مقاله از دو بخش تشکیل شده است. بخش اول به ارتباط بین تحقیقات، آموزش و عمل حسابداری پرداخته و سپس با استفاده از روش تحلیلی الگویی را جهت هم سویی تحقیقات با آموزش و عمل ارایه می کند. بخش دوم در رابطه با تبیین نیازها و اولویت های تحقیقاتی حسابداری از دیدگاه نمایندگان دو طیف تئوری و عمل از طریق پرسش نامه است. همچنین در این بخش تفاوت بین تحقیقات انجام گرفته و اولویت های مطرح شده مورد بررسی قرار می گیرد. یافته های بخش اول با ارایه تابع هنجاری راجع به تطابق آموزش با نیازهای عملی و مستند کردن آموزش به نتایج تحقیقات، همراه بوده و در نهایت مدل کاربردی جهت ایجاد هماهنگی بین تئوری و عمل ارایه می نماید. یافته های بخش دوم که از طریق تحقیق پیمایشی با استفاده از پرسش نامه به دست آمده است نظر سنجی ای از نمایندگان طیف تئوری (اعضای هیات علمی دانشگاه های دولتی، محققین سازمان حسابرسی) و طیف عملی (مدیران مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس) بر مبنای نمونه گیری تصادفی طبقه ای بندی شده می باشد. یافته ها نشان می دهد که شکاف زیادی بین دیدگاه های نمایندگان طیف تئوریکی و عملی به اولویت های تحقیقاتی وجود دارد.
سرمایه گذاران در دارایی های فیزیکی و مالی سرمایه گذاری می کنند. سرمایه گذاری در دارایی های مالی از طریق خرید سهام، اوراق قرضه و ... صورت می گیرد. هنگامی که شخصی سهام شرکتی را خریداری می کند مالک شرکت شده و از مزایایی مثل سود تقسیمی، سود سهمی، افزایش قیمت سهام و ... بهره مند می شود. شرکت ها معمولا در پایان دوره مالی دو تصمیم اساسی را اتخاذ می نمایند، نخست آن که: چه مقدار از سود باید بین سهامداران تقسیم شود و دوم چه مقدار از سود باید در شرکت سرمایه گذای گردد. سوال اساسی این است که چه رابطه ای بین سود تقسیمی، سود هر سهم و سرمایه گذاری وجود دارد؟ جهت پاسخ به این سوال اساسی هفت فرضیه طراحی شد. فرضیات فوق منجر به طراحی مدل های مختلفی جهت تعیین رابطه بین سود تقسیمی، سود هر سهم و سرمایه گذاری گردید. تحلیل فوق در دو سطح تحلیل شرکتی و داده های ترکیبی (تمامی شرکت های مورد مطالعه) انجام گردیده است. داده ها با استفاده از نرم افزارهای اطلاعاتی دنا سهم، صحرا و آمار جامع مربوط به شرکت های انتخابی از سال 1370 تا 1380 اخذ و تحلیل ها در دو سطح فوق از طریق مدل های رگرسیون انجام پذیرفت. در بررسی شرکتی رابطه سود تقسیمی، سود هر سهم و سود پیش بینی شده مورد تأیید قرار گرفت و در داده های ترکیبی نیز رابطه سود، سود تقسیمی و سرمایه گذاری تایید شد.
در دهه 1980 شیوه هاى نوینى از تجارت بین کشورها رواج پیدا کرد که به طور کلى تحت عنوان "تجارت متقابل " دسته بندى مى شوند. تجارت متقابل به معاملاتى اطلاق شود که بر اساس آن، صادرکننده متعهد مى شود تا علاوه بر تعهداتى که معمولا در قراردادهاى صدورکالا و خدمات پذیرفته مى شوند، تعهدات اضافى و متقابلى را در جهت منافع واردکننده تقبل نماید تعهداتی که ممکن است حتى با موضوع اصلى قرارداد سنخیت نداشته باشد. با توجه به اهمیت روزافزون تجارت متقابل در مناسبات تجارى ایران با خارج از کشور و استفاده از آن جهت دسترس به منابع مالی و فن آورى و دانش فنى این مقاله نلاشدارد که انواع متفاوت،رو ش هاى قراردادى تجارت متقابل و عناصر اصلى هر کدام اثر این رو ش ها را تشریح نماید، و زمینه را جهت توجه بیشتر محافل علمى به نقد و بررسى این رو ش هاى متفاوت فراهم سازد. در این مقاله ابتدا مکانیزم تجارت متقابل مورد بررسى قرار مى گیرد،و سپس روشهای متفاوت قراردادى که تحت عنوان کلى تجارت متقابل دسته بندى مى شوند، تبیین مى گردد.
