امروز جامعه ما با شرایط اقتصادی ای دست و پنجه نرم می کند که از یکسو، افراد واجد شرایط بسیاری متقاضی دریافت وام قرض الحسنه هستند و از سوی دیگر، منابع کافی برای اعطای تسهیلات قرض الحسنه به این افراد وجود ندارد. اما با توجه به آنکه بانک قرض الحسنه با هدف گسترش معارف و مبانی شرع مبین اسلام و فرهنگ قرض الحسنه و تعمیق هرچه بیشتر این سنت حسنه در جامعه، به ویژه احیای مطلوب مبانی اقتصادی اسلامی در نظام بانکی کشور، تأسیس شده است، به نظر ضروری می رسد تلاش شود این بانک بر مشکل کمبود نقدینگی خود فائق آید. در این راستا، در این مقاله تلاش می شود به روش تحلیل منطقی اولاً نشان داده شود که این مشکل می تواند ناشی از سازوکار فعلی مورد استفاده در بانک قرض الحسنه در اخذ سپرده و اعطاء تسهیلات قرض الحسنه باشد. ثانیاً سازوکارهای دیگری وجود دارد که مبتنی بر انتشار اوراق صکوک بوده و از طریق آنها کمبود سپرده بانک قرض الحسنه می تواند تا حدی برطرف گردد. قابل ذکر است که این مقاله حل مسئله بانک قرض الحسنه را در دستور کار خود داشته و لذا مبتنی بر رد یا تأیید فرضیه نمی باشد. در این راستا نشان داده می شود که چگونه بانک قرض الحسنه با نقش آفرینی در یکی یا بیشتر از اجزاء و ارکان اساسی صکوک می تواند بر مشکل نقدینگی خود فائق آمده و اسباب توسعه قرض الحسنه را فراهم آورد
نستعرض هذا البحث مبادئ تعلیم اللغه العربیه مع إمکانیه تطبیق المقاربات الغربیه الحدیثه فی ذلک بدء بتتبع تاریخی لها، حیث تجاوز التعلیم فیها حدود المعلومات المقدمه عن قواعد اللغه إلى اکتسابها ممارسه واستثمارا ومشارکه وتفاعلا وتواصلا، وینتهی بنا البحث إلى المقاربه التواصلیه التی من بین رکائزها المنظور الحرکی القائم على اللغه المستخدمه فعلا وتوسیعه لقاعه الدرس لتشمل الفضاء الاجتماعی بدلا من الصف الدراسی، ومن ثم نرید أن نصل بالقارئ إلى الإلمام بمبادئ هذه المقاربات الغربیه فی تعلیم اللغه؛ حیث ما تزال الأبحاث العربیه تفتقد إلى هذه الحلقات فی الدرس التعلیمی للغه العربیه، والتی للأسف مازالت لم تبرح مکانها التقلیدی.
إنّ کثیراً من العلماء والأدباء یقرّون بفضل قصیده لامیه العرب منذ عصور متوغله فی القدم، لاشتمالها ألحان ساحره للکلمات والألفاظ العذبه والمعانی العمیقه ولهذا کان موضوع السّاعه الذی یتحدّث فیه أکثر من له مقدره فی مضمار الأدب. لکن رغم کلّ هذه العنایات والاهتمامات یبدو أنّ الأمر لیس على ما علیه من الحقیقه. وإذا أردنا أن نبحث بشکل أعمق وأشمل نجد کثره المبالغه فی هذا الأمر. فالمقاله هذه، ترید تعدیلا فی هذه المبالغات وإیضاح النّواقص بمقارنتها مع أفضل القصائد الأخرى کقصیده زهیر بن أبی سلمى والنابغه الذّبیانی مع النّقد والتّحلیل فی المعنى والمحتوى، کی تفهم ماهیه هذه القصیده ومن النتائج التی وصلت إلیها المقاله بأن تسمیه القصیده لیست بسبب تفوقها وأرجحیتها على القصائد الأخرى وربّما یکون العامل الرئیس فی هذا الشّأن العصبیه والممالأه إزاء الحرکه الشعوبیه أوغیرها فلامیه العرب من إحدى قصائد جاهلیه ولیست من أهمها.
حاول الشعراء المعاصرون استثمار کلّ الأدوات الفنیه حتّى یحققوا لنصوصهم قدراً من الإبداع، مِنْ هذا المنطلق، فإنَّ ظاهره الانزیاح الکتابی عباره عن کسر نظام کتابه المألوف بهدف زیاده عده الدلالات الممکنه، وهذه الظاهره تُعدُّ مِن الظواهر المهمه فی الدراسات الأسلوبیه الحدیثه التی تدرس النصّ الشعری على أنه أسلوب مخالف للمألوف والعادی. فالانزیاح الکتابی فی الشعر الحدیث یحاول أنْ یستعیضَ مِنْ خلال التعبیر بالصوره البصریه وقد تجلت مظاهرها بأشکاله المختلفه، منها: 1- تمزیق أوصال الکلمه الواحده من خلال فک ارتباطها الطباعی أو تفتیت الکلمه من خلال بعثره حروفها على الصفحه 2- تقنیه الفراغ و النقاط فی جسد النصّ الشعری 3- تضمین ألفاظ أو عبارات من لغات أخرى 4- توظیف الأشکال المختلفه والاهتمام بالفنون التشکیلیه فی نسیج النص الشعری.
من النتائج المتوخاه من هذه الدراسه نرى أنَّ الشعراء المحدثین فی کثیراً من الأحیان یجمعون بین الکتابه اللغویه والظواهر البصیریه فی النسیج الشعری، ویریدون بهذا الطریق أن یزیدوا من دلالات النصّ بصریاً؛ ولکن ما یلفت انتباهنا فی هذا الشأن، هو أنَّ توظیف الظواهر البصریه فی کثیر من الأحیان لا یضفی أبعاداً جمالیه ودلالیه فی جسد القصیده، بل على النقیض من ذلک، قد یقود الشعرَ للابتذال والسّطحیه.