در طول قرن بیستم، جریان اصلی ِ نقد و نظریه پردازی در حوزه هنرهای بصری و به ویژه عکاسی، عمدتاً متأثر از آرای منتقدین ادبی، روان کاوان، نشانه شناسان و فلاسفه پَسامدرن از قبیل بنیامین، دریدا، بارت، دلوز، سونتاگ و ... بوده است. امّهات چنین رهیافتی را هم می توان در تفاسیر نشانه شناختی ِ مبتنی بر یک تلقّی نسبی گرا و کیفی از مقوله عینیت جست. اما به زعم نگارنده، و با نظر به جملگی ِ تحولات اندیشگی ِ این قرن، چنین رهیافتی از حیث فقدان مؤلفه های نقد علمی و تحلیلی به مقوله ی «عینیت» (آنچنان که در ساحت فلسفه علم دیده می شود)، نمی تواند یک تنه مؤید جملگی ِ پتانسیل های دلالت شناختی هنر عکاسی (به مثابه شیوه ای برای بازنمایی پدیدارهای عینی) باشد.
از همین رو در این مقالهْ کوشش شده تا با ارائه ی شرح مجملی بر سیر تطوّر منطقی ِ مفهوم «تصویر» در منظومه معرفتی ِ لودویگ ویتگنشتاین (فیلسوف اتریشی-بریتانیایی ِ سنت تحلیلی)، تعریفی نسبتاً هنجارمند و همسو با سایر تحولات معرفت شناختی ِ مرتبط به مقوله عینیت، از مفهوم «عکس» ارائه شود. استدلالات ویتگنشتاین را همان قدر که می توان به ساحت فیزیک کوانتوم و هوش مصنوعی تسرّی داد، می توان به منزله ی بستر مطمئنی برای تعریف مقوله «عینیت» و متعاقباً اختلاف نهایی ِ مترتب بر نگاه هنرمند و منتقد هنری نیز تلّقی کرد.
"در این پژوهش زمان آغاز و پایان بخش گرم و سرد سال در پهنهی ایران زمین بررسی شده است. برای دستیابی به این هدف دادههای شبکهای دمای بیشینهی ایران با تفکیک مکانی 1515 کیلومتر و بازهی زمانی روزانه از 01/01/1340 تا 29/12/1382 شامل 15705 روز از پایگاه دادهی اسفزاری ویرایش دوم برداشت گردید. به کمک آرایهی دادههای روزهنگام ایران به ابعاد 718715705 میانگین بلندمدت دما محاسبه و هموارسازی شد و بر پایهی میانگین بلندمدت دمای هر یک از نقاط کشور سال به دو بخش گرم و سرد بخش شد. سرانجام نقشههای تاریخهای بالاترین و پایینترین دمای روزانه، تاریخهای آغاز و پایان بخش گرم و میانگین دمای روزانه در بخش سرد و گرم محاسبه و ترسیم گردید. این نقشهها نشان داد که میانگین دمای روزهنگام ایران 2/25 درجه سلسیوس است.
دورهی گرم ایران از 28 فروردین تا 3 آبان و دورهی سرد از 4 آبان تا 27 فروردین سال بعد رخ میدهد. دورههای سرد و گرم در همه جای ایران همزمان آغاز نمیشود. در بخشهای جنوبی و جنوبشرقی کشور فصل گرم زودتر آغاز میشود و دیرتر به پایان میرسد. اوج گرما در ایران در نقاط مختلف با 70 روز فاصله به وقوع میپیوندد. در حالی که اوج سرما در سراسر ایران تقریباً همزمان و با 15 روز فاصله رخ میدهد."
