هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی و ارزیابی وبسایت ها ی شیعی فارسی بر اساس سیاههوارسی طراحی شده توسط محقق براساس معیارهای سیلبرگ، اس.ام.آر.تی. و اَکشن فور هلس است تا برترین وبسایتها را برای استفاده علاقهمندان معرفی نماید. روش: پژوهش از نوع ارزیابانه است بهطوری که از طریق جستوجو در محیط اینترنت، اطلاعات 75 وبسایت فارسی زبان با موضوع تشیع استخراج شد سپس این اطلاعات این وبسایتها در مقایسه با سیاهوارسی طراحی شده، مورد ارزیابی قرار گرفت. یافتهها: نتایج نشان میدهد که میانگین کلی مطابقت این سایتها با سیاههوارسی 17/57 درصد است که در این میان دسترسی به مطالب با 100 درصد بیشترین، و روزآمدسازی با 68/23 درصد کمترین میزان مطابقت با سیاههوارسی را دارا بودهاند. از میان وبسایتها، وبسایت تبیان با 35 امتیاز و وبسایت غدیر و جلگه با 11 امتیاز بهترتیب بهترین و ضعیفترین وبسایتها بودند. در کل، میانگین نمرات 76 سایت مورد مطالعه 18/22 از 47 با انحراف معیار 32/5 بود که نشاندهنده عملکرد ضعیف وبسایتهای مورد مطالعه است. اصالت/ارزش: از آنجایی که به مقوله ارزیابی وبسایت های مذهبی در کشور پرداخته نشده است، این پژوهش میتواند نقطه شروعی برای انجام این کار بوده و ضمن آشناسازی طراحان این وبسایتها با استانداردهای این حیطه، به نشان دادن نقاط قوت و ضعف موجود در آنها کمک کند. همچنین این تحقیق میتواند با نشان دادن فاصله بین وضع موجود تا
مقدمه: امروزه مدیریت دانش یکی از عوامل مؤثر در موفقیت سازمان ها و کسب مزایای رقابتی به شمار می آید. هدف پژوهش حاضر، تعیین وضعیت ارکان مدیریت دانش در بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی ایران بود.
روش بررسی: روش پژوهش از نوع توصیفی- مقطعی بود و از نظر هدف، نیز جنبه ی کاربردی داشت. جامعه ی آماری را 30 نفر از مدیران ارشد ده بیمارستان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی ایران در سال 1388 تشکیل می دادند. به منظور گردآوری داده ها از پرسش نامه ی پژوهشگر ساخته در طیف پنج گزینه ای لیکرت با روایی مورد تأیید خبرگان و پایایی 874/0 (Cronbach’s alpha) استفاده گردید. در پایان اطلاعات حاصل با استفاده از شاخص های آمار توصیفی (میانگین، میانه و واریانس) مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: اطلاعات به دست آمده از مدیریت دانش، حاکی از آن است که به ترتیب نشر دانش (64/3)، ارزیابی دانش (48/3)، کاربرد دانش (41/3)، مشارکت دانش (34/3) و در آخر خلق دانش (19/3) میانگین نمرات بالایی را کسب کرده اند. در پایان امتیاز مدیریت دانش 4/3 ارزیابی شد.
نتیجه گیری: با توجه به طیف امتیازات لیکرت، وضعیت مدیریت دانش بالاتر از متوسط و به نسبت مطلوب بوده است. همچنین با توجه به نتایج به دست آمده، توجه به مشارکت و خلق دانش ضروری به نظر می رسد.
مقدمه: امروزه به دلیل افزایش هزینه های بخش بهداشت و درمان، برای مقایسه ی عملکرد بیمارستان ها و اندازه گیری کارایی آن ها تلاش های زیادی میشود. هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی کارایی نسبی بیمارستان های قم (دولتی و غیر دولتی) در سال 1386 و با استفاده از رویکرد تحلیل پوششی داده ها (DEA یا Data envelopment analysis) بود.
