسناد بینالمللی نیز به طور ضمنی مطرح شده است. اجرای این حق توسط دولتها متوقف بر تحقق شرایطی است. در این مقاله، نگارنده ضمن تبیین مفهوم تعلیق، از معیارهای توصیف وضعیت، شرایط ماهوی و شکلی مشروعیت و حقهای غیر قابل تعلیق سخن گفته است.
یکى از شیوه هاى تربیتى قرآن کریم این است که صفات مطلوب را به گونه اى بیان مى کند که موجب ترغیب دیگران براى کسب این صفات باشد. در بسیارى از موارد، تفاوت آیات هم سنخ با یکدیگر در اجمال و تفصیل است. این مقتضاى مقام و اقتضاى بلاغت قرآن است. اوصافى که قرآن ذکر مى کند دو جور اطلاق دارند: اطلاق عام و اطلاق خاص. اطلاق خاص به خاطر عنایتى است.
قرآن در موارد زیادى انسان ها را به نام «عباد» یاد کرده، اما به «اللّه» یا به «رحمن» اضافه کرده است. اما گاهى آنها را «عبادى» خوانده که به مناسبت مقام، بار ارزشى خاصى دارد. این اضافه تشریفى است. عبودیت خدا گاهى تکوینى است و خارج از اختیارات انسان، و گاهى تشریعى است; یعنى اینکه کسى بندگى دیگرى را بپذیرد و خود را عبد او قرار دهد. در این زمینه، مردم دو دسته مى شوند: عده اى بنده خدا و عده اى بنده نفس. عبادت خدا همواره آگاهانه است و عبادت نفس (یا شیطان) ناآگاهانه.
از جمله ویژگی های عبادالرحمان این است که بخشی از شب را به عبادت خداوند می گذرانند. این ویژگی اگرچه در زمره ویژگی های عبادالرحمان است، ولی در آیات مورد بحث (فرقان: 63 و 64) بدان تصریح نشده، بلکه خدا در تعبیری پربارتر، درباره آنها فرموده: آنان کسانی اند که شب را با سجده و قیام به صبح می رسانند.
برخی از بزرگان در نمازهای مستحبی خود، سوره های بقره و آل عمران را از حفظ تلاوت می کردند و برخی دیگر در تمام دوران سال، در کنار کارهای عادی زندگی، زیارت «عاشورا» و نماز حضرت «جعفر طیّار(علیه السلام)» را ترک نمی کردند. برخی هم روزانه هزار مرتبه سوره «قدر» را تلاوت می کردند.
اهتمام برخی از بزرگان به درس به گونه ای بود که طی سال ها، حضورشان در مجلس درس تعطیل نمی شد و برخی از آنان تا نیمه های شب به مطالعه و تحقیق می پرداختند و هیچ گاه بیکار نبودند; همواره مشغول تدریس یا مطالعه و یا مباحثه بودند.
اما اکنون جوّ فرهنگی غالب بر کشور ما به گونه ای شده که مردم تا پاسی از شب، به تماشای تلویزیون و انواع فیلم ها مشغولند و در نتیجه، آنچه را از مشی بزرگانمان درباره اهتمامشان به نماز و عبادت و ذکر و درس می شنوند افسانه می پندارند. کافی است در آیات قرآن تأمّل کنیم که خداوند بندگانش را اینچنین توصیف می کند که وقتی آیات او را می شنوند بی اختیار به زمین می افتند و مدهوش می شوند.
یکى از مسائلى که از دیرباز، توجه اندیشمندان حوزه هاى گوناگون علوم انسانى را به خود جلب کرده و موجب قلم فرسایى این اندیشمندان شده، مسئله «رابطه تلویزیون با کودک و نوجوان» است. مقاله حاضر ابتدا به قابلیت هاى تلویزیون و برنامه هاى کودکان و نوجوانان اشاره نموده، سپس برخى از تأثیرات مثبت و منفى تلویزیون بر کودکان و نوجوانان از جمله پرکردن اوقات فراغت، جامعه پذیرى، یادگیرى، اختلال در فعالیت هاى کودکان، و نیز تأثیر فیلم هاى مربوط به بزرگ سالان بر کودکان، و تأثیر آگهى هاى تلویزیونى و خشونت را مورد بررسى قرار داده و در پایان، راه کارهایى براى به حداقل رساندن کارکردهاى منفى آن ارائه نموده است.
تربیت اخلاقى بخش قابل توجهى از برنامه ها و فعالیت هاى تربیتى ما را در خصوص نسل آینده به خود اختصاص داده است. در عین حال، این ساحت از تربیت نیز همچون دیگر ساحت ها، از بروز آفت ها و آسیب هایى که در روند آن اختلال ایجاد مى کند، در امان نیست. نوشتار حاضر در پى آن است که «تربیت تحمیلى» را به عنوان مانع و آفتى در مسیر تربیت صحیح اخلاقى مورد بررسى قرار داده، با ارائه تعریفى از آن، برخى از نمودها و جلوه هاى آن را ترسیم نماید. همچنین با بازشناسى عوامل و ریشه هاى تحقق تربیت تحمیلى، آثار و پیامدهاى آن را مورد توجه قرار داده و در پایان نیز راه کارهایى براى مقابله با آن ارائه دهد.