در این مقاله آنچه را که ناصرخسرو در دیوان در بارهء اطلاعات علمى خویش بیان داشته، مورد بررسى قرار داده ایم. از آنجا که مشغلهء اصلى ذهن او، مذهب و اعتقادات دینى است، به تبع آن، مطالعه در اصول مذاهب مختلف و بررسى آراى آنان نیز مورد توجه شاعر قرارگرفته است. ناصرخسرو را به حق قبل از شاعر بودن، باید حکیم فرزانه و متکلمى خردگرا دانست, چون و چرا کردن، مقدم دانستن تحقیق بر تقلید و پیگیرى مسایل کلامى از جمله عللى بودکه باعث بروز تحولات بزرگ روحى در جان و دل وى شد و همین شوق تفحص و تحقیق بودکه ار را در علوم زمان خود سرآمدکرد و در علومى مانندکلام و فلسفه، منطق، حساب و هندسه، موسیقى و علرم قرآنى متبحر ساخت.
"فصلنامه پژوهش و سنجش ده سال فعالیت خود را در حوزه ارتباطات و با رویکرد رادیو و تلویزیون به انجام رسانده است. این نشریه کوشیده است تا از یکسو در حوزه رسانه و ارتباطات به جایگاه مناسبی دست یابد و به غنای ادبیات این حوزه بیفزاید و از سوی دیگر در حد امکان خود به نیازهای صدا و سیما در بخشهای نظری و کارکردی، پاسخ گوید. محصولی که تاکنون ارائه شده در یک مسیر تکاملی به گونهای از هر دو حوزه و برای هر دو حوزه بوده است. این فصلنامه طی یک دهه فعالیت توانسته است مخاطبانی را در میان استادان و دانشجویان رشته ارتباطات و نیز سایر رشتههای مرتبط بیابد و از سوی دیگر مدیران و پژوهشگران سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران را در جریان تازهترین دستاوردهای علمی قرار دهد.
نخستین شمارههای پژوهش و سنجش به شکلی جُنگ مانند در موضوعات مختلف ارائه میشد اما به تدریج با احساس نیاز به تمرکز بیشتر بر روی موضوعات خاص، هر شماره به یک موضوع ویژه اختصاص یافت و دستاندرکاران نشریه با توزیع فراخوان مقالات؛ دریافت مقاله از استادان و پژوهشگران؛ بهرهگیری از پژوهشهای انجام شده در واحدهای پژوهشی سازمان صدا و سیما؛ و ترجمه برخی آثار برگزیده خارجی کوشیدند تا مجموعهای مناسب گرد آورند و در اختیار علاقهمندان قرار دهند و بدین وسیله به تعمیق اندیشه در این حوزه کمک کنند. حسن قبول مخاطبان طی یک دهه فعالیت نشان داد که نشریه توانسته است هر چند با برخی فراز و نشیبها، وظیفه خود را انجام دهد و به موقعیت مناسبی دست یابد.
به این ترتیب همکاری بسیاری از استادان بنام و برجسته این حوزه و نیز پژوهشگران ارجمند از داخل و خارج صدا و سیما و سایر علاقهمندان و ارائه مقالات ارزنده که بسیاری از آنها حاصل پژوهشهای انجام شده در حوزه رسانه و ارتباطات بوده، سرمایه اصلی کار نشریه در طی یک دهه گذشته محسوب میشده است.
پژوهش و سنجش در دهه دوم فعالیت خود نیز خواهد کوشید تا ضمن استفاده از تجارب ارزشمند یک دهه کار و تلاش، گامهای بلندتری در جهت رسیدن به اهداف خود بردارد و در این راه نیازمند راهنمایی و کمک همه استادان، پژوهشگران، مدیران رسانه و نیز همة علاقهمندان است.
شمارهای که اینک در پیش روی شماست دارای مقالات متنوعی پیرامون موضوعات مختلف در حوزه رسانه و ارتباطات است و به صورت جُنگ ارائه شده است. پر واضح است نظرات، انتقادات و پیشنهادهای صاحبنظران میتواند به پر بارتر شدن هر چه بیشتر نشریه کمک کند.