روش بررسی: تحقیق حاضر از نوع کاربردی و از دسته مطالعات تحلیلی بود، جامعه ی آماری شامل تمام بیمارستان های قم (8 بیمارستان) بود و از آنجا که در این تحقیق از داده های واقعی و آمارهای عملکردی بیمارستان ها بهره گرفته شد، بررسی روایی و پایایی موضوعیت نداشت. متغیرهای ورودی شامل تعداد پزشک عمومی، تعداد پزشک متخصص، تعداد پیراپزشک و تعداد تخت فعال و متغیرهای خروجی شامل تعداد بیمار بستری شده و تعداد بیمار سرپایی بودند. ابتدا با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP یا Analytical hierarchy process) متغیرهای ورودی به دو متغیر تعداد پزشک و تعداد تحت فعال کاهش یافتند، سپس با دو روش CCR (بازده نسبت به مقیاس ثابت (CRS یا Constant returns to scale)) و روش BCC (بازده نسبت به مقیاس متغیر (VRS یا Variable returns to scale)) و در حالت ورودی محور به ارزیابی کارایی نسبی بیمارستان های قم در سال 1386 پرداخته شد و ضمن مشخص کردن بیمارستان های ناکارا، با استفاده از مدل اندرسون- پیترسون (AP یا Anderson-Peterson) بیمارستان های کارا نیز رتبه بندی شدند. برای انجام محاسبات از نرم افزارهای Expert Choice، Win 4 Deap و DEA- Master استفاده گردید.
یافته ها: در روش CCR، 3 بیمارستان کودکان فاطمی، ایزدی و حضرت زهرا کارا و 5 بیمارستان حضرت ولیعصر، حضرت معصومه، نکویی، کامکار و گلپایگانی ناکارا شناخته شدند و رتبه بندی نهایی بیمارستان ها به صورت زیر گردید: 1. حضرت زهرا 2. کودکان فاطمی 3. ایزدی 4. حضرت ولیعصر 5. حضرت معصومه 6. نکویی 7. کامکار و 8. گلپایگانی. در روش BCC، 4 بیمارستان حضرت ولیعصر، حضرت زهرا، کودکان فاطمی و ایزدی کارا و 4 بیمارستان حضرت معصومه، نکویی، کامکار و گلپایگانی ناکارا شناخته شدند و رتبه بندی نهایی بیمارستان ها به صورت زیر گردید: 1. حضرت زهرا 2. حضرت ولیعصر 3. ایزدی 4. کودکان فاطمی 5. حضرت معصومه 6. نکویی 7. کامکار و 8. گلپایگانی.
نتیجه گیری: اغلب بیمارستان ها به صورت کارا عمل نمیکنند، بیمارستان های ناکارا می توانند با الگوگیری از بیمارستان هایی که به عنوان واحد مرجع شناخته شده اند و با مدیریت بهتر منابع مالی و انسانی، به مرز کارایی نزدیک شوند.
جهان امروز سریع تر از هر زمان دیگر در حال پیشرفت است. بنابراین بهره گی ری از رویکردهای جدید آموزشی و به تبع آن رسانه ها ی جدی د، مح یط ها ی ی ادگیری اشتیاق برانگیز و محتوای آموزشی فراتر از ساختارها ی موجود ، ضرور ی به نظر می رسد. این مقاله ضمن معرفی موز ههای تعاملی، که بازدیدکنندگان را فراگیرانی می داند که ازطریق تعامل با اشیای موجود در موزه به ساخت نظام دانشی خود کمک می کنند، به نسبت و رابطة آن با برنامة آموزش فلسفه به کودکان و اهداف و ارزش های مندرج در آن می پردازد. مقاله از این دیدگاه دفاع م یکند که مبنای نظری طراحی و ساخت این موزه ها دیدگاه ساختارگرایی و نظریة یادگیری اکتشافی بوده است. از نظر نگارنده، در جهان در حال تغییر و تحول امروز، فراگیران خود مشتاق اکتشاف و بازآفرینی اند. عرضة مفاهیم انتزاعی و منطقی از طریق بازی با دستگاه های تعاملی در محیطی متنوع، چندرسانه ای و شوق انگیز همة مخاطبان، به خصوص نسل جوان، را به تفکر خلاق و اندیشة منطقی وام ی دارد و در پرورش تفکر و روحیه استقلال طلبی، که از اهداف اصلی آموزش فلسفه به کودکان است، مؤثر است.
