هدف این پژوهش بررسی تأثیر ویژگی های حسابرس مستقل و کمیته حسابرسی بر ایجاد ارزش شرکت می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت، یک پژوهش توصیفی با تاکید بر روابط همبستگی است. داده های مورد نیاز جهت محاسبه متغیرهای پژوهش، از بانک اطلاعاتی «ره آورد نوین» استخراج شده است. به منظور نیل به این هدف 931 سال-شرکت (133 شرکت برای هفت سال) مشاهده جمع آوری شده از گزارشات مالی سالیانه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی دوره زمانی 1392 تا 1398 مورد آزمون قرار گرفته اند. جهت آزمون فرضیه های پژوهش از مدل های رگرسیونی استفاده گردید. با استفاده از داده های ترکیبی می توان به دو روش، مدل های رگرسیونی را تخمین زد (تلفیقی و پانل). به منظور تعیین روش تخمین از آزمون F لیمر استفاده گردید و در صورت استفاده از روش پانل، می توان به یکی از دو صورت مدل اثرات ثابت و اثرات تصادفی انجام گیرد که به منظور تشخیص نوع مدل، از آزمون هاسمن استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد ویژگی های حسابرس مستقل و کمیته حسابرسی برایجاد ارزش شرکت تأثیر مثبت و معناداری دارد.
هدف این پژوهش تحلیل تاثیر توانایی مدیریت بر سهم بازار شرکت در پاسخ به تهدیدات رقابتی بازار در شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده است. قلمرو مکانی این پژوهش شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی سالهای بین 1390 تا 1398 بوده و بر اساس روش نمونه گیری بر اساس روش حذف سیستماتیک تعداد 133 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیده است. پژوهش حاضر در زمره پژوهش های کاربردی قرار دارد و از لحاظ روش از پژوهش های همبستگی محسوب می گردد. برای جمع داده ها از مراجعه به صورت های مالی، یادداشت های توضیحی و ماهنامه بورس اوراق بهادار بهره گرفته شده است. به منظور توصیف و تلخیص داده های جمع آوری شده از آمارتوصیفی و استنباطی بهره گرفته شده است. به منظور تحلیل داده ها ابتدا پیش آزمون های ناهمسانی واریانس، آزمون F لیمر، آزمون هاسمن و آزمون جارک-برا و سپس از آزمون رگرسیون چند متغیره برای تایید و رد فرضیه های پژوهش (نرم افزار ایویوز) استفاده گردیده است. نتایج نشان داد توانایی مدیران بر رشد سهم بازار شرکت تاثیر معنادار و مستقیم دارد ؛ به علاوه تهدیدات رقابتی بر رابطه ی بین توانایی مدیران و رشد سهم بازار شرکت تاثیر گذار است.
هدف تحقیق بررسی نقش عملکرد بر پایه حسابداری و بازار بر تاثیر فاکتورهای نظارتی شرکت بر میزان چسبندگی هزینه بوده است. قلمرو مکانی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی سال های بین 1393 تا 1399 بوده و با روش حذف سیستماتیک تعداد 115 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیده است. برای جمع داده ها از مراجعه به صورت های مالی، یادداشت های توضیحی و ماهنامه بورس اوراق بهادار و به منظور توصیف و تلخیص داده ها از آمارتوصیفی و استنباطی بهره گرفته شده است. در تحلیل داده ها آزمون F لیمر، آزمون هاسمن و برای تایید و رد فرضیه ها (نرم افزار ایویوز) استفاده گردیده است. نتایج نشان داد عملکرد بر پایه حسابداری و بازار بر روابط بین فاکتورهای نظارتی شرکت و میزان چسبندگی هزینه تاثیر گذار می باشند؛ نتایج به دست آمده در این پژوهش با مستندات اشاره شده در چارچوب نظری تحقیق و ادبیات مالی مطابقت دارد.
