این مقاله سعدی را دارای شجاعت اخلاقی میداند و این امر را با استناد به آثارش بررسی میکند. شجاعت اخلاقی سعدی در تمام آثارش دیده میشود ولی در قصاید او به شدت جلوه پیدا میکند. سعدی در قصاید با شجاعت به پادشاهان درس اخلاقی میدهد و آنها را نصیحت و راهنمایی میکند و تنها پادشاهان نیستند که مورد توجه سعدی هستند بلکه او از قاضیان نادرست، زاهدان ریاکار، وزیران شریک بیدادگریهای سلطانی هم انتقاد کرده است.
آنچه در این مقاله مورد بحث قرار میگیرد نقش سعدی در شکلگیری مکتب ادبی شیراز است که با وجود اینکه قبل از سعدی در شیراز شاعر بزرگی وجود نداشته است، چگونه انسان برجستهای چون سعدی با این نبوغ توانسته اینگونه سخن گوید و پس از او دیگران از او تبعیت کنند و اینکه چه عوامل و عناصری در پشت سر سعدی وجود داشته که موجب چنین پیدایشی شده است؟ نویسنده این امر را وابسته به دو عامل بیرونی: حضور خراسان بزرگ با اندیشمندانی چون فردوسی، رودکی، انوری و...) و هم عامل تربیت میداند که باعث شد در وی تاثیر گذارد، در نتیجه چنین درخشد و پیشرو این مکتب گردد.
موضوع مورد بحث در این مقاله افقها و فضاهای جغرافیایی و هندسیی است که از رهگذر اشعار سعدی و حافظ بر روی ما گشوده می شوند و ما به درون آنها راه مییابیم. فضاها و افقهایی مثلا، از نوع «بامداد، صحرا، صومعه، خیمه، گلزار و خانه». نویسنده با سنجش همین فضاها و افقهای موجود در اشعار سعدی و حافظ مقایسهای بین این دو شاعر برجسته شیرازی انجام داده و ساختار شعر سعدی را اصالتا ساختاری مجاز بنیاد و ساختار شعر حافظ را ساختاری استعاره بنیاد و دلیل آن را سرشت آسان یاب و سهلالحصول بودن شعر سعدی و طبیعت رازآمیز و پرابهام شعر حافظ میداند.
این مقاله از منظر تاملی در مبانی عشق و جمال در شعر و اندیشه سعدی با نگاهی بر عرفا و حکمای فارس از جمله روزبهان، حافظ و ملاصدرا رقم خورده است. در این مقاله ابتدا به جایگاه عشق و محبت و جمال در قرآن کریم، حدیث و متون کهن صوفیه اختصاص یافته و درادامه، حالات عشق پاک در تفکر سعدی، با توجه به زمینههای چون جمالدوستی، تجلی و نظربازی عرفانی را مورد بررسی قرار میدهد.
این مقاله سعی دارد تا شهرت شاعری سعدی را در زمان حیاتش مقارن با تالیف بوستان و گلستان بررسی نماید. نویسنده با استناد به منابعی که در آن دوره که احتمال میداده سعدی آثار خود را تالیف کرده باشد همچون المعجم فی معاییر اشعارالعجم، جهانگشای جوینی و معیارالاشعار بررسی نموده و در آنها هیچ اثری از نام سعدی و آثار وی نمییابد و این احتمال را در نظر میگیرد که سعدی در زمان حیاتش اشتهاری نداشته و یک شاعر معروف بنا به گفته خود در گلستان، نبوده است.