هدف اصلی مقاله حاضر، بررسی عواملی است که میتواند در افت تحصیلی دانشجویان مؤثر باشد. به عبارت دیگر این طرح به دنبال همبستگی میان عوامل اقتصادی، اجتماعی و افت تحصیلی در میان دانشجویان است. بدین منظور، ابتدا تحقیقات انجام شده داخلی و خارجی مرور شد. سپس نظریه های موجود در رابطه با افت تحصلی که شامل نظریه کارکردگرایی، نظریه تضاد، نظریه بازتولید است مورد بررسی قرار گرفت. این تحقیق 10 فرضیه در رابطه با تأثیر درآمد والدین، میزان تحصیلات والدین، سن، جنس، شغل والدین، معدل دیپلم دانشجو، فاصله بین اخذ دیپلم و ورود به دانشگاه، محل سکونت بر افت تحصیلی را مورد آزمون قرار داد. بدین منظور، تعداد 98 نفر دانشجوی ورودی سال 1386 تا 1389 از دانشگاه پیام نور بستک با معدل کمتر از 14 و یا حداقل یک ترم مشروطی به عنوان حجم نمونه انتخاب و با استفاده از روش پیمایش و پرسشنامه اطلاعات لازم از آنها جمع آوری شد. تحلیل اطلاعات از طریق spss انجام گرفت و نتایج زیر حاصل شد: میان درآمد والدین و افت تحصیلی رابطه معنی داری وجود دارد. میان تحصیلات والدین و افت تحصیلی رابطه ای وجود ندارد. همچنین میان شغل والدین و افت تحصیلی رابطه ای نشان داده نشده است. هر چقدر سن دانشجویان بالاتر بوده، افت تحصیلی آنها بیشتر شده است. بین جنسیت و افت تحصیلی رابطه ای وجود نداشت. معدل دیپلم نقش مهمی در افت تحصیلی دانشجویان داشته است. به صورتی که دانشجویانی که در دوره دبیرستان معدل بیشتری داشتند در دانشگاه نیز موفقیت بیشتری را نشان دادند و بالعکس. دانشجویانی که بلافاصله بعد از گرفتن دیپلم وارد دانشگاه می شوند به دلیل پیوستگی تحصیلی، احتمالاً موفقیت تحصیلی بیشتری را تجربه می کنند. در ارتباط با تأثیر محل سکونت دانشجو بر افت تحصیلی، ارتباط معنی داری مشاهده نشد.
تفاوت در ارزشها از جمله پدیده های اجتماعی است که خود را در وضعیت گذار جوامع بیشتر نمایان می سازد. فناوری ها و مسائل جدید اجتماعی، نسلی نو را در درون خود پرورش داده و در فرایند جامعه پذیری نسل جدید که خواهان برقراری ارتباط مؤثر با دیگران و بهرهگیری از میراث گذشتگان است، خلل ایجاد میکند. محققان از نظریات آلپورت و اینگلهارت در بررسی این مسئله استفاده کردهاند. اهدافی که این تحقیق در پی بررسی آنها بوده، عبارت اند از: ۱. بررسی تفاوت بین سلسلهمراتبارزشى پدران با سلسلهمراتب ارزشى پسران؛ ۲. بررسی تفاوت بین ارزشهاى مادى پدران با ارزش هاى مادى پسران؛ ۳. بررسی تفاوت بین ارزش هاى فرامادى پدران با ارزشهاى فرامادى پسران.
جامعه آمارى این پژوهش را تمام دانشآموزان پسر سال سوم دبیرستانهاى شهر ایلام تشکیل دادهاند. براى هر یک از دو نسل (پدران و پسران)، ۱۴۴ پرسش نامه در نظر گرفته شده، اطلاعات نیز ازطریق پرسش نامه و مصاحبه جمع آورى شده است. براساس نتایج این پژوهش، اولویتهاى ارزشى پدران و پسران آن ها به ترتیب عبارت اند از: اقتصادى، اجتماعی، مذهبى، نظرى، سیاسى و زیبایىشناسى. درباره نظام ارزشى اینگلهارت، اولویت هاى ارزشى پدران عبارت اند از: ثروت و زندگى مرفه و امنیت ملی و اولویت های ارزشی پسران عبارت اند از: زندگى مرفه و ثروت و امنیت ملى. ارزش هاى فرامادى و مادى به ترتیب اولویتهاى ارزشى پدران و پسران را تشکیل مىداد. نتایج پژوهش نشان میدهد که در زمینه ارزش های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی بین پدران و فرزندان آنها تفاوت عمیق و در ارزش های علمی و مذهبی تفاوت سطحی وجود داشته و در ارزش های زیبایی شناختی تفاوتی وجود ندارد.
