این مقاله دو بخشی، کارکرد و هدفمندی تصریف در بیان را در سوره های ناظر به داستان قرآنی آفرینش در پرتو فراکارکرد متنی هلیدی بررسی و تحلیل می کند. در ابتدا، تصریف در بیان به منزله گستره ای از علم المعانی است و همبستگی آن با زبان شناسی نقش گرای هلیدی مرور می شود. سپس، در اشاره به پیشینه نظری بحث، از الگوی آشنایی، میزان همدلی، زاویه دید و حفظ و تغییر موضوع نیز سخن به میان می آید. آنگاه ضمن اشاره به فراکارکرد متنی هلیدی، ساخت مبتدایی و ساختار اطلاعات گفتمان در آیات ناظر به داستان آفرینش، به ویژه در سوره های ص. و حجر بررسی شده و گفته می شود در این سوره ها، اطلاعات گفتمان به گونه ای کارامد ساختاربندی شده اند که با این که معانی و برخی الفاظ آنها عینا تکرار می شوند، نحوه ارایه اطلاعات کاملا تازه و بدیع است و این همان تصریف قرآنی است: ارایه اطلاعات تکرارشونده به شیوه ای بدیع.
فیالمثل در دوران صفوی که کتاب اندیشه آزادی هم به آن اشاراتی دارد، در حوزه مالکیت، حادثهای رخ داد که تاثیر آن بر کمرنگتر شدن زمینههای آزادی در ایران، درخور تامل است. در آن دوران از مالکان بزرگ که عمدتا حاکمان ولایات بودند خلع مالکیت شد و تقریبا همه املاک ایران جزو خالصجات حکومتی یا دارایی شاه شد. انسان غیرمالک هم قهرا نمیتواند انسان آزاد شد و انسان غیرآزاد را با اندیشه آزادی چه کار؟