فروغ فرخ زاد، شاعری عاطفی و نخستین زنی است که از عواطف زنانة خود در شعر فارسی سخن گفته است. عاطفه با ابعاد و عناصر مختلف شعر فروغ درآمیخته و آن را از ظرفیتی تازه و بی سابقه برخوردار ساخته است. او در شعر، از حساسیت و قابلیت های زنانة خود، کمال بهره را برده و از این طریق، به نگرش شاعرانه و زبانی ویژه دست یافته است. فرخ زاد، مایه و سرمایه های شعر خود را از واقعیات و تجربه های زنانه در زندگی می گیرد. او توانسته است احوال، عواطف و سرنوشت خود را به عنوان یک زن، با سرگذشت همة زنان سرزمین خویش به یگانگی برساند. فروغ در مدت زمانی کوتاه و بعد از سه اثرِ نخستین خود ـ اسیر، عصیان و دیوار ـ توانست نگرش و عواطف خویش را عمق و توسعه بخشد و به جایگاه شاعری بزرگ، با آرمان های انسانی دست یابد. فروغ در مقام یک منتقد اجتماعی نیز ـ که شعری معترض و در عین حال عاطفی سروده است ـ قرار دارد. انسان در شعر او، ناخواسته، شخصیت و موجودیتی زنانه می یابد و با احساسات، آرزوها و رفتارهایی زنانه ظاهر می شود. شعر فروغ، دنیایی ملموس و عاطفی است که جسارت، صراحت و صمیمتی خاص را در خود جای داده است.
در این مقال، تجلی عاطفه و مظاهر زنانگی در شعر فرخ زاد، با ذکر اشعاری از او، بررسی شده است.
در این پژوهش کاربردی که با استفاده از تحلیل محتوا انجام شده است، کارایی دو رویکرد جستجوی موضوعی: زبان طبیعی و واژگان کنترل شده با استفاده از معیارهای ربط، دقت، بازیافت و ریزش کاذب، در دو پایگاه کتابشناختی پیوسته (کتابخانه کنگره واریک) مقایسه شده است. سی عنوانمربوط به موضوعات کتابخانه، کتابداری و اطلاع رسانی به صورت تصادفی انتخاب شدند. برای هر عنوان راهبردهای جستجوی زبان طبیعی و کنترل شده به دست آمد. پس از انجام جستجوها و ارزیابی ربط پیشینه های حاصل، دقت، بازیافت و ریزش کاذب در دو رویکرد مذکور با هم مقایسه گردید. نتایج نشان میدهد بازیافت رویکرد جستجوی زبان طبیعی در هر دو پایگاه بیش از رویکرد موضوعی کنترل شده می باشد. دقت رویکرد زبان طبیعی در پایگاه اریک بیش از کنترل شده میباشد اما، در فهرست پیوسته کتابخانه کنگره تفاوتی معنادار مشاهده نشد. رویکرد زبان طبیعی در پایگاه اریک ریزش کاذب کمتری به همراه داشته است، در حالی که در فهرست کتابخانه کنگره تفاوت معنادار نیست. پیشنهاد تحقیق حاضر این است که برای کسب نتایج جامع در جستجوهای موضوعی در پایگاههای کتابشناختی پیوسته، ترکیبی از دو رویکرد زبان طبیعی و کنترل شده مورد استفاده قرار گیرد. برای انجام جستجوهایی که جامعیت نتایج حاصل از آنها اهمیت چندانی ندارد و هدف، به دست آوردن تعدادی پیشینه مربوط است، رویکرد زبان طبیعی مزیت بیشتری دارد.
Arguments for the recognition of cultural diversity have led to a fundamental question in political theory: On what basis the process of political decision making should be formed to accommodate cultural diversity as a permanent feature of contemporary societies? The aim of this paper is to examine whether 'dialogue' can be employed as a means in such a process. The first section of this paper is concerned with the nature and sources of cultural diversity. It is also important to see in what way cultural diversity implies problems which concern political theory. This is the concern of the second section. Next, I shall examine ways in which dialogue can be employed to aid the formation of political decision making process to accommodate cultural differences. In particular, I shall suggest that interpretations of dialogue such as Brenda Dervin's and David J. Schaefer's interesting discussion, which aims to transfer the burden of dialogue as a discipline from participants to procedures, may be useful so far as dialogue among cultures and civilizations is concerned.
الهدف والغایه من هذه المقاله هو عرض دراسه مقارنه بین اسطوره «سیاوش» و «أُدونیس»، والأسطورتان خصبتان مثمرتان. الارتباط المعنوی ساطع جلّی فی الاسطورتین حیث نشاهد الإئتلاف بین القوی الطبیعیه الخصبه المزهره ومراسیم ومواسم العزاء ظاهره للعیان. وهذا یدلُّ دلالهً واضحه علی أنَّ هناک صلات واقتران وروابط بین فلاحی الهلال الخصیب وایران طالت الآداب والسُنن والعادات واتقالید والثقافات الموروثه. وقد أحرزت هذه المقاله علی سجایا وخصال مشترکه فی الحضارات والثقافات بین ایران وشعوب غربی آسیا تستحق الإلتفات والعنایه وغایه الاهتمام. وعدّت هذا الوقع نتیجه الإنفعال والتأثر بین هاتین المنطقتین، تلک العلاقات العاطفیه الجیاشه التی سیطرت علی المنطقه من جبال زاگرس الی سواحل البحر الأبیض المتوسط وخلّدت الحب والعطف والحنان.