"
"مقاله حاضر میکوشد با ارائه تعاریف گوناگون از فرهنگ و ضرورت توجه به تغییرات فرهنگی در جریان هر تغییر و نوآوری در جامعة بشری، به کارکرد فرهنگی رسانهها نظری بیفکند. در این راستا نویسنده به سه نظریه عمده در زمینة فرهنگ و رسانهها اشاره میکند که عبارتند از: نظریه جامعة تودهوار، نظریه جبر فناوری و نظریه اقتصاد سیاسی. طی شرح این نظریهها، نظریات اندیشمندانی چون هارولد والدانیس، مارشال مکلوهان، زیگموند بامان و اریک فروم آمده است.
بخش دوم مقاله به نظریههای موجود در زمینة فرهنگ و جهانی شدن اختصاص دارد که طی آن ضمن نقد دیدگاههای ارنست گلنر و والراشتاین ابعاد جریان فرهنگی مانند پیدایی خرده فرهنگها، انتقال فناوری و انتقال سرمایه بررسی میشود.
بخش سوم مقاله در برگیرندة نظریههای موجود درباره رسانه و جهانی شدن است که رویکرد سه دیدگاه مارکسیستی، لیبرالیستی و پسامدرن را در این باره بیان میکند. نویسنده در پایان به نتیجهگیری از مباحث مطرح شده میپردازد"
"متن حاضر مرور تحقیقاتی است که دربارة تأثیر تلویزیون بر مهارتهای خواندن و گوشدادن کودکان انجام شده است. البته تأکید بیشتر بر این است که میزان تأثیر تلویزیون بر مهارتهای یاد شدة کودکان بر اساس متغیرهای اصلی چون کوشش ذهنی، زمینة خانوادگی، بهرة هوشی، سن و فعالیتهای شناختی متغیر است.
نتیجهای که نویسنده از مرور ادبیات موضوع میگیرد آن است که تماشای تلویزیون فعالیتهای توجّهی و مهارتهای نگاه کردن کودک را برمیانگیزد و فعالیتهای ذهنی و عملی متنوعی را در او به کار میاندازد که معمولاً در جریان سایر اعمال شناختی چون گوش دادن یا خواندن انجام میشود. با این همه، موضوع به خصوص دربارة کودکان سنین پایینتر از 2 سال و کودکان متعلق به زمینههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی گوناگون به پژوهش و بررسی بیشتر نیاز دارد.
در این بازنگری نظرهای متناقض پیرامون رابطة تماشای تلویزیون توسط کودکان و مهارتهای خواندن، گوش دادن و نگاه کردن، بررسی شده است."
"مقاله حاضر تلفیقی است از یک پایاننامه و یک پژوهش که هر دو به شیوه تحلیل محتوا با موضوع بررسی روابط میانفردی زن و مرد در مجموعههای تلویزیونی ایرانی انجام شدهاند.
عنوان پایاننامه که ارائه نتایج آن بخش اول این مقاله را دربرمیگیرد «بررسی روابط میانفردی (بین زن و مرد) در مجموعههای تلویزیونی با من بمان و مسافری از هند» است و عنوان پژوهشی (که بخش دوم همین مقاله است) «بررسی مقوله عشق در مجموعههای تلویزیونی دردسر والدین، جوانی، و شبدهم» است.
گرچه ویژگی مشترک تمام این مجموعهها طرح مقولات عاطفی میان زنان و مردان درگیر داستانهاست و انتظار میرود چهرهای لطیف، فداکار، مهرورز، منطقی، جویای عاطفه و متین از زنان و مردان (بهخصوص زنان ترسیم شود، نتایج هر دو پژوهش برخلاف انتظارات؛ مجموعههای یادشده زنان را غیرمنطقیتر، عجولتر، هیجانزدهتر با سبک ارتباطی ناخوشایندتر و کمتحملتر نشان میدهند. از سوی دیگر مردان با صفات شخصیتی بیشتر مثبت، ارتباط کلامی محبتآمیز و گفتار عاشقانه بیشتر تصویر شدهاند.
نکته جالب آنکه جذابیت فیزیکی افراد بهخصوص زنان عمدهترین عامل شکلگیری روابط میانفردی بوده است.
"