رویکرد یادگیری مشارکتی در دهة حاضر از نظر گاه های مختلف مورد مطالعه قرار گرفته است. بررسی این نظر گاه ها منجر به ارائه الگویی شده که در تحقیق حاضر (شبه تجربی) به اجرا در آمده است. جامعه تحقیق دانشآموزان پایه پنجم نواحی هفتگانه شهر مشهد بوده است. با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی, تعداد 132 نفر انتخاب شدند. آزمون رشد ومهارت های اجتماعی (محقق ساخته) و آزمون پیشرفت تحصیلی ریاضی (معلم ساخته) ابزارهای اساسی تحقیق بودهاند. به منظور تجزیه و تحلیل یافتهها از تحلیل واریانس استفاده شده است. نتایج حاکی از تـأیر قابل توجه روش یادگیری مشارکتی بر رشد مهارت های اجتماعی و پیشرفت تحصیلی ریاضی دختران و پسران بوده است. نتایج تحقیق با بسیاری از نظر گاه های ارایه شده و تحقیقات انجام شده همخوانی دارد. به منظور اجرای مؤثر روش یادگیری مشارکتی همکاری نویسندگان کتاب های درسی، تصمیمگیرندگان آموزشی، معلمان و والدین ضروری است.
هدف از این پژوهش، مطالعه رابطه باورهای معرفت شناختی و انگیزشی دانش آموزان تیزهوش درباره دانش ریاضی و فرآیند یادگیری آن بود. بدین منظور از میان دانش آموزان دختر و پسر سال اول دبیرستان، بر اساس نمرات حاصل از گونه هنجاریابی شده "آزمون هوشی اوتیس"، 334 دانش آموز تیزهوش (با هوشبهر 120 و بالاتر) انتخاب شدند و در پژوهش حاضر شرکت نمودند. باورهای معرفت شناختی و انگیزشی دانش آموزان گروه نمونه، از طریق "پرسشنامه باورهای معرفت شناختی" و "مقیاس باورهای انگیزشی درباره ریاضی" مورد سنجش قرار گرفت. تحلیل عاملی نشان داد که باورهای معرفت شناختی، چهار بعد یادگیری سریع، منبع دانش، توانائی ثابت و قطعیت دانش را در برمی گیرد و ضرائب آلفای کرونباخ برای این ابعاد بین 61/0 تا 74/0 متغیر است. مؤلفه های انگیزشی حاصل از تحلیل عاملی، مشتمل بر خود کفایتی، ارزش تکلیف، اضطراب امتحان، باورهای کنترل یادگیری، جهت گیری های هدف تسلط، عملکرد ـ گرایشی و عملکرد ـ اجتنابی بود که ضرائب آلفای کرونباخ از 53/0 تا 83/0 را نشان می داد. نتایج تحلیل های رگرسیون، حاکی از آن بود که در میان تیزهوشان، ابعاد باورهای معرفت شناختی، متغیرهای انگیزشی را پیش بینی می کند و الگوی این روابط در تمامی موارد یکسان نیست. در حالی که باورهای یادگیری سریع، منبع دانش و توانائی ثابت تأثیر منفی بر انگیزش دانش آموزان تیزهوش در یادگیری ریاضی داشتند، باور قطعیت دانش از چنین الگوئی تبعیت نمی نمود. این یافته ها با توجه به نتایج مطالعات پیشین و مدل های نظری موجود در این زمینه مورد تفسیر قرار گرفت و بر کاربردهای آن در مشاوره تحصیلی و آموزش ریاضی به تیزهوشان تأکید شد.
ملت سازی های مدرن در قرن گذشته ،با دو چالش عمده فرهنگی در جوامع جهان سومی و در حال توسعه مواجه بوده اند: چالش مذهب گرایی در برابر سکولارسازی اجتماع و سیاست و چالش هویت طلبی قومی و فرهنگی در مقابل پروژه همسان سازی فرهنگی و زبانی. جامعه ایرانی نیز همانند اکثر جوامع غیر غربی که شاهد تجربه مدنیزاسیون برون زا و کارگزارانه از جانب دولت و به تقلید از الگوی غربی ...