امروزه سازمان ها دریافته اند که آموزش بدون انتقال آن به محیط کار، اتلاف وقت و منابع است. با توجه به اهمیت انتقال آموزش برای کسب وکار و نیز نرخ بالای شکست در انتقال این دانش، نیاز به ایجاد راه های بهتر در مورد بهبود انتقال آموزش وجود دارد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی وضعیت انتقال آموزش مدیران پروژه صنعت نفت بر اساس مدل هالتون می باشد. روش این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، از نوع کمی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 60 نفر از کلیه مدیران پروژه شرکت ملی نفت بودند که تعداد 52 نفر از آن ها به روش تصادفی ساده به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، از پرسشنامه با پایایی 78/0 که روایی آن توسط خبرگان تایید شد، استفاده گردید. داده ها پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزار spss تجزیه وتحلیل شدند که در آن از آزمون t تک نمونه ای استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که انتقال آموزش ازلحاظ مؤلفه های عوامل ثانویه، توانائی و انگیزشی مدیران پروژه صنعت نفت در وضعیت مطلوبی قرار دارند اما عوامل محیطی در وضعیت نامطلوب قرار دارند.
راهبرد توسعه خوشه ای [1] ، از جمله الگوهای موفق سازماندهی واحدهای کسب و کار کوچک و متوسط [2] است که بیش از سه دهه در کشورهای مختلف، بیشترین موفقیت را در توسعه منطقه ای به همراه آورده است. این راهبرد در جهت تقویت توان رقابتی و ابزاری جهت ارتقاء رقابت پذیری در دهه 1990 توسط توسط مایکل پورتر مطرح گردید. محققان توسعه سرزمینی معتقدند شکل گیری خوشه های گردشگری، استعداد رقابت پذیری را ارتقا بخشیده و در بهبود مزیت های رقابتی و توسعه منطقه ای موثر است. از این رو دست یابی به مزایای رقابتی، خوشه های گردشگری را به یک نقطه کانونی توجه علمی و سیاست گذاری تبدیل کرده است. با این توضیحات هدف این تحقیق، بررسی و تحلیل نقش خوشه های گردشگری بر توسعه رقابت پذیری منطقه ای و با این فرضیه که به نظر می رسد هر چه شدت روابط در خوشه های گردشگری بالاتر رود، رقابت پذیری منطقه ای هم افزایش می یابد، می باشد. روش تحقیق، از نوع توصیفی-تحلیلی است و از پرسش نامه جهت جمع آوری داده ها استفاده گردیده است که پس از تایید روایی و پایایی، داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار های spss و lisrel مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های تحقیق ارتباط بین افزایش شدت روابط در خوشه های گردشگری با افزایش رقابت پذیری منطقه ای تایید می نماید. همچنین عوامل موثر بر توسعه و تحریک رقابت پذیری منطقه ای را به ترتیب درجه تأثیر در قالب 4 عامل:1) روابط اجتماعی؛ 2) روابط مکانی جغرافیایی؛3) روابط اقتصادی و 4) روابط نهادی- سازمانی معرفی می کند.
واسطه گری ازدواج ازجمله فرآیندهای سنتی در تشکیل خانواده است که احیاء و تقویت آن از طریق توانمندسازی آموزشی واسطه گران، نقشی مؤثر در تسهیل ازدواج و پیشگیری از آسیب طلاق دارد. از آنجا که پیش نیاز توانمندسازی مؤثر، فهم دقیق مسائل و نیازهای واسطه گری است، پژوهش حاضر با بهره گیری از یک روش ترکیبی، مسأله شناسی و نیازسنجی واسطه گری در شهر مشهد و نسبت یابی آن را با توانمندسازی آموزشی از دید متخصصان خانواده دنبال نموده است تا درنهایت بتواند مبتنی بر اطلاعات به دست آمده، یک صورت بندی اولیه از الگوی توانمندسازی آموزشی واسطه گران ازدواج پیشنهاد دهد. اجرای گروه کانونی و به دنبال آن طراحی پرسشنامه محقق ساخته و انجام پیمایش در میان 600 نفر از 996 تن از واسطه گران ازدواج، ما را به این نتیجه رساند که مسائل و نیازهایی از قبیل «آگاهی های عقیدتی و تعهدپذیری واسطین، توانایی در ارزیابی آمادگی ازدواج دختر و پسر ازلحاظ بلوغ اجتماعی و عاطفی، ارتباط مؤثر، مسأله راستی آزمایی و...» بیشترین فراوانی را داشته اند. همچنین مصاحبه با متخصصان به منظور تدقیق نیازهای آموزشی و نسبت یابی با توانمندسازی آموزشی، اولویت هایی از قبیل مهارت «کشف آمادگی و بلوغ فرد برای ازدواج، کفویت شناسی، الگوهای تعارف (آشنایی دادن) طرفین در واسطه گری، مهارت برقراری ارتباط موثر و فن بیان و...» را برجسته نمود. درنهایت بر اساس جمع بندی این اطلاعات «الگوی توانمند سازی واسطین در شهر مشهد در سه سطح مقدماتی، نیمه تخصصی و تخصصی» از سوی پژوهشگران ارائه شد.
