در زیر، آوانویسی و ترجمه آغاز نوشت 1 و پایان نوشت 1 دستور هوشنگ سیاوخش، ساکن شریف آباد یزد، در قرن نهم هجری(قرن پانزدهم میلادی)، بر دستنویس وی از یسنا و زند آن می آید.دستور هوشنگ از خاندان موبدانی است که نام چند تن دیگر از آنان هم به مناسبت بازنویسی کتابهای اوستا و پهلوی و دادن پاسخ به پرسشهایی که زرتشتیان ساکن هند از موبدان ایرانی پرسیده اند، بر جای است؛از جمله کیخسرو سیاوخش شهریار، برادر او، و عموزاده آنها، شاپور جاماسپ شهریار 2 .این قطعه کوتاه، از لحاظ در برداشتن نام کاتبان دستنویسها از دیر باز جلب توجّه کرده و از میان کسانی که (1). colophon ؛«بن نوشت»، به معنای هر دو واژه«آغاز نوشت»و«پایان نوشت»، آخرین واژه ای بود که دوست و همکار عزیزم، شادروان دکتر حسین داوری آشتیانی آن را برای ما ساخت و متأسفانه عمر کوتاه او به دیدن صورت چاپ شده این واژه وفا نکرد؛او را بهشت بهره باد!
در سال های 53-1952 نگارنده این سطور اطلاعاتی درباره گروه قومی کوچکی در شهر«کولاب»واقع در جمهوری تاجیکستان دریافت نمود مبنی بر آنکه افراد این گروه، در ارتباط میان خود، زبان یا گویش خاصی را به کار می برند که اهالی تاجیک زبان یا ازبک زبان منطقه نامفهوم است.اطلاعات به دست آمده از پرس وجوها حاکی از آن بود که این گروه در میان اهالی محلّی به«قوال» )qaval( 2 مشهورند و در محلّه ای (گذری)در شهر کولاب ساکن هستند که براساس نام ساکنان آن«گذر قوالها» guzar-i ) (1).این مقاله، برگرفته از منبع زیر است. در همان زمان فرصتی دست داد تا بتوان چند واژه از این گویش را ثبت نمود.واژه از«گریز آچلوف»که در آموزشکده اقتصاد و دارایی«استالین آباد» 1 تحصیل می کرد، پرسیده و ثبت شد.او متولد محلّه قوالها بود؛اما تعلّق خود را به گروه مذکور انکار می کرد. خصوصیت واژه های ثبت شده این تصوّر را به وجود می آورد که ما با یک آرگوی محلّی سروکار داریم.مقایسه برخی واژه هایی که آچلوف ذکر کرده بود( danap عزن،-دختر، kalbak -سگ، lomaki -گوشت، talxaki -چای)با مجموعه واژه های آرگو که و.ایوانوف 2 ، آ.آ.روماسکویچ 3 و آ.ل.ترویتسکایا 4 منتشر کرده بودند، چنین پیش فرضی را تأیید می کرد.در ماههای ژانویه و فوریه سال 1957 نگارنده فرصتی یافت تا به کولاب برود و از ساکنان محلّه قوالها اطلاعاتی را گردآوری کند که انتشار بخشی از آن موضوع این مقاله را تشکیل می دهد.
در این مقاله شخصهای رده شناسی یا کوف مالکییل 2 درباره فرهنگهای ریشه شناسی، برای بررسی فرهنگ تاریخی و ریشه شناسی آبایف به کار گرفته شده است.این فرهنگ به منزله نمونه جالبی از اعمال روش مطالعه زبانهایی است که منابع مکتوب (1).این مقاله قرار بود در سال 1991 در سالنامه Lexicographica ، نشریه انجمن اروپایی فرهنگ نگاری، چاپ شود که مؤلف آن نسخه اولیه را پیش از انتشار برای مترجم ارسال داشت.بدین وسیله از لطف ایشان و نیز استاد بزرگوارم آقای دکتر محمد دبیر مقدمأ که امکان آشنایی مترجم را با او فراهم ساخت، سپاسگزاری میشود.-م
در باب تاریخ اسلامی اصفهان از قرن چهارم هجری تاکنون کتابهای متعددی به رشته تحریر درآمده و تنها تاریخ این دیار در قرون اولیّه اسلامی با ابهام آمیخته، و متأسفانه محققان تاریخ اصفهان نسبت به سرگذشت این خطه طی سه قرن اوّلیه اسلامی توجه کافی مبذول نداشته اند. مطلوب این مقاله در بررسی کلی تاریخ سیاسی اصفهان در قرون نخستین هجری قمری، رفع ابهام از این مقطع حساس تاریخی از حیات دیرپا و افتخار آمیز این دیار است.در این رهگذر آن چنانکه ملاحظه خواهد شد، مسائلی به چشم می خورد که بررسی و تحلیل تاریخی آنها می تواند نتایج جالبی داشته باشد.