در نتیجه، میتوان تفاوت را در اغلب ارزش های فرزندان با والدین آنها مشاهده کرد.
خانواده همواره شاخص ترین محیط در جامعه پذیر کردن انسان ها ست. در این بستر است که کودکان با معیارهای اخلاقی و ارزش های اجتماعی آشنا شده و به تدریج، به سوی احترام گذاردن به بایدها و نبایدهای کیفری هدایت می شوند. با وجود این، گاه محیط خانواده به عرصه ای برای متمایل کردن کودکان به ارتکاب بزهکاری تبدیل می شود؛ از همین رو تربیت کودکان در این محیط و نیز چگونه تربیت شدن آنان اهمیت بسیاری پیدا می کند.
در گستره تقنینی ایران، به الزام خانواده ها به تربیت کودکان و ایجاد بستر مناسب برای درست تربیت شدن این دسته و نیز حمایت مالی ـ اقتصادی از آنان توجه شده است. طبیعتاً، این الزام که در قالب حق ـ تکلیف حضانت تبلور یافته، علاوه بر اینکه دارای جنبه حقوقی مدنی است، کارکردی جرم شناسانه نیز دارد. در این نوشتار، از جنبه های جرم شناسانه حق ـ تکلیف پدر و مادر (۱) و دور ساختن کودکان از پدر و مادر در پرتو قانون مدنی ایران (۲) سخن به میان می آید.
نهاد حوزه علمیه در طول حیاتش به صورت قابل توجهی در حوزه های مختلف بر جامعه ایران تأثیر گذاشته و از آن تأثیر پذیرفته است و بنابراین شایسته توجه جدی و تحلیل جامعه شناختی است. شواهد و قرائنی وجود دارد که به نظر می رسد این نهاد مهم و مؤثر در سه دهه اخیر، و بخصوص در حوزه علمیه قم، با تغییراتی جدی روبه رو بوده است. یکی از این تغییرات مهم روند روبه تزاید بوروکراتیزه شدن نظام آموزشی حوزه است.
این پژوهش بر آن بوده تا ابتدا با رویکردی جامعه شناختی به ارائه توصیفی مختصر از کلیت این تغییر بپردازد. سپس با مطالعه آخرین نظرات مکتوب نمایندگان اصلی طیف مدافع این تغییرات، در مقایسه با گزاره های اساسی سازنده مفهوم «بوروکراسی» از منظر ماکس وبر در سنت جامعه شناختی، نشان می دهد که روند کلی این تغییرات قرابت های فراوانی با مفهوم «بوروکراتیزاسیون» دارد.
در مرحله بعد، «پیامدها»ی اجتناب ناپذیر این فرآیند را از منظر جامعه شناختی مورد بررسی قرار داده ایم تا نشان دهیم که حجم قابل توجهی از این پیامدها بر اثر اجرای این طرح در حال حاضر در حوزه به وقوع پیوسته است. در قسمت انتهایی، نمونه ای از مقاومت های جدی در برابر ابعاد مختلف انجام این پروژه در داخل حوزه بررسی شده است.
روش اصلی این پژوهش مطالعه اسنادی بوده که در جریان آن طیفی از داده های اسنادی شامل مصاحبه ها، سخنرانی ها، کتاب ها و آمارهای رسمی مورد استفاده و بررسی قرار گرفته است.