Although Shapin in his book claims a freedom from anachronism, it is not without anachronistic orientations. He cannot hesitate, at least occasionally, to represent the sciences of the Middle Ages as teleological, mythic, non-experimental, non-mechanical knowledge and strongly under the influence of the religious discourses. It seems he is not able to hesitate about a comparison between modern mechanical science and ancient sciences. This comparison, I believe, usually leads to underestimate the premodern sciences, at least for the young readers. In some places, Shapin follows a completely partial approach. He presents the rivals of the modern science in seventeenth century as a vulgar knowledge, which leads the reads to see no difference between ancient sciences and the vulgar knowledge of the nature. Although Shapin is aware of the rhetoric of those times, he never tries to represent a pure image of the scientific-mathematical knowledge of the sixteenth and seventeenth centuries
یکی از مهم ترین عناصر زیبایی شناسی در شعر کهن سال فارسی نوع نگاه به بدن است. شاید بتوان چشم را مهم ترین عنصر زیبایی در شعر فارسی دانست، به طوری که نمی شود از زیبایی آدمی سخن گفت و از چشم نام نبرد . بدیهی است که یکی از مهم ترین عوامل زیبایی چشم انسان، رنگ آن است. ضمن بررسی و جست وجوی فراوان در پهنه ی چشمگیر ادبیات و به ویژه شعر فارسی، متوجه می شویم که تا قرن یازدهم هجری رنگ چشم خوب رویان همواره سیاه و به ندرت سبز، آبی یا قهو ه ای است و رنگ موها نیز تقریباً همه جا سیاه است و خیلی کم به مواردی از موی زرد، طلایی یا قرمز اشاره شده. ماهیت این پژوهش نگرشی زمانمند (chronological) را می طلبد؛ زیرا نگرش به چشم به عنوان یکی از مهم ترین عناصر زیبایی شناسی سنتی و تغییر نگرش در آن، بیش از همه تابع زمان و تحولات ناشی از آن بوده است؛ بنابراین سعی شد ه این موضوع با ترتیب تاریخی در شعر فارسی بررسی شود و با دقت و وسواس ردپای چشم غیرسیاه در شعر فارسی گرفته و مهم ترین مواردی که در شعر شاعران بزرگ آمده است، تا حد امکان استخراج شود. برداشت از متون دینی و به ویژه قرآن کریم و تفاسیر در تعیین معیارهای زیبایی و نوع نگاه به چشم بسیار مؤثر بوده است. علاوه براین بررسی دقیق نشان می دهد که: اولاً تا قرن یازدهم هجری یا از چشم رنگی یعنی سبز، کبود و فیروز ه ای ذکری نشده یا از همان تعداد اندکی که ذکر شده، به جز سه مورد در ناحیه ی آذربایجان همگی بار منفی دارد؛ یعنی برای توصیف چشم دشمنان یا خوک، دیو و اژدها به کار رفته است. ثانیاً، دلایل متعددی چون تفسیر متون دینی، جغرافیا و توجه شاعران به عناصر غالب در شعر و تجربه های شخصی در بی توجهی و یا نگاه منفی به چشم رنگی مؤثر بوده است.