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه هوش هیجانی وسبک های مقابله با استرس با الگوهای ارتباطی میان زوجین است. تعداد 60 زوج از زوجین ساکن شهرستان کرج که به طور تصادفی انتخاب شده بودند مقیاس رگه فراخلقی را برای اندازه گیری هوش هیجانی، پرسش نامه مقابله با موقعیت تنش زا و پرسش نامه الگوهای ارتباطی را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از همبستگی، آزمون t و تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد هوش هیجانی با الگوی ارتباط سازنده متقابل رابطه مثبت معنادار دارد. از میان سبک های مقابله با استرس نیز سبک مساله مدار رابطه مثبت و معنادار و دو سبک هیجان مدار و اجتنابی رابطه منفی و معناداری با الگوی ارتباط سازنده متقابل نشان دادند. همچنین یافته ها نشان داد دو متغیر هوش هیجانی و سبک مساله مدار می توانند تبیین کننده تغییرات در متغیر الگوی ارتباط سازنده متقابل باشند.
دغدغه اصلی مقاله این است که با هدف فهم میزان گرایش اسلام به جنگ و خشونت، جنگ های پیامبر اسلام را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. نگارنده بر این باور است که مراجعه مستقیم به قرآن و سنت و بازخوانی آنها، ضمن اینکه ما را از اشتباهات احتمالی که دانشمندان گذشته دچار آن بوده اند رها می کند، می تواند در حل مسایل امروزمان مفید باشد. در این مقاله، ابتدا به تبیین ماهیت جنگ های پیامبر اکرم (ص) پرداخته ایم که این مهم از طریق تحلیل شرایط اجتماعی و فرهنگی زمان پیامبر (ص)، تحلیل ساختاری و ماهوی جنگ های ایشان فراهم آمده است. مقاله دو بخش مهم دیگر نیز دارد: نخست تحلیل جنگ های مهم پیامبر با مشرکان و کفار و دوم تحلیل جنگ ها و برخوردهای پیامبر (ص) با یهودیان که به اجمال بدانها پرداخته شده است. در طول مقاله سعی شده از طرح مباحث توصیفی پرهیز شود.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با کسب تجربه های عینی و ملموس از جنگ ایران و عراق و تحولات مربوط به آن - از جمله سیاست ها و موضع گیری های دو ابرقدرت آمریکا و شوروی و کشورهای غربی در قبال جنگ و شناخت اهمیت و نقش قدرت صنعتی و تکنولوژی در موقعیت و وزن کشورها - رویکردی مبتنی بر قدرت و واقع گرایی پیدا کرد. در همین راستا بود که صنایع نظامی و تسلیحاتی ایران گسترش و پیشرفت های فوق العاده ای یافت. دستیابی ایران به دانش صلح آمیز هسته ای و پیش بینی دیگر موفقیت های آتی آن در این زمینه، نقش مهمی در تغییر توازن قدرت در منطقه خلیج فارس و خاورمیانه داشته است؛ به اضافه اینکه در کیفیت مناسبات سیاسی ایران با کشورهای عربی خلیج فارس و امنیت منطقه، تاثیر ویژه خود را داشته است. سیاست خارجی، سیاست علمی و فناوری ایران در این مقاله از منظر بررسی عنصر «قدرت» و راهبرد و برداشت نظری «واقع گرایی کلاسیک» و «واقع گرایی ساختاری» به طور مشترک مورد مطالعه قرار گرفته است. دو فرضیه این مقاله روند پیشرفت ها و توان هسته ای ایران را به عنوان «متغیر وابسته» (Y) و در قالب «نظریه موازنه قدرت» و همین متغیر را به عنوان متغیری مستقل (X) در نظر می گیرد و تاثیر آن را بر سه متغیر وابسته توزان قدرت، روابط سیاسی و امنیت منطقه ای (خلیج فارس) (Y1, Y2, Y3) بر پایه واقعیات و رخدادهای عینی مورد آزمایش و ارزیابی علمی قرار می دهند.