وجود نظم در روابط اجتماعی اساس زندگی جمعی است اخلال در روابط اجتماعی میتواند موجب بی نظمی اجتماعی گردد. رویکرد نظری تحقیق حاضر این است که فرسایش سرمایه اجتماعی که به نوعی ضعف پیوندهای عینی و ذهنی برون گروهی در جامعه است میتواند موجب بی هنجاری یا قانونگریزی در جامعه گردد. در این تحقیق از نظریه پاتنام و فوکویاما برای تحلیل فرسایش سرمایه اجتماعی استفاده گردید. روش تحقیق پیمایش بوده و جامعه آماری تحقیق افراد بالای 24 سال شهر تهران میباشند.که از میان آنها 400 نفر بهعنوان نمونه تحقیق به روش نمونهگیری چند سطحی انتخاب شدهاند. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته میباشد. برای بررسی قانونگریزی،آن را به دو بعد ذهنی(جهتگیری) و عینی(رفتار) تقسیم کرده و به بررسی رابطه بین متغیرهای مستقل در هر دو بعد پرداختیم. در بررسی متغیرهای زمینهای بین جنسیت، وضعیت تاهل، نوع شغل، سن، تحصیلات و وضعیت اقتصادی با هر دو بعد قانونگریزی رابطه معنی داری دیده شده است. متغیرهای اصلی تحقیق به همراه تاثیر کلشان بر متغیر وابسته عبارتند از: پنداشت از فردگرایی در جامعه(17/0)، فردگرایی افراطی(32/0)، عدم اعتماد عام(09/0)، عدم اعتماد مدنی(15/0)، روابط رسمی ضعیف (03/0) و روابط غیر رسمی(24/0). این متغیرهای به همراه قانونگریزی ذهنی(24/0) 25 درصد از تغییرات متغیر وابسته اصلی تحقیق (قانونگریزی عینی) را تبیین کردهاند. این درحالی است که تاثیر این متغیرها (بهجز روابط غیر رسمی) بر قانونگریزی ذهنی 40/0 میباشد. این نتایج نشان می دهد که فرسایش سرمایه اجتماعی بر جهتگیری قانونگریزانه تاثیر بیشتری نسبت به رفتار قانونگریزانه دارد.
هدف این پژوهش، مطالعه رابطه بین محافظه کاری در گزارشگری مالی و میزان نگهداشت وجه نقد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این پژوهش برای تعیین محافظه کاری از مدل گیولی و هاین (2000) و برای اندازه گیری میزان نگهداشت وجه نقد از دو مدل اوزکان و اوزکان (2004) و اپلر و همکاران (1999) استفاده شده است. در این راستا، تعداد 54 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره ی زمانی 1389-1384 بررسی و جهت آزمون فرضیه ها از داده های تلفیقی با اثرات ثابت و نرم افزار اقتصادسنجی Eviews 6 استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در طی دوره مطالعه، محافظه کاری بر میزان نگهداشت وجه نقد، تأثیر نداشته است. همچنین نتایج حاکی از آن است که شرکت های بزرگتر، وجه نقد کم تر و در مقابل شرکت های دارای هزینه فرصت سرمایه گذاری بیش تر و شرکت های دارای سایر دارایی-های نقدی جایگزین وجه نقد، وجه نقد کم تری نگهداری می کنند.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه بین ویژگی های هیأت مدیره و هزینه های نمایندگی در شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران می باشد. از این رو در پژوهش حاضر نمونه ای شامل 77 شرکت طی سال های 1384 الی 1389، در سطح کل و در سطح صنایع مورد مطالعه قرار گرفته است. در پژوهش حاضر متغیر وابسته هزینه های نمایندگی می باشد، برای اندازه گیری این متغیر از نسبت های کارایی استفاده شده است. این نسبت ها عبارتند از: 1) نسبت هزینه های عملیاتی به فروش سالانه که معیاری از افراط گرایی مدیریت در انجام مخارج اختیاری است، و 2) نسبت گردش دارایی ها که معیاری از کیفیت مدیریت دارایی های شرکت ها است. متغیرهای مستقل این پژوهش، اندازه اعضای هیأت مدیره و درصد اعضای غیر موظف نسبت به کل اعضای هیأت مدیره که نشان دهنده استقلال هیأت مدیره است در نظر گرفته شده است. به منظور آزمون فرضیه های این پژوهش، از آنالیز رگرسیون حداقل مربعات و در سطح خطای پنج درصد استفاده شده است. نتایج حاصل نشان می دهد که اندازه و استقلال هیأت مدیره رابطه معناداری با نسبت هزینه های عملیاتی به فروش و نسبت گردش دارایی ها ندارند.