صنعت گرد شگری از صنایع پرد رآمدو اشتغال زای د نیاست که د ر چند د هه اخیر، بیش از گذشته موردتوجه کشورهای مختلف قرار گرفته است. بسیاری از کشورها، بخش مهمی از د رآمدملی خودرا از راه صنعت گرد شگری تأمین می کنندو د رآمد های ارزی حاصل از آن، یکی از منابع عمد ه تقویت اقتصادملی و توسعه روزافزون کشورها محسوب می شود . هد ف اساسی تحقیق حاضر، رتبه بند ی جایگاه عوامل فضای مجازی مؤثر بر توسعه گرد شگری د فاع مقد س است. این پژوهش، به روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) اجرا شد ه است. اطلاعات تحقیق حاضر، با استفاد ه از پرسشنامه محقق ساخته، بر اساس مقایسات زوجی از نمونه ای متشکل از د ه کارشناس د ر حوزه مد یریت رسانه و گرد شگری (بخش کیفی) و 66 نفر از کارشناسان مد یریت رسانه (بخش کمی) د ر سال 1399 جمع آوری شد ه است. نتایج این تحقیق، نشان د اد ه که د ر حوزه فضای مجازی، بیشترین تأثیر مربوط به تقویت زیرساخت های فناورانه، تأکیدبر مؤلفه های جنگ نرم د ر حوزه گرد شگری د فاع مقد س، ایجادزیرساخت های گرد شگری الکترونیک د ر حوزه د فاع مقد س، آرشیوسازی مجازی آثار مرتبط با اد بیات پاید اری و د فاع مقد س و استفاد ه از بستر فضای مجازی برای معرفی و تبلیغ گرد شگری د فاع مقد س د ر رتبه بعد ی عوامل مؤثر بر توسعه گرد شگری د فاع مقد س قرار د ارند .
امروزه رسانه یکی از ابزارهای گذران اوقات برای انسان ها و به ویژه کودکان است. به دلیل شرایط حساس دوران کودکی و اینکه یکی از محبوب ترین و تأثیرگذارترین گونه های رسانه نزد کودکان، پویانمایی است، بررسی پیامدهای مشاهدۀ پویانمایی ها در تربیت این دوره امری گریز ناپذیر است. پژوهش حاضر به منظور بررسی نفی و ایجاب دلالت های تربیتی پویانمایی باب اسفنجی برپایۀ ساحت های شش گانه تعلیم و تربیت انجام شده است. این پژوهش، به لحاظ هدف، کاربردی است و برپایۀ روش کیفی کمی و با استفاده از تحلیل محتوای قیاسی انجام شده است. متخصصان این حوزه، روایی صوری مقوله های مرتبط با ساحت های شش گانه را تأیید کرده اند. پایایی این مقوله ها نیز با استفاده از ضریب اسکات و دیدگاه های 4 نفر از صاحب نظران در این زمینه، 772/0 برآورد شد؛ سرانجام، برای تحلیل داده های به دست آمده از پژوهش، از روش آنتروپی شانون بهره گرفته شد. براساس یافته های این پژوهش، 242 مضمون مرتبط با ساحت های شش گانه تعلیم و تربیت در این پویانمایی مشاهده شد که ساحت تربیت زیستی و بدنی بیشترین میزان توجه و اهمیت و ساحت تربیت اخلاقی،کمترین اهمیت را داشته است. همچنین 314 مضمون در نفی ساحت های شش گانه مشاهده شد که نفی ساحت تربیت اخلاقی، بیشترین میزان توجه و اهمیت و نفی ساحت تربیت زیبایی شناختی و هنری، کمترین اهمیت را داشته است. یافته ها حاکی از این است که در پویانمایی باب اسفنجی به رشد ابعاد وجودی انسان به صورت متعادل توجه نشده است؛ بنابراین، ضرورت پرهیز از شکل گیری شخصیت کاریکاتوری و توجه هم زمان به همۀ ساحت های وجودی انسان توصیه می شود.
