بحث از حقیقت صدق و چگونگی مطابقت قضایا با واقع، از قدیم مورد توجه فیلسوفان بوده است، به گونهای که سابقه این بحث را میتوان تا دوران یونان باستان رهیابی کرد. حکمای اسلامی عموما «صدق» را به «قضیه ذهنیه (یقین، علم، و...) مطابق با واقع» تعریف نمودهاند. فلاسفه اسلامی از ابن سینا به بعد، این تعریف از صدق قضایا را به صورت صریح در آثارشان مطرح نمودهاند. اما پیش از او، گرچه در کلمات آنها به صراحت مطرح نشده است، اما با توجه به فضای حاکم بر آثارشان، میتوان گفت: آنان «مطابقت» را یک امر مفروض میگرفتند.
با وجود توجهی که فلاسفه مسلمان به این مطلب نمودهاند، به نظر میرسد جای یک تفسیر جامع و روشن از دیدگاه فیلسوفان مسلمان در اینباره خالی است. از اینرو، در این نوشتار، سعی شده است علاوه بر بررسی کلمات فیلسوفان سرشناس مسلمان در اینباره، تفسیر روشنی از نظریه «مطابقت» بر اساس دیدگاه فیلسوفان مسلمان ارائه گردد.
در میان آثار عرفانی ابنعربی، کتاب فصوصالحکم از ویژگیهای خاصی برخوردار است. این اثر عمیق بسیاری از دقایق معارف دینی و اسرار و رموز عرفان نظری را بیان نموده است و تأثیر غیرقابل انکاری در سیر اندیشه معنوی مسلمانان نهاده و سالهای متمادی در مجامع علمی از مهمترین کتب درسی در عرفان نظری به شمار آمده است. همچنین سالیان درازی استادان این فن در سطوح بسیار عالی به تدریس آن پرداخته، و شارحان بسیاری با نهایت دقت به شرح مشکلات و توضیح اشارات و کنایاتش همت گماشتهاند.
پس از ابن عربی اصول عرفان وی همواره محل تأمّل و موضوع بررسی عرفانپژوهان بزرگ قرار گرفته است، شارحان برجسته بسیاری به شرح و بررسی، و نقد اندیشههای عرفانی او پرداخته، در این زمینه آثار گرانسنگ فراوانی به رشته تحریر درآوردهاند. نوشتار حاضر عهدهدار معرفی شارحان مکتب عرفانی ابن عربی میباشد.
سن به عنوان مقوله فرهنگی منقسم، شهروندان را در گروه های سنی تحت انتظام درآورده و حدوث گفتمانی خاص، برآمده از مناسبات قدرت در جامعه را موجب می شود که کارکردی هستی بخش برای گروه های سنی دارد. جوانی یکی از دوره های سنی است که حوزه منازعه ای را در خصوص تعاریف، بازنمایی و هویت بخشی به خود اختصاص می دهد. نویسندگان درصددند تا ضمن مرور احکام گفتمانی غالب در خصوص جوانان، با تحلیل گفتمان نهادهای سیاست گذار، به این پرسش پاسخ گویند که گفتمان سیاست فرهنگی در هویت بخشی به جوانان ایرانی بر چه رویکرد یا رویکردهایی مبتنی است؟ بررسی رویکردهای مطرح شده در این مقاله را بایستی به عنوان دیرینه شناسی گفتمان های جوانی قلمداد کرد. در این مقاله نشان داده می شود که گفتمان سیاست فرهنگی از حیث احکام بارز مندرج در آن، گرایش به رویکردهای دوگانه مساله ساز و موجه ساز به جوانی دارند. همچنین استدلال فوق، اشاره ای ضمنی به دلایل عدم توفیق برنامه ریزان اجتماعی در جلب مشارکت جوانان دارد.
این مقاله به مساله سقط جنین ارادی در ایران پرداخته است و با در نظر گرفتن آن به عنوان یک مساله آسیب شناختی و با استفاده از مطالعه ای پدیدارشناسانه، برای یافتن راه حل های مناسب در کاهش آثار سوء این نوع سقط جنین های تلاش تجربی و نظری می کند. این مقاله همچنین سعی دارد تا هنجارها و ارزش های اجتماعی و فرهنگی پنهان را در رابطه با سقط جنین های ارادی، کشف و تحلیل کند. برای انجام این مطالعه از تجربه زنانی که سقط جنین های ارادی انجام داده اند، استفاده می کنیم تا به ابعاد ناپیدای این مساله پرداخته شود و تجربه واقعی زنان از سقط جنین های ارادی نشان داده شود. داده های موردنیاز برای تحلیل این مساله از طریق روش کیفی و مصاحبه عمیق با 26 زن ساکن تهران، که تجربه سقط جنین ارادی داشته اند، به دست آمده است. نتایج مطالعه اگرچه قابل تعمیم نیست، بیانگر آن است که سقط جنین در جامعه ایران همچون گذشته تابو و ممنوع است و برخی از زنان هنگام مواجهه با حاملگی ناخواسته بدان مبادرت می ورزند. همچنین، به علت آن که این مساله یک امر غیرقانونی محسوب می شود، این گونه زنان معمولا به افراد غیرمتخصص رجوع می کنند و سلامت خود را به خطر می اندازند. آموزش های کارگاهی در خصوص قوانین مربوط به سقط جنین، یافتن ملاحظات قانونی که به این دسته از زنان فرجه قانونی بدهد و نیز بالابردن آگاهی زوجین در نحوه استفاده از وسایل پیشگیری از بارداری، می تواند ضمن حفظ سلامت زنان، در نهایت به کاهش سقط جنین های غیربهداشتی منجر شود. حاصل این مطالعه همچنین تدوین نظریه ترکیبی است که از این مطالعه پدیدارشناسی به دست آمده است.