دراین مقاله کیفیت اقلام تعهدی شرکتهای تجدید ارائه کننده طی سالهای 1380 الی 1389 مورد بررسی قرارگرفته است. نمونه تحقیق شامل 70 شرکت تولیدی می باشدکه تنها یکبار تجدید ارائه با اهمیت داشته و در دوسال قبل و بعد از سال تجدید ارائه، فاقد تجدید ارائه بوده اند.کیفیت سود برای دو سال قبل از سال تجدید ارائه و تا دو سال بعد از تجدید ارائه درنظر گرفته شده است. معیارکیفیت سود در این تحقیق ،کیفیت اقلام تعهدی مبتنی بر مدل دیچو و دچو(2002) است. یافته های تحقیق نشان می دهد که کیفیت سود( اقلام تعهدی ) بطور معناداری از دوره تحریف تا دوره بعد از تجدید ارائه افزایش یافته است.همچنین در این تحقیق عوامل تاثیر گذار برکیفیت سود از قبیل متغیرهای حاکمیت شرکتی و ویژگیهای شرکتها وکیفیت حسابرسی در تبیین مدل تحقیق مورد استفاده قرار گرفته اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که متغیرهای تغییر اندازه شرکت ، تغییر فروش ، تغییر جریانهای نقدی حاصل از عملیات، تغییر نسبت بدهی، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهام ، درصد مالکیت سرمایه گذاران نهادی و مدت تصدی مدیریت عامل با تغییر کیفیت سود درشرکتهای تجدید ارائه کننده رابطه معناداری دارند.
این پژوهش به بررسی رابطه بین کیفیت افشا و محافظه کاری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. برای سنجش متغیر کیفیت افشا، از امتیاز کلی داده شده توسط سازمان بورس و اوراق بهادار به شرکت ها در زمینه افشا و اطلاع رسانی استفاده شد و رابطه آن با مدیریت سود و محافظه کاری مشروط و نامشروط بررسی شد. در این پژوهش از اطلاعات 102 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1384-1389 و از روش رگرسون خطی (OLS) استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بین کیفیت افشا و سطح اقلام تعهدی اختیاری رابطه منفی و معنادار، و بین کیفیت افشا و محافظه کاری مشروط رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. هم چنین نتایج نشان داد که با افزایش کیفیت افشای اطلاعات، میزان محافظه کاری نامشروط کاهش می یابد.
موضوع و هدف: هدف این پژوهش بررسی رابطه میان شفافیت سود و هزینه حقوق صاحبان سهام است. رابطه میان شفافیت سود و بازده غیر عادی نیز بررسی شد.
روش پژوهش: داده های مالی 121 شرکت نمونه پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1384 تا 1388 بررسی شد. برای محاسبه میزان شفافیت سود از تغییرات همزمان سود و بازده استفاده گردیده است. هزینه حقوق صاحبان سهام نیز بر اساس مدل سه عاملی فاما و فرنچ محاسبه گردید. روش آماری مورد استفاده از نوع همبستگی بوده و برای محاسبه متغیرهای مستقل و وابسته و همچنین آزمون فرضیه ها از مدل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است.
یافته های پژوهش: نتایج نشان می دهد که یک رابطه منفی و معنادار میان شفافیت سود و هزینه حقوق صاحبان سهام وجود دارد. به عبارت دیگر شرکت هایی که سود شفاف تری دارند، هزینه حقوق صاحبان سهام کمتری را تجربه می کنند. همچنین یک رابطه منفی و معنادار میان شفافیت سود و بازده غیر عادی وجود دارد. به عبارت دیگر شرکت هایی که سود شفاف تری دارند، بازده غیر عادی کمتری را تجربه خواهندکرد.
اصالت و افزوده: برجسته نمودن اهمیت شفافیت اطلاعات مالی(به ویژه سود حسابداری) به عنوان یکی از ویژگی های کیفی مهم در امر گزارشگری مالی و معرفی مدلی جهت محاسبه آن.