علم زبانشناسی را باید علم مطالعه و بررسی زبان های اوستایی، ایرانی و سانسکریت دانست؛ زبان هایی که خود پایه و اساس زبان های هندواروپایی هستند. کارکرد اصلی زبان، ایجاد ارتباط یعنی انتقال اطلاعات از شخصی به شخص دیگر است. هدف پژوهش حاضر بررسی اتیمولوژیکی (ریشه شناختی) و فونولوژیکی (آواشناختی) 174 هزار واژه از مدخل های دانشنامه 12 جلدی واژگان نقبائی با سرنام لئون است. روش پژوهش حاضر سرشماری است؛ یعنی نمونه، کل جامعه آماری را که برابر با 174 هزار واژه انگلیسی است و در یک بازه زمانی 16 ساله صورت گرفته شامل می شود. یافته ها که از راه ریشه شناسی و فونولوژی محقق شده حکایت از آن دارد که حدود نود درصد از واژه های موجود در زبان انگلیسی (از جمله واژه های لاتین، آلمانی، یونانی، اسلاوی و غیره) از ریشه ایرانی یا به بیان بهتر "آریایی" برخوردارند، لذا مفهوم "زبان نیای هندواروپایی" از یک سو و مفهوم "زبان هندواروپایی" از سوی دیگر نمی تواند چتر کاملی برای این خانواده زبانی باشد و به جای آنها "زبان نیای آریایی" و "زبان آریایی" پیشنهاد می شود. فرای آن، سیستم های آموزشی موجود داخلی و خارجی نیز به دلیل عدم شناخت صحیح ریشه گانی و مورفولوژیکالی (ریخت شناسی) نمی توانند از کارایی عمقی برخوردار باشند، امری که با وجود شناخت می توان چند زبان از این خانواده را به صورت همزمان در یک دوره آموزشی خاص فرا گرفت و فرای آن، نوع نگاه و جهان بینی چهار میلیارد انسان نسبت به زندگی تغییر می یابد.
زمینه و هدف: خشونت تماشاگران یک معضل در ایران و جهان است که باعث بی نظمی و بروز اختلال در برگزاری رویدادهای ورزشی می شود و فناوری های نوین انتظامی نقش بسزایی در کنترل آن دارد؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر تبیین نقش فناوری های نوین انتظامی در برقراری نظم و امنیت مسابقات فوتبال در ایران بود. روش : این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت علی- همبستگی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل تعداد 172 نفر از مسئولین یگان ویژه استان های دارای تیم لیگ برتری فوتبال در سال 98-99 بودند که متناسب با حجم جامعه آماری در هر استان به صورت طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه محقق ساخته فناوری های نوین انتظامی با 23 گویه و پرسشنامه نظم و امنیت مسابقات فوتبال با 12 گویه استفاده شد. روایی صوری و محتوایی آن ها توسط 11 نفر از اساتید و صاحب نظران تائید و پایایی آن ها به وسیله آزمون آلفای کرونباخ بررسی و مقدار آن به ترتیب برای هر دو پرسشنامه 89/0 و 84/0 به دست آمد. با توجه به توزیع غیر نرمال داده های به دست آمده، برای تحلیل داده ها از نرم افزار «smart pls» استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد ضریب مسیر فناوری های نوین انتظامی و برقراری نظم و امنیت ورزشگاه 679/0 و ضریب تعیین (R<sup>2</sup>) آن 462/0 است که می توان چنین استدلال کرد که با به کارگیری فناوری های نوین انتظامی مطرح شده در این پژوهش به 2/46 درصد نظم و امنیت مسابقات فوتبال در ایران جامعه عمل پوشاند. نتیجه گیری: نیروی انتظامی به منظور برقراری نظم و امنیت در مسابقات فوتبال با به کارگیری و تجهیز خود به انواع فناوری های نوین و پیشرفته با برهم زنندگان نظم و امنیت ورزشگاه برخورد بهنگام، مناسب و قاطع داشته باشد.
این پژوهش به منظور مطالعه تأثیر تغییر در فضاهای شهری مدرن بر بازاندیشی هویت زنان طراحی شده است. ایده اصلی تحقیق از نظریه گیدنز استخراج شده که مکان های جدید را بر گروه های مختلف مؤثر می داند. با توجه به این که باغ بانوان ها به تازگی در برخی از شهرهای ایران از جمله اصفهان تأسیس شده اند به نظر می رسد که این فضاها می توانند بر بازاندیشی و هویت نوین زنان مؤثر باشند. در این پژوهش 330 نفر زنان شهر اصفهان که طی یک دوره زمانی 30 روزه به باغ های این شهر مراجعه کرده اند به عنوان نمونه آماری از جامعه اماری شهر اصفهان انتخاب شده اند. شیوه نمونه گیری به صورت خوشه ای چند مرحله ای و سپس اتفاقی بوده و از میان 6 باغ بانوان شهر اصفهان، 4 باغ انتخاب و پاسخگویان سپس از میان این باغ ها برگزیده شده اند. یافته ها نشان داده اند که فضاهای نوین شهری تأثیرات مؤثری بر تغییر دیدگاه و بازاندیشی هویتی زنان داشته اند اگرچه این تغییرات به دلیل تازگی تأسیس باغ ها غالباً در حوزه نظری صورت گرفته و هنوز تا بروز تغییرات عملی ناشی از فضاهای نوین، راه زیادی در پیش است.