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر مقایسه سرسختی روان شناختی و سبک های مقابله با فشار روانی بین افراد معتاد و عادی در شهر رشت بود. روش: روش این پژوهش از نوع علی مقایسه ای بوده است. برای نمونه گیری یکصد نفر معتاد با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای و یکصد نفر غیر معتاد با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و پرسشنامه های دیدگاه های شخصی کوباسا و سبک های مقابله با فشار روانی موس و بلینگز در میان هر دو گروه اجرا شد. در تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری، t مستقل، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین سرسختی روان شناختی و سبک مقابله متمرکز بر هیجان در افراد معتاد و عادی تفاوت معنی داری وجود دارد، ولی از نظر به کارگیری سبک متمرکز بر مسأله تفاوت معنی داری بین دو گروه بدست نیامد. تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که سرسختی روان شناختی می تواند پیش بینی کننده معناداری برای سبک متمرکز بر هیجان باشد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نقش مهم برخی از خصیصه های شخصیتی مانند سرسختی روان شناختی و سبک های مقابله با فشار روانی در افراد را نشان می دهد که می توانند با گرایش به اعتیاد و سوء مصرف مواد رابطه داشته باشند.
مزاحمت خیابانى یکى از اشکال ممنوع تبعیض جنسى علیه زنان است که عرصه عمومى را به محیطى ناامن و نامطلوب براى فعالیت اجتماعى آنان تبدیل مى کند. سکوت زنان در برابر این مزاحمت ها یکى از دلایل شیوع آن در جامعه قلمداد مى شود، از این رو مطالعه تجربه زنان از مزاحمت هاى خیابانى و واکنش آنان در برابر این مزاحمت ها ضرورى به نظر مى رسد.
پژوهش حاضر که در بین دختران دانشجوى دانشگاه شیراز اجرا شد، به روش ترکیبى با استفاده از طرح اکتشافى (کیفى ـکمى) براى این منظور انجام شده است. در بخش کیفى پژوهش موضوع تحقیق از طریق مصاحبه هاى عمیق با 16 مشارکت کننده مورد اکتشاف قرار گرفت تا به این وسیله پژوهشگران به معانى ذهنى، تجربیات و دیدگاه هاى افراد مورد مطالعه نزدیک گردند. سپس یافته هاى بخش کیفى، محققین را در انتخاب چشم انداز نظرى و طراحى ابزار پرسش نامه بخش کمى (369 نمونه) یارى نمود.
بر اساس نتایج مصاحبه هاى کیفى، یک طبقه بندى از انواع مزاحمت هاى خیابانى در عرصه عمومى در قالب 4 مؤلفه مزاحمت هاى بصرى، کلامى، تعقیبى و لمسى به دست آمد. بر اساس اظهارات پاسخ گویان بخش کمى، مزاحمت هاى بصرى بیشترین شیوع را دارند و پس از آن به ترتیب مزاحمت هاى کلامى، لمسى و تعقیبى قرار دارند. هم چنین درباره واکنش پاسخ گویان نسبت به مزاحمت ها، یافته هاى بخش کمى حاکى از این است که بیشتر پاسخ گویان (حدود 70 درصد) به مزاحمت ها پاسخ منفعلانه مى دهند. بدین معنا که بیشتر آن ها ترجیح مى دهند که در برابر مزاحمت ها سکوت اختیار کنند که این یافته نیز با نتایج مصاحبه هاى کیفى منطبق بود.
فناوری اطلاعات و ارتباطات در دو دهه اخیر، کیفیت و کمیت رقابت بین شرکت ها را در دسترسی به بازارهای دیگر کشورها تحت تاثیر جدی قرار داده است. پرسش بنیادی که هر شرکتی که در بازار بین الملل فعالیت می کند، با آن مواجه است، این است که کارکرد صادراتی شرکت ها از چه عواملی متاثر است. این پژوهش بر پایه پاسخگویی به این پرسش انجام شده است. مرور پیشینه پژوهش نشان از آن دارد که در میان عوامل زیادی که ممکن است کارکرد صادراتی را تحت تاثیر قرار دهند، تطبیق تاکتیک های بازاریابی، تجربه صادراتی و مزیت رقابتی درک شده از همه برجسته تر است. بر پایه این یافته نظری، مدل مفهومی پژوهش شکل دهی شد و پنج فرضیه در این پژوهش آزمون گردید. این پژوهش برای مطابقت داده های تجربی با مدل مفهومی در شرکت های صادراتی استان فارس آزمون گردید. یافته های پژوهش نشان از آن دارد که چهار فرضیه از فرضیه های پژوهش تایید شده و تنها رابطه مستقیم تطبیق تاکتیک های بازاریابی با کارکرد صادراتی به صورت مستقیم تایید نشده است. اثر تطبیق تاکتیک های بازاریابی بر کارکرد صادراتی به صورت غیرمستقیم بوده و از طریق متغیر واسطه مزیت رقابتی درک شده به دست آمده است.