در این تحقیق ارتباط بین دوره تصدی مدیرعامل با ارزش شرکت، هزینه های نمایندگی و ریسک اطلاعاتی مورد بررسی قرار گرفته است. هدف از این تحقیق بررسی این موضوع می باشد که آیا افزایش دوره تصدی مدیرعامل، تاثیر قابل توجهی بر روی ارزش شرکت، هزینه های نمایندگی و ریسک اطلاعاتی دارد؟ برای این منظور نمونه ای مشتمل بر نود و شش شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1380 تا 1389 انتخاب گردید. در این تحقیق دوره تصدی به عنوان معیاری برای سنجش میزان افق تصمیم گیری مدیرعامل در نظر گرفته شده است. با در نظر گرفتن دوره تصدی مدیرعامل بعنوان متغیر مستقل، و استفاده از رگرسیون حداقل مربعات دو مرحله، آزمونهای تجربی نشان می دهد که دوره تصدی بلند مدت مدیرعامل با ریسک اطلاعاتی و ارزش شرکت در ارتباط می باشد همچنین میان دوره تصدی مدیرعامل و هزینه های نمایندگی رابطه معنی داری مشاهده نشده است.
در این مطالعه وضعیت بکارگیری معیارهای مالی و غیر مالی با توجه به مفهوم ارزیابی متوازن در سنجش عملکرد 39 هتل مشهد با درجه کیفی مطلوب بررسی شد. به منظور آزمون پایایی پرسش نامه از ضریب آلفای کرانباخ و به منظور آزمون فرضیه ها از آماره های ناپارامتری فریدمن و ویلکاکسن استفاده شد. یافته های این تحقیق بیانگر آن است که اگر چه در حال حاضر در این هتلها از ارزیابی متوازن استفاده نمی شود، اما در عین حال ابعاد چهارگانه این ابزار سنجش عملکرد مد نظر مدیران قرار می گیرد. همچنین مدیران به موضوع نحوه مدیریت دارایی های خود به عنوان شاخص بعد مالی، فعالیتهای لازم برای حفظ ایمنی به عنوان یک شاخص بعد فرایند داخلی، تفویض و تفکیک وظایف و استفاده از پیشنهادات کارکنان به عنوان شاخصهای بعد رشد و یادگیری و رسیدگی به امور مشتریان(حفظ و جذب مشتریان و رسیدگی به شکایات آنها) توجه بیشتری می نمایند.
شهر توریستی سرعین در دامنه شرقی کوه سبلان در ارتفاع بین 1640 تا 1740 متر و 16 کیلومتری غرب شهر اردبیل در مسیر دره گسلی واقع شد است. سازندهای زمین شناسی مقر شهر از مواد پرتابههای آتشفشانی(توف، کنگلومرا، خاکستر، لاهار و مواد تراسهای آبرفتی قدیمی و جدید ریزدانه، تراورتن، مارن تشکیل شده است. توسعه فیزیکی کنونی شهر نیز به سرعت به موازات گسلها در محیطی مخاطره آمیز صورت میگیرد. در زلزله اردبیل1375 در اثر شکست لایه های زمین شناسی در وسط شهر توریستی سرعین آرتزین آب گرم به ارتفاع 12 متر شد صورت گرفت که نشان دهنده تأثیر تکتونیک بر وضعیت چشمه های آبگرم گسلی است. امروزه برجها و هتلهای مدرن بیش از 15 طبقه بشدت در منطقه فعال تکتونیکی با مخاطرات محیطی بالقوه در حال توسعه و گسترش است. نتایج نمونه برداری و آزمایشات نشان دهنده وجود درصد بالای رس(46%)، سیلت (32%) نسبت به (ماسه(25%) و سازند های درشت دانه در محل مقر شهر است. نتایج آزمایش نشان داد که سازندهای مقر شهر مستعد روانگرایی، فرونشست در زمان بروز زمین لرزه ها هستند. بنابراین، وجود رس با شاخص خمیرایی بالا، شیب توپوگرافی زیاد، گسل های فعال در محدوده و مقره شهر، لایه مارنی و پرتابه های آذرین برای فونداسیون سازه های سنگین در مواقع بروز زمین لرزه نسبتاً شدید (بیش از5/5 ریشتری) بسیار مخاطره آمیز خواهد بود. در نهایت، با تلفیق لایه های شیب، طبقات ارتفاعی، لیتولوژی،گسل و سیستم زهکش، لایه نهایی پهنه بندی مخاطرات محیطی ترسیم شد. نتایج حاصل از پهنه بندی نشان داد که تمام بخش شمال شهر و قسمت هائی از بخشهای میانی و جنوبی در محدوده مناطق با خطر بالا و خطر بسیار بالا قرار دارند. نقشه پهنه بندی مناطق مختلف شهر و محدوده حواشی آن به صورت مناطق باخطر بسیار بالا، با خطر بالا، نسبتاً کم و با خطر کم ممیزی شد. نقش فاکتورهای محیطی نظیر گسل، طبقات ارتفاعی، درصد شیب نسبت به وضعیت لیتولوژی و رودخانه در ایجاد مخاطرات محیطی (به صورت تنگنا) در توسعه فیزیکی شهر (به ویژه در توسعه فیزیکی آتی آن ) بسیار مؤثر است .