با تشدید رقابت در بازار، تمرکز بر داد و ستد، مهم ترین عامل ادامه ی حیات شرکت ها تلقی می شود. بنابراین در چنین محیطی شرکت ها راهبرد برون سپاری را به کار می برند که عامل مهمی در کاهش هزینه ها و افزایش رقابت اصلی شرکت ها است. عوامل بحرانی موفقیت، عواملی است که شناخت و توجه به آن ها در موفقیت یا شکست سازمان ها در آن حوزه ها بسیار نقش تعیین کننده ای را ایفا می نماید. هدف از انجام پژوهش حاضر شناسایی عوامل بحرانی موفقیت در برون سپاری پروژه های فناوری اطلاعات شهرداری تهران با استفاده از تکنیک غربالگری فازی، وزن دهی و اولویت بندی آن ها با استفاده از تکنیک بهترین- بدترین فازی است. بدین منظور ابتدا با مرور دقیق مبانی نظری و پیشینه پژوهش ابعاد و مؤلفه های برون سپاری فناوری اطلاعات شناسایی سپس با توجه به نظر 15 نفر از اساتید حوزه و دانشگاه مدل بومی برون سپاری فناوری اطلاعات در شهرداری تهران طراحی گردید. آنگاه با استفاده از نظرات خبرگان و ماتریس های مقایسات زوجی و روشBWM فازی به اولویت بندی مؤلفه های تحقیق پرداخته شده است. نتایج تحقیق حاضر می تواند دید جامعی را به مدیران فناوری اطلاعات در شناخت بیشتر مؤلفه های برون سپاری IT در شهرداری تهران ارائه نماید.
پژوهش حاضر به بیان هویت و مصداق «من» و نیز ملاک تشخیص «منِ حقیقی» از غیر، از دیدگاه سهروردی، ملاصدرا و دکارت پرداخته است. از نظر این سه فیلسوف، «من» هویت ظاهر و خودپیدایی است که انسان با علم حضوری بدان خودآگاهی می یابد. مصداق منِ حقیقی نزد سهروردی نور مجرد است که با ظهور دائمی ذات، از خودآگاهی مستمر برخوردار میباشد. در فلسفه ملاصدرا، مصداق آن مرتبه یی از وجود است که در بستر حرکت جوهری دائماً متطور بوده و مملکتی ذومراتب است که هویتی ثابت ندارد، و نزد دکارت بُعد مجردی است که بنحو دائمی در حال اندیشیدن است. بنابرین، در واقع هر سه فیلسوف «من» حقیقی را منِ مدرک، عالم و اندیشنده میدانند. ملاک تمییز منِ حقیقی نیز نزد آنها یکی است، زیرا سهروردی و ملاصدرا علم مستمر و عدم غفلت از خود را که در واقع همان خودآگاهی است، ملاک تمییز منِ حقیقی میدانند، اما ملاک دکارت وضوح و تمایز است که بنظر میرسد همان أمری است که سهروردی و ملاصدرا آن را علم حضوری مستمر یا خودآگاهی مینامند. در نتیجه، میتوان گفت که ملاک تمایز «من حقیقی» از نظر هر سه فیلسوف یکسان است.
