این مقاله تحلیلی است از عواملی که موجب «تصمیم برای رفتن» نزد پناهنده میشوند. عوامل انفرادی و نه عواملی بیرونی که هرچند با عمومیت یافتن خشونت خود موجبات رفتن را ایجاد میکنند اما به همان اندازه نیز میتوانند مشوق ماندن و «مقاومت کردن» باشند. برمبنای مصاحبه هایی که با متقاضیان پناهندگی به کانادا انجام شده است، نویسنده براین نظر است که این متقاضیان پیش از آنکه عوامل بیرونی موجبات تصمیم برای رفتن آنها را ایجاد کند، پیوندهایشان را با جامعه شان گسسته بودند. گسستی که در کنار تصوری که از زندگی جدیدشان در مکانی که به آن پناهنده میشوند، رفتن آن ها را از سرزمین شان تسهیل میکند.
یک فروغ رخ ساقی است که درجام افتاد هدف از به رشته تحریر د رآوردن مطالبی چند پیرامون موقعیت کارگردان و ارائه روشی دیگر در خصوص آن ‘ نیاز جامعه تئاتری ایران به بررسی شیوه کارگردانی و نقش کارگردان در تئاتر است . شناخت و به کارگرفتن روش و شیوه کارگردانی به نظر نگارنده یکی از ضروریات تئاتر ایران است. تئاتر به معنی آنچه که امروزه در بین صاحبنظران این هنر متداول است . قبل از شروع نگارش تاریخ آغاز شده است. بشر اولیه با ایفای نقش و بازی در طبیعت و جامعه خود به شکار می پرداخته وحرکاتی که از وی سر می زده‘ دارای جنبه های نمایشی شناخته شده بوده است. از آغاز زندگی بشر همیشه افرادی وجود داشته اند که وظیفه شان درقبال جامعه خود رهبری وهدایت و آفرینش نمایش به منظور انتقال تجربیات و یافته ها و اندوخته ها بوده است. (مانند رئیس یا بزرگ قبیله) .
در عصری زندگی می کنیم که مخاطبان وسایل ارتباطی و فضای ارتباطی یا پیرامون ارتباطی آنها ، تغییر کرده است.این تغییر ناشی از تحولاتی است که در سرزمینهای دور ودر فرهنگهای دیگر شکل گرفته لیکن اکنون امواج آن به جامعه ما نیز وارد شده است