پرسش اینکه ما کی هستیم متوقف بر پرسش ما کجا هستیم است. موقعیت و جایگاه سکونت انسانی در مکان امکانپذیر است. هر مکانی هویت وجودی قابل درکی دارد و این درک به عنوان مرجع و لنگرگاههای ثابت برای هویت های مختلف انسانی اعم از تاریخی و اجتماعی ضروری است. درک ژئوسیستمی مکان به لحاظ هستی شناختی، معنی بخش اجزاء ذاتی پدیده های قرار گرفته در درون آن به صورت یک کل منسجم است. به لحاظ شناخت شناسی، هویت مکانی عبارت از فهم و تبیین الگوها و قانونمندیهای ساختاری-عملکردی منظم و مشخص در یک مقیاس فضایی است که با تغییر مقیاس فضایی و زمانی نظم و بی نظمی در آن پیدا و پنهان می شود. این الگوها با فرایند ها و فرم ها رابطه ای دیالکتیکی داشته و نسبت به هم در زمان تحول می یابند. در درک مکان با رویکرد ژئوسیستمی، پاسخدهی مکان به تغییرات اقلیمی و تکتونیکی، و بروز چگونگی این پاسخدهی و اثرات آن در برهمکنش اجزاء داخلی و ساختار آنها جهت خودتنظیمی برای رسیدن به تعادل های پایدار و فراپایدار به شکل الگوهای منظم اما پیچیده مورد توجه است. در این وضعیت گره گاههای زیستی برای الگوهای سکونت گاهی مبتنی بر توانشان انتخاب و به شکل ارگانیکی و متأثر از ویژگی های هندسه ی طبیعی تکامل پیدا می کنند. این مکانها هویت منحصر به فردی پیدا کرده و دارای اصالت هویت می شوند. مهمتر اینکه هویت بخش جوامع انسانی در قالب نژادها، زبانها، مذهب ها، ملتها و سرزمین ها در طی تاریخ می گردند. در این پژوهش، رویکرد جغرافیای پدیدار شناسانه برای درک ماهیت پیدایش و تحولات تاریخی مکان، تعادل دینامیکی آن به عنوان مقوم هویت های اجتماعی و تاریخی و به ویژه الگوهای سکونتگاهی گذشته مورد توجه است. بدین ترتیب، درک عینی مکان جایگزین درک ذهنی آن شده است. محوریت توجه، از این رو، وجود الگوهای پدیدار مکان جهت زیست انسانی و درک این الگوها برای ایجاد حس تعلق مکانی است. در واقع، مکانیسم یا مکانیسم هایی که در آن مکان به شکل ادراکی در آمده و هویت بخش انسانی است مورد مطالعه واقع می شود. به عبارت دیگر، ویژگیهای ذاتی یک مکان به مثابه یک واحد و جوهره ی مکانی، با داشتن تمایزات و تشابهات با سایر مکانها وشکل بخشی این مکان خاص به هویت تاریخی انسان به لحاظ ژنتیکی، اجتماعی، فرهنگی و به طور کلی تمدنی به صورت پویا بررسی می شود.