بی تردید مرگ به معنای انتقال از یک عالم به عالم دیگر است؛ ولی انتقال به معنای حرکت از یک مکان مادی به مکان مادی دیگر، هم در مورد نفس و روح مجرد و هم در مورد عوالم بعدی، یعنی دو عالم مثال و عقل که مجرد از ماده اند، بی معناست. مطابق مبانی عرفانی و صدرایی، انسان موجودی چندمرتبه ای است و هر مرتبه آن در یکی از مراتب عالم حضور دارد و جابجایی او بین عوالم مادی و مجرد، نه به صورت مادی و مکانی بلکه به صورت تغییر «توجه و تمرکز» نفس است که یا با اختیار خود انسان یا بدون اختیار او و بر اثر غلبه و سلطه بی اختیار «احکام یک عالم» اتفاق می افتد. بر اساس این آموزه، بیشترین توجه نفس با اختیار خود یا بدون اختیار، خواه موقت و خواه دائم به هر مرتبه ای از خود و هر عالمی باشد، انسان با اختیار یا بی اختیار، موقتاً یا دائماً به آن مرتبه و آن عالم منتقل می شود. بنابراین حقیقت مرگ، انتقال با اختیار یا بی اختیارِ توجه و تمرکز نفس از دنیا به آخرت است، نه جابجایی مادی و مکانی انسان یا روح مجرد او.
تبیینِ پیشرفت علم، یکی از مباحثی است که همواره در فلسفه علم مورد توجّه بوده و روایت های مختلفی در خصوص اینکه پیشرفت چه زمانی حاصل شده و چه معیارهایی برای پیش رونده بودن یک نظریه در نظر گرفته می شود، ارائه شده است. از چالش های مهم در مبحث پیشرفت، تغییرات ریشه ای در نظریه های علمی است که از آن با نام انقلاب های علمی یاد می شود. کوهن، این انقلاب ها را گسست هایی در تاریخ علم می پندارد و اگرچه با اشاره به فعّالیّت جورچینیِ دانشمندان، به پیشرفت در دوره علم عادی اذعان دارد، امّا با مطرح کردن قیاس ناپذیر بودن پارادایم ها، از تبیینِ پیشرفت در انقلاب های علمی ناتوان است. درمقابل، بسکار با توصیفِ لایه مند بودن جهان، علم را فرایندی مداوم و پیوسته می پندارد که با هدفِ دستیابی به مکانیزم ها و ساختارهای علّی، به کشف و توصیفِ لایه های جدید و عمیق می پردازد که پایانی برای آن قابل تصوّر نیست. او پیشرفت را بر همین مبنا تبیین کرده و معتقد است علم، در حرکت به سمتِ لایه های زیرین، هم امکانِ پیشرفت دارد و هم تغییر. در این مقاله ضمنِ شرح نظریه پیشرفت کوهن و بسکار، به بررسی جنبه های معرفت شناختی و هستی شناختی این دو دیدگاه پرداخته شده تا عدمِ توانایی کوهن در تبیین پیشرفت در انقلاب را در پرتو آراء بسکار، بررسی کنیم.
تعیین شدت تمرین در برنامه های ورزشی کودکان همواره از اهمیت زیادی برخوردار بوده است. هدف این پژوهش بررسی فعالیت طناب زنی با سه شدت متفاوت بر پاسخ حاد کروموگرانین A و آلفا آمیلاز بزاقی در دانش آموزان دختر بود. 45 دانش آموز مقطع چهارم ابتدایی به سه گروه (شدت پایین، متوسط و بالا) تقسیم بندی شدند. آزمودنی ها یک جلسه فعالیت طناب زنی را با سه شدت 50 ، 65 و 75 درصد ضربان قلب ذخیره، طبق ضرب آهنگ مترونوم اجرا کردند. ضربان قلب ذخیره به روش کاروونن محاسبه شد. قبل و بلافاصله پس فعالیت نمونه های آلفا آمیلاز و کروموگرانین A بزاقی جمع آوری و با روش الایزا سنجش شدند. از آزمون های t و تحلیل واریانس برای بررسی داده ها استفاده شد. آلفا آمیلاز و کروموگرانین A پس از هر سه شدت به طور معناداری افزایش یافتند. نتایج تفاوت معنی داری بین شدت ها در میزان کروموگرانین A نشان نداد، درحالی که میزان آلفا آمیلاز در گروه با شدت 75 درصد ضربان قلب ذخیره بیشتر از گروه 50 درصد بود. گرچه نیاز به تحقیقات بیشتر در این زمینه وجود دارد اما با توجه به نتایج حاضر می توان گفت احتمالاً یک جلسه فعالیت طناب زنی با شدت 50 درصد ضربان قلب ذخیره اثر افزایشی کمتری بر آلفا آمیلاز بزاقی دانش آموزان دختر دارد.