در چند دهه اخیر، کیفیت زندگی به عنوان یکی از موضوعات مورد علاقه بسیاری از علوم، مورد توجه محققان، برنامه ریزان و دولت ها قرار گرفته است. با توجه به اهمیت موضوع و کمبود تحقیقات علمی انجام شده این بحث در نواحی روستایی، به ویژه محدوده مطالعه شده با خصوصیات قومی، فرهنگی و مذهبی منحصربفرد، از اهمیت خاصی برخوردار است. تحقیق حاضر با استفاده از روش توصیفی، تحلیلی و با بهره گیری از شیوه پیمایشی با هدف شناخت و سنجش سطح کیفیت زندگی روستاییان ساکن در محدوده ناحیه روستایی دهستان جعفربای جنوبی شهرستان ترکمن، در پی آن است که ضمن شکافتن ابعاد و مؤلفه های تأثیرگذار بر مقوله کیفیت زندگی، نگرش جامعه مورد مطالعه را با ویژگی های خاص قومی و فرهنگی از منظر شاخص های ذهنی کیفیت زندگی، در هشت قلمرو آموزش، سلامت و بهداشت، امنیت، محیط سکونتی، زیرساخت ها، اشتغال و درآمد، گذران اوقات فراغت و تعامل و همبستگی اجتماعی مورد سنجش قرار دهد. یافته های حاصل از مطالعه میدانی که با استفاده از میانگین و آزمون های آماری و به کمک نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت، نشان می دهد بالاترین میزان رضایت از کیفیت زندگی در قلمروهای کیفیت تعامل و همبستگی اجتماعی و کیفیت امنیت و کمترین میزان آن نیز در قلمروهای اشتغال و درآمد و گذران اوقات فراغت وجود دارد. از میان 8 قلمرو، فقط در دو قلمرو اشتغال و درآمد و گذران اوقات فراغت، از میانگین پایین تر است لیکن در محموع، شاخص های ذهنی کیفیت زندگی در این منطقه بالاتر از میانگین ارزیابی می شود. از اینرو می توان گفت با توجه به تأثیرگذاری عوامل اجتماعی، فرهنگی و محیطی در کیفیت زندگی، سطوح متفاوتی از شاخص های ذهنی کیفیت زندگی در جوامع مختلف وجود دارد. بنابراین هر چه میزان نفوذ ویژگی های قومی- فرهنگی در بین ترکمن های منطقه مورد مطالعه و پای بندی به آن بیشتر باشد، میزان رضایت مردم از سطح کیفیت زندگی در شاخص های ذهنی بالاتر است.
در این پژوهش از داده های روزانه ی دمای کمینه ی درون یابی شده ی پایگاه داده اسفزاری در بازه ی زمانی 1/1/1340 تا 11/10/1383 استفاده شده است. برای تحلیل همدید و شناسایی روزهای همراه با یخبندان فراگیر و بادوام، دو معیار گستره و دوام در نظر گرفته شد. معیار فراگیری یخبندان روزی در نظر گرفته شد که دمای کمینه دست کم در 50 درصد از گستره ی ایران زیر صفر درجه ی سانتی گراد باشد و از لحاظ دوام دست کم سه روز ادامه داشته باشد. برای روزهایی که دو شرط یاد شده را داشتند، داده های فشار تراز دریا از پایگاه مرکز ملی جو و اقیانوس شناسی امریکا(NCEP/NCAR)استخراج شد. سپس به کمک تحلیل خوشه ای با روش ادغام وارد داده های فشار تراز دریا دسته بندی شدند. نتایج نشان داد که 5 الگوی فشار تراز دریا با آرایش های متفاوت منجر به رخداد یخبندان های فراگیر و بادوام ایران زمین می شوند. همزمان با رخداد هر کدام از الگوها نقشه ی مربوط به میانگین دمای کمینه ی ایران نیز ترسیم شد. شدت یخبندان در مناطق مختلف ایران هماهنگ با مسیر زبانه های سامانه های جوی واچرخندی است. به نظر می رسد که نحوه قرارگیری، شدت و جابجایی کم فشار جنب قطبی مهم تر از شدت سامانه های واچرخندی سیبری و اروپایی است.